20 انتظار از ابتکار

خانم ابتکار به مدت هشت سال، در دوران اصلاحات در راس سازمان حفاظت محیط زیست بودند. در آن زمان انتقادات زیادی به ایشان و تیمشان می شد. ولی عملکرد بسیار بد دولتهای نهم و دهم در محیط زیست باعث شد بسیاری از فعالان محیط زیست عملکرد دوران خانم ابتکار را فراموش کنند و آرزوی بازگشت ایشان را داشته باشند. تقدیر این شد که ایشان بازگشتند. حالا ما باید حواسمان باشد که ابتکار جدیدی می خواهیم. در این مقاله 20 درخواست اساسی مطرح شده است که می تواند مانیفستی باشد برای دولت تدبیر و امید. شما می توانید آنرا تکمیل کنید.

ابتدا بگویم که من با بازگشت خانم ابتکار به سازمان محیط زیست مخالف بودم. یاداشتی هم نوشتم که خیلی از دوستان نزدیک به اصلاح طلب و از جمله سبز پرس هوشمندانه آنرا منتشر نکردند. البته از آنها دلخور نشدم و در خبر آنلاین منتشر کردم. از کارم هم پشیمان نیستم و اگر تا 8 سال دیگر به سازمان و یا مناطق حفاظت شده راهم ندهند (که البته بعید است چنین اتفاقی بیافتد) بر آنچه نوشته ام پایبندم، مگر آنکه عملکرد خانم ابتکار نشان دهد که دوره جدیدی را آغاز کرده اند.

اما ایشان نماینده دولتی است که من هم به آن رای داده ام و اگر هم نظرم را گفتم، نظری تخصصی و در راستای مسئولیت خواهی از کسانی است که رای خود را با نامشان به صندوق انداخته ام. ولی امروز ایشان رئیس سازمان است. خوشحالم که طیف وسیعی از دوستان رسانه ای ایشان را حمایت می کنند. نمی خواهم به دلایل آن بپردازم، ولی از آنها می خواهم همانطوری که در گذشته با همه مخاطراتی که داشت نگذاشتند خطاهای مسئولین قبلی پنهان بماند این بار هم فراموش نکنند که "علایق سیاسی" با "علایق ملی" تفاوت فاحشی دارند. نکند که ما با پیروی از مثل "دوشمن دشمن من دوست من است" به افراد نگاه کنیم و خطاهای تیم جدید را زیر سیبیلی رد کنیم. مواظب باشیم و بپذیریم که بلایی که بر سر محیط زیست ما آمده همه مقصر بودند. فرق زیادی هم بین سازندگی و اصلاح طلب و دو دولت اخیر نبوده و فقط شدت تخریب با میزان درآمدهای نفت و شتاب اجرای طرحها متفاوت بوده است. دوره خانم ابتکار دوره درخشانی نبود و بلاهای نابخشودنی بر سر محیط زیست آمد. تاریخ هم - زمانی که هیجان ها فرو نشیند- آنرا به درستی ثبت می کند.

امروز باید از خانم ابتکار بخواهیم که از گذشته خود و گذشتگانی که محیط زیست را به وضع اسف بار امروز کشاندند درس بگیرند. این شانس بزرگی است که مدیری فرصتی یابد گذشته خود را اصلاح کند.

بارها گفته‌ام که یک مشکل اساسی محیط زیست کشور ما، نداشتن متخصص محیط زیست یا آن طور که اسکندر فیروز در خاطراتش گفته، "نبود اکولوژیست" است. من قبل از آنکه کتاب خاطرات فیروز را بخوانم، سیاست ایشان را در بکار گیری متخصصان خارجی نقد می کردم. ولی وقتی خاطراتش را خواندم، متوجه شدم که او فردی با برنامه بود. او برای اداره محیط زیست از بهترین دانشمندان جهان دعوت کرده بود تا برای سازمان متخصص تربیت کند. او باغ گیاهشناسی ایران را بنا نهاد که بخش قابل توجهی از پیشرفت های گیاه شناسی ما بعد از انقلاب مدیون بنیان گذاری آن است. به هر حال سرنوشت به او امان نداد که نهالی که کاشته بود را به درختی تنومند تبدیل کند. ولی همین که این نهال توانسته از کوران حوادث زنده بماند - اگر چه رنجور و ضعیف شده - باز هم از هوشمندی فیروز است. اگر فیروز فرصت داشت - آنطور که در کتاب خاطراتش هم آمده است و یکی از مسئولین رده بالای آن زمان به ایشان گفته بود - سازمان محیط زیست را به قوی ترین وزارتخانه ایران تبدیل می کرد.

خانم ابتکار، علم اکولوژی علمی نیست که در ایران به درستی آموزش داده شود. من عضو هیات علمی دانشگاه تهران هستم و در قدیمی ترین گروه زیست شناسی ایران فعالیت می کنم، اعلام می کنم که ما نه متخصص اکولوژی داریم و نه آنچه به دانشجویانمان می آموزیم به واقع شایسته دانشگاه مادر است. ما یک آزمایشگاه اکولوژی نداریم تا به دانشجویانمان الفبای اکولوژی را بیاموزیم. وقتی ما چنینیم وضع در جاهای دیگر بهتر نیست. وقتی دانشگاه مادر این است، از فارغ التحصیلان دانشگاههای بی ریشه چه انتظاری دارید. من به افراد جسارت نمی کنم و منکر توانمندی فردی نیستم، ولی فاصله دانش با مدرک از زمین تا آسمان است. همین که دولت 2ماهی گشت تا فرد مناسبی برای محیط زیست بیابد و بالاخره به شما رو آورد، خود نشان از کم شمار بودن متخصصان محیط زیست است. 

شما در دوران قبلی خود ساختمان زیاد ساختید. از ساختمان مرکز تحقیقات دریاچه ارومیه در رشکان - که امروز گرد نمک می خورد - تا مرکز و سالن بزرگ بازدید کنندگان پارک ملی گلستان که بخشی از جنگل را برای هیچ نابود کردید و آخر هم همین سازمان مرکزی در پردیسان که بنا بود بخش عمده آن موزه تاریخ طبیعی شود، و شد ساختمان اداری. از شما خواهش می کنم که دیگر بودجه ای صرف ساخت و ساز نکنید. همین ساختمانها را نگهدارید بس است.

شما اگر می خواهید نام نیکی باقی بگذارید، باید واجب تر از نان شب به فکر درست کردن ارکان ویران سازمان باشید. من شخصا معتقد به تبدیل وزارتخانه ام. در یاداشتی مفصل تر در مورد آن می نویسم. اما اگر این آرزو به واقعیت تبدیل نشد، شما بایستی ساختار و کادر سازمان را چنان ارزشی دهید که خدمت در محیط زیست از خدمت در هر جای دیگری مانند دانشگاهها یا سازمان جنگلها و مراتع و مراکز تحقیقاتی برای محققین و جوانان جذابتر باشد. در زیر سیاهه ای از مهمترین کارهایی که از شما انتظار داریم را به عرض می رسانم:

1- باید حقوق مناسب؛ هم به پاسداران محیط زیست - یعنی محیط بانان- و هم به متخصصان و کارشناسان سازمان داد. من بارها دیده ام که کارشناسان به ما دانشگاهیان طعنه می زنند که حقوق شما از ما بیشتر است. راست هم می گویند، آنها هم خرجشان بالاست. تفاوت حقوق مدیران و رده های پایین را کاهش دهید. اختلاف، آنطور که شنیده ام بسیار فاحش است. اگر محیط بان سیر نباشد منطقه را می فروشد. اگر کارشناسی سیر نباشد یا رشوه می گیرد و یا در بهترین حالت در اداره استراحت می کند تا در شیفت دیگری کار اصلی اش را انجام دهد. مبنای افزایش حقوق را کارآیی قرار دهید نه مدرک. چه بسا یک فوق دیپلم و لیسانس بسیار بهتر از چند دکتر برای سازمان کار کند. کارشناسی هم که کارایی ندارد اخراج کنید و توسط هزاران مشتاق جوان و توانا جایگزینش کنید.

2- اما افزایش حقوق کافی نیست. به کارکنان و کارشناسان دلسوز باید شخصیت و شهامت داد. رسم بر آن است که در دستگاههای دولتی نقد مساوی است با از دست دادن پاداش، عدم تمدید قرارداد، حذف اضافه کاری و ..... بیایید این بساط را جمع کنید و بگذارید از درون نقد شوید، که این عین اصلاح طلبی است (هر چند می دانم این یک رویا است). کارشناسان را به صورت نوبتی به بازدید و کارگاههای تخصصی خارج از کشور بفرستید. آنها را تشویق کنید زبان خارجی یاد بگیرند و هر کدام که یاد گرفتند پاداش بازدید و یا دوره آموزشی و کارگاه خارج یا داخل کشور بدهید.

3- دانشگاه محیط زیست را جمع کنید و آنرا به وزارت علوم بسپارید و مجدا مرکز آموزش سازمان که در آن دروه های سخت کار در طبیعت را به محیط بانان و کارشناسان آموزش داده می شد را زنده کنید.

4- با همکاری وزارت علوم و مراکز علمی بین المللی تربیت اکولوژیست را سر لوحه برنامه خود قرار دهید. به جوانان مستعد بورس بدهید و بعد از فارغ التحصیلی جایگزین کادر قدیمی کنید تا بعد از رفتنشان سازمان را به دست افراد لایق بسپارید. راههای مختلفی وجود دارد تا این نقص بزرگ برطرف شود، که اگر خواستید می توانم جزییات آنرا تقدیم کنم.

5- تعصب جناحی و باندی را کنار بگذارید و فراموش نکنید که بی خود در فرهنگ ما برای چاپلوسان مثل "این دغل دوستان که می بینی مگسانند گرد شیرینی" را نیاورده اند. شما به تنهایی یا با دوستان اندکتان توان ساخت محیط زیست ویران ایران را ندارید. از دوست و دشمن، از چپ و راست، از ایرانی و غیر ایرانی، از مسلمان و غیر مسلمان کمک بگیرید. محیط زیست مال همه است. ما یک کره زمین داریم پس حقمان است اگر می خواهیم آنرا پاسداری کنیم به مانع برخورد نکنیم.

6- در انتخاب مدیران خود تا آنجا که ممکن است از کادر سازمان استفاده کنید، اگر هم مجبورید از افراد دیگر استفاده کنید فقط و فقط از افرادی استفاده کنید که تخصص و سازمان قبلی اشان همخوانی با محیط زیست داشته باشد. آوردن کسانی از سازمانها و وزارتخانه های متضاد به نفع محیط زیست نیست. این افراد به گذشته خود تعلق دارند و منافع آن سازمانها را به منافع محیط زیست ترجیح می دهند. در ضمن جمله رئیس جمهوری را در مناظره فراموش نکنید که مردم ما "حقوقدان" را به "سرهنگ" ترجیح دادند. یک سرهنگ برای مدیریت نظامی گارد سازمان کافی است. مدیریت پایدار محیط زیست بیش از آنکه سخت افزاری باشد نرم افزاری است. شما به جامعه شناس و حقوق دان بیشتر از افسر و سرهنگ نیاز دارید.

7- با بردن قانونی به مجلس و یا هیئت دولت ارزیابی زیست محیطی را از دست کارفرما بگیرید و به افراد مستقل و زیر نظر محیط زیست و یا سازمانهای مردم نهاد بدهید تا ارزیابی ارزش داشته باشد و اگر طرحی نادرست است هرگز اجرا نشود.

8- گزارش پروژه ها و کلیه ارزیابی های زیست محیطی را در وب سایت رسمی سازمان منتشر کنید تا اولا جلوی سوء استفاده سودجویانی که با "کپی پیست" دکانی پر در آمد برای خود درست کرده اند را بگیرید، و از طرف دیگر هم کاری کنید که نویسندگان و شرکتهای ارزیابی بدانند که در معرض دید مردمند و در مقابل پولی که می گیرند مسئولند.

9- برای بکار گیری پتانسیل سازمانهای مردم نهاد و جوامع بومی در هر استان یک منطقه ویژه حفاظت شده انتخاب کنید. مدیریت این منطقه را بصورت هیئت امنایی و شورایی به افراد زیر بسپارید: یک نفر از سازمان محیط زیست استان، یک نماینده از محیط بانان با سابقه منطقه، یک نماینده از سازمانهای مردم نهاد، یک نفر از سازمان جنگلها و مراتع، یک نفر از گردشگری، یک نماینده از شوراهای روستایی منطقه، یک نفر از شکارچیان خوش نام، یک نفر از دامداران منطقه، دو محقق جانور شناس و گیاه شناس که در آن منطقه سابقه تحقیق دارند، یک نماینده از نیروهای انتظامی و یک حقوقدان. بگذارید سیاستهای اجرایی، و مدیریتی منطقه تحت نظارت این شورا باشد.

10- در مورد دریاچه ارومیه اجازه ندهید آنهایی که با سد سازی این بلاها را به سر طبیعت ایران آوردند بازهم دکان جدیدی درست کنند و با طرح انتقال آب بلاهای جدیدی به سر طبیعت ایران آورند. ارومیه فقط یک درمان دارد، آن هم استفاده از مهندسی الهی است؛ مهندسی که میلیونها سال صرف چیدمان ذره ذره اجزای آن شده است. این مهندسی بایستی با دانش اکولوژی احیا (restoration ecology) مجددا باز گردد. لطفا به گزارش گفتگوی من با وزیر محترم نیرو در خبر آنلاین مراجعه کنید. 

در ضمن به خاطر داشته باشید که مشکل ارومیه فقط سد ها و چاه ها نیستند. جاده میانگذر ارومیه نقش مهمی در مرگ دریاچه و بخصوص خشک شدن نیمه جنوبی آن داشته است. در راهکارهای احیا دریاچه بایستی حذف میانگذر بطور جدی مد نظر قرار گیرد. با احداث یک راه اهن برقی و سریع السیر در مسیر شمال می توان نیاز ارتباطی تبریز-ارومیه را برطرف کرد.

11- امروز ارومیه نُقل محافل است. فراموش نکنید که فرقی بین ارومیه، بختگان و گاوخونی و دنا و ابر و شادگان و عسلویه و خور موسی و میقان و هامون نیست. در جلسات خود در هیئت دولت تاکید کنید تنها راه بقای ایران و امنیت ما؛ توسعه پایدار و جمع کردن بساط تصمیم های خلق الساعه - که فقط سودش به نفع گروه اندکی می رسد - است.

12- صنایع آلوده کننده زندگی میلیونها شهری ما را به خطر انداخته. اگر صنعتی آلودگی زیاد دارد بهتر است جمع و یا اصلاح شود و دولت هم به بیکارانشان حقوق بدهد. خسارت آلودگی یک صنعت چندین برابر سود آن است. با اصلاح قانون یارانه ها می توان مشکل حقوق بیکاران صنایع آلوده را تا حدودی حل کرد. در این بین شهر اراک را فراموش نکنید. مردم این شهر هم انسانند و حق حیات دارند و نباید قربانی اشتباهات گذشتگان شوند. لطفا به یاداشت اینجانب مراجعه کنید.

13- مصوبه ی زمان آقای خاتمی در مورد انتقال جاده پارک ملی گلستان را زنده کنید و این جاده مرگ را از بهترین پارک ملی ایران خارج کنید. منطقه حفاظت شده قورخود و جنگل لوه را به پارک اضافه کنید و این منطقه را به عنوان میراث جهانی به یونسکو معرفی کنید. در این خصوص مجانا به شما کمک می کنم.

14- سد سازی و جاده سازی امان محیط زیست ما را بریده است. ما به این همه سد و جاده نیاز نداریم. آنچه نیاز داریم مدیریت پایدار در مصرف آب و گسترش حمل و نقل عمومی و ریلی است. همین حادثه اخیر در اتوبان قم کافی است تا مسئولین به اشتباه خود پی ببرند که ایران به راه آهن نیاز دارد نه اتوبان. سیاستهای کلان کشور در خصوص توسعه ناپایدار و بخصوص در دو مورد سد سازی و راه سازی را در دولت اصلاح کنید.

15- ایران ما شده است پر از زباله. باید با راهکارهای قانونی بساط پلاستیک را از ایران جمع کرد. بسیار هم ساده است. اگر شرکتهای تولید کننده آب معدنی و نوشابه را موظف کنند که خود با تمهیدات ساده مانند گرویی، مسئولیت جمع آوری بطری های تولیدی را خود به عهده بگیرند، نیمی از مشکل زباله ایران حل می شود. نیم دیگر - بخصوص ظروف یک بار مصرف - را هم می توان با وضع مالیات و فرهنگ سازی جمع کرد. در هیئت دولت یک هفته را به نام هفته پاک سازی طبیعت نام گذاری کنید و در آن هفته مدارس، دانشگاهها، پادگانها، ادارات دولتی و .... مجبور کنید بروند به طبیعت شهری و بین شهری و زباله ها را جمع کنند. باور کنید اکثر مردم دیگر زباله ای به طبیعت نمی ریزند. از صدا و سیما و سینما گران بخواهید در این کار به شما کمک کنند. شما می توانید با تغییر ردیفهای بودجه، از جایگزین کردن بودجه عمرانی سازمان در این امور استفاده کنید.

16- سرنوشت شما را مجددا رئیس سازمان محیط زیست کرد و آقای قالیباف هم در پستش باقی ماند. این روزها حرف های خوبی از شما نقل شد که ما انتظار داشتیم در دوران عضویت شما در شورای شهر می شنیدیم. از شما خواهش می کنم که با کمک همفکران خود در در شورای شهر تراکم سازی و جمعیت پذیری تهران را متوقف کنید، سهم فضای سبز در ساخت و سازها را قانونی کنید و طرح نقاط حفاظت شده شهری را پیگیری کنید. گیاه و جانور هر جا باشد حق زیستن دارد. حال فرقی بین قله کوه دنا، پارک گلستان، ولنجک و رمپ اتوبان همت و دره فرحزاد ندارد. دست به باقیمانده پردیسان نزنید. لااقل این چند هکتار را بگذارید تا بخشی از تنوع زیستی باقیمانده تهران در آنجا حفظ شود. ساخت طرح پارک پردیسان آنطور که در رویای اسکندر فیروز بود را فراموش کنید چون نه متخصص آنرا دارید و نه پولش را. رود دره سازی شهرداری را متوقف کنید. از دولت بخواهید سهم مترو را هر چه سریعتر به شهرداری بدهند و اگر آن را چند برابر هم بکنند اشکالی ندارد. به عوض از شهرداری بخواهید این همه در طبیعت شهر دخالت نکند و از رفتار نمایشی در پروژه ها - مانند دریاچه چیتگر و فضای سبز وابسته با آب زیاد - پرهیز کند و در عوض حقابه و حق خاک (حقخاکه) فضای سبز کوچه ها و خیابانها را بدهد.

17- یکی از مشکلات عدیده تنوع زیستی ایران بی سر و سامان بودن مقررات در مورد ورود و خروج ذخایر ژنتیکی و متمرکز نبودن سازمان های مربوطه است. این آشفتگی سبب سوء استفاده عده ای شده و نه تنها باعث خروج بخشی از ذخایر زنتیکی می شود، بلکه هر کسی به خود اجازه می دهد گیاه و جانوری را به کشور وارد و خسارات سنگینی هم به دلیل ورود گونه های مهاجم به کشورمان وارد شود. ضرورت دارد با توجه به کنوانسیونهای بین المللی مانند کنوانسیون تنوع زیستی این مشکل حل شود و به همین دلیل انتظار داریم که سازمان محیط زیست با همکاری وزارت جهاد کشاورزی و دانشگاهها ابتدا این نابسامانی را قانونمند کند. در عین حال ضرورت دارد تا با همکاری کلیه محققین داخلی و خارجی همه گیاهان و جانوران کشور در سه سطح استانی، کشوری و جهانی مطابق با طبقه بندی گونه های در معرض IUCN ارزیابی صورت گیرد.

18- شورای عالی حفاظت محیط زیست را احیا کنید و با دادن لایحه به مجلس، برای ارتقای قدرت و جایگاه آن اقدام کنید؛ ترکیب کنونی شورا، صد در صد دولتی است و حرف آخر را هم در محیط زیست کشور، مطابق قانون کنونی، ریس جمهور می زند. لازم است شورای عالی محیط زیست مرکب از نمایندگان سه قوه به اضافه‌ی نمایندگانی از دانشگاه‌ها و سازمان‌های غیردولتی باشد تا قدرتی مافوق قدرت یک دولت چهار ساله داشته باشد.

19- وضعیت چرای مفرط در کشور فاجعه است. نفس جنگلها و مراتع بریده است. چرا در پست ترین دشتها و مرتفع ترین قلل مهمترین عامل تخریب مراتع و فرسایش خاک و انقراض گونه های گیاهی و جانوری وابسته است. منشاء بخش عمده ریزگردها هم چرا دام، بخصوص در زاگرس است. هر چند طبق قانون این وظیفه بر عهده سازمان جنگلها و مراتع است، ولی حداقل تلاش کنید کنترل چرا در مناطق چهار گانه در اختیار سازمان باشد. اکثر مناطق حفاظت شده ما فقط در قانون حفاظت شده اند و ماموران سازمان هم بیشتر توجه اشان به حیات وحش است تا گیاهان. لطفا دستور دهید چرا در مناطق چهار گانه طی یک برنامه چهار ساله به صفر برسد تا حداقل گونه های گیاهی در مناطق تحت مدیریت سازمان حفظ شوند تا سایر جانوران و حیات وحش امکان تجدید پیدا کند.

20- یکی از بزرگترین مشکلات محیط زیست شهری، استفاده بی رویه از وسایل نقلیه شخصی و ضعف سیستم حمل و نقل عمومی است. تنها راه حل مشکل آلودگیهای شهری محدود کردن و گران کردن استفاده از وسیله نقلیه شخصی و گسترش وسایل نقلیه عمومی است. راهی که بسیاری از کلان شهرهای دنیا رفته و موفق شده اند. من در این خصوص پیشنهاد مشخصی دارم که در مرحله دوم هدفمندی یارانه ها درآمد حاصل از افزایش بنزین و گازوئیل را به خرید اتوبوس و تجهیز و سیستم های حمل و نقل عمومی -برای شهرهای بزرگ مترو و برای شهرهای کوچک و روستاها اتوبوس، ون و تراموا- اختصاص دهید. البته می دانم که این موضوع فرایندی چند بخشی است و همکاری سایر دستگاههای دولتی و شهرداری ها را می طلبد. من در این خصوص یاداشتی منتشر کرده ام که توجه شما را به آن جلب می کنم.

خیلی دوست داریم شما با عملکرد خوبتان در چهار سال آینده ما منتقدان را شرمنده کنید؛ این فرصت دوباره را با نیلوفر وجودتان غنیمت شمرید.
به امید موفقیت.

کد خبر 313668

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • سارا1 A1 ۱۴:۲۰ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۷
    13 0
    بسیار عالی یود سپاس
  • بی نام A1 ۲۰:۱۸ - ۱۳۹۲/۰۶/۲۷
    7 0
    در مورد جلوگیری از راه سازی وسد سازی و همینطور بند هفت وهشت درمورد ارزیابی زیست محیطی زیر نظر سازمان وانتشار ان وجلوگیری از طرح هایی که رد شده اند اغلب کارشناسان موافق هستند.
  • بی نام A1 ۰۸:۲۱ - ۱۳۹۲/۰۷/۰۸
    1 0
    سرب و روی زنجان .....................................