مهاجری:برجام با حسادتهای داخلی روبرو شد/ طرف مقابل وقتی دید ما در داخل سر برجام دعوا داریم فشارش را زیاد کرد

مصاحبه زیر با من در باره نرمش قهرمانانه، در 20 اردیبهشت 1399 در سایت انصاف نیوز منتشر شده است.

انصاف نیوز: رهبری در سال ۱۳۴۸ کتابی را درباره‌ی صلح امام حسن تحت عنوان «پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه تاریخ» ترجمه و منتشر کردند و در سال ۱۳۹۲ هم برای توافق برجام از همین کلید واژه استفاده کردند، اگر یک بازخوانی‌ای داشته باشیم باز هم می‌توان با آن استراتژی پیش رفت؟

 در زمان امام حسن توافق صورت گرفت، هر زمان دیگری هم می‌تواند نرمش قهرمانانه صورت گیرد. چند روز پیش، از شهید مطهری متنی را می‌خواندم؛ ایشان می‌گویند در اسلام جنگ و صلح هیچکدام در واقع واژه‌های ارزشی‌ای نیستند. ایشان در پاسخ به این سوال که آیا مسلمانان همیشه باید بجنگند می گویند به اقتضای شرایط زمان و موقعیت‌هایی که پیش می‌آید، جامعه‌ی اسلامی می‌جنگد یا صلح می‌کند. بنابراین فکر می‌کنم موضوع صلح همیشه و در هر زمانی ممکن است بنابر اقتضائاتی که در جامعه رخ می‌دهد، قابل تکرار باشد. بنابراین هیچ دلیلی ندارد بگوییم در برابر چیزی دیگر -مشابه برجام- نرمش قهرمانانه نخواهیم کرد. هر اتفاقی شدنی است.

در سال ۹۲ و برجام چه اتفاقی افتاد که این نرمش قهرمانانه صورت گرفت؟

در سال ۹۲ یکسری تحریم‌های جهانی علیه ما اتفاق افتاد، این تحریم‌ها نظر مثبت همه‌ی اعضای شورای امنیت را در بر می‌گرفت. چین و روسیه هم جزو آنها بودند و به قطعنامه‌های شورای امنیت رای مثبت دادند. متاسفانه بعضی از دوستان سیاسی این قسمت را سانسور می‌کنند که در زمان توافق برجام با این پدیده روبرو بودیم که حتی چین و روسیه هم ما را تحت شدیدترین تحریم‌ها قرار داده بودند؛ بنابراین ما وارد مذاکراتی شدیم تا بتوانیم از زیر بار فشارهایی که وجود داشت، تا حدی خودمان را نجات دهیم، همین اتفاق هم رخ داد. برجام را امضا کردیم تا براساس زمانبندی تحریم‌ها برداشته شود. ما هم تعهداتی را در مقابل دادیم، مبنی بر اینکه برخی از آیتم‌های اصلی هسته‌ای را تولید نکنیم. درست ‌ترین و بهترین تصمیی بود که در آن مقطع می‌توانستیم بگیریم.

در مذاکرات -برخلاف آنچه گاهی گفته می شود- جمهوری اسلامی به هیچکدام از کشورهای غربی اعتماد نکرد. همینطور که به آمریکا در دیپلماسی بی‌اعتماد هستیم، به روسیه و چین هم بی‌اعتماد هستیم. در روابط بین الملل «اعتماد کامل» مسخره است. در یک قرارداد دو جانبه یک چیزی می‌گیرید و یک چیزی می‌دهید. به این ترتیب برجام در آن مقطع شکل گرفت و اسم آن را هوشمندانه نرمش قهرمانانه گذاشتند. به معنی این بود که در یک موضوعاتی کوتاه بیاییم. درجریان پذیرش قطعنامه‌ی ۵۹۸ جنگ تحمیلی نیز همین کار را کردیم و با پذیرش قطعنامه از ادامه‌ی جنگ جلوگیری کردیم، لزومی نداشت شهرها بمباران ‌شوند و تلفات اقتصادی و جانی متحمل شویم. بنابراین نرمش قهرمانه‌ ،هم در قطعنامه‌ی ۵۹۸ و هم در برجام اتفاق افتاد.

به نظر شما استراتژی نرمش قهرمانانه شکست خورد یا درست به آن عمل نشد؟

وقتی یک توافق بین‌المللی اتفاق می‌افتد همگی باید نسبت به انجام و اجرای آن متعهد شوند؛ وقتی برجام تصویب شد، تمام عناصر داخلی از فرمانده‌ی وقت سپاه و رئیس وقت مجمع تشخیص مصلحت نظام، رییس قوه قضاییه و حتی آقای قالیباف همگی از آن حمایت کردند. اما متاسفانه برخی کارشکنی‌های داخلی باعث شد اجرای آن کند شود و ترامپ روی کار بیاید. اگر در زمان اوباما برجام عملیاتی می‌شد، بسیاری از کارشکنی‌های ترامپ امکان اجرا نداشت یا امکانش ضعیف می‌شد. از سوی دیگر عهدشکنی‌هایی هم از طرق مقابل پیش آمد که باعث شد این تردید ایجاد شود که آیا به برجام پایبند باشیم یا خیر. دوم اینکه عده‌ای فکر کردند که برجام ممکن است باعث شود یک جناح سیاسی دست برتر را در کشور داشته باشد و این جناح سیاسی در آینده‌ی کشور حضور فعالش ادامه داشته باشد. بنابراین حسادت‌ها شروع شد؛ از نظر آنها اگر برجام عملیاتی می‌شد، ممکن بود دولت روحانی موفق نشان داده شود. طبیعی است که وقتی طرف خارجی ببیند شما در داخل دعوا و اختلاف دارید و انگیزه‌ی معاهده‌ی بین‌المللی را هم ندارید، آنها هم سعی می‌کنند در این فضا از ما امتیاز بگیرند. در واقع امتیاز گرفتن‌های طرف مقابل وقتی شروع شد که ما در داخل دعوا را آغاز کردیم.

در آن مقطع رهبری به بده و بستان با غرب اشاره کردند، آیا الان هم با همین استراتژی می‌توان پیش رفت؟

اصلا چه وقتی به یک عهدنامه‌ی بین المللی وارد می‌شویم یا مذاکره می‌کنیم؟ وقتی که ما یک نیازی داریم، یا وقتی طرف‌های مقابل یک نیازی دارند. وقتی که این نیاز ایجاد می‌شود، طرف مقابل به ما مراجعه می‌کند. در نهایت برای حل مشکلات گفت‌وگو می‌کنیم. طبیعتا ایران یک جزیره‌ی دور افتاده نیست. یک چهارراه بزرگ بین المللی است، توانمندی‌ها و نیازهایی دارد، برای ارائه‌ی توامندی‌ها و برای رفع نیارهای خود باید مذاکراتی را انجام دهد. در مذاکره هم بده و بستان وجود دارد.

باتوجه به موضع ترامپ و اختلافات موجود، باز هم می‌توان از استراتژی نرمش قهرمانانه در مقابل آمریکا استفاده کرد؟

حتی در اوج جنگ های بزرگ، بین طرفین مذاکراتی صورت می‌گیرد. ما در اوج جنگ با عراق با اینکه آمریکا متحد استراتژیک عراق حساب می‌شد، وارد مذاکراتی شدیم؛ حتی تا آنجا که بتوانیم از متحدهای آمریکا سلاح بخریم. بنابراین به نظرم مذاکره با دولت ترامپ در اصل غیرقابل انجام نیست، اما یک کشوری مذاکره می‌کند و می‎‌خواهد از همان ابتدا نتیجه را معلوم کند؛ اینجاست که کار مشکل می‌شود.

برخی معتقد هستند آمریکا به مذاکره با ایران نیازمند است و نه ایران. نظر شما در اینباره چیست؟

آمریکایی‌ها در یک جاهایی به ما نیازمند هستند، به هر حال ایران در منطقه دارای نفوذ استراتژیک و سیاسی است . آمریکا برای اینکه بتواند نیازهایش را رفع کند لازم می‌داند وارد مذاکره با جمهوری اسلامی شود و بده و بستان کند تا نفوذ ما را به قول خودش کم کند. از جمله در سوریه، یمن، لبنان و عراق. از طرف دیگر آمریکا به دنبال این است که تمام راه‌های تنفسی ما را از طریق تحریم‌های همه جانبه ببندد. در شرایط کرونایی هم حاضر به برداشتن تحریم‌های دارویی نیستند. این نشان می‌دهد آمریکایی‌ها به سیم آخر زده‌اند، نباید می‌گذاشتیم کار به اینجا بکشد، حالا که رسیده است باید این گره را که یک زمانی با دست باز می‌شد اکنون با دندان باز کنیم. نکته‌ی اساسی که در اینجا وجود دارد این است که برای اینکه بتوانیم هم به نهضت‌های آزادی بخش منطقه کمک کنیم و هم اینکه با کشورهای منطقه تعامل کنیم و رشد اقتصادی داشته باشیم، لازم است تنش‌های میان ایران و جهان را به حداقل برسانیم.

1717

کد خبر 92492

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 3 =