پزشکی؛ متن و «حاشیه»/ پزشکان خوب مطلق هستند یا بد مطلق؟

دکتر علی جعفریان *

حرفه‌هایی مانند پزشکی، روحانیت و قضاوت به دلیل ماهیت خود با مشاغلی که از ابتدا با هدف کسب درآمد در ازای خدمت تعریف می‌شوند یک تفاوت اساسی و ماهوی دارند. در گروه اول که به تعبیر انگلیسی «پروفشن» نامیده می‌شود و ترجمه فارسی آن «حرفه» است (که خیلی هم گویا نیست)، فرد متعهد است که منافع جامعه را بر منافع خود مقدم بدارد درحالی‌که در مشاغل دیگر فرد به‌طور شفاف برای کسب سود تلاش می‌کند و البته باید این کار را به روش صحیح و در چارچوب‌های تعیین‌شده انجام دهد.

تفاوت دیگری هم وجود دارد و آن اینکه در گروه اول که ما هم به‌اجبار از لغت حرفه برای آن استفاده می‌کنیم، فرد به اموری از زندگی مردم آگاه است و اختیاراتی دارد که در سایر مشاغل به‌هیچ‌وجه وجود ندارد.

قاضی می‌تواند به استناد تشخیص خود حکمی صادر کند و هیچ‌کس مجاز به دخالت در آن نیست.

پزشک می‌تواند به تشخیص خود بیمار را تحت عمل جراحی قرار دهد یا مخدر برای وی تجویز کند درصورتی‌که برای دیگر افراد چنین اقداماتی جرم تلقی می‌شود.

روحانی می‌تواند بر اساس استنباط خود از قرآن و سنت معصومین فتوا صادر کند و حلال و حرام خداوند را تبیین کند و کسی هم نمی‌تواند در حکم، مناقشه کند درحالی‌که هیچ‌کس دیگری اجازه اظهارنظر در این مقوله را ندارد.

بنابراین به عبارتی پزشک و قاضی درباره دنیای مردم و فقیه درباره دنیا و آخرت مردم در برخی موارد از خود آنان بیشتر اختیار دارند. نکته مهم دیگری که در این بحث وجود دارد لزوم اعتماد به این حِرَف است.

اگر ما نتوانیم به قاضی برای تصمیم‌گیری و حکم درست، به فقیه برای بیان آنچه واقعاً از منابع فقه به دست می‌آید و به پزشک برای مقدم دانستن حفظ سلامت و جان بیمار اعتماد کنیم، چه اتفاقی خواهد افتاد؟ چگونه باید راه صحیح را در هر مورد شناسایی کنیم؟

بنابراین حفظ اعتماد جامعه به این حِرف یک سرمایه اجتماعی است و حفظ آن نیز یک وظیفه عمومی. هم قضات و روحانیون و پزشکان باید در عملکرد خود بر حفظ و ارتقاء دائمی این اعتماد بکوشند و از هر رفتاری که به این اعتماد خدشه وارد کند خودداری نمایند و هم جامعه باید با رعایت شأن این افراد و تأمین مناسب معیشت این اقشار به حفظ عملکرد صحیح ایشان کمک کند.

در نیمه دوم سال 93 و به دنبال مرحله سوم طرح تحول سلامت و ابلاغ کتاب جدید ارزش‌های نسبی خدمات یا همان تعرفه‌های پزشکی و برخورد با دریافت‌های غیررسمی، فضایی در بین پزشکان ایجاد شد که حاکی از نارضایتی برخی از ایشان نسبت به نحوه تعامل با گروه پزشکی بود. این موضوع به مدد فضای مجازی که امروزه به یکی از عوامل تعیین‌کننده در بعضی امور تبدیل‌شده است به‌طور گسترده مطرح شد و از آسیب دیدن اعتماد مردم به پزشکان سخن به میان آمد. بعضی مطالب که در ادامه از رسانه‌ها منتشر شد هم به این دلخوری دامن زد و بر نارضایتی گروهی از پزشکان افزود. درواقع بعد از سال‌های طولانی مسائلی درباره گروه پزشکی مطرح شد که تا قبل از آن به‌نوعی به‌صورت عمومی انعکاس نداشت.

با این فضا و تبعات آن به دو صورت می‌توان برخورد کرد. یک برخورد قبول وجود مشکلاتی در داخل گروه پزشکی است که می‌تواند باعث آسیب دیدن اعتماد جامعه به این گروه شود. با این نگاه باید خود گروه پزشکی برای رفع این مشکلات اقدام و کاری کند که اعتماد عمومی همچنان سرمایه اصلی این گروه باشد. اگر پزشکی اقدام درمانی اورژانس را که قادر به انجام آن است به دریافت وجه مشروط کند یا اقدام تشخیصی- درمانی غیرضروری برای بیمار خود انجام دهد، چگونه می‌تواند ادعا کند که به سوگند خود پایبند است؟ باید بپذیریم که متأسفانه مواردی از این قبیل در قشر پزشکی وجود دارد همان‌طور که در بین روحانیون و قضات رفتارهای خلاف تعهدات دیده می‌شود.

برخورد دیگر استفاده منفی از فرصت پیش‌آمده و تاختن به پزشکان به صور مختلف و ندیده گرفتن سابقه ارزشمند خدمات ایشان در دهه‌های گذشته و ارائه بهترین و پیشرفته‌ترین اقدامات درمانی در سطح منطقه در حال حاضر و به‌طور خلاصه نوعی عقده‌گشایی نسبت به این قشر تحصیل‌کرده و خدمتگزار است. در این روش هم سرمایه اجتماعی بزرگی که در طی سال‌ها به وجود آمده به‌تدریج تخریب می‌شود و بیشترین آسیب آن متوجه مردم خواهد بود چراکه بدون اعتماد حتی درمان یک بیماری ساده مانند سرماخوردگی هم نیاز به 4 ویزیت مختلف خواهد داشت تا اطمینان حاصل شود که آنتی‌بیوتیک لازم نیست.

من در سال‌های دور بیماری داشتم که باوجود سکته قلبی مسلم به دلیل اینکه پزشک جوان کشیک در یک بیمارستان خصوصی اصرار به بستری شدنش داشت با رضایت شخصی از بیمارستان خارج شد و فرزندان وی به‌طور صریح به من گفتند که فکر می‌کند برای پول گرفتن می‌خواهید او را بستری کنید! امیدوارم این هم‌وطن عزیز اکنون زنده و سالم باشد اما هزینه مادی و انسانی این نوع بی‌اعتمادی به‌طور تمام و کمال بر دوش مردم خواهد بود چون به‌هرحال به خدمات گروه پزشکی نیاز دارند و هر کس نمی‌تواند پزشک خود باشد همان‌طور که عموم مردم نمی‌توانند استنباط فقهی کنند و احکام الهی را برای خود تبیین نمایند.

برخوردهایی که در این مدت از گروه‌های مختلف دیده شد در یک طیف افراطی از هر دو سو بود. برخی از پزشکان وجود هر نوع ایرادی در گروه پزشکی را منکر شدند و هر نقدی را اتهام و بی‌اساس دانستند و در طیف مقابل بعضی افراد که به رسانه دسترسی داشتند گروه پزشکی را به‌طور عموم متهم به سودجویی و زیاده‌خواهی کردند و گاهی هم به تمسخر متوسل شدند. البته این رفتار در مورد قضات هم گاهی دیده می‌شود و در مورد روحانیون خیلی به‌ندرت.

این هر دو برخورد حاصلی جز آسیب بیشتر به مردم ندارد و بدون شک از انصاف به دور است. تعداد پزشکانی که بدون هیچ‌گونه چشمداشت مادی هر آنچه در توان داشته‌اند برای مردم به کار بسته‌اند مطمئناً بسیار بیشتر از افرادی است که منافع خود را برخلاف تعهد حرفه‌ای پزشکی در اولویت قرار داده‌اند. نقش حاکمیت هم در این میان تعیین‌کننده است چراکه ما به ازای مالی و به عبارتی تعرفه و ارزش نسبی خدمت عموماً توسط دولت‌ها تعیین می‌شود و منطقی نبودن آن در طی بیش از 20 سال گذشته باعث بروز یک آشفتگی در ارتباط مالی بین پزشک و بیمار شده است.

اگرچه با اصلاح ارزش‌های نسبی گام بزرگی در جهت رفع یک مشکل دیرینه برداشته‌شده و گزارش‌ها هم حاکی از همراهی عموم پزشکان، باوجود بعضی مشکلات اجرایی به‌ویژه در بخش خصوصی، با این مسیر است اما نباید فراموش کنیم که هر عاملی که باعث کاهش انگیزه پزشکان در خدمت‌رسانی شود به‌طور مستقیم در سلامت مردم تأثیر خواهد داشت همان‌گونه که اگر اعتماد جامعه به این گروه کاهش یابد مردم بیشتر آسیب می‌بینند.

چگونه انتظار می‌رود پزشک متخصص جوانی که بعد از 12 تا 15 سال تحصیل و صرف بهترین سال‌های عمر خود در بیمارستان در سن 30 تا 35 سالگی، برخلاف همه دانش‌آموختگان آموزش عالی کشور مجبور به ارائه خدمت در مناطقی است که وزارت بهداشت تعیین می‌کند و بعضاً حق انتخاب زیادی هم ندارد، بدون تأمین مادی مناسب در این مناطق و دور از خانواده مستقر باشد و خدمت باکیفیت و مورد انتظار مردم را هم ارائه کند؟ استاد دانشگاهی که عمر خود را برای درمان مردم نیازمند در بیمارستان‌های دولتی و دانشگاهی سپری کرده و همزمان با آن به تربیت دانشجویان و دستیارانی برای سراسر کشور پرداخته است را چگونه می‌توان سودجو و زیاده‌خواه دانست؟ از این قبیل پزشکان در دانشگاه ما و دیگر دانشگاه‌های کشور فراوان‌اند. همین موضوع در مورد روحانیان و قضات نیز صدق می‌کند و نمی‌توان به جهت سوءاستفاده یک روحانی از وجوه شرعی یا یک قاضی از مسند قضا این دو قشر ارزشمند را غیرقابل‌اعتماد دانست.

خوشبختانه گروه پزشکی ما با ظرفیت‌تر از آن است که تحت تأثیر این رفتارها قرار گیرد و به‌زعم من نشان خواهد داد همچنان مورد اعتماد مردم قرار دارد. البته در این مسیر باید مشکلات خود را نیز شناسایی و رفع کند و اجازه ندهد رفتارهای نادرست که بسیاری از آن نتیجه سیاست‌گذاری‌های غلط سال‌های گذشته بوده است، عمومیت پیدا کند و باعث خدشه به جایگاه این گروه شود و در این میان نهادهای صنفی گروه پزشکی دارای نقش ویژه هستند. هنوز بسیاری از فرزندان ما می‌خواهند «دکتر» شوند و تعداد بسیار بیشتری از والدین هم‌چنین تمایلی دارند و این خود خط بطلانی است بر بسیاری از بدگمانی‌ها.

در بین صاحبان حِرف چنانچه ذکر شد، این تنها پزشکان هستند که شب و روز ندارند و بار مسئولیت بیمارشان را تا زمان بهبودی کامل و به‌طور شبانه‌روزی بر دوش دارند و تازه در قبال کوچک‌ترین اتفاق ناگواری که حتی بدون قصور و تقصیر رخ دهد پاسخگو هستند. همان‌طور که برخی پزشکان با رفتارهای نادرست خود می‌توانند باعث سلب اعتماد مردم می‌شوند، کسانی که دانسته یا نادانسته باعث مخدوش شدن شأن این حرفه ارزشمند می‌شوند و اعتماد مردم به پزشکان را هدف حمله قرار می‌دهند، در لباس خیرخواهی بزرگ‌ترین آسیب را به مردم می‌زنند.

* رئیس دانشگاه علوم پزشکی تهران

۴۷۴۷

کد خبر 409765

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 14
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۰۷:۱۸ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
    39 12
    احسنت. خیلی خوب پاسخ منتقدان مغرض را دادید
  • بی نام A1 ۰۷:۲۲ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
    14 10
    ضمن پوزش از برخی کارکنان وکادر پزشکی بیمارستان بانک ملی . بنظر میرسد داستان حاشیه مربوط به بیمارستان بانک ملی باشد . نحوه ارائه سرویس به مراجعین وبرخورد با بیمار وفرایند معاینه وتشخیص تقریبا شبیه درحاشیه انجام میشود . قوانین حاکم بر روابط بیمار وبیمارستان مضحک وشبیه طنز بوده وپاسخگوئی درحد صفر . هرچند تعدادی از پرسنل هم به دلیل شخصیت ذاتی وبرجسته خود از این طنز مبرا هستند .
  • بی نام A1 ۱۲:۵۰ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
    14 15
    باتشکرازسریال مهران مدیری که پرده از راز مشکلات ربیمارستان ها برداشت بیاین ببینن که دربیمارستان
  • بی نام A1 ۱۲:۵۷ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
    13 7
    آقاي دكتر جعفريان عزيز ، شما پزشك جراح همسر من بوديد و من تا آخر عمر دعاگوي پزشكاني مثل شما خواهم بود كه تمام وجود ارزشمندتان را وقف بيمارانتان مي كنيد، متاسفانه امثال شما در جامعه ي پزشكي بسيار كم است اما شما بخاطر خوبي و صداقتي كه داريد با ديد مثبت به بقيه پزشكان نگاه مي كنيد و گمان مي كنيد اكثريت مانند خود شما در خدمت بيماران هستند در حاليكه اينطور نيست و شما در اقليت هستيد،
    • بی نام IR ۱۵:۳۴ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
      10 4
      انشالا آمار گرفته باشی و واقعا اکثریت پزشکا به قول شما در خدمت بیماران نباشن و پزشک مثل جراح همسر شما بسیار کم باشه اگه این طور نباشه اون دنیا باید پاسخگوی من و همکارای بنده باشی که ندانسته قضاوت کردی . ما اون دنیا همه کسانی که گناه ما رو گردن گرفتن رو خواهیم دید
    • بی نام A1 ۱۹:۰۸ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
      6 7
      بله دوست عزيز، آمار گرفته ام از پزشكاني كه در زندگي ام با آنها سروكار داشتم، از پزشكي كه بدليل سهل انگاري در عمل باعث از كار افتادگي من شد و من مجبور شدم بازنشسته پيش از موعد شوم، از پزشكاني كه چند نوبت فرزندم را معاينه كردند و گفتند ويروس گوارشي است و سرم زدند و فرستادند خانه ، بعد معلوم شد كليه اش هيدرونفروز شده بوده و كار به سنگ شكن رسيد و خدا كليه اش را نجاتش داد، از همسرم كه تا دم مرگ پيش رفت و هر بار دكترش گفت تو از من هم سالم تري و همين دكتر جعفريان نجاتش داد باز هم آمار بدهم؟ قطعا پزشكاني كه براي يك سرماخوردگي معمولي به آنها مراجعه مي كنيم را در آمار نمي آوريم، ما از پزشكان متخصص كه جان مردم دست آنهاست توقع داريم،
    • بی نام IR ۲۱:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
      6 6
      از شما که آمار پزشکا رو به این خوبی در دست داری،باید حتما در وزارتخانه استفاده کرد
  • یاس IR ۱۳:۵۵ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
    5 8
    با سلام واقعیت این است که در پزشکی نیز مانند حرفه های دیگر خوب و بد وجود دارد، ولی بی وجدانی در حرفه پزشکی قابل قبول نیست تابستان گذشته فرزندم زمین خورد ، دندانش شکست و پرده داخلی لب پایین پاره شد، به اورژانس یک بیمارستان خصوصی مراجعه کردیم، دکتر. کشیک که مسن و با تجربه عم نشان وی داد گفت باید بستری شده، بیهوشی کامل شده و داخل دهان بخیه زده شود پرستار مخفیانه به ما هشدار داد که بچه را از بیمارستان ببریم در مراجعه به پزشک عمومی گفتند هیچ نیازی به بخیه نیست و خودش خوب می شه و بعد عز یک هفته کاملا خوب شد همیشه می گم کاش اسم اون پزشک کشیک رو می دونستم و ازش شکایت می کردم و اون پرستار با وجدان زو دعا می کنم
    • هومن A1 ۱۷:۲۳ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
      13 4
      ضمن احترام به شما باید عرض کنم که یکی از مشکلات ما جماعه پزشکی همین واسطه گری های غیر علمی دیگران است. بنده نمیگویم حق با شما نیست اما میتوانم برایتان لیست بلند پایه ای از بیماری های مختلفی که در صورت بخسه نزدن مخاطات ممکن است در همان زمان یا در طی سالهای بعدی پیشآید برایتان فهرست کنم. ضمن اینکه اپروچ و رویکرد به پارگی لثه در کودکان طبق کتب ای ان تی و جراحی اطفال بخیه زدن است. خصوصا اگر که کودک دچار شکستگی دندان نیز شده باشد چرا که زخم با باکتری های بی هوازی دهان در ارتباط است. مشکل دیگری که جامعه با پزشکان دارد عدم پاسخ به درمان است. باید بدانیم که تنها تعداد کمی از بیماری ها درمان قطعی دارند و کیفیت دارو و امکانات تشخیصی و درمانی در کشور نیز پایین است.
  • مریم A1 ۱۶:۵۵ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
    22 10
    متاسفانه این داستان نشانه حسادت عمیق اقشار مردم به پزشکان ووکلاست.مسلما اگر درمورد هر قشر تحصیل کرده ای ساخته میشد باز هم همین واکنش را میدیدیم.علت عقده های فرو خورده میباشد ومسبب ان والدین کودکان هستند که به اجبار کودکان را وادار میکنند واز کودکی رویای تحصیلات پزشکی را در ذهن انها میپرورند ومسلما با عدم موفقیت سرخوردگی انها را در کامنتهای اخیر مشاهده میکنیم
    • بی نام RU ۲۱:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
      9 9
      نخیر مریم خانم ...دلیل کینه مردم از این قشر اینه که درامد یک پزشک ایرانی 7 برابر یک پزشک امریکایی هستش... یک پزشک متخصص ایرانی150 برابرش پرستارش حقوق داره .. کافیه یه سرچ کوچولو توی گوگل بزنی چرا این همه فاصله درامدی این قشر با مردم عادی را در کشورهای توسعه یافته نیست ؟ خبرانلاین جرات داری راجع به مقایسه درامد پزشکای ایرانی با خارجی کار کن
  • امیر 2 A1 ۱۷:۳۴ - ۱۳۹۴/۰۱/۲۹
    17 8
    ادامه متن و کامنت قبلیم..... ادامه.... شيفت و کشيک بوديم...اون موقع ک شما داشتيد دست زن و بچتونو ميگرفتيد و ميرفتيد سينما و پارک افرادي بودند ک همچنان مجرد و دنبال تحصيل بودن.چون اين رشته تازه عموميش هفت ساله و سپس دو سال طرح در ناکجا اباد ب صورت طبابت رايگان و سپس کنکور تخصص يا همون دستياري ک هزار برابر کنکور سراسري سخت تره.و دوباره 6 سال درس و دانشگاه براي گرفتن تخصص و دوباره چند سال طرح باز هم در ناکجااباد... تمامي اينها در کنار دوري چندين ده ساله از پدر و مادر.موقعي ک شما در کنار همسرتان خواب تشريف داريد افرادي از شب تا صبح در بيمارستان در حال سختي کشيدن يا در کتابخانه در حال مطالعه.تورو خدا اطلاعاتتونو در مورد رشته ما بيچاره ها بالا ببريد تا شايد بتونيد ي خورده مارا درک کنيد
  • دكتر رضايي A1 ۰۶:۰۳ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۱
    5 0
    جناب استاد جعفريان بنده از شاگردان شما در دوران پزشكي عمومي در دانشگاه تهران بودم البته بگذريم از اينكه شما و استاد امامي رضوي و دكتر شريفي و دكتر فاضل ودكتر امينيان و دكتر كاوياني و دكتر كشوري و خيلي ديگر از اساتيد عزيز بخش جراحي بيمارستان امام كه من اكنون نام شريفشان ازخاطرم رفته،ازالگوهاي انسانيت درجامعه پزشكي هستيد، برخي ازهمكاران متأسفانه در پايبندي به اخلاق حرفه اي كوتاهي كردندو شد آنچه نبايدميشد.وزارت محترم بهداشت با سياست بوق و كرنا شروع به مبارزه با بي اخلاقيها شد و نتيجه بي اعتمادي و نفرت ازجامعه پزشكي شد. كاش به جاي اين همه هياهو براي هر فرد متخلفي اشد مجازات و محروميت شديد ايجاد ميكردند ولي اين طور به جامعه پزشكي توهين نميكردند. متأسفم و فقط ميتوانم بگويم از ماست كه برماست.
  • سید اکبر رضوی IR ۰۸:۵۴ - ۱۳۹۴/۰۲/۰۸
    1 2
    آفرین به ایشان چقدر حکیمانه مطلب نوشتند و انسان را به فکر وادار می کند. احساس کردم ایشان فیلسوف هم هستن .