من آمده‌ام که تا آخر انتخابات بمانم. با کسی شوخی نمی‌کنم. وقتی در کار سیاسی وارد می‌شوم، جدی هستم و تا آخر می‌ایستم.

فرشاد مهدی‌پور - محسن فرجادی
ساختمان فرهنگستان هنر در مرکز شهر تهران، در حال رونمایی از زیر گرد و غبار یک ساختمان‌سازی قدیمی است؛ ساختمانی پر رفت و آمد که صبح دیروز طبقه هفتم آن، میزبان گفت‌وگوی ما بود با رئیس فرهنگستان؛ میرحسین موسوی؛ نخست‌وزیر سال‌های دور و نامزد انتخابات ریاست‌جمهوری 40 روز دیگر.

گفت‌وگو با موسوی یک‌بار به تعویق افتاده بود و این‌بار زمان 20 دقیقه‌ای ما، 45 دقیقه‌ای کش می‌آید. او شمرده و کوتاه پاسخ می‌دهد، بی‌نگاهی مستقیم و هیجانی کنترل‌نشده. او نمی‌خواهد درباره برخی چیزها بیشتر از آن‌چه تا امروز گفته شده، سخنی بگوید؛ رابطه با سیدمحمد خاتمی (که دکتر می‌نامدش) و نحوه ورود غیرمترقبه‌اش به انتخابات، چگونگی تعامل با برخی چهره‌ها و گروه‌های اصلاح‌طلب و اصولگرا و جزییات دیدار با رهبری انقلاب. به ساعت موبایلش مدام نگاه می‌کند و سرانجام بلند می‌شود؛ می‌گوید دعا کنید بتوانیم وضعیت کشور را با اتکا به نیروهای خود اصلاح کنیم، این حجم از درگیری‌ها و مناقشات واقعاً نگران‌کننده و خطرناک است. در میانه رفتن به اتاق کارش، درخواست عکاس ما را برای عکاسی از دفتر کارش با لبخندی رد می‌کند و می‌رود.

 سؤالات زیادی راجع به حضور شما وجود دارد؛ نحوه ورود شما به انتخابات در حالی که گفته می‌شد به آقای خاتمی اعلام کرده‌اید که تا اردیبهشت ماه تصمیم‌گیری نخواهید کرد، کمی غیرمنتظره بود.
آنچه مربوط به شرکت بنده و برادر عزیزم دکتر خاتمی است، تقریباً به طور کامل در بیانیه ایشان و نامه من وجود دارد و هیچ چیزی فراتر از این دو نامه نیست و سؤالی که هست با مطالعه آن دو نامه می‌توان به کنه‌اش پی برد.

یعنی شما جمله «تا اردیبهشت ما‌ه صبر می‌کنید و بعد اعلام نظر می‌کنید» را نگفته‌ بودید؟

ما ساعت‌ها با هم بحث و ملاقات داشتیم و بنابراین زوم کردن روی یک جمله مسئله را روشن نمی‌کند. بهترین سند، بیانیه ایشان و نامه من به آن است.

آقای موسوی! رابطه شما با ایشان رابطه‌ای دوجانبه است یا در این ارتباط دیگران هم دخالت دارند؟

نه! هیچ‌کس دخالت نداشته است. رابطه ما با آقای خاتمی رابطه‌ای بسیار دوستانه است و از سال‌ 60 با هم چه در دولت زمان جنگ و بعد که ایشان رئیس‌جمهور شدند، دوره‌هایی که مسئول بودند و نبودند، حتی دوره‌ای که رئیس کتابخانه ملی بودند، ارتباط نزدیک داشتیم چه رسد به الان. چیز ویژه‌ای بین ما نبوده و دائم با یکدیگر گفت‌و‌گو داشته‌ایم.

منظورم نقش چهره‌‌های سیاسی و تشکل‌هایی مثل سازمان‌ مجاهدین، مشارکت و مجمع روحانیون است که آیا در این ارتباط نقشی داشته‌اند؟

درباره مجاهدین انقلاب، مشارکت، احزاب و گروه‌ها آنچه به بنده مربوط می‌شود مواضعم را در این رابطه خیلی رک و شفاف مطرح کرده‌ام. الان هم به عنوان کاندیدای مستقل هستم که با همه نیروها از جمله همین گروه‌هایی که شما گفتید، بهترین ارتباط را دارم، همانطور که با اصولگرایان ودیگران دارم؛ با حفظ اصول و موازینی که تا به حال اعلام کرده‌ام، این مشی را تا انتها ادامه خواهم داد. اعتقاد دارم نیروهای سیاسی در جامعه باید دور هم جمع شوند، ضمن اینکه سلیقه‌ها و مشی و ارتباطات سیاسی خودشان را دارند در چارچوب اعتقاد به قانون اساسی، رهبری و منافع ملی با هم همکاری و همیاری داشته باشند. در مورد دولت‌ها هم همین‌ گونه فکر می‌کنم؛ دولتی موفق است که بتواند بر اساس شایسته‌سالاری بازوان خودش را روی همه نیروها باز کند و از همه نیروها انشاءالله استفاده کند.

با این وصف دولتی که در صورت پیروزی تشکیل خواهید داد، حزبی است یا ائتلافی؟

دولتی مستقل و اینکه می‌گویم حزبی نیست معنی آن این نیست که از جناح‌ها و گروه‌های مختلف استفاده نمی‌کند؛ بنده در این باره مثالی که آوردم دولت زمان جنگ بود که از جناح‌های مختلف در آن حضور داشتند و خیلی خوب با همدیگر کار می‌کردند.

ولی آن دولت به مرور دچار ریزش‌هایی شد. . .

دچار ریزش شد؛ ولی این ریزش‌ها در مواقعی بود که امکان همکاری خلاق وجود نداشت. در آن حالت جدایی‌ها منجر به دشمنی‌ها نمی‌شد؛ تا آخرین لحظه دولت ترکیبی بود که از نیروهای مختلف در آن حضور داشتند.

آقای موسوی فکر می‌کنید در صورت رئیس‌جمهور شدن اولین مواجهه‌تان با منتقدانتان خواهد بود یا دوستانتان که امروز همراهی‌تان می‌کنند؟

فضای آینده را فضایی متراکم از کار و دویدن می‌بینم که فضای درگیری‌های سیاسی در آن بسیار کم خواهد شد. آنقدر در مملکت کار انجام نشده و تصمیم ‌هست که باید گرفته شود که همه نیروها را می‌تواند مشغول به حرکت روبه‌جلو و تحرک کند و این زمینه‌ها می‌توانند زمینه‌های اختلاف را کم کنند. همه امید من به این مسئله است. فضایی که دائم همه برای هم بزنند برای جمهوری اسلامی مفید نیست.

ورود شما طبیعتاً تنش ایجاد خواهد کرد.

نه! فکر می‌کنم اگر تنشی هم ایجاد شود، در انبوهی از کارهایی که همه موظف و معتقدند باید انجام شود، ‌از بین می‌رود. ما مشکلات وسیع اجتماعی، اقتصادی و سیاسی داریم. اگر همه نیروهایی که در جامعه و در همه جناح‌های سیاسی هستند، دست به دست هم بدهند باز هم برای از بین بردن مشکلات کم است. اصل این است که دولت و مجلس فضا را طوری باز کنند که فضا از حالت خصمانه دور شود.

یعنی در این مسیر سعی می‌کنید از چهره‌های دولت فعلی هم استفاده کنید؟

از هر نیرویی که بتواند در جامعه و دستگاه‌های اجرایی کار کند به عنوان وظیفه شرعی برخودم می‌دانم که استفاده کنم؛ این را صرفاً مصلحت حزبی نمی‌دانم آن موقع [زمان جنگ] هم که کار می‌کردم کمترین توجه را به این مسائل سیاسی جناحی داشتم.

الان مناسبات سیاسی از خیلی شرعیات اول انقلاب مهمتر شده. فکر می‌کنید کار جمع می‌شود؟ کشور اینگونه اداره می‌شود؟ چون همه قائل به این موضوع نیستند.

درست است! ولی خود دولت در موضع‌گیری‌اش فوق‌العاده اهمیت دارد که چگونه به نیروهای انسانی نگاه می‌کند. فرض کنیم که فردی از جناحی بتواند یک جزیره را آباد کند، یک منطقه آزاد را راه بیندازد، یک کار بزرگ را اداره کند و. . . خیانت است که اگر فردی بتواند بهترین کارها را انجام دهد و از او استفاده نکنند و یکی از مشکلاتی که در کشور هست، این است که همین دولت فعلی اگر از نیروهای خوب استفاده می‌کرد، بهتر و قوی‌تر بود. من اعتقاد داشتم و بارها به دوستانی که سر کار آمدند گفته‌ام غیر از لایه سیاسی که در بالا قرار می‌گیرد، طبقات میانی و مدیرانی آن که تقریباً 99 درصد مدیریت کشور متعلق به همین قشر میانی است با هر دولتی که بخواهد خدمت کند، حاضرند کار کنند و صرف‌نظر کردن از این نیرو خسارتی است که متحمل شدیم و به دولت فعلی هم این خسارت وارد شده است. در نفت، صنعت، مدیران استانی، سیاسی در سطح جامعه افرادی که پرورش یافته انقلاب بودند و مسئله گرایش‌های سیاسی‌شان فرع بر توانایی‌هایشان بود و می‌توان از آنها استفاده کرد، جز مواردی که امکان‌پذیر نباشد. مدیریت سیاسی کشور باید حاضر باشد با هر اصلاح‌طلب یا اصولگرا کار کند. در کشورهای دیگر هم همین است که لایه نازکی را عوض می‌کنند ولی بدنه را که عوض نمی‌کنند.

آقای مهندس! بعضی از مواضع شما با آقای احمدی‌نژاد شباهت دارد. مثلاً اینکه ایشان می‌گوید نامزد حزبی نیستم و یا دولتی که تشکیل می‌دهم، سلایق گوناگون در آن هست. حتی در شعارها و موضوعاتی چون عدالت و مستضعفین خیلی شباهت وجود دارد. قبول دارید شبیه آقای احمدی‌نژاد هستید؟

روی این نسخه اصل و این موضوعات نمی‌خواهم تأکید کنم ولی به ذهنم می‌آید که مجموعه شعارها و عملکردها را باید در نظر بگیریم. اگر اینچنین باشد، نه! ما تفاوت‌های زیادی با هم داریم. واژه‌ها مهم‌اند، انتساب به واژه‌ها مانند عدالت و پایبندی به اصول مهم‌اند ولی باید دید هرکس چه تفسیری از این اصول و شعارها می‌کند. من فردی قانون‌گرا هستم، به شدت به بیت‌المال حساسم، سعی می‌کنم با مردم شفاف باشم، اعتقاد به شفافیت اطلاعات دولت دارم و معتقدم هیچ چیزی نباید باشد که مردم درباره آن بی‌اطلاع باشند. مردم نباید نامحرم باشند، مگرچیزی که امنیت ملی ما را تهدید کند و آن هم البته درچارچوب قوانینی که برآمده از مسیر است که مردم تعیین‌کننده آن هستند که فلان‌چیز باشد و فلان‌چیز گفته نشود. من در سیاست خارجی به اصول و رویه‌ای پایبند هستم و در کنار این پایبندی البته اعتقاد ندارم در اعمال سیاست خارجی برنامه‌ریزی نکنیم یا دچار آرمان‌گرایی افراطی شویم و یا بر اساس پیش‌بینی‌هایی که ممکن است نظام‌های دیگر در حال فروپاشی شوند و یا دارند سریع از بین می‌روند سیاست خارجی‌مان را تدوین کنیم. به قول افرادی که در حوزه علوم سیاسی کار می‌کنند، ما جزو واقع‌گرایان این صحنه هستیم. حالا تطبیق این شعارها برعهده شما است.

یکی از موضوعات رایج این روزها این است که آقای موسوی نسخه اصلی است که مشابه آن را احمدی‌نژاد در سیاست خارجی، ‌اقتصاد و. . . طرح می‌کند، حداقل در الفاظ شباهت‌های زیادی دارد، کاری ندارم شما نسخه اصل هستید و یا ایشان اصل است، نمی‌خواهید که این شباهت‌ها را رد کنید؟

شباهت لفظی وجود دارد. همه ممکن است از عدالت تعریف کنند و بگویند عدالت و آزادی را دوست داریم. هیچ‌کس هم نمی‌گوید اینها را دوست نداریم؛ ممکن است شباهت‌های لفظی وجود داشته باشد. فکر می‌کنم کار روزنامه‌ها کنجکاوی در محتواهای این واژه‌هاست که هرکس به چه شکل و شیوه‌ای این واژه‌ها را به کار می‌برد و واژه‌هایی که به کار می‌برد پشت این واژه‌ها به چه نوع برنامه‌هایی اشاره می‌کند. بنده به شدت روی مسئله برنامه‌ریزی اقتصادی معتقدم، دولت فعلی روی این مسئله خیلی تمایلی ندارد، نمونه‌اش منحل کردن سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی است؛ بنده به شدت پایبند به قالب شوراهای رسمی و مهمی هستم که در دوره انقلاب و قبل از آن تأسیس شده که بخشی از این شوراها نقش فوق‌العاده‌ای در سیاست‌گذاری‌ها دارند مثل شورای پول و اعتبار، اما دولت فعلی به این مسئله اعتقادی ندارد؛ به عنوان خوب یا بد نمی‌گویم، می‌خواهم تفاوت‌ها را بگویم. اعتقاد دارم برای از بین بردن فساد قدم اول، شفافیت است و یکی از راه‌های شفافیت این است که نحوه اجرای بودجه تحت نظارت مجلس و دیوان محاسبات باشد و دولت در این زمینه پاسخگو باشد، در این زمینه مشکلات و اختلافاتی داریم. بنده برای حمایت از قشرهای مستضعف و محروم جامعه که با هم شعار می‌دهیم، معتقدم باید اقتصاد ملی را نیرومند کنیم، تولید را حمایت کنیم، از کارخانجات و کشاورزی حمایت کنیم. بنده سیاست‌های وارداتی دولت فعلی را قبول ندارم و معتقدم برخلاف مصالح مردم است و به ما ضربه می‌زند. اینها تفاوت‌هاست. بله! در شعارها به هم نزدیکیم ولی در بطن با هم فاصله داریم.

یکی از شباهت‌هایتان با اصولگرایان در باب موضعتان در قبال سیاست خارجی و رهبری است. سؤالی که پیش می‌آید، این است که این مواضع را از جهت جذب آرای اصولگرایان مطرح می‌کنید یا قصد دیگری در پشت آن نهفته است؟

نه! من هیچ‌موقع در این فضا نبوده‌ام و بر اساس اعتقاداتم صحبت کرده‌ام. مواضع بنده را از اول انقلاب که بخشی از آن در سرمقاله‌های جمهوری اسلامی است و بخشی در 8 سال مسئولیت و بخشی از آن در این 20 سال سکوت؛ 14، 15 صحبت مهم داشته‌ام، مهم که نه، صحبت داشته‌ام که انعکاس داشته؛ اینها یک منظومه را تشکیل می‌دهد و به بنیادها و اصولی برمی‌گردد که آنها را عوض نکردم. پس اینها را به عنوان مصرف داخلی و انتخاباتی مطرح نمی‌کنم و جزو اعتقاداتم است.

فکر نمی‌کنید با این شعارها نمی‌توانید رأی طیف خاکستری و خاموش انتخابات را جمع کنید؟

من تصمیمی گرفتم که بر اساس آن عمل کردم. گفتم می‌آیم گفتمانی را روشن، صریح و بی‌ابهام با مردم مطرح می‌کنم. حالا این برعهده مردم است که از این گفتمان خوششان بیاید یا نه، یا استقبال می‌کنند یا نه. آن چیزی که برای من به عنوان فردی مسلمان و سیاسی مهم است، این است که از چارچوبی که اعتقاد دارم، فراتر نروم؛ حسی که من دارم این است که بر اساس بیانیه اول که مطرح کردم و در موقعیت‌های مختلف بسطش دادم پاسخ‌های مناسبی بدهم.

نگران ریزش‌ رأی‌هایتان نیستید؟ فکر نمی‌کنید افرادی که می‌خواستند به خاتمی رأی دهند، شما را انتخاب نکرده و رأی ندهند؟

گمان می‌کنم به دلیل اینکه من شعارهایی را مطرح می‌کنم که با مصالح ملی، آینده کشور و با ویژگی‌های خوبی که اصلاحات داشت در کنار چیزهای خوبی که اصولگرایان دارند جمع می‌کند همه نیروها را جذب می‌کند.

نگران این طیف نیستند؟

نه! بر اساس روندی که می‌بینم نگران نیستم. ببینید! وقتی وارد صحنه انتخابات شدم، هی می‌گفتند نسل سه نمی‌دانند کی هستی؛ حالا می‌بینید که شما این واژه را به کار نبردید؛ این نشان می‌دهد وقتی بحث می‌شود و اطلاعات به مردم داده می‌شود، ابهامات از بین می‌رود و یا اینکه وقتی وارد شدم، تصوری وجود داشت گویی اینکه اقتصاد زمان جنگ را احیا خواهم کرد، وقتی جمع 700 نفری از فعالان اقتصاد جمع شدند و چون موضوع با اهمیتی بود از روی کاغذ 52 گزاره را مخصوصاً بند، ‌بند طرح کردم چون جلسه احساسی نبود که بنده سخنرانی انتخاباتی کنم، این اعتمادی را در فعالان اقتصادی، تولیدگران و تجار ایجاد کرد؛ خود به خود می‌بینید که این ابهامات را از بین برد. به تدریج در این 40، 50 روزی که باقی مانده بر مدار مواضع اولیه مواضعم را باز خواهم کرد؛ حالا یک عده‌ای علاقه‌مند و عده‌ای علاقه‌مند نیستند.

آقای مهندس! آیا رأیی که به آقای خاتمی داده می‌شد به شما داده می‌شود؟

نمی‌توانم کامل پیش‌بینی کنم ولی فکر می‌کنم قشرهایی که ممکن بود پشت‌سر آقای دکتر خاتمی قرار گیرند، در انتخابات پشت‌سر بنده قرار بگیرند و رأی دهند، بیشتر در این زمینه اقبال می‌بینم.

الان تصور می‌شود آن میزان حمایتی که باید از سوی اصلاح‌طلب‌ها از شما صورت بگیرد، نشده است. آقای خاتمی یک بیانیه و سخنرانی به نفع شما داشته‌اند و کار دیگری نشده، ‌فرض این بود که سفرهای استانی شکل می‌گیرد و حجم بالای تبلیغات به نفع شما آغاز می‌شود. در صورتی که اینگونه نبود با این تحلیل موافق هستید؟

نه! به نظرم می‌آید دوستان اصلاح‌طلب زحمت زیادی می‌کشند و دارند فعالیت می‌کنند. گروه‌های جوانشان دارند فعالیت‌ می‌کنند و در چند سفری که داشتم کاملاً این را حس کردم، در عین حالی که در کنار نیروهای اصلاح‌طلب، جوانان و گروه‌های مختلف همراهی می‌کنند، قشرهای مختلف مردم که امکان دارد با اصلاح‌طلبان هم اختلاف سلیقه‌ای داشته باشند، در آنها اقبال می‌بینم، ‌ترکیبی از جمعیت را در سطح جامعه می‌بینم که نمونه آخرش در مشهد بود که به صورت عینی آن را لمس کردیم.

این را از این جهت می‌گویم که نظرسنجی‌ها در ابتدای سال نشان می‌داد شتاب خوبی را ابتدای سال کسب کرده بودید اما این رشد متوقف شده و نظرسنجی‌ها می‌گوید آقای موسوی جهش اولیه را ادامه نداده است. فکر می‌کنم از این نظرسنجی‌ها اطلاع دارید.

البته منابع این نظرسنجی‌ها متفاوت است و بنابر اینکه چه گروه و دسته‌ای با چه ملاک‌هایی در چه طبقه‌ای و چه جاهایی انجام می‌شود، متفاوت است. آهنگ نظرسنجی‌ها را در مجموع مثبت می‌دانم، در مقایسه با انتخاب‌های گذشته وضعیتی که کاندیداهای مشابه من داشته‌اند در حالت رشد یابنده سریع می‌بینم. خودم خوشبینم.

آقای موسوی! در انتخابات قبلی به کدام‌یک از کاندیداهای اصلاح‌طلب رأی دادید؟

این چیزهای سری بین خود آدم و خداست.

از اینجا می‌خواهم بپرسم که اگر به آقای کروبی رأی دادید و یا رأی ندادید در انتخابات نسبت شما با آقای کروبی به کجا می‌رسد؟

رابطه ما با آقای کروبی رابطه‌ دوستانه است. امروز هم اگر در رسانه‌ها دقت کرده باشید، کمیته هماهنگی صیانت از آرا تشکیل دادیم.

اگر تا لحظه رأی‌گیری بمانید ترکیب آرا چگونه خواهد بود؟ شما بخشی از آرا و ایشان هم بخش دیگر را جمع می‌کنید و احتمالاً به مرحله دوم نمی‌روید.

همانطور که می‌دانید ترکیب آرا خودش هنری است اما من به اصل دیگری رجوع می‌کنم. افراد شاخص و خوبی در سطح جامعه هستند بالاخره در سطح کاندیداتوری آمده‌اند و آقای کروبی یکی از بهترین دوستان ماست که آمده است. اولاً اینکه ایشان شخصیت گمنام و ناشناخته‌ای نیست و حق هم دارد تا آخرین لحظه بماند، بنده دغدغه‌ای که افراد گوناگون در صحنه انتخابات باشند، ندارم. ما باید شرایطی را فراهم کنیم که مردم آزادانه رأی دهند و رأی آنها خوانده و صیانت شود؛ نتیجه هرچه باشد یقیناً به خیر مردم است.

همه از این می‌گویند که امکان دارد آقای کروبی به نفع شما انصراف دهد.

من اصلاً به این چیزها فکر نمی‌کنم.

من می‌خواستم عکس این موضوع را بپرسم، آیا امکان دارد شما به نفع کروبی کنار بروید؟

من آمده‌ام که تا آخر انتخابات بمانم. با کسی شوخی نمی‌کنم. وقتی در کار سیاسی وارد می‌شوم، جدی هستم و تا آخر می‌ایستم و عقب‌گرد نمی‌کنم. برای همین. . . [جمله‌اش را کامل نمی‌کند] خلاصه اینکه با مردم بازی نمی‌کنم.

این سؤال از اینجا نشات می‌گیرد که در دیدارهایی که با برخی از مسئولان داشته اید. . .

از آن جلسات فکر نمی‌کنم جز من و اگر منظورتان مقام معظم رهبری باشد، هیچ‌کس خبر نداشته باشد.

راجع به آن جلسات نمی‌خواهید توضیح دهید؟

نه، دوست دارم که. . . [جمله‌اش را کامل نمی‌کند] جلسه خوبی بود و ایشان محبت داشتند. این تنها جلسه بنده هم نبود، من در طول سال‌هایی که دور از مسئولیت بوده‌ام و یا در مسئولیت‌هایی که داشته‌ام یا دیدارهایی با ایشان داشته‌ام و برای همین چیز غیرعادی نبود و راجع به مسائل مختلف و انتخابات صحبت شد و بنده با یک احساس خوبی از آن جلسه بیرون آمدم.

آقای مهندس! اگر این دوره شکست بخورید، در صحنه باقی می‌مانید یا باز هم سکوت می‌کنید؟

من در این دوره می‌خواهم پیروز شوم و درباره شکست سخن نمی‌گویم.

ترکیب کابینه‌تان را معلوم کرده‌اید؟

نه! ترکیب کابینه در کشور ما چون جنبه حزبی ندارد، هرگونه بحث و گفت‌و‌گو راجع به آن می‌تواند باعث تخریب شود.

معاون اول چطور؟

آن هم همین‌طور، باید بعد از انتخابات راجع به اینها تصمیم گرفت.

آنچه در شعارهایتان تاکنون مطرح کرده‌اید، در اختیار گرفتن نیروی انتظامی و بحث تلویزیونی در اختیار دولت را مطرح کرده بودید. . .

این‌ها در صحبت‌های خصوصی با دوستان مطرح شد که مناسب است در اختیار دولت قرار گیرد. هنوز هم به چنین چیزی اعتقاد دارم و حتی فراتر از این اعتقاد دارم که باید کانال‌های تلویزیونی متعدد و آزادی داشته باشیم که البته باید توسط نظام از لحاظ سیاسی، امنیتی و مصالحی که وجود دارد، مدیریت شود.

قبول دارید در تناقض با اصولی از قانون اساسی است؟

باشد! من در مصاحبه دیگری هم اشاره کردم که موقعی است که دولت یا فردی به چیزی اعتقاد دارد در ضمن از نظر قانون مشکلاتی وجود دارد ولی در چارچوب قانونی راهی پیدا می‌کند که آن را حل کند. من اعتقاد دارم علاوه بر اینکه دولت باید کانال‌هایی تلویزیونی داشته باشد و در بازبینی قانون اساسی پیشنهاد کردم؛ من فکر می‌کنم این کار می‌تواند یا از طریق تغییر قانون اساسی صورت گیرد یا مطرح شدن به عنوان معضل در مجمع تشخیص مصلحت نظام یا از طریق اصل 44 حل شود. در این زمینه دولت اختیاری دارد که می‌تواند پیشنهاددهنده، پی‌گیرنده باشد و از اختیاراتی که دارد استفاده کند ولی تنها جایی که باید تصمیم بگیرد، دولت نیست؛ مجاری دیگری هم هستند که باید تصمیم‌گیری کنند. در اینجا بنده فقط آن چیزی که دولت می‌تواند مدنظرش باشد را مطرح کردم تا برسد به مجاری دیگر؛ این چیزی است که بنده دنبال آن خواهم بود. راجع به نیروی انتظامی بحث اعتیاد و بستن مرزها برای داشتن سیاست‌های درست اقتصادی در داخل کشور که در این رابطه بسیار مهم است که هم برای امنیت اجتماعی داخل کشور و مرزها نیروی انتظامی کارآمدی داشته باشد و هماهنگ با او کار کند، از طرفی نیروی انتظامی زیر نظر فرماندهی کل قواست. آن‌چیزی که الان وجود دارد این است که دولت‌هایی که می‌آیند، خود مقام معظم رهبری مسئولیت را به وزیر کشور تنفیذ می‌کنند که نشان می‌دهد راه‌حل‌هایی در این زمینه هست؛ آنچه که من دنبال می‌کنم، استفاده از چنین راه‌حل‌هایی است نه اینکه بگویم این اختیاری است که بنده خلاف قانون عمل کنم.

موضوع دیگر حرف و حدیث‌ها درباره حمایت اصولگراها از شماست. چه طیف‌هایی از اصولگرایان از شما حمایت می‌کنند؟

کلاً در میان اصولگرایانی که معتدل و معتقد به شعارهای اول انقلاب و امام معتقد هستند، این اقبال وجود دارد و البته در میان نیروهای دلسوز انقلاب. نمی‌خواهم بگویم در میان رقبا این افراد نیستند، یک تعدادی از این نیروها نزدیک هستند و تماس می‌گیرند و الان زمینه‌هایی را می‌بینم که شعارهایی که داده شده الحمدلله اثر می‌گذارد. امید من این است که حداقل فایده این شعارها این باشد که نیروهای سیاسی مقابل هم به صورت دشمن قرار نگیرند، بلکه صفوف خود را به هم نزدیک کنند، ضمن حفظ مواضع مستقل خود در چارچوب قانون اساسی و منافع ملی با هم بهتر کار کنند.

آقای لاریجانی تا امروز با شما دیداری داشته‌اند؟

امروز؟

تا امروز؟ در ماه گذشته؟ مثلاً در مجمع تشخیص مصلحت یا شورای عالی انقلاب فرهنگی یا ... ؟

بله! ماه‌های گذشته با هم ملاقات‌هایی داشتیم.

دیگران چطور؟ مثلاً آقای قالیباف.

بله داشتیم.

شما اسم اصولگرایان را نیاوردید پس می‌توان بعضی افراد را به عنوان حامیان شما در میان اصولگرایان دانست؟

من نمی‌توانم بگویم [می‌خندد و ادامه می‌دهد] از خود آنها باید سؤال کنید. صحبتی که من می‌کنم معطوف به آن چیزی است که به آن اعتقاد دارم و مجاز هست که صحبت کنم. آن چیزی که کلاً می‌توانم بگویم این است که شعاری که من دادم نه دور از اصلاح‌طلبان علاقه‌مند به انقلاب است و نه دور از شعارهایی است که اصولگرایان واقعی دارند. طبیعی است آنهایی که ملحق نشوند هم احساس همدلی با آن شعارها بکنند. وقتی با افراد از شهید همت و باکری و ارزش‌های جنگ صحبت می‌کنم، گمان می‌کنم کسی که در میان طیف اصولگرایان است هم در این زمینه با من موافق است که این خودش ارزشی مثبت است. در میان اصلاح‌طلب‌ها هم همین‌طور است. وقتی درباره آزادی‌های مصرح در قانون اساسی صحبت می‌کنم، به طور متوازن روی جمهوریت و اسلامیت تکیه می‌کنم، طبیعی است آنها هم علاقه پیدا می‌کنند. این خطی است که دارم حرکت می‌کنم. گمان می‌کنم کسانی که رأی می‌دهند تعداد قابل توجهی نسبت به این ایده حساس شده باشند و به این سمت بیایند. چون همه در جامعه ما که اهل حزب نیستند و بر اساس این مواضع نظرشان را تعیین می‌کنند.

به‌عنوان آخرین سئوال، یکی از انتقادات به ستادهای شما این است که افراد ضعیفی در حال اداره کردن آن هستند و این موضوع برخی اعضای سازمان مجاهدین هم مطرح کرده‌اند.

بله! ستاد ما با ستاد‌های معمول کمی فرق دارد. ما گفتیم هر شهروند یک ستاد چون با توجه به کمبود امکانات مالی نمی‌توانیم ستادی که آمرانه و مهندسی شده کار کند داشته باشیم. لذا شبکه‌هایی موازی را ایجاد کردیم و در عین حال در کشور ستادهای مردمی و همراه در حال گسترش هستند بدون اینکه تابعیت از ستاد مرکزی داشته باشند و دارند پیش می‌روند. ولی اگر منظور داشتن ستاد مرکزی مهندسی‌شده قوی باشد، ما این‌گونه نیستیم.

از فرصتی که در اختیار ما قرار دادید، سپاسگزاریم.

کد خبر 7220

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 6 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 2
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • nداوری IR ۰۵:۱۰ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۸
    0 0
    فردی معین شود که به داد کارگران برسد
  • علی US ۰۴:۰۴ - ۱۳۸۸/۰۲/۰۹
    0 0
    با سلام از سایت خوبتان، کاش به مناسبت روز ملی خلیج فارس در ساییتتان لوگوی جدید و یا حداقل یک شادباش بزرگ می گذاشتید.