۰ نفر
۱۱ خرداد ۱۳۹۳ - ۱۸:۰۴
نامه ای به دوست دلواپسم

جناب اقای دکتر عباس مقتدایی دوست وهم دانشگاهی عزیز و نماینده محترم مجلس شورای اسلامی اظهارات شما را در جمع دلواپسان شهراصفهان در خبرگزاری ایسنا خواندم. پیش از هر چیز شایسته می دانم بگویم که خوش بختانه شما علیرغم آنکه حامی فکری دولت پاک تاریخ ایران( دکتر احمدی نژاد) بوده اید شخصا و به درستی پاکدست و بری از برخورداری از رانت اقتصادی و تجاری هستید. اما چند نکته از سخنرانی شما نقل شده که مغایر بینش پیشین و دانش سیاسی تان است و نمی توانم به عنوان دوست و یک شهروند بدون پاسخ از کنار آن بگذرم:

1) فرمویده اید: "اصطلاح برد - برد را می‌توانستیم در هشت سال جنگ تحمیلی هم به کار ببریم و جنگ را سریع خاتمه دهیم، اما رزمندگان پای اعتقادشان ایستادند و جنگیدند و پس گرفتند آن‌چه میخواستند به زور از ما بگیرند" پیش از نقد نظرتان یادآوری می کنیم که هم  سن و هم توان شما  این امکان برای تان فراهم می کرد که در زمره رزمندگان دفاع مقدس قرار گیرید! که لابد توفیق همراه تان نبوده است.اما اینکه منطق برد برد را نقد کرده اید شما را به سیره حضرت محمد(ص) در صلح حدیبیه ارجاع می دهیم. همان جایی که دلواپسانی چون شما در برابر حضرتش لب به اعتراض گشودند و او با ایمان به راهش که "صلح"در برابر  جنگ  بود پایمردی کرد و بعدتر مکه بی خشونت فتح شد.

2) فرموده اید:" انقلابی هستید و نه دیپلمات" فراموش نفرمایید انقلابی بودن به ذات خودحسن تلقی نمی شود. انقلابی بودن هم چون تیغ است که بسته به اینکه به چه کار آید باز تعریف و ارزشیابی می شود.آنچه در فرهنگ دینی( ونه ایدئولوژی) ممدوح است متخلق بودن به صفات راستگویی،عدالت، اخلاق، وفاداری به پیمان، نوعدوستی، انصاف و دیگر ارزش های نبوی است و نه révolutionnaire بودن که واژه ای مستحدث و اروپایی است. در دانشگاه باهمدیگر آموختیم که موفقیت هر سازمان اجتماعی در کارکرد درست نقش های هر سازمان است. پس درست بنظر نمی رسد که بر کارکرد درست وزارت خارجه ایران اسلامی که دیپلماتیک رفتار می کند خرده بگیریم.

3) تاکید کرد ه اید:" آقای روحانی باید متوجه باشد که قانون اساسی ما قانونی امت محور است نه ملت محور پس سخنانی از جمله این‌که به زور نمی‌توان کسی را به بهشت فرستاد یا این‌که نباید در زندگی مردم دخالت کرد، صحبت‌هایی است که با این اصل نمی‌خواند و ایشان بدانند ما آمده‌ایم تا جلوی جهنمی شدن عده‌ای را بگیریم" فراموش نفرمایید که خداوند رحمان به محمد(ص) پیامبر نهیب می زند که:" انما انت مذکر لست علیهم بمصیطر" در این ایه خداوند بر ماموریت پیامبران تاکید می کند و می فرماید وظیفه  پیامبران تذکر است و یادآوری می کند آنها به مردم تسلطی ندارند. اصلا قاعده خلقت بر انتخاب آزاد و تبیین اندیشه درست استوار است و نه الزام و تحمیل به مردم ! نه شما و نه هیچ کس نمی تواند جلوی جهنمی شدن عده ای از مردم را بگیرد و این ماموریت را خداوند به شریف ترین مخلوقاتش (پیامبران) نیز نسپرده است. اما شما با طرح این نظریه  می توانید باعث اعمالی شوید که عده ای دنیای مان  را جهنم کنند.

با هم آموخته ایم که امت و امامت ارتباطی معنوی و مختارانه  است و ملت واژه ای برای تبیین حقوق و تکالیف ملت و دولت در عصر حاضر.در اصل نخست میثاق ملی آمده است:"حکومت ایران جمهوری اسلامی است که ملت ایران بر اساس اعتقاد دیرینه اش بع حکومت حق و عدل قرآن در پی انقلاب اسلامی پیروزمند خود به رهبری مرجع عالقدر تقلید حضرت آیتالله العظمی امام خمینی در همه پرسی دهم و یازدهم فروردین ماه یمهزار و سیصد و پنجاه و هشت ....به آن رای مثبت داد" اگر به عقیده شما همان رابطه امت و امامت برای اداره امروز جامعه کفایت می کرد پس چرا میثاق ملی نوشته و به رای گذاشته شد؟ چرا در این میثاق ملی فصل سوم حقوق ملت گنجانده شد؟ چرا فصل هشتم در میان فصول سیزده گانه قانون اساسی مندرج و به رای ملت گذاشته شد ؟

4) فرموده اید: "متاسفانه روحیه اشرافی‌گری در جامعه در حال بازسازی است و ما دلواپسیم، " دوست عزیز چرا در زمان دزدی های کلان از بیت المال در هشت سال دولت پاک تاریخ ایران،دلواپس نشده اید؟ نکند در جهان ارتباطات امروزین بی خبر مانده اید و به تازگی از آن ویران کردن ها و به یغما بردن ها آگاه شده اید؟

5) ابراز کرده اید:"  کشور با یک شیب ملایمی به سمتی غربی شدن در حال حرکت است و باید هوشیار بود؛ چراکه این کشور با شهادت به این جا رسیده است، کسانی که در غرب تحصیل کرده‌اند به خود و اطرافیان نگاه نکنند و بیدار باشند تا مردم آن‌ها را از خواب بیدار نکنند" نیک می دانید نه غربی شدن سراسر عیب است و نه  یک پارچه شرقی و سنتی ماندن حسن!

در تعالیم دینی به ما سفارش کرده اند هر اندیشه و ابزار نیک را از هر کجا بیاموزیم و بکاربندیم. و اصلا نیکی  و مفید بودن جغرافیا ندارد و متعلق به همه بشریت است. نه تحصیل در غرب عیب است و نه در دانشگاه آزاد شهرضا درس آموختن به خودی خود حسن تلقی می شود.فراموش نفرمایید همان مجلس شورا  که مفتخربه حضور در آن هستید از دستآورد های تجربه بشرغربی است.

در پایان ضمن آرزوی سلامتی برای شما از خداوند رحمان می خواهم که به همه ی ما توفیق صداقت در گفتار ، عمل  مبتنی بر باور و شفقت بر خلق را عنایت کند.

کد خبر 358033

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 3 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 18
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • نقی IR ۲۰:۲۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۱
    38 7
    خوب از دلواپسی درش آوری آقای هاشمی.
  • رضا IR ۲۱:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۱
    17 0
    چشم ها را باید شست ...
  • بی نام US ۲۱:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۱
    23 5
    آخه این جماعت... که هشت سال با دغل کاری و ادعای ارتباط با امام زمان و رمالی توانستند اقشار کم سواد و ساده لوح را در جامعه فریب دهند و بیت المال را چپاول کنند چه انتظاری دارید. اسلام برای اینها بهانه است و این ها خود از من و شما بهتر می دانند که اینها بهانه ای بیش نیست و فقط برای سو استفاده و فریب افراد ساده لوح برای رویارویی با دولت این مطالب را بیان می کنند. به قول یکی از این دوستان قانون برای غربی هاست...
  • بي نام IR ۰۴:۰۸ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۲
    10 4
    ممنون بسيار منطقي و مستدل بود
  • بی نام IR ۰۶:۰۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۲
    8 7
    سلام مرسی...
  • دانشجو A1 ۱۵:۵۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۲
    3 0
    حالا چرا دانشگاه آزاد شهرضا؟؟؟؟
    • سید A1 ۱۶:۰۱ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۳
      6 2
      در سخنرانی جناب مقتدایی با طعنه از دانش آموختگان غرب، وزیرخارجه و اطرافیانش سخن به میان امده بود. ایشان هم در دانشگاه ازاد شهرضا مدرک دکترای شان را دریافت کرده اند. وگرنه قصد تخفیف و تحقیر نبوده است.
  • سعیدی فر A1 ۱۷:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۲
    3 4
    نمی دانم برخی از این سیاسیون چه مشکلی با این دانشگاه آزاد شهرضا دارند که به محض اینکه با هم مشکلی پیدا می کنند نسبت به تحقیر آن اقدام می کنند مثلا پارسال زیبا کلام یک کجا گفته بود دانشگاه آزاد تحصیلات تکمیلی را تا دور افتاده ترین نقاط این مملکت گسترش داده است ونمونه آن هم دانشگاه آزاد شهرضا و این در حالی است که شهرضا حداقل روی نقشه جغرافیا یکی از مرکزی ترین شهرهای ایران است واز سویی دیگر این دانشگاه به لحاظ علمی وبرخورداری از اساتید مجرب جزو چند دانشگاه تراز اول استان اصفهان مطرح است به هر حال خوب است در تسویه حساب ها کمی هم اخلاق را مد نظر داشته باشیم
  • انصاری A1 ۲۰:۵۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۲
    4 0
    سلام بر جناب هاشمی. بدون آنکه قصد دفاع از سخنران مذکور در مقاله شما را داشته باشم نقدی به مقاله جنابعالی درباره پیمان حدیبیه و آیه ای که از سوره غاشیه نقل کرده اید دارم. اگر منتشر میفرمایید کامنت بنویسم. در غیر اینصورت عزت مستدام.
    • انصاری 1 A1 ۱۰:۴۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۳
      0 0
      جناب هاشمی. در مورد این آیه سوره غاشیه بنده 5 کامنت همین الان در ذیل مقاله جناب مهدی نصیری نوشتم و با اجازه به مقاله شما هم تعریضی داشتم. البته آقای نصیری هم به همین آیه مورد اشاره شما و آیات سوره ق و کهف و.. غیره ارجاع داده بودن تا ظاهرا همان مقصودی را که شما از این آیه داشتین,البته با کمی اختلاف, اثبات کنند.اجازه بدین ببینیم جناب نصیری منتشر میکنند و یا اینکه به ذائقه ایشان ناگوار خواهد بود و سانسور خواهد شد. نوشتن آن کامنتها در اینجا دوباره کاری هست. درباره پیمان حدیبیه اگر فرصت شد بیشتر مینویسم. پیمان حدیبیه دلواپسی نداشته قربون شما برم. چه رسم ناشایستی هست که ما همیشه میخواهیم در همه امور جاری یه رفرنس به تاریخ اسلام بدیم. موقع جنگ از عاشورا صحبت میکنیم..ادامه..
    • انصاری 2 A1 ۱۰:۵۲ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۳
      0 0
      وقتی کم میاریم و میخواهیم صلح کنیم میگیم امام حسن هم صلح کرد. غالبا هم در این ارجاعات مذهبی فقط دنبال توجیه هستیم و اصلا نه قضیه عاشورا را به درستی درک میکنیم و نه صلح امام حسن را. فقط میخوایم توجیه کارهایمان را و به یکی از امامان استناد بدیم. خب دولت قبل که میگفت مدیریتش دست امام زمان است. شما هم اسم توافق ژنو و رابطه با آمریکا را صلح حدیبیه بذارید. خیالی نیست.این به آن در. اما همه اعم از "اصولگرا و اصلاح طلب "خوب بلدین آیه و روایت برای توجیه کارهایتان از آستین در آورید و خلق الله را توجیه کنید. دیواری کوتاه تر از اسلام پیدا نمیکنید.اینقدر از اسلام برای توجیه اشتباهاتتان استفاده نکنید. همه شما و هم آن آقای مقتدایی. بسه دیگه. خدا نگهدار
    • سید A1 ۱۴:۵۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۳
      0 0
      کنترل این کامنت ها در دست من نیست بنویسین منتشر می شود
  • سلام A1 ۲۱:۲۵ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۲
    3 1
    چقدر بدم می‌آید از کسانی که هر واقعه سیاسی را به واقعه‌ای سیاسی در صدر اسلام تشبیه میکنند و به گمان خود میخواهند از تشبیه خود نتیجه ای بگیرند
    • سید IR ۱۴:۱۷ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۵
      7 1
      قصد من نشانه آوردن از سیره نبوی است. و الا اکنون نه ما و نه مخالفان هیچ کدام داعیه پیمبری و شان آن بزرگوار را نداریم. همه ی کلام من در این خلاصه است که صلح و گفتگو مرضی اسلام رحمانی است و نه جنگ و انقلابی گری و مخاصمه با جهان
  • رشید قانعی A1 ۰۷:۰۴ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۳
    3 0
    وجیزه ی آقای هاشمی سراسر مملو از مغالطه بود و از یک دانشگاهی این حد از مغالطه بعید است. اول آنکه منطق بردبرد چه ربطی به منطق صلح دارد ؟ آیا هر صلحی بردبرد است؟ مثلا در جنگ جهانی دوم چه بردی عاید آلمان نازی شد؟ ضمن اینکه آیا پیامبر در جنگ های دیگرشان که صلح نکردند، نظیر جنگ احزاب، آیا آنجا با منطق بردباخت عمل کرده اند؟ اساسا نسبت دادن این واژه ی جعلی بردبرد و یا بردباخت به سیره ی پیامبر یک مغلطه بزرگ است. انقلابی بودن اگر به معنای دادن هزینه برای آرمانها باشد، حسن است. وگرنه مدعیان اخلاق کانتی که آهسته می روند و آهسته می آیند که کسی شاخشان نزند، معلوم است که کسی را با آنها کاری نیست.
    • سید IR ۱۴:۲۶ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۵
      8 0
      جناب قانعی من دانش آموخته ام و شغلم دانشگاهی نیست. شغل من مدیر اجرایی در قلمرو فرهنگ و هنر است. همه ی کلام من این است که در قرایت اسلام رحمانی اصل بر گفتگو و صلح است و نه مخاصمه و جنگ. و انقلابی گری واژه ای مستحدث از تاثیر تفکرات مارکسیسم است. انقلابی بودن بخودی خود حسن نیست. البته که هزینه دادن برای عقیده را دلیری می دانم و مورد ستایش .
  • سید محسن A1 ۱۰:۵۷ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۳
    3 2
    اقای مقتدایی دانش آموختگان غرب را طعن زده بودند.ایشان دکترای شان را از دانشگاه ازاد شهرضا دریافت کرده اند. بدین سبب از دانشگاه شهرضا مثال آورده ام..قصد تحقیر و تخفیف نبوده است.
  • انصاری A1 ۲۲:۱۹ - ۱۳۹۳/۰۳/۱۳
    1 3
    آقای هاشمی. همیشه باید از استالینهایی که یک شبه برتراند راسل میشن ترسید.