۰ نفر
۲۹ اردیبهشت ۱۳۹۸ - ۰۷:۲۰

محمدرضا مهاجر

در اوج گرما رسید خانه. با شلنگ توی حیاط سرش را خیس کرد و روی بالشی که از دیشب کف اتاق مانده بود دراز کشید.

تازه داشت خنکای نسیم ،حالش را بهتر می کرد که شیشه اتاق با صدای مهیبی فرو ریخت و توپ بچه های همسایه، افتاد کنار بالشش.

با لج، چاقو را از روی تاقچه برداشت و توی شکم توپ فرو کرد. آمد کنار پنجره و توی کوچه را نگاه کرد.

- این توپ مال کدوم...

ادامه حرفش را خورد و زیر لب گفت :لعنت برشیطون

توپ پاره را به سمت بچه ها پرت کرد و منتظر عکسالعمل شان ماند. آنها یکی یکی به آرامی لای در خانه ها را باز کردند و گم شدند.

                                                                                                ***

دم غروب یک توپ نو دستش بود و آمد توی محل. بچه ها با دیدنش عقب عقب رفتند.

- بچه ها بیایید بازی. منم یارکشی کنید.

توپ را انداخت وسط کوچه.

۱۷۱۷

کد خبر 526300

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
4 + 0 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 18
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام A1 ۰۵:۴۷ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    امیدوارم اینجوری تموم نشه
  • بی نام A1 ۰۶:۰۸ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    حالا مثلا آخرش تعریف کرد که نقشش پررنگ تر بشه
  • بی نام IR ۰۶:۲۴ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    چه دهن لق
  • eli ۰۶:۳۱ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    زحمت همشونو به هدر داد با اين لو دادنش!
  • بی نام IR ۰۶:۳۲ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    آدمهای بد به سزای اعمالشان رسیدن و آدم های خوب زندگی خوب و خوشی خواهند داشت،به به چه پایان غیر کلیشه ای ،دمشون گرم انتظار نداشتم واقعا
  • زهرا IR ۰۶:۳۹ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    این بود اون پایان غیر قابل پیش بینی،اینو که بچه کوچیک هم بلد بود بنویسه
  • رضا.ب IR ۰۶:۴۳ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    عجب آدمیه ها. میکروفون هم جنبه میخوادا
  • امیر A1 ۰۶:۴۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    واقعا متأسفم برای این خانم که اخلاق حرفه ای کاری را با ادعای 25 سال سابقه کار به خوبی رعایت کرد و پایان سریال را لو داد و زحمات تیم زحمت کش سریال جذاب شهرزاد را خراب کرد، همون بهتر که خانم زینتی نقش پررنگ شما تبدیل به نقش کم رنگ و بی اهمیت مل مل شد.
  • علیرضا IR ۰۶:۴۹ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    چه بی مزه حالا چجوری بقیشو نگاه کنیم ؟
  • ساناز A1 ۰۶:۵۰ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    خیلی خیلی برای عوامل تولید متاسفم که نتوانستند جلوی لو رفتن داستان را بگیرند هرچند با این سفید نمایی و قهرمان سازی که این اواخر از شخصیت فرهاد شده بود کاملا مشخص بود که سریال دارد به طرف تبدیل فرهاد به شاهزاده ای با اسب سفید پیش می رود که بیاید وشهرزاد را نجات دهدشما هم خبر ان لاین درست است از دوستاران این سریالید اما بد نیست نظرات را چاپ کنی
  • آرش GB ۰۶:۵۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    حالا چه دلیل داشت که آخر سریال و تعریف کنه؟؟؟ بازیگر حرفه ایی
  • بی نام A1 ۰۶:۵۸ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    اوایلش بد نبود، ولی رفته رفته داستانش خیلی کند و بدون هیجان ادامه پیدا کرد. البته این نظر من هست، و ممکنه بقیه نظر متفاوتی داشته باشن
  • جواد IR ۰۶:۵۸ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    مزخرفترین پایان ممکن همینه که شهرزاد و فرهاد با هم ازدواج کنن.
  • بی نام IR ۰۷:۰۰ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    تا حالا یه قسمتش ندیدم
  • بی نام IR ۰۷:۰۵ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    پایان اغلب سریالهای ایرانی همین گونه است. مثل پایان خوش اغلب بازی های دربی.
  • بی نام A1 ۰۷:۰۸ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    واقعا یه بازیگر اجازه داره قصه رو لو بده؟؟
  • انیتا A1 ۰۷:۱۴ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    من خود عاشق این سریال بودم در قسمتهای اول یکی از دلایل هم این بود که شخصیتهای فیلم خاکستری بودند ولی هرچند جولوتر رفتیم شاهد سیاه وسفید نمایی از شخصیتهای فیلمیم بطوری که فرهاد که اوایل فیلم یک شخصیت دوست داشتنی بود مثل قیه جوانان ارمان خواه که البته ارمان انسانی وقشنگی هم داشت تند رویی هایی هم دارد ولی هر چند جلوتر رفتیم فرهاد تبدیل به یک شخصیت بدون عیب ونقص شد ناجی جان بزرگ اقا یا فرهاد حتی سیگار هم نمی کشد با این که هرکس اندک دانشی از ان روزگار داشته باشد می داند تمام جوانان روشنفکر و ادیب وسیاسی ان دو ران سیگاری بودندوسیگار اصلا چیز بدی نبوده ولی انگار نویسنده خواسته برای بیننده امروزی فرهاد را مقدس نشان دهد این خصیصه فیلم فارسی های قدیم است یک طرف عاقل وخوشبخت طرف دیگر بی عقل مطلق بدبخت
  • neda A1 ۰۷:۱۶ - ۱۳۹۵/۰۱/۲۴
    0 0
    حالا چرا لو داد؟؟؟ کار بدی کردن درست نیست