جناب آقای مهندس حقانی، رئیس محترم کمیته محیط زیست شورای شهر تهران: آشنایی من با حضرتعالی به مناظره مربوط به تخریب باغهای تهران بر می گردد که در دفتر پژوهشهای تاریخی-اجتماعی شهر تهران، که به همت دوستان خبر آنلاین برگزار شده بود. در آن نشست شما را فردی بسیار منطقی یافتم که درد فضای سبز را می فهمید. این روزها هم موضع گیری به حق شما در خصوص واگذاری زمین های های ایران زمین به بابک زنجانی و تغییر کاربری پارک مادر به من نشان داده که تا اینجا، رای من به نام شما در صندوق، به حق داده شده است.

اما اینکه اخیرا متنی به نام شما در روزنامه آرمان در خصوص "توسعه پارک پردیسان" منتشر شده است مرا شگفت زده کرد. البته چون قبلا مشابه همین اظهار نظر از زبان آقای مسجد جامعی هم بیان شده بود، نشان از هماهنگی رئیس و دیگر اعضای شورای شهر بر واگذاری پارک پردیسان به شهرداری دارد.  

برای شما توضیح دهم که من پردیسان را خوب می شناسم. وجب به وجب آنر ا تحقیق کرده ام. این کار را به چند هدف انجام داده ام. اولا اینکه در سال 1377 شش ماه مشاور سازمان محیط زیست در پروژه پردیسان بودم، دوم آنکه همکار اصلی طرحی بودم که توسط مهندسین مشاور همراه با شادوران کامبیز بهرام سلطانی برای پردیسان تهیه شده است. سوم آنکه اولین دانشجوی من پایان نامه اش را در مورد پردیسان و پوشش گیاهی تهران نوشته است و چهارم آنکه خانه ما نزدیک پردیسان است و به آنجا مرتب سر می زنم. و در پایان هم مقاله مفصلی با دانشجویانم در خصوص پوشش گیاهی تهران و پردیسان نوشته ام که به تازگی در یک مجله معتبر بین المللی منتشرشده است.

وقتی شنیدم که می خواهند پردیسان را به شهرداری واگذار کنند، خیلی تعجب کردم. چند یادداشت نوشتم. همه اش نگران بودم نکند این اتفاق بیفتد. همین دیروز در خبرها خواندم که ظاهرا سازمان محیط زیست در واگذاری پردیسان به شهرداری تردید دارد. وقتی نوشته شما را خواندم متوجه شدم، که خانم ابتکار با تعقل و درایت عجله ای برای امضای نهایی قرارداد ندارد. من از همین جا به خانم ابتکار درود می فرستم و از ایشان می خواهم که نقش امضای خود را به پای چنین قراردادی نبندند و نام خود را در فهرست تخریب گران باقیمانده زیست بوم و تنوع زیستی تهران وارد نکنند.

آقای مهندس حقانی عزیز، نگاه من و شما به پارک و پارک داری و فضای سبز خیلی متفاوت است. برای شما پارک جایی است که در آنجا فواره ها آب بپاشند، حوض ها پر آب باشند، چمنها روزی سه بار آب بخورند، انواع مبلمان در آنجا دیده شود و اشی مشی فروشان بساط شان آنقدر به پا باشد که حاضر باشند ماهی چند میلیون تومان برای اجاره دکه ای به شهرداری بپردازند. بتن ها و مسیرهای رنگ و با رنگ در آنجا دیده شود و رنگ و عطر گلهای خارجی تصور حضور شما را در توکیو و نئاپل و پاریس تداعی کند. ماموران شهرداری هم با باتوم و سوتشان هم مواظب فاصله مردم با چمن ها باشند و هم همراهشان. الگوی شما در پارکداری همین پارک گفتگو است. هر وقت من با پسرم به این پارک - که در چند قدمی خانه مان است می رویم- تنها با خاطره بد به خانه می آیم، اگر بخاطر بچه نبود، حاضر نبودم پایم را به آن پارک بگذارم.

ولی من به پارکداری و بخصوص پردیسان به گونه دیگر نگاه می کنم. پردیسان تنها نقطه تهران است که هنوز بخشی از پوشش طبیعی تهران را حفظ کرده است. هر چند که همین شهرداری غرب و حاشیه های این پارک را به کلی نابود (به تعبیر شما توسعه) کرده است و فقط مرکز آن باقیمانده که بد جوری به آن چشم دوخته است.

اینکه بخواهید طرح چهل سال پیش شرکت ماندالا (با آقای ماندلا رئیس جمهور فقید آفریقای جنوبی اشتباه نشود) در آنجا پیاده کنند به 1001 دلیل نه امکان دارد و نه در سال اقتصاد مقاومتی به صلاح است. من می خواهم وقتی به پردیسان می روم Arundo donax و Saccharum ravennae را ببینم که بدون قطره ای آبیاری و هزینه در پارک می رویند. من آنجا را تکه ای از هویت طبیعی تهران می دانم. من از اینکه هنوز چند بوته از گیاه بومی تهران به نام Haplophyllum rubro-tinctm در پارک رویش دارد، می توانم به شاگردانم ( که فرزندان خود شما هستند) حضور یک گونه بومی در حال انقراض را نشان دهم. حفظ آن گیاه توسط سازمان محیط زیست از صدها یوز پلنگ مهمتر و واجب تر و سهل تر است. چون حفظ یوز پلنگ در پهنه وسیع ایران کاری بس دشوار است، ولی حفظ این گیاه فقط یک اقدام ساده می خواهد: عدم امضای توافق با شهرداری، مفت و بی هزینه!

آقای حقانی نوشته اید که آماده اید 100 میلیارد تومان برای توسعه پردیسان خرج کنید. نمی دانم این عدد درست تایپ شده است یا نه. یک بار هم در خبرها رقم 50 میلیارد تومان را خوانده بودم. وقتی این رقم را می بینم می توان تصور کرد که آینده پردیسان چیست. گفته اید که نمی خواهید زیست بوم پردیسان را تغییر دهید. مگر قرار است این پول کجا خرج شود؟ جز آنکه لدرها و و ماشین آلات می ریزند در پردیسان و همه اش را کنفه یکون می کنند؟ مگر در دره فرحزاد جز این کار را کردند؟ آنجا رویشگاه ارکیده Epipactis veratrifolia و درختچه زیبای Halimodendron halodendron بود و آن را به کلی نابود کردند.

آقای حقانی، چند روز پیش که با یکی از دست اندرکاران سازمان محیط زیست صحبت می کردم، به من می گفت که بودجه سازمان در سال گذشته 120 میلیارد تومان بود. البته این مبلغ هم بدرستی پرداخت نشد. خوب سازمانی که حداقل وظیفه اش حفظ 7% از مساحت ایران است (115360 کیلومتر مربع و یعنی 57680 برابر مساحت پردیسان) و صدها وظیفه دیگر بر دوشش است با 120 میلیارد تومان اداره می شود (البته با نقصان فراوان) و شما می خواهید 100 میلیارد از پول ما شهروندان را در 2 کیلومتر مربع خرج کنید؟

آقای حقانی چند پیشنهاد برای خرج 100 میلیارد تومان اختصاصی به پردیسان دارم:

1- این صد میلیارد را بدهید به آقای شهردار تا مجبور نباشد برای بدهکاری پروژه صدر پارک مادر را بفروشند و یا با تغییر کاربری شهر آن را به افرادی چون بابک زنجانی دهد.

2- این صد میلیارد را بدهید به سازمان محیط زیست تا گوشه ای از مشکلات خود را حل کند، مثلا کمک کنید تا جاده پارک ملی گلستان به خارج پارک منتقل شود تا اینگونه پلنگ های پارک زیر چرخ اتومبیل لت و پار نشوند.

3- این صد میلیارد را اختصاص دهید به پارک لاله تا با کمک دانشگاه تهران آنجا به باغ گیاهشناسی تبدیل شود و همه آرزوهایی که می خواستید در پردیسان برآورده کنید، در پارک لاله برآورده شود. دانشگاه مادر ما هم در پایتخت صاحب یک پارک و باغ گیاهشناسی در وسط تهران شود. من خیلی دلم می گیرد که دانشگاه مادر ما فاقد یک کمپوس آبرومند است. البته فکر نکنید من دنبال منافع صنفی خودم هستم.  من نگرانم که به زودی مجبور شوم فرزندان شما را برای دیدن یک باغ گیاهشناسی به کابل ببرم، چون دانشگاه کابل دارد برای خودش باغ گیاهشناسی درست می کند ولی دانشگاه مادر ما بعد از 80 سال از داشتن یک کمپوس و باغ گیاهشناسی محروم است!

4- این صد میلیارد را خرج ایجاد کریدور دوچرخه سواری بین پارک پردیسان، پارک گفتگو، پارک لاله کنید تا مردم یاد بگیرند با دوچرخه های خودشان (نه شرکتهای اجاره ای) در شهر رفت و آمد کنند.

5- این صد میلیارد را صرف متروی تهران کنید تا هر چه زودتر حمل و نقل عمومی تهران به سامان شود.

6- این صد میلیارد را صرف ساخت اتوبوس بی آر تی در بزرگراه حکیم کنید، تا مردم برای رفتن به پردیسان مجبور نباشند چند دور قمری با ماشین شخصی خود بزنند. حتی ما که با پارک پردیسان 1-2 کیلومتر فاصله داریم نمی توانیم حتی پیاده تا پارک راه برویم چون اتوبانها و رمپها به ما حق عبور نمی دهند.

7- اصلا این صد میلیارد را از درآمدهای تهران خط بزنید و از آقای شهردار بخواهید صد میلیارد کمتر تراکم بفروشد.

آقای حقانی گرامی: طرح 40 سال پیش جناب مگ هارت را به تاریخ بسپارید. اگر او هم زنده بود در عصر خشکسالی که گرمایش کره زمین آینده همه زیست مندان و از جمله انسان را تهدید می کند حاضر نبود در تهران چنین پروژه ای را اجرا کند. بخدا مدتها است که آب به طبقه چهارم و پنجم آپارتمان ما نمی رسد و به همین دلیل تنش سنگینی در آپارتمان ما، درست بیخ گوش برج میلاد حاکم شده است. دست بردارید از اینهمه پروژه های نمایشی نیازمند به آب.

آقای حقانی عزیز، من به عنوان کسی که به شما رای داده ام، به عنوان کسی که در این شهر کار می کنم و عوارض می دهم، به عنوان کسی که معلمی طبیعت شغل من است، به عنوان کسی که می خواهم بچه های شما را برای آموزش طبیعت به پردیسان ببرم، به خاطر حفظ منابع آبی تهران و به خاطر آنکه خرج صد میلیارد تومان رد پای اکولوژیکی گسترده ای برای کشورم و کره زمین دارد و به خاطر آنکه به نگاه زیست محیطی در شهرداری اعتماد ندارم، به شما حق نمی دهم دست به ترکیب پردیسان بزنید. با یکی دو درصد این پول آنجا را ساماندهی کنید، کافی است. وقتی شما شاهدید که شهرداری پارک مادر خود را می فروشد، چگونه به این دستگاه اعتماد می کنید تا نگهبان خوبی برای پارک نامادری خود باشد.

 

خلاصه ای از این نوشته در روزنامه آرمان به تاریخ 16.2.1393 منتشر شده است.

کد خبر 353433

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 4
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام IR ۰۵:۰۷ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    16 0
    حرف حساب است. خانم ابتکار تا اینجا خوب عمل کرده اید و مردم پشتیبان شما هستند. لطفا پردیسان را واگذار نکنید.
    • بی نام IR ۰۵:۲۲ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۰
      8 0
      من نگرانم مثل جاهاي ديگه شهرداري چند سال ديگه اونجا را به برج ساز ها بده
  • عباس محمدی A1 ۰۵:۴۶ - ۱۳۹۳/۰۲/۱۷
    16 0
    درود. پیشنهادهایی کاربردی و بجا
  • بی نام IR ۱۱:۰۳ - ۱۳۹۳/۰۲/۲۰
    9 0
    احسنت. اي كاش همه اساتيد دانشگاه مثل آقاي آخاني نسبت به مسائل حوزه تخصص خود دغدغه داشتند و سكوت نمي كردند. اي كاش شوراي شهر و شهرداري هم دست از تراكم فروشي و تخريب بيشتر تهران بردارند. پول هاي حاصل از تجاوز به حقوق شهروندان و شهرفروشي سرنوشتي بهتر از تخريب پارس پرديسان و ساخت پروژه هاي تخريبي ندارند.