دختر پیامبر به‌ دنبال احیای حکمت بود / ذکر لقب فاطمه(س) در قرآن / تاکید بانوی جهان بر احترام به زنان

ویژه نامه خبرآنلاین با نوشتار و گفتاری از: آیت الله جوادی آملی، آیت الله سید رضی شیرازی، امام موسی صدر، دکتر علی شریعتی، دکتر غلامرضا اعوانی، دکتر صادق آیینه وند و حجت الاسلام جواد محدثی.

آخرین روز از اولین ماه زیبای بهار با ولادت بانوی مهر و آفتاب، حضرت فاطمه زهرا (که درود خدا بر او باد) قرین و مزین شده است. او که مهربان بود و به مهر سخن می گفت و می زیست... او که در کودکی مادر پدرش نام گرفته بود و در جوانی مادر 4 فرزند نامی روزگار شد ... او که روشنای وجودش چون آفتاب بر تمام بشریت تابیدن گرفت و نشانه ای جاودان شد از نشانه های زیبای خداوند.. روز ولادتش را، روز زن و روز مادر نامیدند تا مقام و منزلت مادران و زنان مهربان گرامی داشته شود.

در این روز خجسته پرونده خبرآنلاین با مطالبی متنوع درباره این بانوی مهربانی و اخلاق به همه دوستداران و پیروان خردورز ایشان تقدیم می شود. در آغاز این پرونده و در روز بزرگداشت مقام و منزلت «مادر»، به یاد مادران عزیزی که امروز جایشان است، ترانه «مادر» با صدای سامی یوسف را بشنوید. لطفا اینجا را کلیک کنید.

روایت آیت الله جوادی آملی از توحید جاری در زندگی حضرت فاطمه (س)

حضرت زهرا در زندگی روزانه اش آیه تفسیر می کرد و به فرزندش توحید می آموخت

بانوی برتر جهان کسی بود که تمام زندگی او با توحید و ستایش خدا همراه بود. آیت الله عبدالله جوادی آملی در درباره فضائل حضرت فاطمه زهرا(س) و چگونگی زندگی قرآن ایشان می گوید:

«بیت وجود مبارک فاطمه زهرا(س) بیت توحید، تعلیم و تزکیه بود؛ یعنی همان کاری که ذات اقدس الهی وظیفه انبیا(ع)، مخصوصا وجود مبارک حضرت قرار داد، وجود مبارک زهرا(س) در عین خانه‌داری، ذکری که بر زبان مطهّرش جاری بود توحید بود و به فرزندش وجود مبارک امام حسن(ع) همین که به حرف آمد و به جایی رسید که کلماتی بفهمد، معالم توحید تعلیم داد.

اصرار صدیقه کبرا(س) این بود که قرآنی زندگی کند؛ حالا آن مقاماتی که در آیه «تطهیر» و «مباهله» هست جای خود دارد. یک وقت است کسی «سبحان الله» می‌گوید و ذکر می‌گوید تا ثواب ببرد، این یک عبادت است؛ اما یک وقت است در همین زندگی روزانه‌اش آیه را تفسیر می‌کند، حدیث را تفسیر می‌کند و فرزندش را با توحید آشنا می‌کند. بنابراین اگر به ما گفتند اُسوه شما این ذوات قدسی است؛ یعنی موحدانه انسان زندگی کند و مواظب باشد که درون او سهم خود اوست تا بتواند این سهم را به صاحب‌سهم دهد؛ به تعبیر دیگران که گفتند او ضمیر زبان‌بسته‌ها را می‌داند، انسان همین را به او تقدیم می‌کند. اگر ـ خدای ناکرده ـ این‌جا جای «وَلِیجَه» باشد, این‌جا جای «بِطَانَه» باشد, این‌جا جای محبّت بیگانه باشد، دیگر انسان آلوده را که نمی‌تواند تقدیم به «الله» کند. همین سه طایفه آیات قرآنی را وجود مبارک صدیقه کبرا(س) در زندگی‌اش اعمال می‌کرد.

سیدناالاستاد علامه طباطبایی بیان بسیار لطیفی در مورد آیه «مباهله» دارد که می فرمود اینها تنها همراهان پیغمبر نبودند؛ یعنی اینها همراهان پیغمبر نبودند که عاطفه‌برانگیز باشد؛ برای اینکه آیه‌ای که ذات اقدس الهی درباره مباهله نازل کرد این است که ﴿ثُمَّ نَبْتَهِلْ فَنَجْعَلْ لَعْنَتَ اللَّهِ عَلَی الْکاذِبینَ﴾، نه اینکه ما به خدا می‌گوییم خدایا تو لعنت بفرست! بلکه ما این کار را می‌کنیم و لعنت خدا را بر کاذبین قرار می‌دهیم، پس جعل به دست ماست. چه کسی چنین قدرتی دارد؟ یک وقت است ما می‌گوییم خدایا عذابت را بر کافرین، کاذبین و مانند آن نازل کن که این دعاست، اما یک وقت خودِ ما عذاب الهی را بر دیگران تحمیل می‌کنیم؛ این آیه این را می‌خواهد بگوید، ما اهل بیت این کار را می‌کنیم.»

گفت و گو با آیت الله سیدرضی شیرازی درباره شبهات پیرامون زندگی دختر پیامبر

آیا نام حضرت فاطمه در قرآن ذکر نشده؟ / صرف آمدن نام اشخاص در قرآن نشانه فضیلت آنان نیست

آیت الله سید رضی شیرازی، استاد برجسته فلسفه در گفت و گویی به چند پرسش و شبهه مطرح درباره زندگی دختر پیامبر خاتم پاسخ می گوید. ایشان در پاسخ به پرسش «چرا نام حضرت زهرا(س) در قرآن نیامده، اما مثلا نام حضرت مریم در قرآن آمده است؟» عنوان می کند:

« شکل سوال غلط است. چرا غلط است؟ اولا اینکه قرآن، حضرت فاطمه را با لقب شان معرفی کرده است. خدا ایشان را در قرآن "کوثر" نامیده که معنای بسیار عمیقی دارد. کوثر معرفی در بالاترین حد مدح است. بروید تفسیر این سوره بخوانید تا معنای بلندش را بدانید.
بعد هم اینکه مگر اثبات حقانیت یک موضوع با آمدن اسم ها در قرآن مشخص می شود؟ اولا و منطقا موضوع و مسمی است که باید در کتاب خدا مطرح شده باشد. که مکرر موضوع و مقام و توصیف حضرت زهرا در آیات مختلف آمده است. مثل آیه تطهیر، آیه مباهله، سوره قدر، کوثر و خیلی آیه داریم. نکته دیگر اینکه صرف آمدن نام اشخاص در قرآن، نشانه فضیلت آنان نیست؛ زیرا در قرآن کریم، نام افراد ستمکار و مشرک هم زیاد آمده .
آیا اگر نام کسی در قرآن بیشتر آمد یعنی اینکه او برجسته تر و بزرگ تر است؟ یعنی مثلا چون نام موسی 136 بار آمده و نام محمد 4 بارآمده یعنی موسی از محمد بالاتر است؟ اینکه استدلال نیست. اینها بازی کردن با واژه هاست. برخی هم مریض اند. ذهن مریض دنبال بازی با همین واژه هاست. دنبال فهم و عمق معنا نیست. مراجعه کنید به تفسیر. مراجعه کنید به احادیث ببینید چه تفسیر ها و تعریف هایی وجود دارد. امام صادق(علیه السلام) چه می گوید؟ مى فرماید: "مریم بانوى زنان زمان خود بود؛ ولى فاطمه، بانوى همه بانوان جهان از اولین و آخرین است. »

متن کامل این گفت و گو را اینجا بخوانید.

تحلیل امام موسی صدر از مفهوم واژه کوثر



فاطمه کوثر عظیمی بود که به پیامبر ارزانی شد

امام موسى صدر در مقدمه ای که بر کتاب «فاطمه زهرا(س) وتر فى غِمد»، نوشته سلیمان کتانى، نویسنده مسیحی لبنانی نوشته به بررسی شخصیت این بانو پرداخته است. در بخشی از این نوشته درباره مفهوم کوثر آمده است:

«در سال‌ دوم‌ هجرت ابراهیم، آخرین‌ پسر رسول‌خدا (ص) درگذشت. بدین‌ لحاظ، برحسب‌ منطق‌ جاهلی، پیامبر بدون‌ نسل‌ باقی‌ ماند. ملامتگرانِ‌ منافق‌ بنای‌ شماتت‌ گذاشتند. از این‌ بابت‌ خوشحالی‌ها می‌کردند و با مرگ‌ محمد(ص)‌ مرگ‌ رسالت‌ او را نیز انتظار می‌کشیدند، زیرا در نظر آنان‌ رسالت‌ وسیله‌ و سلطنتی‌ موروثی و فرزند پسر ادامه‌ شخصیت‌ پدر و متضمن‌ بقا و یادآور نام او بود. محمد(ص) پسران‌ خود را از دست‌ داده‌ و سن‌ او نیز از پنجاه‌ فرا‌تر رفته‌ بود. اما وحی‌ الهی‌ اشتباه‌ و پوچی‌ منطق‌ مشرکان‌ را نشان‌ داد و اعلام کرد: «إِنَّا أَعْطَیْنَاکَ الْکَوْثَرَ. فَصَلِّ لِرَبِّکَ وَانْحَرْ. إِنَّ شَانِئَکَ هُوَ الْأَبْتَرُ.»

پس‌ رسالت‌ پابرجا و اسلام‌ جاوید خواهد ماند و مجد و عظمت‌ محمد(ص) با مجد خداوند در می‌پیوندد و نام‌ محمد(ص) سراسر زمین‌ را تا ابد فرا می‌گیرد. نسل‌ او حافظان‌ رسالت‌ و نشانه‌های‌ هدایت‌اند و دشمنِ‌ ملامتگرِ‌ منافق‌ خود اب‌تر است.

فاطمه‌(س)‌ تبلور همین‌ کوثـر بود. نسل‌ پیامبر(ص‌) از او ادامه‌ یـافت‌ و فرزندانش‌ همان‌ ائمه‌ معصوم‌ و دومین‌ ثَقَلین هستند که‌ محمد(ص)‌ آنان‌ را پس‌ از وفاتش‌ در میان‌ امت‌ اسلام‌ برجای‌ نهاد و فرمود که‌ هرگز از آنان‌ و نخستینِ ثقلین، قرآن، جدا نمی‌شوند. این‌ نسل‌ از قرآن‌ نگاهبانی‌ می‌کنند و در راه‌ آن‌ فداکاری‌های‌ بزرگی‌ از خود نشان‌ می‌دهند.

در جاهای‌ گوناگون، از زبان‌ پیامبر، نقل‌ کرده‌اند که‌ می‌فرمود: «نسل‌ من‌ از سلاله‌ علی‌(ع‌ ) و فاطمه‌(س)‌ است.» و نیز می‌فرمود: «حسن‌ و حسین‌ فرزندان‌ من‌ و هر دو پیشوای‌ مسلمانان‌اند.» نیز می‌فرمود: «من‌ در میان‌ شما دوچیز گران‌ب‌ها برجای‌ می‌گذارم: کتاب‌ خدا و عترتم، یعنی‌ اهل‌ بیتم. تا زمانی‌ که‌ به‌ آن‌ها تمسک‌ جویید هرگز گمراه‌ نشوید. این‌ دو هرگز از هم‌ جدا نمی‌شوند تا بر من‌ وارد گردند.»

بدین‌گونه، با توجه‌ به‌ آنچه‌ نقل‌ کردیم‌ و موارد دیگری‌ که‌ این‌ مختصر گنجایش‌ آن‌ را ندارد، کوثر عظیمی را‌ که‌ خداوند به‌ پیامبرش‌ ارزانی‌ داشت، به‌درستی درمی‌یابیم. این‌ همان‌ فاطمه‌ است، دختر بزرگ‌ترین‌ پیامبر و همسر گرامی‌ترین و دلاور‌ترین امام‌ و مادر درخشان‌ترین‌ اختران امامت.»

نثری زیبا در توصیف بانوی بزرگ جهان به قلم دکتر علی شریعتی

علی شریعتی

می خواستم از او بگویم، اما درماندم

«فاطمه، فاطمه است» تعبیر مشهوری است که آن را با کتاب و نوشته دکتر علی شریعتی به یاد می آوریم. دکتر شریعتی در بخشی از این کتاب و در توصیف شخصیت این بانوی بزرگ چنین می گوید:

«نمی دانم از او چه بگویم؟ چگونه بگویم؟

خواستم از «بوسوئه» تقلید کنم، خطیب نامور فرانسه که روزی در مجلسی با حضور لوئی، از «مریم» سخن می گفت.

گفت: هزار و هفتصد سال است که همه سخنوران عالم درباره مریم داد سخن داده اند.

هزار و هفتصد سال است که همه فیلسوفان و متفکران ملت ها در شرق و غرب ، ارزش های مریم را بیان کرده اند.

هزار و هفتصد سال است که شاعران جهان در ستایش مریم همه ذوق و قدرت خلاقه شان را بکار گرفته اند.

هزار و هفتصد سال است که همه هنرمندان، چهره نگاران، پیکره سازان بشر، در نشان دادن سیما و حالات مریم هنرمندی های اعجازگر کرده اند.

اما مجموعه گفته ها و اندیشه ها و کوشش ها و هنرمندی های همه در طول این قرن های بسیار ، به اندازه این یک کلمه نتوانسته اند عظمت های مریم را بازگویند که: «مریم، مادر عیسی است»

و من خواستم با چنین شیوه ای از فاطمه بگویم، باز درماندم.

خواستم بگویم که: فاطمه دختر خدیجه بزرگ است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که: فاطمه دختر محمد(ص) است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که: فاطمه همسر علی است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که: فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست.

خواستم بگویم که: فاطمه مادر زینب است. باز دیدم که فاطمه نیست.

نه ، اینها همه هست و این همه فاطمه نیست.

«فاطمه،فاطمه است» ... »

معرفت و شناختن راه فاطمی در یادداشت دکتر غلامرضا اعوانی

بانوی جهان اسلام به‌ دنبال احیای حکمت و رسیدن به حقیقت وحدانیت بودند

زندگی امروزه ما در معجونی از وضعیت های مختلف تمدنی و فرهنگی، وضعیتی است که دکتر غلامرضا اعوانی، استاد فلسفه و عرفان اسلامی در آن راه فاطمی را راه رسیدن به حقیقت می داند. دکتر اعوانی در یادداشتی کوتاه درباره راه فاطمی و مقام حکمت و معرفت حضرت فاطمه زهرا(س) چنین می نویسد:

«آنچه حضرت فاطمه(س) را در کنار همه عظمتش نمونه یک پیامبر کرده، انقلابی است که در قبال انحراف و بدعت مسلمانان منافق، بعد از وفات پیامبر(ص) شروع کرد و البته نشانه‌های آن به کرات قبل از وفات پیامبر(ص) آشکار شده بود؛ بدعتی که اکنون پس از 15 قرن همچنان پابرجاست و عامل اصلی تفرقه مسلمین. انقلاب فاطمه(س) از آن لحاظ منحصر به فرد است که در حالی حرکتش را آغاز می‌کند که حتی علی(ع) با درک صحیح شرایط سکوت و انزوا اختیار کرده و دیگر صحابی همچون مقداد و سلمان و ابوذر و... نیز در فشار شدید قرار دارند. اما انقلاب ایشان دارای معنای حقیقی بوده است. شناخت حقیقت ناظر بر ذو‌مراتب بودن آن است.
بر این اساس، این سخن که «مفتاح کشف حقیقت، منوط و مربوط به مدارج حقیقت است» نه‌تنها در نظام حکمی و عرفانی اسلامی، بلکه در دیگر نظام‌های عرفانی شواهدی خواهد داشت. مسئله مهم در معرفت نفس مطرح شده در مباحث حکمت فاطمی، ناظر بر فاطمیت است و محوریت نیز کشف فاطمی معارف و نیز کشف معارف فاطمی است. اینجا سخن از معرفت هست، سخن از نفس هست و سخن از ذات مقدسه حضرت فاطمه(س) نیز هست. سخن از همه اینها هست تا همه وجوه معرفتی مربوط به نفس فاطمی(س) که در عالم امکان برای انسان غیرمعصوم قابل وصول است، مورد بررسی قرار گیرد. جهان فاطمی، انسان فاطمی، معرفت فاطمی و حقیقت فاطمی، اینها موضوعات و سرفصل‌هایی است که معرفت نفس به دنبال آن است.
تحصیل حکمت لوازمی هم دارد. حکمت فاطمی هم خاصه، آدابی دارد. آداب حکمت هم حوزه‌هایی دارد، از نظر تا عمل؛ که همه را باید رعایت کرد. حقیقت امر این است که امروز همه در معجونی از وضعیت‌های مختلف تمدنی و فرهنگی تنفس می‌کنیم که این در بادی امر نیازمند آسیب‌شناسی معرفتی است. بنابر‌این از ابتدایی‌ترین مراحل حصول حکمت فاطمی نوعی آسیب‌شناسی فکری و فرهنگی است. مبنای معرفت نفس، انسان‌شناسی صحیح است. انسان‌ها متکثرند و این سخن صحیحی است که به عدد آنها راه‌های کسب معرفت وجود دارد. این اختلاف نه اختلافی ناظر بر اختلاف ذات که مربوط به کثرت راه و طریق وصل به منبع نور و حقیقت واحد است. لذا راه فاطمی راه رسیدن به حقیقت است و بانوی جهان اسلام با حرکت عظیم انقلابی خود به‌دنبال احیای حکمت و رسیدن به حقیقت وحدانیت بودند.»

لزوم شناختن ابعاد شخصیت حضرت فاطمه(س) در گفت و گو با دکتر صادق آیینه وند

تاکید حضرت فاطمه بر احترام به زنان و خدمتگزاری مردم

دکتر صادق آیینه وند، استاد تاریخ اسلام و عضو هیأت علمی دانشگاه تربیت مدرس در گفت و گویی درباره چگونگی الگو بودن حضرت فاطمه(س) توضیح می دهد. دکتر آیینه وند در بخشی از این گفت و گو عنوان می کند:

«باید ابعاد عملی زندگ حضرت فاطمه به عنوان شخصیتی که در در کانون وحی و توسط پدر و مادری بزرگوار تربیت شده شناسایی شود. شخصیتی که از عصمت برخوردار است، فرزندانی مانند حضرت زینب(س) و امام حسین(ع) را تربیت کرده که به عنوان الگو و اسوه در جامعه مطرح هستند. بسیاری از این ابعاد هنوز برای جامعه مسلمانان ما شناخته شده نیست.

حضرت فاطمه(س) از نظر اخلاقی برای عموم جامعه امروز ما نیز درس های بسیار آموزنده ای را مطرح می کنند، برای مثال ایشان در حدیثی فرموده اند: بهترین شما کسی است که بیش از همه شانه هایش را نرم در اختیار مردم قرار دهد و خدمتگزار مردم باشد و به زنان احترام بگذارد و شخصیت آنها را حفظ کند." شما از این آموزه ها در کانون شخصیتی حضرت فاطمه بسیار خواهید یافت.»

متن کامل این گفت و گو را می توانید اینجا بخوانید.

جلوه های متعدد شخصیت حضرت فاطمه (س) در نوشته حجت الاسلام محدثی

 

حضرت فاطمه در ادب و اخلاق به پدرش شباهت داشت

حضرت زهرا(س)، همچنان پس از گذشت قرن‌ها، براى همه بشریت به ویژه زنان و دختران "الگو"ست. جلوه های متعددی از شخصیت ایشان وجود دارد که می تواند راهنمای همیشگی زندگی زنان باشد. حجت الاسلام والمسلمین جواد محدثی در مطلبی درباره بعد اخلاقی این بانوی بزرگ می نویسد:

«حضرت زهرا(س) محبوب پیامبر(ص)بود و در زهد و عبادت و خوبى، یادآور صفات و فضایل مادرش خدیجه کبرا‏ بود. ادب و متانت او در گفتار، زبانزد و معروف بود و اخلاق و نشست و برخاست او، به پدرش پیامبر خدا شباهت داشت.

صداقت و صراحت لهجه و راستگویى، از ویژگی‌هاى آن حضرت بود. یکى از همسران پیامبر مى‏ گوید: من کسى را راستگوتر از فاطمه ندیدم، مگر پدرش را.

چنان خود را در خدا و رضاى خدا محو و فانى کرده بود که به تعبیر روایات، خشم و رضاى او خشم و رضاى پروردگار به شمار مى ‏رفت، یا رضایت و غضب او با خشم و رضاى پیامبر اعظم‏(ص)برابر بود.

ساده و با قناعت مى ‏زیست و دل از زرق و برق دنیا بریده بود. آیین همسردارى را در خانه به خوبى مراعات مى‏ کرد و در برخورد با دیگران مخصوصاً همسرش فروتنى داشت و براى رسیدن به مقامات بلند، سختی‌هاى زندگى را همراه با قناعت و مناعت تحمّل مى‏ کرد.

از پاسخگویى به سوالات دینى زنان خسته نمى‏ شد و با روى باز از آنان استقبال مى‏ کرد. وقتى او را شبیه‏ ترین افراد به پیامبر دانسته‏ اند، همه اخلاق نیکوى حضرت رسول را در وجود و رفتار او مى‏ توان سراغ گرفت و به او اقتدا کرد.»

متن کامل این مطلب را می توانید اینجا بخوانید.

/6262

کد خبر 350231

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 12 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • محمد AE ۱۳:۳۵ - ۱۳۹۳/۰۱/۳۰
    13 1
    سلام. ضمن تشکر از شما لطفا در این جمله: "خواستم بگویم که: فاطمه مادر حسین است. دیدم که فاطمه نیست" حسین به حسنین تغییر کند متشکرم
  • علی US ۱۴:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۱/۳۰
    18 2
    بسمه تعالی خدا رحمت کند دکتر شریعتی را با این نگاه نو اندیش خود به فاطمه زهرا. کتاب فاطمه فاطمه است را سال در سالروز تولد آن بانوی بزرگ می خوانم و هر سال نکات عمیق تری دستگیرم می شود.