۰ نفر
۲۲ اسفند ۱۳۹۲ - ۰۷:۴۱
طالع سقوط نطفه مبارکه مظفرالدین شاه!

آیا شما از طالع خود خبر دارید؟ چرا این رسم برافتاده و دیگر کسی زایچه آدم ها را محاسبه نمی کند؟ چطور این همه از علوم سنتی ستایش می شود اما از این یکی که اهمیت زیادی برای ما دارد هیچ یادی نمی شود؟ و اما از صد سال پیش به آن طرف این طور نبود، هر کسی یا لااقل آنها که سرشان به تنشان می ارزید، از طالع خود خبر داشتند....

تاکید بر بومی شدن یکی از مظاهر تفکر ملی است که دانشمندان غرب بنیادهای تئوریک آن را طراحی کردند و بعدها و حالا برای جهان سوم محبوبیت جدی یافته است. در واقع، هر کشوری علاقه مند به حفظ فرهنگ قومی و بومی خویش است. این احساس، نوعی تعارض با جهانی شدن دارد و اما هرچه هست، دغدغه اصلی بسیاری ازسیاستمداران و فرهنگ سازان در کشورهای مختلف است. بحث این که بومی شدن در چه چیز، آداب و رسوم، فرهنگ و تمدن، علم و دانش، آن هم کدام دسته از علوم و ... بسیاری از مسائل دیگر... واقعا اهمیت دارد، هم وجودش می تواند مانعی برای رشد علمی باشد و هم نبودش می تواند سبب نوعی انقطاع فرهنگی و تربیتی شود.

به نظرم باید سری به فرهنگ بومی خود بزنیم. داشت های ما در سطح فرهنگ عمومی چیست؟ دوستی و دشمنی با بومی گرایی صرف ـ که اصلا جریانی روشنفکری است و در جایی با محافظه کاری فرهنگی هم منطبق ـ سودی به حال ما ندارد. ما باید [باید] گذشته را بشناسیم و بدانیم که چه میراثی داریم. داشتن هزاران نسخه خطی پزشکی البته از یک سو برای ما افتخار است، اما امروزه هیچ خاصیتی ندارد، و این که تصور کنیم آن متون مشکل امروز پزشکی ما را حل می کند واهی است. بنابرین این که فکر کنیم بومی گرایی این است که مبانی آن دانشهای قدیمی و خروجی های آن را بپذیریم و روی آن تأکید کنیم و مثلا زنده اش کنیم، مسأله ای است که باید در باره آن تامل کنیم.

یکی از این داشت ها، همین کتابهای نجومی است که حاصل زحمات زیاد دانشمندان قدیم ماست، اما بیشتر آنها یکسره بر مبنای حدس و گمان و بی نتیجه و ناشی از تخیلات غیر تجربی است، مخصوصا آن بخش آن که می کوشید تا ارتباط ستارگان و انسان را در حد پیش گویی آینده برقرار سازد. در این باره هزاران نسخه خطی در کتابخانه های مختلف وجود دارد. و این چیزی است که منحصر به مسلمانان یا ایرانیان نیست بلکه همه عالم درگیر آن بوده اند، آن هم از عصر بوق تا امروز.

در این میان پدیده ای به نام «زایچه یا طالع نامه» یکی از زاییده های این تفکرات بی دلیل است که بشر هزاران سال با آن سروکار داشته و با آن عشق و حال و حتی برای زندگی و حکومت و سیاست خو دبرنامه ریزی می کرده است.

طالع یک فرد در وقت تولد چیست و چه قدر اهمیت دارد؟ این همان چیزی است که آن را زایچه می نامند. تعریف زایچه در ویکی چنین آمده است: «زایچه جدولی است که در آن درجات قرار گرفتن سیارات و ماه و خورشید در صور فلکی مختلف و نیز دیگر عوامل آسمانی و فلکی را به هنگام زاده شدن یک فرد ثبت می کند و سپس از اطلاعات این جدول برای طالع بینی، پیش بینی شخصت آن فرد و طالع او استفاده می نمایند. چگونگی استخراج این جدول از اصول آموزشی کتب نجوم قدیم بوده است و نیاز به آشنایی با علوم ریاضی، نجوم، زیج و کار با اسطرلاب داشته است.»  

البته آدم های بیچاره که اصلا وقت تولدشان روشن نبود، تازه اگر هم روز و ساعتش معلوم بود، کدام دانشمندی برای یک آدم فقیر وقت تلف می کرد تا زایچه آنها را درآورد؟

اما ... اگر شما سلطان و امیر بودی، زایچه شما با محاسبات دقیق بدست می آمد. نه فقط تولدت بلکه زایچه وقتی که نطفه مقدس فرود آمده است!

این همان داستانی است که سبب نگارش یک رساله سلطنتی در باره جناب مظفرالدین شاه شده است. شاهی که در تاریخ ما به خاطر رخ دادن انقلاب مشروطه و صدور فرمان مشروطیت، شناخته شده است. یک جورهایی شباهت با شاه سلطان حسین دارد. زمان او افغانها یورش آوردند و ایران دچار انقلاب به معنای بد آن شد، و این پادشاه که د رزمان وی دنیای جدید یورش آورد و انقلاب مشروطه در کشور ما رخ داد.

این رساله سلطنتی و زیبا و خوش خط، در 35 صفحه در باره موضوع زایچه جناب مظفرالدین شاه نوشته شده است. نویسنده پس از مقدمات عمومی که با الهام از آیات و تعابیر زیبا و ستایش خداوند آورده گوید:

چون صبح نوروز فرح فزا و ساعتی چون جام وصل یار دل افروز غمزدا در جمعه چهاردهم جمادی الاخری سنه 1269 ناقصه هجریه هنگام طلوع آفتاب به افق دارالخلافه ناصری ـ صانها الله عن مکائد الزمان  و طوارق الحدثان ـ بسیط جهان را به قدوم میمنت لزوم مبارک مشرف نمود و فضای گیتی را به نور وجود سعادت نمود همایون منور فرموده، از مطلع دولت و اقبال طالع و لامع گردید، بناء علی هذا بنده خاکسار و ذره بی مقدار کمترین خانه زاد دربار گردون مدار محمد مهدی ابن محمد حسین الحسینی المنجم به استخراج درجه طالع همایون و سایر اعمال متعلقه به آن بقدر الوسع و الطاقه بر منهج حکماء و متقدمین و آراء فضلاء متاخرین ـ روّح الله تعالی ارواحهم شروع در مقصود نمود......

و داستان ادامه یافته و بر اساس دانسته های نجومی و دانش موجود، طالع جناب مظفرالدین شاه استخراج شده است.

در تصاویری که از این نسخه انتخاب شده یکی مربوط به جدول طالع جناب مظفرالدین شاه از بابت سقوط نطفه مبارکه است. این هم از پدیده های شگفت در طالع بینی است.

اکنون که این نوشته ها و محاسبات مرور می شود، آدمی، به خاطر این همه وقت تلف کنی مدعیان علم و دانش آن روزگار تأسف می خورد که عمر خوش را صرف چه نوع دانشی می کردند.

بدتر آن که حالا کسانی می نشینند و ساعت ها در تلویزیون که هر ثانیه آن بر اساس محاسبات اعلام شده شانزده میلیون تومان است، [یعنی یارانه 320 نفر فقیر بیچاره] از آن روزگار بعنوان عصر دانش و درخشش علم یاد می کنند. کاش حد خود را می دانستند و در چیزهایی که تخصص داشتند سخن می گفتند.

بیفزایم.... که البته آن زمان، برای طالع افراد در وقت مردن کاری و محاسبه ای نمی شد، چون فایده ای در بر نداشت، به عکس، ماده تاریخی گفته می شد که بیشتر اشاره به رفتن جناب خواجه به بهشت برین و مانند اینها بود. ساعتها و روزها فکر می کردند تا ماده تاریخی بگویند که برای او خوش یمن باشد و اینجا دیگر نه منجمان که شعرا وارد میدان می شدند. خدای رحمت کند استاد ما مرحوم سید عبدالعزیز طباطبائی را که روزی به شوخی گفت: کسی خواست برای درگذشته ای ماده تاریخ بگوید، هرچه فکر کرد چیزی به خاطرش نیامد تا آن که این مصراع را گفت: «عاقبت در طویله مدفون شد»!

 رسول جعفریان

رسول جعفریان

رسول جعفریان

رسول جعفریان

 

کد خبر 344103

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • س A1 ۱۹:۳۸ - ۱۳۹۲/۱۲/۲۲
    3 0
    استاد من خیلی دوست دارم از طالع خودم خبر دار بشم باید چیکار کرد. تیتر یادداشت خیلی جالب بود
  • بی نام US ۲۱:۴۱ - ۱۳۹۳/۰۱/۰۷
    2 3
    برای دانشمندی مثل اقای جعفریان زشته که از ویکی یه مطلب علمی رو نقل کنن.