هر روز مقامهای مسئول و غیر مسئول و گروهها و گروهکهای تلگرامی و حتی مردم توی صف نانوایی آمار وحشتناکی از سرانهی مطالعه در کشور میدهند. اینها با تقریب خوبی همان کسانی هستند که اغلب از ارتباط مردم با فنآوریهای نوین ارتباطی مانند گوشیهای هوشمند و تبلتها ناخرسند هستند و فریادشان به هوا بلند است که مردم به زبان خودمانی سرشان توی گوشیهایشان است.
هیچ کس هم نیست که این تناقض وحشتناک را یادآوری کند که اگر سرانهی مطالعه پایین است، پس این مردم توی گوشیهاشان چه میکنند؟ یک بار با یکی از مدعیان این بحث را طرح کردم گفت تلگرامبازی، پیامک بازی، کلش آو کلنز بازی، اسنیک بازی.

برایش توضیح دادم که اسنیک دیگر تقریبا به تاریخ پیوسته و کلش آو کلنز هر چند برای بعضی از هوادارانش بسیار معتادکننده است اما بقیه وقت محدودی روی این بازی و بازیهای مستمری مانند آن میگذارند چون بازی نیاز به تمرکز شدید دارد و پس از مدتی ذهن فرد را خسته میکند. بنا بر این، بر خلاف تصور این جماعت معترض اغلب مردمی که سرشان توی گوشیهایشان است دارند چیزی میخوانند. اگر این فرض نه چندان غیر عادی را بپذیریم که مطالعه لزوما خواندن کتاب نیست و شامل هر خواندنی میشود؛ آنچه این معترضان اسمش را تلگرامبازی و پیامکبازی میگذارند نوعی مطالعه است و مطالعهای با ضریب هوشیاری بالا نیز هست.
از خاطرمان نرفته که هواداران کهن کتابخوانی کتاب را به عنوان قرص خوابآور نیز تجویز میکردند و میگفتند که کتاب بخوانید تا خوابتان ببرد. این یعنی کتاب خواندن مطالعهی فعال نیست و با تمرکز اندک - تا مرز خوابیدن - نیز پیش میرود. اما حضور در یک گفتوگوی تلگرامی یا پیامکی هوشیاری بالاتری را میطلبد.
در این مواقع آنها که به خواندن کتاب توصیه میکنند عصبانی میشوند و گاه با فریاد از «عمق» کتاب که در تلگرام نیست حرف میزنند. این حرف بسیار بیربطی است. حجم قابل توجه و غیر قابل انکار آن آمارها که از سرانهی مطالعه میدهند آمار کتابهای کمک درسی است که در زمان کودکی ما نام آشکارتری داشت؛ حلالمسائل. کتابهایی که نه تنها عمقی ندارند بلکه به دانشآموز و دانشجو یاد میدهند چه طور نظام آموزشی را دور بزند.
بگذریم که حجم قابل توجهی از آنچه در تلگرام و پیامکها دست به دست میشود - چه با ارزش و چه بی ارزش - بریدهی کتابها است.
[این مطلب ادامه خواهد داشت.]







نظر شما