تتلوئیسم؛ محبوبیت مَجازهای یک خواننده/ آسیب شناسی تتلیتی‌ها

محمد زینالی *

شاید به یاد داشته باشید زمانی بود در ایران خواندن و سرودن شعرهایی با محتوای هزل رایج شده بود و به کهین و مهین قصه های شاعرانه بی محتوا سروده شده بود. در آن زمان که شعرهای کوچه بازاری زیادی درباره برخی افراد جامعه خوانده می شد و در کوچه پس کوچه ها دست به دست می گشت، مانند لیلی رو بردند چال سیلابی ... لیلی خوشگل است ... لیلی ....

گفته شدن هزل و جک، موضوع مهمی است که صرفا با بد و غیراخلاقی قلمداد کردن آن از کنارش رد می شویم و درواقع هیچ فیلسوفی شاید نخواهد درباره فلسفه هزل چیزی بنویسد، چرا که کلمه هایی بی معنا از زبان مردم در می آید و معنا کردن کلمه های بی معنا شاید تقریبا کار آدم بی کار و بی عار تلقی شود. اما این خود موضوع مهمی است و لازم است بیندیشیم که چرا مردمی که شاید زمانی از روز را با شعر حافظ و سعدی و قیصر امین پور سپری کرده اند، اوقات دیگر عمرشان را با تراوش واژه های بد و بی معنا سپری می کنند. آیا واژه های بی معنا و به درد نخور هم می توانند راز و سخنی داشته باشند؟

زبان انسان، پرده از رازی بر می دارد که در اندرون می پرورد و انسان زبان را از طریق گفت و گو درباره کارها و آمالش تأسیس کرده است تا بتواند با گفتن سخن خود، به خواسته هایش مبنی بر تعامل و تبادل در میان آدمیان برسد. در طول تاریخ زبان انسان توسعه پیدا کرده و به تدریج از طریق ساختمانی منطقی توانسته است با گفتن جملات معنادار احساس و خواسته های خود را بیان کند. حال اگر بر این سخن وی لحن، موسیقی یا گاه غرشی افزوده شود، نشان دهنده حجم غلیظی از احساس وی است که در کلام وی آشکار می گردد. بسیاری از آدم ها هم لحنی سرد و کلامی ساکن دارند و معمولا در ارتباط با آدم های دیگر، فاقد توانایی کلامی هستند. اما گاه کلام فرصت بیان احساسات نیافته و مثل عرفا، با اصطلاحاتی که فقط ابدال میتوانستند آن را بیابند، سخن گفته اند.

اما رازها و رمزها در طول تاریخ دگرگون شده اند. باستان شناسان مدت ها عمر خود را برای کشف رازهای دیرینه در روی کتیبه ها گذاشته اند تا ببینند معنای نمادهای اسطوره ای چیست. گاه درخصوص بسیاری از آثار باستانی سخنانی ناراست گفته شده و علم در مسیر خود این ناراستی ها را گشوده و به تدریج حقیقت برای تاریخ نویسان آشکار گشته است. با این حال، راز و رمز فقط مربوط به آثار باستان شناسی نیست و روانشناسان هم از راز و رمز و حتی رفتارهای انسان پرده برداشته اند تا بدانند پدیده ای مانند جک بازگوی چیست و یا یک تابلوی سورآل در پی بیان چه مقصودی بوده است.

بی شباهت است به این موضوعات که در برهه ای از هنر یا مهارت های هنری، حروفی هزل گونه به صورت راز و رمز در نوشته های خواننده های جدید دیده شود، ولی آیا به راستی می توان از این هزل هایی که در گذشته نیز از شعرهای کوچه بازاری همچون لیلی... آغاز شده و به شعرهای وطنی انجامید، به راحتی گذشت؟ البته ما معمولا از بسیاری از رمزها و نمادها چه هزل و چه اصطلاحات عرفانی می گذریم و معنا نمی کنیم. اما استعارات و نمادها، پی در پی در جامعه ایجاد شده و روندی را طی می کنند تا در نهایت پرده از پس این معانی می افتد و راز خود را آشکار می کنند.

اما نمی توان انسان را به خاطر گفتن هزل نکوهش کرد، چرا که یقینا چنین انسانی شاید نمی تواند سخن نابی در دهان بچرخاند و راز خود را از زبان هزل می‌گوید. هزل برادر هجو است و بدون هجو، پاسخ هزلی شنیده نمی شود و شاید راز این نمادها که به صورت هزل و بی معنا خودنمایی می کنند، در پی هجوی باشد که صاحبان هزل شنیده اند. اما آیا به راستی پاسخ هجو، هزل است؟

یقینا اگر سوالی بهتر بود، پاسخی بهتر نیز شنیده می شد و چه بسا این نیز شده، اما می توان به این موضوع اندیشید که لابد فضای گفت و گو، چندان که باید میسر نیست و مردم به جای این که به سخنان سره دل بسپارند، طرفدار هزل می شوند و اجرامی که می توانند خوب هزل بسازند، ستاره می‌شوند.

جای آن است که به وضع علم و علم گریزی در جامعه اشاره شود و دید چرا سخن علمی که نماد منطق است و یا آواز عرفانی که توصیفی از حقیقت جویی است، جایش را در ارتباطات احساسی مردم به هزل داده است. نمی توان این تهمت را به جامعه زد که علم در آن خریدار ندارد، اما واقعا این منطق که رتبه علمی ایران در سالهای اخیر بالا و بالاتر رفته، در برابر اوضاع نامناسب عملی که روز به روز حادتر شد، اگر هجو نیست، پس چیست؟ افتخار در پی افتخار، برای مردمی که از این افتخار نصیبی نداشته اند، آیا ضرورتی هم برای تعامل احساسی وزین می گذارد؟ یقینا وضع علمی کشور به خصوص در رشته هایی که بایست منجر به افزایش امکانات و بهره مندی مردم می شد، از آن چه می‌سرایند با آن چه ارائه داده اند، فرق می کند.

آیا مردم ایران در ورای علم و قهرمان بازیهای رتبه های جهانی و تفاخراتش، حقیقتی دیده اند که نروند و اسیر مجازهایی که شاید مدت ها بعد معنا شوند، نشوند؟ یقینا اگر کسی در این راه پرده از حقیقتی برمیداشت، شاید بار سنگینش کمرش را می شکست و چاره ای جز اتلاف عمر نداشت. چراکه یا این تفاخرات او را به حاشیه می راند یا جامعه سرشار از آمارهای بالا فرصت شنیدن سخن او را نداشته و به جرم حلاج بازی به گوشه ای خراباتی برای چله نشینی دعوت می شد. در چنین شرایطی است که کمدی کل جامعه را می‌گیرد و گفت و گویی میان این هجو و هزلی که تنها راه پاسخگو به این تمسخر سنگین است می ماند.

آری "تتلو" تنها کسی است که می تواند نمادهایی زشت و زیبا برای سرگرمی و هیچ انگاری بیافریند و مردم را سرگرم عشق بازی با هنری کند که در آن نه حقیقتی است و نه دردسری و نه سخنی که بشود به آن گفت سخن و طرفداران او در واقع در عالم واقعیت و علم چون ندیده حقیقتند، راه افسانه را می جویند.

*محقق فرهنگ عامه

۴۷234

کد خبر 439412

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 9 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 13
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 1
  • عل IR ۰۲:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۵
    9 6
    ببخشید من متوجه اینهمه توجه خبرگزاری ها به تتلو نمیشم اینهمه خواننده مطرح جوان تو کشور بصورت مجاز هستند دو خط از اونا نمینویسید اونوقت در مدح ونقد تتلو اینهمه مقاله؟ شگفتا انگار خودتان مبلغ ایشان هستید و صرفا برای معروفیت شان تلاش وافر میکنید
  • علی A1 ۰۳:۵۱ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۵
    3 1
    یکم از اون جایزه های روشن فکری بیارید برای این آقا اسمش رو هم تو لیست روشن فکر ها اضافه کنید.
  • بی نام IR ۰۴:۳۲ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۵
    12 23
    تتل کجا بیربط میخونه جدیدا؟مثلا خونه ارومه خونه یا انرژی اتمی
  • بی نام IR ۰۴:۴۳ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۵
    20 6
    حتما باید هر روز یه خبر از تتلو برید؟ خبریه مگه؟ انگار مجبورتون کرده
  • امين IR ۰۴:۵۶ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۵
    5 1
    چقد چرت و پرت بود مقاله واااقعا
  • بی نام IR ۰۴:۵۸ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۵
    3 1
    زینالیسم
  • بی نام IR ۰۵:۵۷ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۵
    4 2
    والا اگر شما این تتلو را سر زبان نیندازید خیلی ها اصولا او را نمی شناسند. من و خانواده ام هیچوقت ترانه های ایشان را نشنیده ایم و الان کنجکاو شده ام که ببینم چه خوانده که اینقدر مورد انتقاد قرار گرفته. شما سهوا یا عامدا مردم را به سوی همان چاله ای می کشانید که عده ای برای فرهنگ و هنر می کنند. بعضی امور نیاز به تحلیل علمی ندارد. مثل سوت قطاری است که دمی بعد اثری از آن یافت نمی شود. ول کنید اینها را. این افراد نه وزن فرهنگی دارند و نه اثرگذاری بر فرهنگ.
  • ali IR ۰۶:۴۵ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۵
    5 3
    من نمیفهمم شما الان به یه جمعیتی که نسل جوان هست توهین کردینمن کاری به شجریانو شعراش ندارم ولی جون الان هاهاهاهووو نمیخواد یه چیزی میخواد حرف دلش باشه خب تتلو هم حرف دلشونو میزنه. نمیدونم چرا انقد منفی میبینید همه چیو نیمه پر لیوانو ببینید تتلو خیلی وقته مشروب و سیگار نمیکشه و به طرفداراش گفته مصرف نکنن من خیلیارو میشناسم به خاطر حرف تتلو مشروبو و سیگارو گذاشتن کنار این یعنی نیمه پر لیوان.چرا شما میخواد فقط تخریب کنید؟چرا به سلایق هم احترام نمیزارید؟
  • بی نام A1 ۰۷:۴۵ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۵
    2 3
    این یادداشت بیخود چیه؟؟؟
  • محمد IR ۰۹:۱۸ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۵
    2 5
    من دلم واسه جوونا میسوزه،تتلو تو اینستاگرام مینویسه بغ بغو حالا همه بگید بغ بغو.بعد همه کامنت گذاشتن بغ بغو،خدایا جوونامون به کجا میرناینم بگم که من اینو تو اینستاگرام یه نفر دیدم،فقط باید تاسف خورد
  • توفان A1 ۲۰:۴۹ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۵
    2 1
    با تشکر از مطلب جالبتان بنظر من بسیاری از مردم آنقدر ذهنشان درگیر مسایل مختلف زندگی هست که دیگر نمیخواهند آنرا درگیر سخنی پیچیده و سنگین دیگری در قالب شعر و ترانه کنند و فقط دوس دارند موسیقی در همان لحظه و در سطح نیازشان را برطرف سازد. از طرفی بسیاری از جوانان نسل جدید با دوری گزینی از مطالعه به زندگی و تفکر در سطح عادت کرده اند.از اینرو موسیقی مورد علاقه شان نیز باید سطحی باشد. و شاید تحمل شنیدن و تفکر درباره حتی یک ترانه غیرسطحی را نیز ندارند.
  • بی نام A1 ۰۴:۱۷ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۶
    3 4
    این تتلو رو انقد بیخود بزرگش نکنین انقد اسمشو نیارین
  • ehsan IR ۱۷:۴۷ - ۱۳۹۴/۰۵/۰۸
    4 2
    چرا از اسمش سو استفاده میکنید تا امار بازدید سایتتون بال بره؟