۰ نفر
۲۶ فروردین ۱۳۹۴ - ۰۳:۳۱

دکتر حمید صدر مورخ و کارشناس سرشناس فوتبال ایران در یادداشتی از بازیکن سرشناسی نوشته که خیلی بی سر و صدا رسانه های ایرانی از خبر درگذشتش گذشتند. خبر درگذشت عارف قلی زاده ، کاپیتان سال های دور استقلال

 

پارسال در 1393 بود که جعفر نامدار وداع کرد و رفت، یک سال قبل تر بیوک جدیکار در 1392 خداحافظی کرد و حالا عارف قلی زاده در 1394 رفته. هر سه نفر آنها وقتی تیم ملی ایران در آذر 1335 برای انجام چهار دیدار راهی شوروی شدند کنار هم بازی می کردند. تیمی به رهبری مایوفسکی که در اولین دیدارش در ایروان برابر اسپارتاک ارمنستان به میدان رفت و به تساوی 2-2 دست یافت. دیداری که در ایروان از  رادیو به صورت مستقیم پخش شد. دیدار بعد با دینامو تفلیس و بعد جوانان تفلیس و هردو شکست 3 صفر.  چهارمین بازی با منتخب آذربایجان شوروی به پیروزی 2-1 ایران انجامید

عارف در قلب دفاع جلوی امیر آقا حسینی سنگربان ایران بازی می کرد. سایر بازیکنان عبارت بودند از محمود بیاتی، امیر عراقی و امیر مسعود برومند. عارف هجده ساله بود که پیراهن ملی را بر تن کرده بود. مدافعی سرسخت با اندامی برتافته که از نبردهای تن به تن بیمی به دل راه نمی داد.

عارف قلی زاده در 1317 در بادکوبه به دنیا آمد. پدرش علی قلی اف یکی از تجار ایرانی تبار موفق بود و مادرش نجیبه خانم. دولت کمونیستی خانواده قلی اف را مجبور به ترک شوروی کردند. آنها راهی تبریز شدند و از آن جا که ترکیب "اف" در ایران ممنوع شده بود پسوند "زاده" را برگزیدند. عارف قلی زاده شش برادر داشت و یک خواهر. آنها در هفت سالگی عارف راهی تهران شدند و در خیابان سپه تهران سکنی گزیدند و عارف خردسال در زمین ها خاکی سنگلج با فوتبال آشنا شد. معلم ورزش مدرسه مهیار او را به علی دانایی فرد در باشگاه دوچرخه سواران معرفی کرد و دانایی فرد قدرت جسمی عارف و توپ گیری و ضربه هایش را فوق العاده یافت و پرواز ورزشی عارف آغاز شد. عارف در دوازده سالگی بود که به دوچرخه سواران پیوست.

 

او ابتدا به عنوان مدافع چپ بازی کرد و سپس در قلب دفاع تاج هم جای گرفت. او شماره 5 را بر تن کرد. از نبردهای او با ستاره های شاهین قصه ها می گفتند. مثل نبرد خشن دو تیم در اردیبهشت 1337 در امجدیه. جایی که قلی زاده برابر پرویز دهداری و امیر مسعود برومند دو شاهینی تیزپا و قوی پنجه با قدرت بازی کرده بود. ضربه زده و ضربه خورده بود. او را با قدرت جسمی بالا، تمرکز فراوان و البته درگیری هایش که آمیخته به شور فراوان بودند می شناختند. چنان که در بازی تکراری دو تیم پاییز همان سال که تاج با دو گل برابر شاهین شکست خورد توپ را اواخر بازی با خشم به دل تماشاچیان کوبید تا واکنش آنها را برانگیزد... او بود که در دیدار جام حذفی بهار 1338 پس از جلو افتادن 2-1 شاهین با سوت پایان نیمه اول با داود نصیری داور میدان به بحث و جدل پرداخت و خارج از میدان همراه همبازی اش پرویز کوزه کنانی اخطار گرفت. اعلام خبر اخطار گرفتن این دو از بلندگوهای امجدیه در آغاز نیمه دوم یکی از بدعت های نامتعارف بشمار می رود. تاج آن دیدار را به تساوی 2-2 کشید و نمایش جانانه عارف در بازی تکراری زیر بارانی سیل آسا در زمین گل زده امجدیه که به تساوی بدون گل انجامید ادامه پیدا کرد.

وقتی تیم ملی راهی بازی های آسیایی 1961 دهلی در هند شد او به دعوت حسین صدقیانی یکی از مردان دفاع بود. اولین دوره بازی های آسیایی که تیم های فوتبالش از ایران، هند، اندونزی، افغانستان، برمه و ژاپن آمده بودند. جایی که ایران از سد برمه و ژاپن و گذشت و برابر هند با یک گل مغلوب شد و بازیکنان مدال برنز بر گردن آویختند.

 

عارف گل های کم شماری زد ولی یکی از آنها را با شیرینی فوق العاده ای توصیف می کرد. باشگاه تاج در جمعه 20 آبان 1339 برابر کاستاریکا به میدان رفت. کاستاریکا در دیدار پیش 7 گل به شاهین زده بود و همه با بیم از حمله ای شان حرف می زدند. تاج طی یازده دقیقه سرگیجه آور یک گل زد و دو گل دریافت کرد. سپش خطایی به سود تاجی ها اعلام شد و مدافع شماره 5 تاج پشت توپ ایستاد. او عارف بود که ضربه اش را از فاصله بیست و پنج متری نواخت. نواخت و توپ با شلیکی موشک وارش وار دروازه کاستاریکا شد: 2-2. آن ضربه بهترین گل بازی بود، هرچند که تاج سرانجام 4-2 شکست خورد. احتمالا کلیدی ترین گلی که عارف زد در زمستان 1341 بود. جایی که تاج با ضربه پنالتی او در آخرین روز رقابت ها برابر شعاع سختکوش و بزرگ به تساوی 2-2 دست یافت و قهرمان باشگاه های تهران شد. عارف آن روز به عنوان کاپیتان جلو رفت و جام قهرمانی را از حسین مبشر گرفت و بالا برد و این نشانه پایان راه فوتبال او هم بشمار می رفت... او سال بعد در 1342 کفش ها را آویخت، وقتی که 25 سال داشت، فقط 25 سال. عارف راهی سویس شد تا اندوخته هایش را بیشتر کند.

آشنایی شخصی ام با عارف پیشترها در دهه 1360 رقم خورده بود. دوشنبه شب های هر هفته با او و جمعی از بزرگان قدیمی فوتبال ایران جمع می شدیم و فوتبال بازی می کردیم. دیدارهایی بسیار جدی و پر تب و تاب که عارف با اندام برتافته و ضربه های محکمش در دفاع همه را نبرد می طلبید. پس از آن هر بار از خیابان گاندی که محل کارش مشرف به بزرگراه قرار داشت عبور می کردیم به دیدارش می شتافتیم تا با چهره صمیمی و کلام گرمش به ما امید دهد. چهار سال پیش که گفتگو با قدیمی ها فوتبال ایران را آغاز کردم عارف قلی زاده اولین نفر بشمار می رفت. در محل کارش که تصاویر دوران فوتبالش دیوار پشت سرش را پر کرده بودند حرف زدیم و حرف. همین حالا نشسته ام و به  تکه هایی از آن گفتگو گوش می کنم. گوش می کنم و صدای گرم عارف با لهجه آذری اش را می بلعم.

 

عارف قلی زاده متولد 1317 در 24 فروردین 1394 وداع کرد و رفت. بهار تلخ می شد. خیلی زیاد. یادت بخیر شماره 5 تسلیم نشدنی دوست داشتنی. 

 

4141

کد خبر 409222

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۲۰:۳۰ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۷
    14 0
    یادش به خیر
  • بی نام A1 ۲۱:۵۷ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۷
    13 0
    روحت شاد هم نسل زنده یاد علی دانایی فرد.تیم استقلال دارد در آن دنیا کامل می شود
  • ولاسکو 666666 IR ۲۳:۳۰ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۲
    1 0
    روحش شاد و یادش گرامی... استاد صدر عزیز سپاسگزارم از شما بابت ادبیات دلنشین و مثال زدنیتان