ریحانه اسکندری: هر سال در دهه فجر، تهران میزبان بزرگترین رویداد سینمایی ایران است؛ جشنواره فیلم فجر که از زمان تأسیس تاکنون به یکی از نمادهای رسمی سینمای ایران تبدیل شده و بهعنوان میدانی برای معرفی آثار، چهرهها و روندهای تولید در سینما عمل میکند. اما در سالهایی که کشور با بحرانهای اجتماعی و سیاسی روبهرو شده، این رویداد نیز بهعنوان یک رخداد فرهنگی، در تقاطع «هنر» و «فضای عمومی» قرار گرفته است؛ جایی که تصمیمگیری درباره برگزاری یا تعطیلی جشنواره، حضور هنرمندان یا تحریم جشنواره توسط آنها و پس گرفته شدن فیلمها توسط کارگردانان به یکی از دغدغهها مسئولان برگزاری جشنواره تبدیل شده است.
بعد از انقلاب، چند دوره مشخص وجود دارد که اعتراضات اجتماعی، جشنواره فیلم فجر را در موقعیتی حساس قرار داد؛ از پسلرزههای انتخابات سال ۱۳۸۸ تا موجهای اعتراضی ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱. در این سالها، جشنواره نهتنها با چالشهای امنیتی و سیاسی مواجه شد، بلکه با تحریمهای داخلی و خارجی، انصرافهای سینماگران، و تغییر شکل حضور مخاطب و رسانه روبهرو شد. با این حال، یکی از ویژگیهای ثابت این رویداد، استمرار آن است: جشنواره فیلم فجر در هر یک از این دورهها، بههرشکل و با هر دشواری در این مسیر سنگلاخ هر طور شده به راه خود ادامه داده است.
البته نکته بسیار مهم این است که پیش از آنکه جشنواره فیلم فجر در سالهای اخیر و در مواجهه با اعتراضات اجتماعی و سیاسی به موقعیتی چالشبرانگیز برسد، تجربه «برگزاری در بحران» پیشینهای طولانی در تاریخ این رویداد دارد. جشنواره فیلم فجر حتی در سالهای جنگ ایران و عراق نیز متوقف نشد؛ از سال ۱۳۶۱ تا ۱۳۶۸ که کشور در اوج جنگ بود، این رویداد سینمایی بهطور مستمر برگزار شد. نخستین دوره جشنواره پس از انقلاب اسلامی نیز در سال ۱۳۶۱ و همزمان با آغاز جنگ شکل گرفت؛ دورهای که در شرایط کم بود امکانات، ناامنیهای گسترده و فضای جنگی کشور برگزار شد و از همان ابتدا، استمرار جشنواره بهعنوان یک رویداد رسمی فرهنگی تثبیت گردید. اوئین دوره فقط شامل مسابقه سینمای آماتور بود و بخش سینمای حرفهای، به صورت غیر رقابتی برگزار شد. «جاجی واشنگتن» علی حاتمی، «خط قرمز» مسعود کیمیایی، «مرگ یزگرد» بهرام بیضایی، «اشباح» رضا میرلوحی و «سفیر» فریبرز صالح، از جمله فیلمهای این دوره بودند که همگی در بخش مسابقه سینمای ایران به نمایش درآمدند.
دوره دوم جشنواره هم همچنان زیر سایه جنک ایران و عراق ادامه یافت و در این دوره فیلمسازان جوان و تازهنفس پا به عرصه سینمای ایران گذاشتند: از محسن مخملباف و رسول صدرعاملی گرفته تا محمدعلی سجادی و خسرو سینایی. دوره دوم باشکوهتر از دوره اول برگزار شد و فیلمهایی چون «خانه عنکبوت» علیرضا داوونژاد، «هیولای درون» خسرو سینایی و «بازجویی» محمدعلی سجادی در بخش اصلی مسابقه سینمای حرفهای ایران به نمایش درآمدند.
در بخش فیلمهای کوتاه این دوره عباس کیارستمی با فیلم «همسرایان» و کیومرث پوراحمد با فیلم «باران» حضور داشت.
پرویز پرستوریی و حسین پرورش به ترتیب جایزه بهترین بازیگر نقش مکمل مرد و بهترین بازیگر نقش اول را دریافت کردند و نکته جالب ماجرا این بود که به خاطر شرایط خاص جامعه و نگاه به زنان هیچ زنی جایزهای از این جشنواره نگرفت و در دوره بعد برای اولین بار به بازیگر نقش اول زن جایزه تعلق گرفت که پروانه معصومی این جایزه را برای فیلم «گلهای داوودی» رسول صدرعاملی از آن خود کرد و به اولین بازیگر زنی تبدیل شد که بعد از انقلاب جایزه جشنواره فیلم فجر را دریافت کرد. اما این حرکت در سال بعدترش در دوره چهارم استمرار نیافت طوری که هیئت داوران جشنواره چهارم در بیانیهای اعلام کردند که نقش و جایگاه زن در این دوره از جشنواره در خور زنان نبوده و به همین دلیل اعطای جایزه به بازیگران زن امکانپذیر نیست این در حالی بود که سوسن تسلیمی در همان سال در فیلم «مادیان» نقشی بینظیر را ایفا کرده بود!
در دوره چهارم هم تعداد کارگردان تازه به جشنواره پیوستند، رسول ملاقلیپور، کیانوش عیاری، مسعود جعفری جوزانی از جمله این فیلمسازان بودند. که رسول ملاقلیپور با دو فیلم «بایکوت» و «بلمی به سوی ساحل» در جشنواره حضور داشت و کیانوش عیاری با «تنوره دیو» حاضر بود. عباس کیارستمی هم در این دوره با فیلم «اولیها» حضور داشت که جایزه ویژه هیئت داوران را گرفت.
دوره پنجم هم رویایی دو طیف از کارگردانهای ایرانی بود یکسوی آن ناصر تقوایی، داریوش مهرجویی، مسعود کیمیایی و عباس کیارستمی بودند و در سوی دیگر فیلمسازان جوانی چون مخملباف و کیومرث پوراحمد، ابراهیم حاتمی کیا و پوران درخشنده. یکی از حاشیههای این جشنواره حذف جایزه بهترین بازیگری زن بود.
«اجارهنشینها»، «خانه دوست کجاست»، «ناخدا خورشید» و «تیغ و ابریشم» همگی در این دوره از جشنواره حضور داشتند، فیلمهایی که این دوره به یکی از ماندگارترین دورهها تبدیل کرد و کیارستمی در این دوره لوح زرین بهترین کارگردانی را گرفت.
دوره ششم هم در سال 1366 برگزار شد که هنوز کشور درگیر جنگ تحمیلی بود. در این دوره کیانوش عیاری برای فیلم «آن سوی آتش» سمیرغ بلورین بهترین کارگردانی را گرفت. در این دوره پروانه معصومی دوباره جایزه بهترین بازیگر نقش اول را برای دو فیلم «جهیزیهای برای رباب» سیامک شایقی و «شکوه زندگی» حسن محمدزاده گرفت و فرامرز قریبیان برای فیلم «ترن» امیر قویدل لوح زرین بهترین نقش اول را گرفت.
دوره هفتم به دبیری سیدمحمد بهشتی که چند دوره پیش هم دبیری جشنواره بود اولین دوره بعد از تمام شدن جنگ هشت ساله بود. در این سال که حالا دیگر جنگ تمام شده بود جشنواره برای بینالمللی شدن دست و بالش باز شد. در این دوره اما فیلمسازان شاخصی چون بهرام بیضایی، داریوش مهرجویی و امیر نادری آثارشان در بخش مسابقه ایران راه نیافت. در همین سال فیلمهایی چون «سرب» مسعود کیمیایی، «عروسی خوبان» و «بایسکلران» محسن مخملباف، «دیدبان» ابراهیم حاتمیکیا، «نار و نی» سعید ابراهیمیفر و «در مسیر تندباد» مسعود جعفری جوزانی در جشنواره حضور داشتند که «بایسکلران» مخملباف چند جایزه از جمله بهترین جایزه کارگردانی را از آن خود کرد.
این منطق «ادامه یافتن» در شرایط ناهموار در دهههای بعد نیز تکرار شد. در دوران همهگیری ویروس کرونا، زمانی که بسیاری از رویدادهای فرهنگی و هنری در جهان لغو یا کاملا مجازی شدند، جشنواره فیلم فجر در سالهای ۱۳۹۹ و ۱۴۰۰ برگزار شد. اگرچه محدودیتهای بهداشتی، کاهش ظرفیت سالنها و تغییر در شیوه حضور مخاطبان بر شکل برگزاری جشنواره تأثیر گذاشت، اما این رویداد بهصورت حضوری ادامه یافت و چرخه اجرایی آن متوقف نشد؛ تصمیمی که بار دیگر نشان داد جشنواره فیلم فجر، حتی در شرایط بحرانهای فراگیر، تمایل دارد شکل برگزاری خود را تغییر دهد، نه اصل برگزاری را.
این گزارش میکوشد روند برگزاری جشنواره فیلم فجر را در سالهایی که اعتراضات مردمی فضای عمومی کشور را تحت تأثیر قرار داده بود، بررسی کند؛ تمرکز گزارش صرفا بر دادهها و شواهد اجرایی است و هدف این روایت، نشان دادن این است که در طول این سالها، جشنواره فیلم فجر چگونه در برابر فشارهای اجتماعی و سیاسی «ادامه» یافته است؛ از نحوه انتخاب و حضور آثار تا رفتار سینماگران، حضور مخاطبان، و شکلگیری تحریمها و واکنشها.
جشنوارهای در سایه التهاب؛ فجر ۱۳۸۸ چگونه برگزار شد؟
بیستوهشتمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر در حالی از پنجم تا پانزدهم بهمن ۱۳۸۸ برگزار شد که فضای سیاسی و اجتماعی کشور همچنان تحتتأثیر حوادث پس از انتخابات ریاستجمهوری همان سال قرار داشت. با این حال، جشنواره فجر ۱۳۸۸ مطابق تقویم همیشگی خود برگزار شد؛ افتتاحیه آن سوم بهمنماه در برج میلاد تهران و آیینهای نمایش و داوری در بازهای دهروزه ادامه یافت. جشنوارهای که اگرچه از نظر ساختار اجرایی برپا ماند، اما در محتوا، ترکیب داوران، مشارکت سینماگران و واکنش مخاطبان، یکی از پرحاشیهترین دورههای تاریخ خود را تجربه کرد.
داوری در هالهای از ابهام
یکی از نخستین نشانههای وضعیت خاص جشنواره ۱۳۸۸، به فرآیند اعلام هیئت داوران بازمیگشت. دبیر جشنواره پیش از آغاز رویداد اعلام کرده بود که اسامی داوران بخش مسابقه سینمای ایران تا زمان اختتامیه اعلام نخواهد شد؛ تصمیمی که با واکنش منفی بخشی از سینماگران روبهرو شد. کیومرث پوراحمد، کارگردان باسابقه سینما، این اقدام را «بیسابقه در تاریخ جشنوارهها» دانست و بر نقش هویتی هیئت داوران در اعتبار یک فستیوال تأکید کرد.
در نهایت، اسامی داوران در هفتم بهمنماه اعلام شد؛ ترکیبی که شامل ابوالقاسم طالبی، مسعود جعفری جوزانی، اسفندیار شهیدی، ابراهیم فیاض، محسن علیاکبری و سید ناصر هاشمزاده بود. در این میان، نام فاطمه گودرزی نیز ابتدا در فهرست داوران دیده میشد، اما او اعلام کرد به دلیل مشکلات شخصی امکان داوری ندارد؛ موضوعی که با واکنش دبیر جشنواره و عدم تغییر فهرست همراه شد.
در کنار این حاشیهها، شماری از چهرههای شاخص سینمای ایران از پذیرش داوری این دوره خودداری کردند؛ از جمله عباس کیارستمی، اصغر فرهادی، فرهاد توحیدی، مینو فرشچی و عزتالله انتظامی. امتناعی که از سوی بسیاری از ناظران، بیارتباط با فضای سیاسی و اجتماعی آن سال تفسیر نشد. بحث تحریم جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۸ از هفتهها پیش از آغاز آن در محافل سینمایی و رسانهای مطرح شده بود.
فیلمهای توقیفی؛ تلاش برای رونق یا عبور از بحران؟
یکی از تصمیمهای بحثبرانگیز دبیرخانه جشنواره در سال ۱۳۸۸، رفع توقیف چند فیلم برای حضور در جشنواره بود؛ تصمیمی که بیش از همه با نام فیلم «به رنگ ارغوان» ساخته ابراهیم حاتمیکیا گره خورد. بسیاری از منتقدان، نمایش این فیلم و چند اثر توقیفی دیگر را تلاشی از سوی معاونت سینمایی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی برای افزایش جذابیت و رونق جشنواره در شرایط بحرانی دانستند.
در مقابل، مسئولان وقت سینمایی این تحلیل را رد کردند. علیرضا سجادپور، مدیرکل نظارت و ارزشیابی، استفاده تبلیغاتی از فیلمهای توقیفی را تکذیب کرد و جواد شمقدری، معاون سینمایی وقت، رفع توقیف این آثار را نشانه «افزایش آستانه تحمل دولت» دانست. با این حال، برخی کارشناسان با استناد به آییننامه جشنواره، حضور فیلمهایی که در یک سال گذشته تولید نشده بودند را خلاف مقررات عنوان کردند؛ انتقادی که به یکی از محورهای بحث پیرامون جشنواره ۱۳۸۸ تبدیل شد.
در آن زمان علی مطهری نماینده مجلس در گفت وگویی با هفتهنامه چلچراغ درباره «به رنگ ارغوان» به اظهار نظر پرداخته وگفته بود: «به رنگ ارغوان فیلمی خوش ساخت ودرعین حال حساسیت برانگیز است. نمیشود فیلم را به عنوان یک بیننده عادی دید و لذت نبرد. ولی اگر به عنوان یک مسئول به فیلم نگاه کنیم ممکن است حساسیتهایی را در جامعه ایجاد کند. به هرصورت اگر صلاحدید مسئولان این است که فیلم در شرایط کنونی قابلیت اکران را دارد نمیشود حرفی زد. من پیشنهاد میکنم فیلم را بدون هیچ پیش داوری ببینیم و اجازه ندهیم اکران این فیلم و حرفهایی که پیش آمد فضا را ملتهبتر کند.»
جمال شورجه یکی از کارگردانان سینما نیز در آن زمان درباره اکران این فیلم گفت: «برای اینکه مملکت سالمی داشته باشیم لازم است که نقاط ضعف و آن اشکالات را با اشکال مختلف گوشزد کنیم و اگر این اشکالات آنقدر بزرگ و مهم بود آن وقت است که می توانیم آن را رسانه ای کنیم تا از این راه این مشکلات برطرف شود. پیام به رنگ ارغوان همگرایی مناسبی با عملکرد وزارت اطلاعات ندارد و تصویری که به مخاطب ارائه می دهد در مقایسه با خدمات وزارت اطلاعات جفا است.»
البته تقریبا پنج سال بعد از این اتفاقات ساداتیان تهیهکننده فیلم، درباره توقیف پنج ساله فیلم و مرتفع شدن آن گفت: «آن روز فضای ارشاد با امروز متفاوت بود، هم فضای ارشاد هم فضای کشور. در آن مقطع حمایتی از طرف وزارت ارشاد ندیدم، خودمان تنها بودیم و وزارت اطلاعات هم مطرح میکرد برای اینکه ذهنیت مرتفع شود، بهتر است سکوت کنیم. دولت عوض شد و فضای عمومی تغییر پیدا کرد. در جریان این تغییر، فضا تندتر شد تا اینکه بعد از پنج سال اجازه اکران دادند.»
رقابت سینمایی در دل حاشیهها
با وجود تمام این چالشها، بخش مسابقه سینمای ایران برگزار شد و داوریها به سرانجام رسید. در نهایت، فیلم «ملک سلیمان» با شش سیمرغ بلورین، بیشترین جوایز را به خود اختصاص داد و آثاری چون «به رنگ ارغوان»، «شب واقعه»، «طلا و مس» و «هفت دقیقه تا پاییز» نیز از جمله فیلمهای پرنامزد و پرافتخار این دوره بودند.
سیمرغ بهترین فیلم از نگاه تماشاگران به «به رنگ ارغوان» رسید و این فیلم در کنار موفقیتهایش، به نمادی از سیاستهای جشنواره در آن سال بدل شد. در بخش بازیگری نیز، محسن تنابنده برای بازی در «سنگ اول» و «هفت دقیقه تا پاییز» و نگار جواهریان برای «طلا و مس» سیمرغ بلورین دریافت کردند.
نشستهای لغوشده و سالنهای خلوتتر
فضای خاص جشنواره تنها به سطح تصمیمهای مدیریتی و واکنشهای سیاسی محدود نماند. شماری از نشستهای مطبوعاتی مهم، از جمله نشست فیلمهای «طلا و مس»، «به رنگ ارغوان» و «طهران، تهران» برگزار نشد. همچنین حذف نشستهای نقد و بررسی فیلمهای اول و دوم، با اعتراض فیلمسازان جوان همراه شد.
از سوی دیگر، گزارشهایی از کاهش استقبال مخاطبان منتشر شد. خبرگزاری مهر در گزارشی نوشت که برخلاف بسیاری از دورهها، صفهای طولانی مقابل سینماهای جشنواره کمتر به چشم میخورد؛ نشانهای که برخی آن را بازتابی از شرایط اجتماعی و فاصله بخشی از مخاطبان با جشنواره تعبیر کردند.
یکی از نکات و حواشی قابل توجه در اکرانهای آن زمان رخ داد نیز درباره اکران فیلم «قلادههای طلا» برای اصحاب رسانه بود. دو سال بعد از 1388 همچنان جامعه در تبوتاب رویدادهایی که در دو سال گذشته از سر گذراند، بود و فیلم «قلادههای طلا» گویی نمک بر زخم مردم میپاشید. شاید برای همین بود که اکران این فیلم با چراغهای روشن در سالن برج میلاد به نمایش درآمد. با این که مسئولان اشاره کردند که روشنی چراغها د زمان پخش فیلم در سالن سینما به این دلیل بوده است که اصحاب رسانه به راحتی تردد کنند اما بسیاری صحت این موضوع را تکذیب کردند و دلیل را چیز دیگری دانستند.
جشنوارهای که برگزار شد
با تمام این اوصاف، جشنواره فیلم فجر ۱۳۸۸ به پایان رسید؛ با اختتامیه، اهدای جوایز، حاشیهها و حتی اشتباه کمسابقه در اعلام نام برنده سیمرغ بهترین صدابرداری. دورهای که بیش از آنکه بهخاطر فیلمها به یاد آورده شود، بهعنوان نمونهای از برگزاری جشنواره در یکی از پرتنشترین مقاطع اجتماعی تاریخ معاصر ایران در حافظه فرهنگی ثبت شد.
فجر ۱۳۹۸؛ جشنوارهای میان سوگواری، تحریم و استمرار
سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر در بهمنماه ۱۳۹۸، در شرایطی برگزار شد که فضای عمومی کشور تحتتأثیر مجموعهای از بحرانهای اجتماعی و سیاسی قرار داشت. اعتراضات آبانماه همان سال و سپس سقوط پرواز شماره ۷۵۲ هواپیمایی اوکراین، فضایی آمیخته به خشم، سوگواری و بیاعتمادی را در جامعه ایجاد کرده بود؛ فضایی که مستقیما به بدنه فرهنگ و هنر نیز سرایت کرد و جشنواره فیلم فجر را با یکی از کمسابقهترین موجهای تحریم در تاریخ خود مواجه ساخت.
با این حال، جشنواره از دوازدهم تا بیستودوم بهمنماه در تهران و همزمان در استانها برگزار شد و آیین اختتامیه آن در برج میلاد تهران به پایان رسید. دورهای که از نظر شکل برگزاری، دستخوش تغییرات قابلتوجه شد، اما از نظر ساختاری، متوقف نشد.
لغو نمادین؛ حذف افتتاحیه و فوتوکال
یکی از نخستین تصمیمهای دبیرخانه جشنواره در مواجهه با شرایط اجتماعی، لغو مراسم افتتاحیه بود. ابراهیم داروغهزاده، دبیر جشنواره، این تصمیم را در راستای «همدردی با خانوادههای داغدار حوادث تلخ اخیر» و متناسب با «فضای عمومی جامعه» اعلام کرد. هزینههای پیشبینیشده برای افتتاحیه نیز به کمکرسانی به آسیبدیدگان سیل سیستان و بلوچستان اختصاص یافت.
در ادامه همین رویکرد، فوتوکال جشنواره نیز حذف شد؛ تصمیمی که واکنش و اعتراض بخشی از عکاسان و رسانهها را در پی داشت. برخی فعالان رسانهای این اقدام را نهفقط تصمیمی نمادین، بلکه نشانهای از نگرانی نسبت به کاهش حضور هنرمندان و خلوت شدن فضای جشنواره ارزیابی کردند.
موج گسترده تحریم؛ از سینماگران تا منتقدان
تحریم جشنواره فیلم فجر ۱۳۹۸، ابعادی فراتر از دورههای پیشین یافت. شمار قابلتوجهی از هنرمندان سینما و تئاتر، بازیگران، فیلمسازان و منتقدان با انتشار بیانیهها یا پیامهای ویدئویی اعلام کردند در اعتراض به سقوط هواپیمای اوکراینی و جانباختن شهروندان، در جشنواره شرکت نخواهند کرد.
مسعود کیمیایی، کارگردان باسابقه سینمای ایران، با وجود حضور فیلم «خون شد» در بخش سودای سیمرغ، در پیامی ویدئویی خواستار عدم نمایش فیلمش در جشنواره شد و گفت ترجیح میدهد در کنار مردم و سوگ عمومی بایستد. هرچند تهیهکننده فیلم اعلام کرد «خون شد» از جشنواره خارج نمیشود.
مسعود کیمیایی در پیام خود گفته بود: «من امسال فیلمی ساختم به نام «خون شد» که در جشنواره فجر هست. من هیچ وقت اهل جشنواره نبودم و سمت و سویم همیشه مردم هستند و نگاه میکنم و میبینیم که مردم روزگار سختی را میگذرانند و روزی نیست که خبرهای بد نشنویم. دلم نمیخواهد فیلمم در جشنواره فجر نشان داده بشود به دلیل تسلیتی که به این همه آدم دارم. مردمی که مسافر بودند.»
در کنار او، چهرههایی چون پیمان معادی، بابک حمیدیان، هایده صفییاری، پگاه آهنگرانی، مریم بوبانی، عبدالرضا کاهانی و شماری دیگر از هنرمندان نیز از حضور در جشنواره انصراف دادند. گروهی از منتقدان و نویسندگان سینمایی نیز با انتشار بیانیهای مشترک، جشنواره را تحریم کردند و بر «مسئولیت اخلاقی» هنرمندان در قبال شرایط جامعه تأکید داشتند.
واکنشها؛ از تهدید تا انتقاد درونصنفی
موج تحریمها با واکنشهایی از سوی نهادهای رسمی و برخی چهرههای سینمایی همراه شد. نصرالله پژمانفر، سخنگوی کمیسیون فرهنگی مجلس، از ارائه طرحی برای ممنوعالکاری هنرمندان انصرافدهنده سخن گفت؛ اظهاراتی که خود به افزایش تنش در فضای فرهنگی دامن زد.
او در پیام خود گفته بود: «هفته آینده طرحی را به مجلس میبریم که در آن طرح برای هنرمندانی که قرار است با مردم نباشند و از فعالیتهای هنری انصراف میدهند، محرومیت از فعالیتهای هنری در جمهوری اسلامی ایجاد شود.»
در مقابل، شهاب حسینی در سال ۱۳۹۸ بیش از آنکه با فیلمهایش دیده شود، با مواضعش در کانون توجه قرار گرفت. حضور همزمان او در سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر با دو فیلم «آن شب» و «شین» اگرچه از نظر کاری نشانه پرکاری بود، اما در عمل، حاشیههایی که پیرامون این حضور شکل گرفت، وزن بیشتری از خود آثار پیدا کرد.
نشست خبری فیلم «شین» اثری خارج از بخش رقابتی به یکی از جنجالیترین لحظات جشنواره بدل شد؛ نشستی که اصل برگزاری آن محل سؤال بود و خیلی زود به تریبونی برای بیان دیدگاههای اجتماعی و سیاسی حسینی درباره موج «تحریم جشنواره فجر» تبدیل شد. او در این نشست، صریح و بیپرده از حضورش در فجر دفاع کرد و منتقدان این تصمیم را به چالش کشید.
ارجاع مستقیم حسینی به مسعود کیمیایی، از چهرههای شاخص جریان تحریم، دامنه واکنشها را گستردهتر کرد؛ تا جایی که حتی بخشی از موافقان مواضع او نیز لحن و شیوه مواجههاش را قابل دفاع ندانستند. این اظهارات، تصویر تازهای از بازیگری ساخت که پیشتر به دوری از جنجال شهرت داشت.
حاشیههای شهاب حسینی به جشنواره محدود نماند. او پیشتر در فضای مجازی، تحریم فجر را عاملی برای تعمیق شکافهای اجتماعی دانسته و نسبت به تبدیل شدن انصرافها به یک رفتار نمادین هشدار داده بود. موضعی که عملاً او را در نقطه مقابل بخش مهمی از بدنه معترض سینما قرار داد.
سال پرتنش حسینی با انتشار خبر دریافت نشان شوالیه دولت فرانسه به پایان رسید؛ اتفاقی که بار دیگر او را در معرض قضاوتهای دوگانه قرار داد و نشان داد شهاب حسینی در ۹۸، بیش از هر زمان دیگری، به چهرهای موضعدار و بحثبرانگیز بدل شده است.
جشنوارهای که ادامه یافت
با وجود این فضای ملتهب، قطار در حال حرکت جشنواره فیلم فجر ۱۳۹۸ متوقف نشد. فروش اینترنتی بلیتها از سیام دیماه آغاز شد و بنا بر اعلام دبیرخانه، در دقایق نخست بخش عمدهای از بلیتها به فروش رسید؛ آماری که نشان میداد بخشی از مخاطبان همچنان جشنواره را دنبال میکنند.
در بخش رقابتی، فیلم «خورشید» ساخته مجید مجیدی سیمرغ بلورین بهترین فیلم را دریافت کرد و آثاری چون «شنای پروانه» و «روز صفر» با کسب پنج سیمرغ بلورین، از موفقترین فیلمهای این دوره بودند. در کنار رقابتهای سینمایی، برای نخستینبار تندیسهای سیمرغ جشنواره بهطور کامل توسط صنعتگران ایرانی و در داخل کشور تولید شد؛ اقدامی که بهعنوان یک تغییر نمادین در ساختار جشنواره مطرح شد.
پایان یک دوره پرتنش
سیوهشتمین جشنواره فیلم فجر، سرانجام در بیستودوم بهمنماه ۱۳۹۸ با برگزاری مراسم اختتامیه در برج میلاد تهران به کار خود پایان داد؛ جشنوارهای که بیش از هر چیز، بهعنوان نمونهای از برگزاری یک رویداد فرهنگی در اوج سوگواری، اعتراض و شکاف اجتماعی در حافظه فرهنگی ثبت شد. دورهای که نشان داد حتی در شرایطی که بخشی از بدنه سینما در اعتراض کنار میکشد، جشنواره همچنان برگزار میشود؛ هرچند با چهرهای متفاوت، پرچالش و دور از فضای عادی سالهای کمتنشتر.
فجر ۱۴۰۱؛ جشنوارهای در میانه خیزش، تحریم گسترده و بازتعریف نقش سینما
چهلویکمین جشنواره بینالمللی فیلم فجر در بهمنماه ۱۴۰۱، در شرایطی برگزار شد که فضای اجتماعی و سیاسی کشور بهطور کمسابقهای ملتهب بود. اعتراضات گستردهای که از شهریورماه همان سال و پس از جانباختن مهسا امینی آغاز شده بود، نهتنها خیابانها، بلکه نهادهای فرهنگی و هنری را نیز تحت تأثیر قرار داد. در چنین فضایی، جشنواره فیلم فجر با یکی از جدیترین چالشهای تاریخ خود روبهرو شد و ما با قهر گستردهی اهالی فرهنگ و هنر بودیم و مدتی طول کشید تا کمی از این یخها آب شود.
با این حال، جشنواره طبق تقویم همیشگی، از ۱۲ تا ۲۲ بهمن ۱۴۰۱ در تهران برگزار شد؛ بیوقفه، بدون تعویق و با همان ساختار رسمی شامل بخشهای ملی و بینالمللی. برگزاری این دوره، بار دیگر این گزاره را برجسته کرد که جشنواره فیلم فجر، حتی در شرایطی که با اعتراضهای اجتماعی و تحریمهای گسترده هنری مواجه میشود، همچنان بهعنوان یک رویداد دولتی، مسیر اجرایی خود را ادامه میدهد.
فراخوان پیش از بحران، برگزاری در اوج تنش
فراخوان چهلویکمین دوره جشنواره فیلم فجر در ۱۹ تیر ۱۴۰۱ منتشر شد؛ زمانی که هنوز اعتراضات سراسری شکل نگرفته بود. ثبتنام آثار بخش بینالملل از ۱۵ شهریور و بخش ملی از ابتدای آبان آغاز شد. به همین دلیل، بخش قابل توجهی از فیلمهای حاضر در جشنواره، پیش از آغاز اعتراضات ۱۴۰۱ وارد چرخه انتخاب شده بودند.
اما با گسترش اعتراضات در مهر و آبان، شرایط بهسرعت تغییر کرد. شماری از فیلمسازان و عوامل سینمایی که پیشتر آثارشان را به جشنواره ارائه داده بودند، از حضور در جشنواره انصراف دادند یا دستکم اعلام کردند که در هیچیک از برنامههای جانبی، نشستهای رسانهای و مراسم رسمی شرکت نخواهند کرد. همین مسئله باعث شد جشنواره ۱۴۰۱، از نظر میزان مشارکت فعال بدنه حرفهای سینما، یکی از کمرمقترین دورههای خود را تجربه کند.
در آستانه برگزاری جشنواره فیلم فجر سال ۱۴۰۱ و همزمان با گسترش اعتراضات سراسری، شماری از هنرمندان ایرانی بازداشت شدند یا با محدودیتهای حرفهای مواجه شدند. از جمله بازداشتشدگان کتایون ریاحی، بازیگر، محمود شهریاری، مجری سابق صدا و سیما؛هنگامه قاضیانی، بازیگر؛ عماد قویدل، سیده زینب موسوی، استندآپ کمدین، میترا حجار و ترانه علیدوستی، بازیگران سینما و تلویزیون؛ و سهیلا گلستانی و حمید پورآذری، هنرمندان تئاتر و سینما. بازداشتها عمدتا به دلیل انتشار آثار هنری، اظهارنظرها یا ویدیوهایی مرتبط با اعتراضات انجام شد و در بسیاری از موارد علت دقیق یا محل نگهداری بازداشتشدگان اعلام نشد یا پس از مدتی با وثیقه آزاد شدند.
باران کوثری نیز در آن دوره، ممنوع التصویر و ممنوع الخروج شد و حتی استفاده از تصویر او روی بیلبوردها دچار ممنوعیت و پیگرد قانونی شد.
بر اساس گزارش نهادهای صنفی و حقوقی، بیش از ۱۰۰ هنرمند در جریان اعتراضات سال ۱۴۰۱ بازداشت یا ممنوعالخروج شدند. کمیته حمایت حقوقی و قضایی از سینماگران در خانه سینما فهرستی از این هنرمندان منتشر کرد که شامل چهرههای شناختهشده سینما، تئاتر و موسیقی میشود. بسیاری از بازداشتشدگان با محدودیت در فعالیت حرفهای، لغو قراردادها و ممنوعیت کار روبهرو شدند. این شرایط تأثیر قابل توجهی بر فضای فرهنگی و هنری کشور گذاشت و در آستانه جشنواره فیلم فجر مورد توجه رسانهها و محافل هنری قرار گرفت.
یکی از نکات جالب توجه این است که هیئت داوران درست یک روز پیش از آغاز جشنواره مشخص شد و با توجه به این شرایط کشور نبود حتی یک زن در بین هیئت داوران قابل تامل بود.
تحریم سینماگران؛ شکاف آشکار میان جشنواره و جامعه هنری
به دلیل همین اتفاقات، تحریم جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۱، تنها به چند موضعگیری محدود نشد و بهتدریج به یک رفتار جمعی در میان بخشی از سینماگران تبدیل شد. برخی فیلمسازان مستقل، بازیگران و حتی برندگان احتمالی جوایز، ترجیح دادند در این رویداد حضور نداشته باشند یا از دریافت جوایز خودداری کنند.
در بخش بینالملل نیز، چند فیلمساز شناختهشده از جمله برادران داردن، کریستیان مونجیو، کامیلا اندینی و آلیس دیوپ اعلام کردند که فیلمهایشان بدون اطلاع آنها در فهرست جشنواره قرار گرفته و خواستار خروج آثار خود شدند. این اتفاق، بخش بینالملل جشنواره را با چالش جدی مواجه کرد و بار دیگر موضوع «ارتباط جشنواره فجر با سینمای جهان» را به صدر بحثها بازگرداند.
مجتبی امینی دبیر جشنواره، درباره فیلم های انصرافی خارجی در آن زمان گفت: «صاحبان آثار ثبت نام انجام دادهاند و حق پخش و حق رایت گرفته شده و کار را با کیفیت بالا به جشنواره تحویل دادند یعنی همه چیز به صورت حرفهای اتفاق افتاده است؛ لذا اگر الان کسی در یک نقطهای از جهان بگوید چرا، این چرایی از نظر پروتکل های حقوقی و بین المللی و از لحاظ ادبیات حرفهای حضور فیلم های در فستیوال های دنیا تعریف شده نیست. وقتی فیلمی به دبیرخانه جشنواره تحویل داده و فرم پر شده و حق رایت به صورت ارز رایج دنیا گرفته و پرداخت شده، دیگر فیلم در اختیار فستیوال است.»
روحالله سهرابی، مدیرکل نظارت بر عرضه و نمایش سازمان سینمایی، روز یکشنبه ۱۶ بهمن 1401 با انتشار یادداشتی در خبرگزاری ایسنا، با تهدید هنرمندان تحریمگر، نوشت: «این افراد مادامی که جمهوری اسلامی برقرار و چراغ سینمایش روشن است و جشنواره فیلم فجر در دایره فرهنگی و هنریاش برگزار میشود نه باید فیلمی بسازند یا بازی کنند و نه در جشنوارهای شرکت کنند. نظارهگر رفتار آنانی هستیم که بر طبل این مبارزه کوبیدند.»
مراسم اختتامیه؛ صندلیهای خالی و غیبتهای معنادار
مراسم اختتامیه جشنواره در سالن همایشهای برج میلاد برگزار شد، اما غیبت بسیاری از چهرههای سرشناس سینما، بهوضوح قابل مشاهده بود. تعدادی از برندگان جوایز، از جمله علی نصیریان، پیشتر اعلام کرده بودند که در مراسم شرکت نخواهند کرد و این تصمیم را عملی کردند.
در عین حال، برخی سخنان برندگان حاضر نیز بازتابی از فضای اجتماعی آن روزها بود. سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول مرد به مجید صالحی تعلق گرفت و جالب است که سخنرانی او پس از دریافت جایزه توسط تعدادی از خبرگزاریها حتی منتشر نشد. او که از آزادی زندانیان ابراز خوشحالی کرده بود در سخنرانی خود گفت: «یک روزهایی حالمان خوب نیست، قرار نیست در این روزها از ریشه بزنیم. قرار است همدرد و همراه باشیم. خودمان را مالک مردم ندانیم و نگوییم اگر کسی راضی نیست، جمع کند و برود.»
محمدرضا شهیدیفرد، مجری مراسم اختتامیه جشنواره با اشاره به هنرمندانی که این جشنواره را تحریم کردند، گفت: «آنها به استراحت نیاز داشتند. روش استراحت هر کسی فرق دارد.»
شهیدیفرد همچنین اشاره کرد: «آنها دوباره بر میگردند، خم به ابرویتان هم نیاورید.»
ابوالفضل پورعرب که یکی دیگر از بزندههای شب اختتامیه بود نیز درمورد تحریم گسترده جشنواره توسط هنرمندان گفت: «بچههایی که به هر دلیلی نیامدند، باید بگویم آنها جوان هستند و ما هم اشتباهاتی کرده بودیم، باید ببخشیم. باید ببخشیم تا آنها هم یاد بگیرند.»
پردیس پور عابدینی نیز پس از برنده شدن سیمرغ بلورین بهترین بازیگر نقش اول زن، برای بازی در فیلم «غریب» در سخنرانی خود فقط گفت: «هیچی.»
جشنوارهای که برگزار شد، اما تغییر کرد
جشنواره فیلم فجر ۱۴۰۱، اگرچه از نظر اجرایی برگزار شد و سیمرغهای خود را اهدا کرد، اما از نظر جایگاه اجتماعی، یکی از متفاوتترین دورههای تاریخ خود بود. کاهش مشارکت سینماگران، تحریم گسترده، غیبت چهرهها و تغییر ترکیب آثار، همگی نشان دادند که این جشنواره، بیش از هر زمان دیگری، از فضای عمومی جامعه تأثیر پذیرفته است.
با این همه، همانند دورههای پیشین در سالهای بحرانزده، جشنواره فجر ۱۴۰۱ نیز متوقف نشد. این رویداد، با همه حاشیهها، اعتراضها و تغییرات، برگزار شد؛ واقعیتی که در کنار تجربههای سالهای ۱۳۸۸ و ۱۳۹۸، نشان میدهد جشنواره فیلم فجر در چهار دهه گذشته، همواره راهی برای ادامه حیات خود، حتی در پرتنشترین شرایط، پیدا کرده است، نکتهای که باعث میشود فکر کنیم که سینما درخت تناوری است که همچنان در این سرزمین با تمام مصائبش، به حیاتش ادامه داده و خواهد داد.
۵۹۲۴۴





نظر شما