ناصر قراگزلو:عليرضا بيرانوند و غلامرضا رضايي، گلساز و گلزن نفت تهران مقابل پرسپوليس روز گذشته به خبرآمدند و به سؤالات ما پاسخ دادند.
غلامرضا، چرا به پرسپوليس گل زدي، شادي نكردي؟
من هفته اول هم كه به پرسپوليس گل زدم، شادي نكردم. خدا را شكر كه اين بار هم همينطور شد، يعني گل زدم و خوشحالي نكردم. وقتي با پاس خوب ايمان مبعلي موفق شدم گل بزنم، از گلزنيام خوشحال شدم اما به احترام هواداران پرسپوليس شادي نكردم چون آنها را دوست دارم. هواداراني كه قبل از بازي هم كلي مرا تشويق كرده بودند.
ولي عدهاي ميگويند چون ميخواهي به پرسپوليس برگردي، شادي نكردي؟
اصلاً، نفت به هيچ بازيكني اجازه خروج و پيوستن به تيمي ديگر را نميدهد، به همين دليل هيچ بازيكني در نيمفصل از نفت جدا نخواهد شد.
عليرضا؛ تو چندمين پاس گلت را در اين فصل به اميرارسلان مطهري دادي؟
من شروع مجددهاي زيادي داشتم اما اين شروع مجددها معمولاً مقابل تيمهاي بزرگ بيشتر به چشم ميآيد. پاسي هم كه به اميرارسلان مطهري دادم، دومين پاس گلم بود كه البته با ضربه پا ميدادم.
عليرضا، واقعاً در تمرينات روي پاس گل كار ميكني؟
من با محسن سيدي مربي دروازهبانهاي نفت خيلي تمرين ميكنم، حتي روزهايي كه تمرين هم نداريم، من با مربي دروازهبانها كار ميكنم. الان هم به شما بگويم اگر غلام و ارسلان گل نميزدند، كار من به چشم نميآمد، همانطور كه در تيم اميد هم پرتاب دستها و پاس گلهايی مثل الان داشتم اما از اين پاسها آنطور كه بايد و شايد خوب استفاده نميشد.
غلامرضا، دروازهباني به جز بيرانوند به تو پاس گل داده؟
بله به من پاس گل از طريق دروازهبان داده شده است.
چه دروازهباني و به چه شكل به تو پاس گل داده؟
در فجرسپاسي كه بودم، حسين آشنا از روي چند ضربه شروع مجدد به من چند پاس خوب داد البته نه با دست بلكه با پا ضربه دراپ ميزد اما الان انصافاً هم علي بيرانوند و هم وحيد شيخويسي شرايط خيلي خوبي دارند.
غلامرضا، اصلاً ميداني كه كدام دروازهبانها در پرتاب دست يا كلاً پاس گل دادن تبحر دارند؟
روي پاسهايي كه عليرضا پرتاب ميكند، با هم از قبل هماهنگ ميكنيم. پاسهاي عليآقا جادويي است و اميدوارم حداقل 6، 7 بار ديگر از اين پاس گلهاي جادويي به من بدهد.
غلامرضا، نگفتي چه كسي پاسهاي گل مثل بيرانوند در فوتبال ايران و يا اروپا ميدهد؟
در فوتبال خودمان كه فكر نميكنم دروازهباني داشته باشيم كه مانند عليرضا پرتاب دست داشته باشد و پاس گل بدهد و در فوتبال اروپا هم من پاسهاي گل اولي نوير را خيلي قبول دارم و فكر ميكنم بهترين باشد.
عليرضا، دروازهباني را در فوتبالمان ديدهاي كه بيشتر و بهتر از خودت پاس گل بدهد؟
اگر حمل بر خودستايي نباشد، بايد بگويم فعلاً نديدهام كه دروازهباني بيشتر و بهتر از خودم پاس گل بدهد. واقعاً روي اين پرتابها كار ميكنم. شايد باور نكنيد وقتي دو دروازه رودرروي هم ميكاريم، پرتابهاي من به قوس هجده قدم دروازه حريف ميرسد. البته الان دستم را خواندهاند.
چه دروازهبانهايي را خيلي در پرتاب دست بلند قبول داري؟
من فكر كنم پرتاب دستهاي عيسي اندوي كه قبلاً در ذوبآهن بود، خيلي خوب بود. الان در پرتاب دست، حريف براي خودم نديدم اما به لحاظ شروع مجدد با پا واقعاً نيلسون را خيلي قبول دارم چون او ضربات شروع مجددش با پا خيلي خوب است و توپهاي پشت دفاعش حرف ندارد.
خارج از تمرين فوتبالي چه نكتهاي را در پرتابهايت تأثيرگذار ميداني؟
در بازي محلي ما عشايرها بازي محلياي به نام «دالپلا» هست كه آن را در لرستان خودمان انجام ميدهند كه 4 آجر با فاصله معين ميكارند و چهار آجر ديگر را هم جلوتر با فاصله مشخص جلوي آنها ميكارند، افراد بايد اين سنگهاي سنگين را به سمت آن 4 آجر سنگي كه در مقابل قرار دارد، بيندازند. اين تمرين خيلي در قدرت و پرتاب دست به من كمك كرد چون پرتاب سنگها به فاصله دور بسيار سخت و دشوار است كه كسي بخواهد آنها را به فاصله 40 متري پرتاب كند.
واقعاً تو گفتي پرتاب دستهايت از عابدزاده بلندتر است؟
من هيچوقت چنين جسارتي نكردم چون انگشت كوچيكه آقاي عابدزاده هم نميشوم. اصلاً اگر الان هم خوب پرتاب دست دارم از آقاي عابدزاده الگوبرداري كردم.
غلامرضا، پاسهاي گل و پرتابهاي دروازهبانتان شانسي نيست؟
پرتابهاي عليرضا اصلاً شانسي نبوده، او واقعاً براي اين پرتابها كار ميكند و زحمت ميكشد و به هيچ وجه پرتابها و پاس گلهاي عليرضا شانسي نبوده. پرتابهاي بيرانوند جادويي است و لنگه ندارد.
گل اولت به پرسپوليس خطا بود؟
به هيچ وجه خطايي انجام ندادم. من بدنم را انداختم جلوي دفاع حريف و الان هم با احترام به كارشناسان داوري ميگويم من هيچ خطايي روي ميثم حسيني انجام ندادم. سبك فوتبال من قدرتي است و اتفاقاً بعضي از داوران هم اعتقاد دارند كه مانند فوتبال انگليسي هر خطايي را نبايد خطا گرفت.
عليرضا؛ درباره پرتاب دستهاي تو، خاطره زيادي از زبان بچههاي نفت شنيدهايم...
در تمرينات نفت هم زياد پاس گل از روي پرتاب ميدهم چون آفسايد ندارد و اتفاقاً چند بار هم كه دروازه روبهرو كاشتيم، وقتي پرتابم از دروازه مقابل گذشته، عليآقا به من هشدار داده كوتاهتر بيندازم.
جدا از اين من ميخواهم به يك نكته جالب ديگر هم اشاره كنم كه در يك صحنه 6، 7 پرسپوليسي جلوي من ظاهر شدند تا به طرق مختلف جلوي پرتاب دست مرا بگيرند كه اتفاقاً مزدك ميرزايي هم در حين بازي به آن اشاره كرد.
تو به برنامه ماه عسل رفتي و يكجورهايي بعد از آن برنامه خيلي محبوبتر شدي.
نميدانم؛ اول فكر كردم كار خاصي انجام دادم يا اينكه چيزي اهدا كردم يا اصلاً بايد چيزي اهدا كنم اما خوشحالم كه در آن برنامه واقعيتهاي زندگيام را مطرح كردم و از سختيهاي فراوان، جلوي باشگاه خوابيدنهايم و... حرف زدم. من 9 سال است كه در نفت هستم. شايد باور نكنيد كه يك سال دور ميدان آزادي شبها ميخوابيدم. پس از آن مسئولان تيم نفت فهميدند و جايي در نمازخانه به من دادند و يك تخت گوشه نمازخانه گذاشتند. الان هم هيچ ابايي از تكرار آن حرفها ندارم و خدا را شكر كه در راه رسيدن به اهداف اصليام قرار گرفتهام.
غلامرضا، عليرضا در برنامه ماه عسل شجاعانه حرف زد، واقعاً تو هم اين شجاعت و شهامت را داري كه واقعيتهاي ناگفته زندگيات را به زبان بياوري؟
اگر نگفتم براي اين است كه كسي تا به حال از من نپرسيده اما حالا ميگويم تمام فوتباليستها به سختي به اهدافشان رسيدهاند و شايد تعداد انگشتشماري فوتباليست باشند كه بگويند با زحمت نهچندان زياد به بالاها رسيدهاند. من در شيراز متولد شدم. در خانوادهاي كاملاً متوسط و معمولي، پدرم بنّاي ساختمان بود و ما سه تا برادر خيلي از روزها را براي كارگري و كمك به پدرم به سر كار ميرفتيم. اينها را گفتم كه بدانيد من هم خيلي كارگري كردم و افتخار ميكنم كه پس از سپري كردن روزهاي بسيار سخت حالا به سطح بالاي فوتبال رسيدهام و الان لذتش را ميبينم. شايد باور نكنيد؛ روزهايي ميشد كه پول نداشتم سر تمرين بروم و به ناچار پياده مسير طولاني را ميرفتم و اينكه آرزو داشتم يك كفش خارجي داشته باشم و هميشه ميگفتم اگر يك كفش خارجي داشته باشم، به ليگ برتر ميروم و گل ميزنم. اولين كفش خارجيام را هم با پولي كه از جوانان فجر گرفتم، خريدم. 50 هزار تومانش را از تيم جوانان گرفتم و 40 هزار تومان بقيه پولش را برادرم عليرضا كه ستاره فوتبال ايران و اهواز بود، داد و من با همان كفشهاي كوپا بهترين بازيها را انجام دادم. شايد باور نكنيد علاقه زياد و شديدي به كفش دارم و به قول بعضي از دوستانم يكجورهايي كفشباز هستم!
عليرضا؛ صحبت از قرار گرفتن مجددت در ليست كروش است، اين بار كه دعوت شوي، خط نميخوري؟
دعوت به تيمملي هميشه افتخار است اما بازيكني نيستم كه فقط دعا كنم دعوت شوم چون حالا آنقدر انگيزه دارم كه ميخواهم به تيم ملي كشورم خدمت كنم.
غلامرضا؛ از برخوردت با پسر محمد نوري قبل از بازي با پرسپوليس بگو، گويا بچه دوستت را به گريه انداختي؟
سپهر پسر محمد نوري را ديدم؛ پسري كه خيلي دوستش دارم. سپهر به من گفت اگر گل بزني اصلاً دوستت نخواهم داشت و اگر دو گل بزني كه ديگر اصلاً با تو كاري ندارم. الان ميدانم كارم خيلي سخت شده و بايد يكجورهايي از او عذرخواهي كنم. حتماً يك كادويي ميخرم كه با سپهر پسر محمد نوري دوباره خوب شوم. هواداران پرسپوليس من را درك ميكنند و ميدانند به خاطر قراردادم با نفت، بايد به پرسپوليس گل ميزدم اما نميدانم جواب پسر نوري را چه بدهم.
در جام ملتها سابقه حضور داري اما مدتي است كه به تيم ملي دعوت نميشوي.
كروش فوتبال مرا خيلي دوست دارد. در يكي، دو اردوي ايشان هم حضور داشتم. بعد از اينكه از كره هم برگشتيم، به دليل اينكه شرايط بدني خيلي خوبي نداشتم، دعوت نشدم چون اوايل فصل خيلي زمان براي آمادگي نداشتيم و بعد با همان وضعيت به ليگ رفتيم. به همين دليل تصميم گرفتم تيمم را عوض كنم و به فولاد بروم، اتفاقاً تيممان هم قهرمان شد و به ليگ قهرمانان رفت اما به هر حال قسمت نبود به جام جهاني بروم. الان خيلي خوشحالم علي كريمي هم به كادر فني تيم ملي اضافه شده و بازيها را با دقت فراوان ميبيند.
251 41





نظر شما