سید رسول موسوی در گفت و گو با خبرآنلاین به بررسی ارتباط دوستان و مشاوران ترامپ با گروه منافقین پرداخته است.

محمد اکبری: چندی پیش بود که خبرگزاری آسوشیتدپرس در گزارشی فاش کرد برخی مقام‌های کابینۀ دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، ارتباط نزدیکی با منافقین دارند. افرادی مانند رودی جولیانی و جان بولتون حالا از این گروه تروریستی حمایت می کنند. دلیل پررنگ شدن حضور چهره های نزدیک به ترامپ در کنار منافقین چیست؟ این ارتباطات تا چه اندازه بر تشدید تنش ها میان ایران و آمریکا موثر است؟ در این باره با سید رسول موسوی، دیپلمات سابق و کارشناس مسائل بین المللی گفتوگو کرده‌ایم که از نظر می‌گذرانید:

دلیل حضور مستقیم و بی‌پرده نزدیکان و مشاوران ترامپ در کنار رهبران منافقین و شرکت در همایش آنها چیست؟ آنها روند جدیدی در رابطه با این موضوع دنبال می‌کنند؟

آنچه به ذهنم میرسد این است که به این شکل نیست که نزدیکان ترامپ در جلسات منافقین شرکت میکنند بلکه آنهایی که در جلسات منافقین شرکت میکردند با تغییر و تحولاتی که در داخل آمریکا اتفاق افتاده است به قدرت نزدیکتر شده و به قدرت رسیده اند. اینها از قبل در چنین جلساتی شرکت می کردند. فردی مانند جولیانی پول می گرفته و آقای بولتون هم اسنادش چند وقت پیش منتشر شد که یک رقم چند ده هزار دلاری می گرفته و در جلسات آنها شرکت میکرده است. بولتون تنها در جلسه اخیر شرکت نکرد.

بنابراین این افرادی که برای سخنرانی هایشان پول میگرفتند و در همایش منافقین شرکت میکردند این وضعیت را دنبال می کنند و در حال حاضر هم اینها در داخل ساختار آمریکا هستند و بیشتر قدرت گرفته اند. شخصی مانند رودی جولیانی، شهردار سابق نیویورک و عضو تیم حقوقی ترامپ از افراد نزدیک او بوده و بنابراین مسئله ای نیست که بخواهند لاپوشانی کنند. او حتی در همایش منافقین، برجام را به صورت نمادین پاره کرد. اما اگر بپرسیم آیا دوستان ترامپ و این افراد امریکایی، منافقین و سوابق آنها را می شناسند یا نمی شناسند من فکر میکنم اینها اطلاعاتشان در مورد منافقین به اندازه کافی هست و اینها را از زمان پیش از انقلاب می شناختند و اینها را همیشه جزو تروریست ها اعلام میکردند. اما بر اساس مصالح سیاسی، امریکایی ها یک روز تروریست خوب دارند و یک روز تروریست بد دارند و استدلال دوگانه در برخورد با تروریستها دارند و این یک استفاده ابزاری است که انجام میدهند.

نگاهشان به منافقین هم در همین راستا است و در این باره هدف وسیله را توجیه می کند؟
چند وقت پیش یکی از مقامات آمریکایی گفته بود که آیا شما میتوانید یک سازمان تروریستی معرفی کنید که خود ما نقشی در آفرینش آن نداشته باشیم؟ چه القاعده و چه تشکیلات وابسته به القاعده و النصره و دیگران که در سوریه بودند. بنابراین ما تصورمان گاهی اوقات به این شکل میشود که وقتی کشوری به یک سازمان نام تروریستی اطلاق می کند، انگار با اینها دشمن خواهد بود. خیر، تروریسمی که بتواند در خدمت اهداف آمریکاییها و غربیها باشد از نظر آنها برای رسیدن به اهدافشان مطلوب هم هست. آنچه در حال حاضر مشاهده می شود و آن انعکاس بیشتری، هم در موضوع منافقین و در ارتباط با آمریکا دارد این است که پول بیشتری توسط عربستان به این تشکیلات های تروریستی تزریق می شود و بلندگوها و رسانه های آمریکایی هم بیشتر در خدمت آنها قرار می گیرد صرفاً یکی برای فشار بیشتر بر جمهوری اسلامی ایران و یکی هم اینکه بتوانند از آنها استفاده ابزاری داشته باشد. همچنان که از القاعده استفاده ابزاری داشتند و همچنان که در سوریه از گروههای تروریستی استفاده ابزاری داشتند و این چیزی هم که من می بینم چیزی بیشتر از این نیست.

به نظرتان با توجه به اینکه ترامپ و اطرافیانش سیاست رژیم چنج را در رابطه با ایران دنبال میکنند این گروهها و گروههای مثل این را آلترناتیوی برای حکومت ایران میدانند یا تنها از فضای تبلیغاتی آن استفاده می کنند؟
بحث رژیم چنج که از آن بیشتر سخن گفته می شود همیشه در دستور کار آمریکا بوده، یعنی آن چیزی هم که در زمان دکتر مصدق اتفاق افتاد رژیم چنج را اعمال کردند. یعنی این نبوده که صرفاً بعد از انقلاب اعمال شود، بلکه به قبل از انقلاب بر میگردد و حتی در دوران ملی شدن صنعت نفت هم این سیاست را در حالی که احساس کردند فضای مورد نظرشان پیش نمی رود در پیش گرفتند.

از این رو من چیز جدیدی در سیاست های آمریکا نمی بینم، منتها در مقاطعی از کار اینها با بودجه ای که تصویب میکردند تصورشان این بود که میتوانند صرفاً از طریق چنین روشهایی و تزریق پول، یک سلسله کارهایی با حمایتهای پنهان انجام دهند. ولی آنچه که الان تحت عنوان رژیم چنج بیشتر مطرح می شود و بیشتر رسانه ای و بولد می شود، و خودشان هم می دانند که اساساً یک بحث پا درهوایی است و کمتر در موردش مطرح میکنند یک سیاست دیگری به نام پوش بک است. یعنی ایران را از منطقه کنار بگذارند و سیاست شان در این محور قرار دارد.

همانطور که سیاست ایران عقب راندن آمریکا از منطقه است سیاست آمریکا هم این است که اگر می‌تواند ایران را از منطقه عقب بزند. سیاستی که به عنوان رژیم چنج عنوان میکنند فشاری است که ایران را وادار کند که از منطقه عقب بیاید یعنی بر فرض محال که ایران بگوید ما در منطقه به عقب برمی گردیم یا فلان کار را میکنیم اینها در سیاست شان چیزی فراتر از رژیم چنج را هم فراموش میکنند. بنابراین من احساس میکنم سیاست رژیم چنج بیشتر یک بحث تبلیغاتی است و با توجه به اینکه خودشان هم می دانند یک عامل فشار برای عقب راندن ایران در منطقه است و می دانیم که سیاست رژیم چنج نه فقط در مورد ایران بلکه در مورد هر جایی و هر زمانی که بتوانند سعی می کنند در هر جای دنیا رژیم مطلوب خود را سرکار بیاورند و این یک چیز امروزی نیست و ادامه دار هم خواهد بود و الان بیشترین بحث شان در مورد ایران بحث پوش بک است یعنی فشار بر ایران به لحاظ داخلی برای عقب راندن ایران در منطقه.

52312

کد خبر 788946

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 17 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • بی نام CA ۱۴:۴۶ - ۱۳۹۷/۰۴/۲۲
    5 0
    با گروهای مختلف بازی میکنن ببیند کدوم بیشتر منافعشون رو تامین میکنن و اقبالشون بالاتر تا نهایتا با اون برن جلو