تیتر سه وبلاگها
-
آمریکا در وسوسهی جنگ و صلح؛ غافلگیر نشویم! / ایران؛ اتحاد در جنگ، اختلاف در صلح؛ چرا ؟
در کنار جدیت تبادلات دیپلماتیک و احتمال نوعی توافق یا تمدید آتش بس، احتمال شبیخون و شعلهور شدن آتش جنگ حتی با ابعادی بزرگتر، نیز همچنان واقعیت دارد. این که آمریکا خطای جنگ را تکرار نمیکند، گزارهی زودهنگامی است؛ نباید غافلگیر شد.
-
آمریکای جهانآزار
آمریکای امروز، تبدیل به مرکز پمپاژ مصائب و بلایای پی دی پی علیه جهان شده است. رویکردی که نگارنده از ان تعبیربه «جهانآزاری» می کند. «جهانآزار» تبیینی از الگوی کنش مستمر هژمون آمریکا در سطح جهانی است.
-
مذاکرات؛ نقطه عطف ژئوپلیتیک در گذار به قرن سیاسی جدید
دیپلماسی و مذاکرات پیشرو نهتنها برای سرنوشت ایران بلکه برای آینده نظم جهانی از اهمیت ویژهای برخوردار است و میتوان آن را یک نقطه عطف ژئوپلیتیک دانست.
-
ایران در منظومهی فکری و سلوک حضرت آیت الله سیستانی
در میانهی بحرانها، آنچه سرنوشت ملتها را رقم میزند، نه صرفاً قدرت سخت، بلکه قدرت اندیشه، کیفیت تصمیم و فهم درست تحولات زمانه است؛ و نیز توان ایفای نقشِ بههنگامِ لایههای مختلف اجتماعی، بهویژه نخبگان.
-
منطق عصر حجر؛ بازتولید نازیسم در قرن بیستویکم
وقتی رئیسجمهور آمریکا از «بازگرداندن ایران به عصر حجر» سخن میگوید و آن را تکرار میکند، مسئله صرفاً یک لفاظی سیاسی نیست؛ مسئله، افشای نوعی جهانبینی است.
-
شورش علیه حقیقت
جنایت امروز در لبنان، شورش علیه حقیقت است. امپراتوری دروغ، هر روز به رسوایی جدیدی دامن می زند و همه قواعد را در هم می نوردد تا صدای انسان های ستم ناپذیر را خاموش کند. شاید قامتشان را شکستند، اما قلمشان را هرگز!
-
فرجام جنگ ؛ از مبارزه در میدان تا تدبیر در دیپلماسی
این جنگ انتخاب ایران نبود و ما جنگ را آغاز نکرده ایم.تهاجمی عمیق و بی رحمانه و تعرضی راهبردی به موجودیت، به تاریخ، فرهنگ و جغرافیای ایران صورت گرفته است و اگر بتوانند، در اندیشه تقسیم سرزمینی و تبدیل آن به پاره های مختلف از جمله ایران شمالی و جنوبی و فروپاشی ملی و اجتماعی و اقتصادی ایران هستند.
-
«ملتبودگی»، راز تاب آوری ایران / جنگ استقلال «ایران»، در مرکز «دومینوی قرن سیاسی جدید»
جهان مطلوب آمریکا و صهیونیسم در «قرن سیاسی جدید»، که پیشتر در چندین یادداشت به آن اشاره شد، به تدریج چهره واقعی خود را آشکارتر میسازد.
-
برای ایران / اپیزود دوم خاورمیانه و هشدارِ قرن سیاسی جدید
وقایع ونزوئلا بار دیگر نشان داد که الگوی نظم جدید جهانیِ مطلوب آمریکا در قرن سیاسی جدید، از چه ویژگیهایی برخوردار است. چنان که در دو یادداشت «تغییر نسل رهبران و قرن سیاسی جدید» و « جهان در دوراهی تاریخی؛ چرا ایران و ونزوئلا؟» تبیین شد، آمریکا و بهطور کلی شمالِ مسلط، در نقطهی گریز سرنوشتساز قرار گرفتهاند و برای بازتولید و تضمین هژمونی خود در رقابت های آینده جهانی، زمان محدودی در اختیار دارند که عدم تحقق اهداف در این بازه می تواند شرایط را برای آمریکا نظیر اروپای امروز شکننده کند.
-
جهان در دوراهی تاریخی؛ تلاطم قرن جدید، احتمال رویارویی جهانی و نقطه ی تصمیم / چرا ایران و ونزوئلا؟
در یادداشت پیشین اشاره شد که جهان در آستانهی «قرن سیاسی جدیدی» قرار گرفته است. اکنون، هشتاد سال پس از پایان جنگ جهانی دوم، نظام بینالملل بار دیگر در کشاکش تکوین نظمی نوین است؛ هندسهای که از دل تحولات سختافزاری و نرمافزاری، سیاسی، نظامی و تمدنی متولد خواهد شد.
-
تغییر نسل رهبران و قرن سیاسی جدید و ایران
جهان به تدریج به «قرن سیاسی جدیدی» نزدیک میشود و در حال تجربه تحولات عمیقی است که آشفتگیهای کنونی تنها نشانهای از آغاز آن است.
-
بازخوانی حکمت جمعی در تجربه تلخ برجام
این نوشته بیش از آنکه در پی سخنی تازه باشد، بازگویی زخمی کهنه است؛ حفرهای که پیوسته از آن گزیدهایم و به پاشنه آشیل سیاست ایران بدل شده است.
-
تصاویر اعدام در «ملاءِ عام» و صیانت از سیمای ایران و اسلام
در روزهای اخیر، تصاویر اعدام در معابر عمومی و با استفاده از جرثقیل در رسانههای داخلی و بینالمللی بازتاب یافت.
-
جنگ بی فرجام با حقیقت
اسرائیل برای محو سیستماتیک صدای مظلومیت غزه، به ترور هدفمند خبرنگاران روی آورده است.
-
اربعین انسانیت، راهبرد جهانی سازی تشیع
در دوران پیوستگیهای فناورانه و شکافهای اجتماعی فزاینده، زمانهای که بحرانهای مشترک از مرزهای جغرافیا فراتر رفته و به بحران های عمیق هویتی دامن زده است، انسانیت میتواند به زبان مشترک جهان معاصر بدل شود. در عصر فروپاشی معنا و اخلاق در سطوح تصمیمسازی و قدرت جهانی، این وجدان انسانی است که پیش از هر هویت دیگری، جوامع را به کنش فرا میخواند.
-
انسانیت زبان مشترک جهان معاصر
تشیع، اگر خود را نه فقط به مثابه اقلیتی اسلامی و نه صرفا در تکاپوی اثبات حقانیت خود به اهل تسنن، بلکه به مثابه نقطه مرکزی ساماندهی این شبکه عظیم زیست انسانی برای حقیقت در جهان مدرن بازتعریف کند، میتواند هم جامعه مسلمانان را به حقانیت خود واقف گرداند و هم فراتر از جامعه مسلمانان، الگویی تمدنی برای آیندهای انسانیتر ارایه دهد.
-
خود را در معرض استیضاح اجتماعی قرار ندهیم
این روزها در انبوه پیچیدهگی های فضای واقعی و مجازی، طرح نابهنگام لایحه موسوم به «مقابله با انتشار محتوای خبری خلاف واقع»، امواج فکری و انتقادی وسیعی را دامن زده است.
-
تکمله ای بر «زیست راهبردی»: یافته های هشدار دهنده و ضرورت بازتعریف راهبرد حضور مسلمانان در غرب
در یادداشت هفته گذشته، اهمیت زیست راهبردی در جهان امروز بهویژه برای هر آن که اقلیت است چه کشور، چه مذهب، چه قوم و چه حزب و ...، مورد بحث قرار گرفت.
-
زیست راهبردی؛ بازخوانی یک حکمت در هندسه نوین قدرت
در جهان پرتنش و پیچیده وسریع امروز، حفظ تنوع هویتی و «چگونه ریشه دواندن» اهمیتی ویژه یافته است. این نوشتار میکوشد مفهومی به نام «زیست راهبردی» را صورتبندی کند. در این چارچوب، زیست اقلیتها اعم از دینی، قومی و تمدنی در بستر پر گسل جوامع، دیگر صرفاً مسئلهای اجتماعی یا فرهنگی نیست، بلکه به مسألهای راهبردی برای بقا و بالندگی بدل شده است.
-
استعمار تراریخته در هم آغوشی تاج و تاراج ؛ «ایران» کلمه مقدسی است
این روزها، نوشتن دشوار است. اما وقتی «خدا» که شعار محوری تمدن شرق و «انسان» که شعار محوری تمدن غرب بوده است، چنین از معادلات حذف می شود و ترامپ این نماد حاکمیت آمریکا در میانه ی هلهله ی سلاطین عرب، به یاد دوران بردگی، باج و خراج می گیرد، و بر هر چه دستاورد اخلاقی بشر مدرن است چوب حراج می زند، سکوت دشوار تر است.
-
خرد، راه حل بنیادی ایران در دوران هوش مصنوعی و تمدن سایبری
اعمال «سلطه دیجیتالی» از طریق پلتفرم های جهانی و هوش مصنوعی از اعمال قدرت با بمب های اتم چه بسا مهم تر و وحشتناکتر باشد. مهم تر، چون ابزار قدرت نرم و سخت است و لذا هنوزفراگیر نشده، در اندیشه سهمیه بندی آن برآمده اند تا تنها چند قدرت بر حکمرانی آن انحصار داشته باشند. وحشتناک تر است، چون یک تهدید بالفعل پیوسته و شبکه ای است، نه صرفا بالقوه و نقطه ای و بازدارنده.
-
پدیده آرای شرمگین و کمانگاری آرای ترامپ
در آخرین یادداشت از «بن بست نظرسنجی ها» سخن به میان آمد و این که با توجه به تعارض و لکنت داده های در دسترس «نباید با هر نتیجه ای در این انتخابات حیرت زده شویم».
-
" ایران"
بگذارید هر چه می خواهند تبلیغات کنند. اما دیدیم که تمامیت اسرائیل و غرب صهیونیسم که در نابودگری و نسل کشی و ارعاب زبانزد است، به رغم شقاوت ایدئولوژیک و تبختر تکنولوژیک، وادار شدند در برابر شکوه ایران با همه تنهایی اش، شیوه ای دیگر در پیش بگیرند.
-
ضرورت تدبیر فوری در برابر ایده ی « پیروزی بدون جنگ» امارات
موضوع جزایر سه گانه ی ایرانی هر دم پیچیده تر می شود. متاسفانه، اقدامات وزارت خارجه در کنترل تهاجم سیاسی و حقوقی به تمامیت ارضی کشورمان نتیجه بخش نبوده است و هر چه می گذرد، امارات گام هایی به پیش می گذارد که در مغایرت کامل با ملیت و غرور ملی ایرانیان است و چه بسا اگر بیم از قدرت نظامی ایران و پیامدهای آن نبود پیشتر هم می آمد.
-
مرگ اسطوره ای و شهادت سنواری
انسان ها سه روز دارند؛ «روزی که می آیند و روزی که می روند و روزی که مبعوث می شوند». خواه در سوی او باشی یا نباشی، تنها اسطوره ها می توانند، رفتن خود را چنین معماری کنند.
-
جنبش ضد اشغالگری و جنگ بی پایان؛ ضرورت مخالفت مدنی با احتمال تهاجم اسرائیل به ایران
«جنگ اشغالگری» جنگی است که استقلال، هویت، ارزش ها و جغرافیای یک ملت را به تمامی هدف قرار می دهد. طبیعی است در برابر این جنگ ها، جنبش های ضد اشغالگری و جنگ استقلال، پای می گیرد. فهم آنچه در غزه می گذرد، بدون مطالعه جنبش های ضد اشغال میسر نخواهد بود.
-
انسان و جان در گفتمان ما : سخنی با رسانه ها
آنچه از رسانهها در این مرحله انتظار میرود، توجه دادن مستمر به منزلت والای «انسان» و «جان انسان» و ترویج فرهنگ عدالت اجتماعی است.
-
اربعین؛ مهمانی خدا و رستاخیز انسانیت
اربعین مشارکتی همگانی است و کسی را نمی توان از آن منع کرد و البته این توجه درستی است که اربعین، محل رقابت و جنگ احزاب نیست و لذا هیچ حزب و گروه و جناحی نمی تواند آن را به نام خود مصادره کند و هیچ حزب و جناحی نیز نمی تواند روح بلند اربعین را تخطئه کند که در حقیقت تخطئه مردم و معنویت گرایی است و هردو دیدگاه، اسراف و بی حاصل است اما کماکان نگاه اصلاحی و مراقبت از افراط و انحراف ضرورتی دائمی است…..
-
مراقب شمشیرهای آخته باشیم
همچنان بر این باورم که مهمترین شاخصه ی انتخابات اخیر، تولد «ضلع سوم» بود. زایش ضلع سوم، تحولاتی در پی خواهد داشت که فراتر از کابینه با همه اهمیتش خواهد بود.
-
رسانه، پیشران جامعه چند ضلعی؛ به مناسبت روز خبرنگار
ایران عزیز ما به دلیل ظرفیت های فرهنگی، سیاسی، جمعیتی، اقتصادی و جغرافیایی و به دلیل نقش آفرینی های منطقه ای می توانست و می تواند آقای رسانه در منطقه باشد، مشروط به آن که مفهوم آزادی، استقلال تحریری و رسانه ی حرفه ای به رسمیت شناخته می شد. سالهاست از «مرجعیت رسانه ای» می گوییم، اما از مقتضیات آن یا بی خبریم و یا نادیده می گیریم.