او دومینبار صعود بیدردسر به لیگ برتر را تجربه کرد تا این پیروزی را به موفقیت فصل خود بیفزاید. موفقیت با پگاه گیلان و رسیدن با این تیم قعر جدولی به فینال جامحذفی که نادر مازندرانی را در استان همسایه به چهرهای اسطورهای بدل کرده است. او عصر دوشنبه با صعود راحتش به لیگ برتر همراه استیلآذین نشان داد متخصص موفقیت در تیمهای کوچک و کمستاره است. تیمهای بیحاشیه که ستارهای ندارند و او میتواند از آنها قهرمان بسازد.
انگار باید دستنشان را متخصص صعود بنامیم!
این هم بدبختی ماست. این قدر رفتید نوشتید نادر دستنشان متخصص مربیگری در لیگ یک که دیگر هیچ کس تیم لیگ برتری دست ما نمیدهد. انگار قرار نیست ول کنید؟
اما امسال که قرار است استیلآذین باشی و تیمی در حد قهرمانی لیگ برتر ببندی. . .
فعلاً که انگار همه اسمهای بزرگ لیگ برای نیمکت تیم ما انتظار میکشند و صندلی مرا میخواهند. البته این نیمکت قابل هیچ کدام از این اساتید را ندارد و ما حاضریم بیهیچ دلخوری این نیمکت را تحویل بدهیم و برویم دنبال کارمان.
یعنی در استیلآذین نمیمانی؟
راستش ما هنوز در شوک صعود هستیم و جشنمان تمام نشده که بنشینیم و مفصل با مدیران تیم درباره آینده صحبت کنیم. عصر دوشنبه برایمان روزی بزرگ و به یادماندنی بود. نزدیک به 5هزار تماشاگر برای تماشای مسابقهمان به ورزشگاه آمده بودند. هیچ تیم فوتبالی در تهران پس از استقلال و پرسپولیس این تعداد تماشاگر ندارد. من فکر میکنم آقای هدایتی باید از این بابت به تیم خود افتخار کند. چون هیچ تبلیغ ویژهای هم برای این مسابقه نشده بود اما جمعیت خوبی در ورزشگاه حاضر بودند. به هرحال استیلآذین هم تیم کم نام و نشانی نیست.
البته خبرگزاریها نوشته بودند هزار نفر اما حتی انتظار میرفت جمعیتی بیش از 10هزار نفر به ورزشگاه تختی بیایند. چرا باید این همه جمعیت میآمد. تیم من یک تیم جوان و کم نام و نشان است که بسیاری از بازیکنانش را تستی گرفته بودیم. کل بودجه تیم ما برای صعود دو میلیارد تومان بود و بازیکنانی داشتیم که فقط 9میلیون تومان برای یکسال گرفته بودند. پس چرا باید این تیم جمعیت زیادی را به ورزشگاه بکشاند. من به بچههای تیمم افتخار میکنم که توانستند اینگونه برایم افتخارآفرینی کنند. تیم جوان ما امسال، بینظیر بود و با اقتدار صعود کرد.
همه این گفتهها معلوم نمیکرد که میمانی یا از تیم میروی؟
آقای هدایتی قبل و بعد از بازی به من لطف داشتند و تأکید کردند بمانم و با قدرت به کارم ادامه بدهم. البته این که گفتم یک حرف ساده بوده و دو طرف چیزی درباره جزئیات کاری که باید انجام شود چیزی نگفتهایم
هدایتی انگار به داشتن تیمی پرستاره میاندیشد؟
من این طور فکر نمیکنم. در گفتوگویی که با هم داشتیم حرفی از آنچه شما میگویید، نبوده. اتفاقاً ایشان مدام اصرار داشت که از اسراف پرهیز شود و تیمی کم هزینه را در لیگ داشته باشیم که به جای ردیف شدن نامهای بزرگ از تیمی جوان برای ماندن در کورس، استفاده شود.
اما قرار است نیکبخت و کریمی به تیمتان بیایند؟
بدون شک داشتن علی کریمی و نیکبخت واحدی آرزوی هر مربی است و آنها بازیکنان بسیار بزرگی هستند اما وقتی قرار شده که اسکلت تیم من حفظ شود و بچههایی که تیم را بالا آوردند را یکباره بیرون نریزند، خیلی سخت است که بازیکنانی گرانقیمت را به تیم بیاورند. چون دو دستگی ایجاد میکند. تیم ما ناچار است براساس قوانین 60درصد اسکلت فعلیاش را نگهدارد. در این شرایط امکان ورود ستارههای گرانقیمت در تیم نیست.
اما استیل حالا باید برای قهرمانی بجنگد.
چرا جوگیر میشوی؟ با چه منطقی تیمی که تازه تأسیس است و همین امسال به لیگ آمده باید مدعی قهرمانی باشد. بهترین حالت برای استیل سال بعد این است که مثلاً یکی از 5 تیم اول باشد که آن هم به سختی ممکن است کسب شود. این پروسه منطقی است. همان اتفاقی که برای مس افتاد.
من این تیم را به لیگ برتر آوردم، دوست خوبم امیر قلعهنویی با درایتش به این تیم شخصیت بزرگی در لیگ داد و پرویزخان مظلومی یک پروسه موفق را با سومی تیم در لیگ تکمیل کرد. استیل هم همین مسیر را باید طی کند.
اما این خواستهای است که هدایتی بیان کرده...
شاید این یک هدف باشد اما رسیدن به آن در سال اول، کار بسیار سختی است. با اضافهکردن یکباره چند ستاره هم نمیتوان این رؤیا را محقق کرد یا بهتر است بگویم خیلی سخت اتفاق میافتد و همان طور که گفتم در تیم دوگانگی هم ممکن است ایجاد کند. من باید درباره آینده تیم و توقعات یا برنامهها با آقای هدایتی حرف بزنم و آن وقت درباره آینده تصمیم بگیرم. ترسی از کار با ستارهها ندارم اما با این شرایط، نمیدانم که میتوانم با آنها کار کنم یا نه. اگر بیحساب و کتاب تیم را پرستاره کنیم به مشکل میخوریم و فقط سطح توقعات بالا میرود. در آن شرایط سخت است که بخواهم بمانم.







نظر شما