موسیقی ایرانی بی‌مخاطب نیست؛ بی‌فرصت است

حضور حدود ۱۰۰ نوازنده و خواننده جوان از نقاط مختلف کشور در اجرای «مرز پرگهر» و استقبال مردم از این برنامه رایگان، نشانه‌ای از ظرفیت کمتر دیده‌شده موسیقی ایرانی است؛ ظرفیتی که برای ادامه مسیر، بیش از هر چیز به حمایت حرفه‌ای و مستمر نهادهای فرهنگی نیاز دارد.

خبرگزاری خبرآنلاین، مسیح فخر: هشتم شهریورماه، بوستان آب‌وآتش تهران برای ساعتی میزبان موسیقی‌ای شد که معمولاً باید آن را در سالن‌های تخصصی و مقابل مخاطبانی که از پیش با موسیقی ایرانی آشنا هستند شنید. حدود ۱۰۰ نوازنده و خواننده جوان، عمدتاً ۲۰ تا ۲۵ ساله و از نقاط مختلف کشور، در قالب ارکستر سازهای ایرانی «روح‌الله خالقی» روی صحنه رفتند و برنامه‌ای با عنوان «مرز پرگهر» اجرا کردند؛ اجرایی که بیش از هر چیز، به دلیل واکنش مخاطبان عمومی قابل توجه بود.

در این برنامه آثاری از چهره‌های مهم موسیقی ایران همچون ابوالحسن صبا، روح‌الله خالقی، علی تجویدی، حسینعلی ملاح و فرامرز پایور اجرا شد. «ای ایران»، «نغمه نوروزی»، «دیدی که رسوا شد دلم» و «از خون جوانان وطن» از جمله قطعاتی بودند که در این اجرا به گوش حاضران رسیدند و اجرای «ای ایران» با همراهی و استقبال مردم حاضر در بوستان همراه شد.

این برنامه بخشی از جشنواره «آب و آتش» بود که همزمان با میلاد پیامبر اکرم(ص) در بوستان آب و آتش برگزار شد. جشنواره از ساعت ۱۶ با برنامه‌های فرهنگی، هنری و تفریحی از جمله نمایش عروسکی آغاز شد و در ادامه به اجرای ارکستر سازهای ایرانی «روح‌الله خالقی» رسید.

اما اهمیت این اجرا را نمی‌توان فقط در تعداد نوازندگان یا انتخاب قطعات جست‌وجو کرد. پرسش مهم‌تر این است که وقتی موسیقی ایرانی از فضای تخصصی سالن‌های کنسرت خارج می‌شود و در یک فضای عمومی و رایگان در معرض شنیدن قرار می‌گیرد، چه واکنشی از سوی مخاطب دریافت می‌کند؟

موسیقی ایرانی بی‌مخاطب نیست؛ بی‌فرصت است

وقتی موسیقی به میان مردم می‌رود

سال‌هاست درباره تغییر ذائقه موسیقایی جامعه، فاصله گرفتن نسل جدید از موسیقی ایرانی و افزایش سهم تولیدات مصرفی در بازار موسیقی صحبت می‌شود. بخشی از این بحث‌ها معمولاً به سلیقه مخاطب بازمی‌گردد؛ اینکه نسل جدید چه می‌خواهد و چه نوع موسیقی‌ای را ترجیح می‌دهد.

اما تجربه «مرز پرگهر» می‌تواند پرسش دیگری را مطرح کند: آیا آنچه به عنوان «تغییر سلیقه» شناخته می‌شود، تنها نتیجه انتخاب مخاطب است یا به میزان عرضه و دسترسی او به انواع موسیقی نیز ارتباط دارد؟

سلیقه فرهنگی در خلأ شکل نمی‌گیرد. رسانه، آموزش، تبلیغات، اقتصاد و امکان دسترسی به آثار مختلف، همگی در شکل‌گیری انتخاب‌های فرهنگی نقش دارند. وقتی یک گونه موسیقی به شکل مستمر در رسانه‌ها، پلتفرم‌ها و سالن‌های اجرا در معرض دید و شنیدن مخاطب قرار می‌گیرد و گونه‌ای دیگر کمتر امکان عرضه پیدا می‌کند، طبیعی است که میزان آشنایی و در نتیجه سهم آنها از توجه عمومی یکسان نباشد.

از این منظر، اجرای یک ارکستر جوان در فضای عمومی شهر اهمیت پیدا می‌کند. مخاطبان «مرز پرگهر» الزاماً برای شنیدن یک کنسرت موسیقی ایرانی به بوستان آب‌وآتش نیامده بودند. بسیاری از آنها در همان فضای عمومی و بدون خرید بلیت با این اجرا مواجه شدند. همین تغییر در شیوه عرضه می‌تواند بخشی از پاسخ به این پرسش باشد که آیا موسیقی جدی و اصیل ایرانی واقعاً مخاطب ندارد یا کمتر فرصت ارتباط با مخاطب پیدا می‌کند.

ارکستری جوان در آغاز مسیر

«روح‌الله خالقی» هنوز نامی تثبیت‌شده در بازار موسیقی کشور نیست و اعضای آن نیز عمدتاً در ابتدای مسیر حرفه‌ای خود قرار دارند. با این حال، گردهم آمدن حدود ۱۰۰ نوازنده و خواننده جوان از نقاط مختلف کشور نشان می‌دهد که علاقه و انگیزه برای فعالیت در حوزه موسیقی ایرانی همچنان وجود دارد.

این ظرفیت البته برای تبدیل شدن به یک جریان پایدار، تنها به انگیزه هنرمندان نیاز ندارد. موسیقی جدی برخلاف یک اجرای مناسبتی، به تمرین مستمر، امکانات فنی، تولید اثر، ضبط، سالن و امکان اجرای منظم احتیاج دارد. گروهی که در ابتدای مسیر قرار دارد، اگر نتواند امکان استمرار فعالیت خود را پیدا کند، حتی یک اجرای موفق نیز نمی‌تواند آینده آن را تضمین کند.

اینجاست که مسئله حمایت فرهنگی مطرح می‌شود.

حمایت از گروه‌های جوان لزوماً به معنای اختصاص بودجه‌های سنگین نیست. برای یک ارکستر جوان، دسترسی به سالن مناسب، امکانات فنی، فرصت ضبط، تسهیل اجرای عمومی، حضور در جشنواره‌ها و فراهم شدن امکان فعالیت در شهرستان‌ها می‌تواند به اندازه حمایت مالی اهمیت داشته باشد.

مسئله مهم‌تر، استمرار این حمایت است. سیاست فرهنگی اگر تنها زمانی به سراغ یک گروه برود که نامش شناخته شده و مخاطبش تثبیت شده است، بخش مهمی از مسیر رشد هنرمند را نادیده گرفته است. گروه‌های جوان دقیقاً در سال‌های ابتدایی فعالیت خود به فرصت تجربه، اجرا و دیده‌شدن نیاز دارند.

موسیقی ایرانی بی‌مخاطب نیست؛ بی‌فرصت است

شهر می‌تواند سالن بزرگ موسیقی باشد

اجرای «مرز پرگهر» در بوستان آب و آتش یک نکته دیگر را نیز برجسته کرد: ظرفیت فضاهای عمومی تهران برای میزبانی از برنامه‌های موسیقایی.

فرهنگسراها، پردیس‌های فرهنگی و هنری، بوستان‌ها و دیگر فضاهای عمومی شهر می‌توانند به محلی برای اجرای گروه‌هایی تبدیل شوند که معمولاً امکان حضور مستمر در سالن‌های تخصصی را ندارند. چنین رویکردی از یک سو فرصت اجرا برای هنرمندان جوان ایجاد می‌کند و از سوی دیگر، مخاطبانی را با موسیقی آشنا می‌کند که ممکن است به دلایل مختلف به سالن‌های کنسرت مراجعه نکنند.

در این میان، سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران می‌تواند از ظرفیت گسترده فضاهای شهری استفاده بیشتری کند. تجربه‌هایی از جنس «مرز پرگهر» اگر از شکل برنامه‌های مناسبتی خارج شوند و در قالب یک برنامه منظم ادامه پیدا کنند، می‌توانند به بخشی از زندگی فرهنگی شهر تبدیل شوند.

مسئله فقط برگزاری یک کنسرت رایگان نیست؛ مسئله ایجاد امکان مواجهه مداوم مردم با انواع مختلف موسیقی است.

سلیقه فرهنگی با توصیه ساخته نمی‌شود

اگر هدف سیاست‌گذاری فرهنگی، افزایش مصرف آثار باکیفیت و حفظ میراث موسیقی ایرانی است، نمی‌توان این هدف را تنها با توصیه به مردم دنبال کرد. مخاطب باید امکان شنیدن و انتخاب داشته باشد.

این به معنای حذف یا نادیده گرفتن موسیقی پاپ یا دیگر گونه‌های موسیقی نیست. جامعه به تنوع هنری نیاز دارد و سیاست فرهنگی نیز نباید انتخاب‌های موجود را حذف کند. مسئله، ایجاد توازن در فرصت عرضه گونه‌های مختلف موسیقی است.

اگر یک نوع موسیقی به صورت مستمر تبلیغ و عرضه شود و نوع دیگری تقریباً همیشه در حاشیه قرار بگیرد، نمی‌توان تفاوت میزان مخاطبان آنها را صرفاً به تفاوت کیفیت یا سلیقه نسبت داد.

«مرز پرگهر» از این منظر تجربه‌ای قابل تأمل است. یک ارکستر جوان و کمترشناخته‌شده، در فضایی عمومی و رایگان، مجموعه‌ای از آثار موسیقی ایرانی را برای مردمی اجرا کرد که الزاماً مخاطب از پیش آماده این موسیقی نبودند. استقبال حاضران نشان داد فاصله میان موسیقی ایرانی و مخاطب عمومی شاید آن‌قدر که تصور می‌شود قطعی و برگشت‌ناپذیر نباشد.

البته یک اجرای واحد نمی‌تواند به تنهایی نظریه‌ای درباره سلیقه جامعه اثبات کند. استقبال از یک برنامه نیز الزاماً به معنای موفقیت قطعی یک جریان فرهنگی نیست. اما چنین تجربه‌ای می‌تواند برای سیاست‌گذار یک نشانه باشد: بخشی از ظرفیت موسیقی ایرانی ممکن است نه به دلیل نبود مخاطب، بلکه به دلیل محدود بودن فرصت عرضه، کمتر دیده و شنیده شود.

موسیقی ایرانی بی‌مخاطب نیست؛ بی‌فرصت است

میراث موسیقی فقط با نگهداری زنده نمی‌ماند

حفظ موسیقی ایرانی تنها به معنای نگهداری آثار گذشته و تکرار نام بزرگان این حوزه نیست. این میراث زمانی زنده می‌ماند که نسل تازه‌ای از هنرمندان بتوانند آن را اجرا کنند، تجربه کنند، بازتفسیر کنند و به مخاطبان جدید برسانند.

از این منظر، ارکستر «روح‌الله خالقی» را می‌توان فراتر از یک گروه جوان دید؛ مجموعه‌ای که بخشی از ظرفیت نسلی را نمایندگی می‌کند که همچنان برای فعالیت در حوزه موسیقی ایرانی انگیزه دارد، اما برای تثبیت جایگاه خود به فرصت و حمایت حرفه‌ای نیازمند است.

اجرای «مرز پرگهر» شاید یک اتفاق کوچک در تقویم پرتعداد برنامه‌های فرهنگی تهران باشد، اما می‌تواند یک پرسش بزرگ‌تر را پیش روی سیاست‌گذار قرار دهد: اگر موسیقی ایرانی مخاطب دارد، چرا فرصت مواجهه مخاطب با آن تا این اندازه محدود است؟

پاسخ به این پرسش تنها به برگزاری چند برنامه مناسبتی ختم نمی‌شود. حمایت از گروه‌های جوان، ایجاد امکان اجرای مستمر، استفاده از فضاهای عمومی شهر، فراهم کردن امکانات تولید و ضبط و مهم‌تر از همه، ایجاد فرصت انتخاب برای مخاطب، می‌تواند به شکل‌گیری یک جریان تازه کمک کند.

«مرز پرگهر» در نهایت بیش از آنکه فقط یک اجرای موسیقایی باشد، تجربه‌ای بود از مواجهه موسیقی ایرانی با مخاطب عمومی. تجربه‌ای که نشان داد برای سنجیدن میزان علاقه مردم به یک گونه موسیقی، شاید پیش از هر چیز باید فرصت شنیدن آن را فراهم کرد.

حتی اگر اجرای ارکستر خالقی هنوز با استانداردهای حرفه‌ای فاصله داشته باشد، استقبال از آن می‌تواند یک نشانه مهم تلقی شود: موسیقی ایرانی الزاماً بی‌مخاطب نیست؛ ممکن است فقط به اندازه کافی فرصت شنیده‌شدن نداشته باشد.

59243

کد مطلب 2268238

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 13 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین