امیرمسعود عابدین: در پنجم ژوئن ۲۰۲۶، گروه رسانهای «پروژه فیر» (Project Fear) با استفاده از پیشرفتهترین تجهیزات دید در شب و دوربینهای حرارتی، ویدئویی را از نزدیکی فرودگاه هومی (Groom Lake) در قلب محدوده آزمایشی نوادا منتشر کرد؛ منطقهای که در جهان به نام «منطقه ۵۱» شناخته میشود و مهد توسعه سریترین سلاحهای هوایی ایالات متحده است. این ویدئو شیئی پرنده با بالهای کایتشکلِ شکسته، لبههای دندانهارهای و بدون هیچگونه باله عمودی را نشان میدهد. اگرچه تحلیلگران هوانوردی با احتیاط به این فیلم نگاه میکنند، اما انطباق کامل مشخصات این پرنده با طرحهای مفهومی برنامه «سلطه هوایی نسل بعدی» (NGAD)، نشان میدهد که احتمالا شاهد اولین تصاویر واقعی از جانشین افسانهای جنگنده F-۲۲ رپتور هستیم؛ جنگندهای که ارتش آمریکا قرارداد ساخت آن را در سال ۲۰۲۵ به غول هوافضای خود، یعنی بوئینگ واگذار کرده بود.
شکار پدیده در زمینهای عمومی
براساس گزارش armyrecognition، سازندگان پروژه فیر برای ثبت این مستند تاریخی، از پیش بیگودال به آب نزدند. آنها ابتدا با متخصصان زبدهای مثل آندرس اوتسون، ردیاب کهنهکار پروازهای سری منطقه ۵۱، مشورت کردند. تیم فیلمبرداری با استقرار در تپههای خارج از مرزهای ممنوعه این پایگاه مخفی (که در ۸۳ مایلی شمال لاسوگاس قرار دارد)، شبهای متوالی به رصد آسمان پرداختند. آنها با استفاده از اپتیکهای ارتقایافته، دوربینهای دید در شب فسفر سفید PVS-۱۴ و سنسورهای حرارتی پیشرفته ۱۰ میکرونی، سرانجام موفق شدند این شبح پرنده را در حال پرواز فرکانس پایین شکار کنند؛ فیلمی که اصالت فنی آن توسط چندین کارشناس مستقل هوانوردی تایید شده است.

هندسه پنهانکار بالها؛ فرمول غلبه بر امواج صوتی و جاذبه
با وجود کیفیت محدود و هاله حرارتی اطراف هواپیما، نبوغ آیرودینامیکی این پرنده کاملا آشکار است. بارزترین ویژگی آن، بالهای مثلثی با پسگرایی بسیار شدید است. وقتی هواپیما به سرعت صوت (۱ ماخ) نزدیک میشود، تراکم هوا موجهای ضربهای شدیدی ایجاد میکند که مثل یک دیوار ترمز جلوی ماشین پیشرونده عمل میکنند. متمایل کردن لبه بالها به سمت عقب، این مقاومت مخرّب را به حداقل میرساند. با توجه به اینکه F-۴۷ برای پرواز در سرعتهای بالای ۲ ماخ طراحی شده، این فرم هندسی فشرده یک ضرورت حیاتی است. از طرفی، این نوع بالها در زوایای حمله تند، گردبادهای هوایی شدیدی روی سطح خود ایجاد میکنند و مانورپذیری فوقالعادهای به جنگنده میدهد؛ تکنیکی که پیش از این در جنگندههایی مثل رافال و جی-۲۰ نیز استفاده شده است.
بدنه یکپارچه و توزیع بارهای مرگبار
یکی از بخشهای شگفتانگیز این پرنده، محل اتصال بال به بدنه بسیار عریض و کشیده است. وقتی یک جنگنده در نبردهای هوایی نزدیک، مانورهای سنگین تحت فشار ۹G (۹ برابر شتاب جاذبه) انجام میدهد، بالها در محل اتصال به بدنه تحت گشتاور خمشی و فشار خردکنندهای قرار میگیرند. یک ریشه بالِ پهن و ادغام شده، این بارهای کشنده را در کل سازه داخلی پخش کرده و نیاز به تقویتکنندههای سنگین ساختاری را از بین میبرد. این بدنه یکپارچه خودش هم به عنوان یک سطح تولیدکننده نیروی برآ عمل میکند که نتیجه آن افزایش راندمان سوخت و دستیابی به برد عملیاتی خیرهکننده بیش از ۱۰۰۰ مایل دریایی است.
حذف دم؛ یک قمار بزرگ برای رادارگریزی مطلق
در تصاویر منتشر شده، هیچ اثری از بالههای عمودی یا افقی دم (سکانهای سنتی) دیده نمیشود. در جنگندههای امروزی، دمهای عمودی به دلیل داشتن سطوح صاف، لولاها و شکافها، بزرگترین منعکسکنندههای امواج رادار دشمن هستند. حذف کامل دم، سطح مقطع راداری هواپیما را از پهلو و عقب به نزدیک صفر میرساند. البته این پنهانکاری بینظیر، به قیمت ناپایداری شدید هواپیما تمام میشود. برای حل این مشکل، پرنده باید به سیستمهای رایانهای فوقپیشرفته «پرواز با سیم» (Fly-By-Wire) مجهز باشد تا در هر ثانیه صدها اصلاح کوچک را در سطوح کنترلی متحرک، سکانها یا خروجی موتور اعمال کند و هواپیما را در آسمان متعادل نگه دارد.
دماغهای به تیزی الماس و انبار عظیمی از سنسورهای دیجیتال
بخش جلویی این پرنده به یک دماغه فوقالعاده تیز ختم میشود. در سرعتهای مافوق صوت، دماغههای پهن موجهای ضربهای جداشده و گرمای وحشتناکی تولید میکنند، اما یک دماغه تیز با ایجاد موج ضربهای مایل و متمایل به عقب، به هواپیما اجازه میدهد بدون استفاده از پسسوزهای پرمصرف، به راحتی به سرعت مافوق صوت مستمر (سوپرکروز) برسد. علاوه بر این، این هندسه کشیده فضای داخلی ایده آلی را برای رادارهای آرایه فازی پیشرفته (AESA)، سنسورهای ردیاب حرارتی (IRST) و سیستمهای جنگ الکترونیک شبکه نسل ششم فراهم میکند تا جنگنده بتواند به عنوان مغز متفکر یک شبکه، پهپادهای همراه خود را هدایت کند.

پیشرانههای دوقلو و معماری هوشمندانه پنهانکاری حرارتی
پهن بودن غیرعادی بخش انتهایی بدنه، فرضیه دوموتوره بودن این جنگنده را اثبات میکند؛ چرا که برای جا دادن دو موتور چرخه تطبیقی قدرتمند (مثل موتورهای XA۱۰۳) در کنار سیستمهای خنککننده، به عرض ساختاری زیادی نیاز است. دو موتور، قدرت رانش، شتاب صعود و تولید برق بالایی را برای سیستمهای لیزری و راداری آینده تامین میکنند. نکته حیرتانگیز دیگر، نبود رد حرارتی واضح از اگزوز در دوربینهای مادون قرمز است. این یعنی طراحان بوئینگ با ترفندهایی مثل دفن کردن عمیق موتورها در دل بدنه، استفاده از نازلهای تخت و پهن در سطح بالایی هواپیما و مخلوط کردن سریع گازهای داغ با هوای سرد محیط قبل از خروج، توانستهاند یکی از رادیکالترین سیستمهای پنهانکاری حرارتی را پیاده کنند.
روزشمار ققنوس آمریکایی
لبه فرار بالهای این پرنده به صورت زاویهدار و دندانهارهای دیده میشود که این دقیقا بر اساس اصل «همراستایی طرح بدنه» در مهندسی استثنایی رادارگریزی است. طراحان با موازی کردن زوایای لبههای حمله، فرار و پنلهای دسترسی، امواج رادار دشمن را فقط به چند جهت کور و بیخطر منحرف میکنند. مقامات نیروی هوایی آمریکا پیشتر اعلام کرده بودند که آزمایشهای تجربی این پروژه از سال ۲۰۲۰ آغاز شده و اولین پرواز رسمی F-۴۷ برای سال ۲۰۲۸ برنامه ریزی شده است. اگرچه تصویر منتشر شده شاید مدرک قطعی برای اثبات نهایی نباشد، اما تمام شواهد ملموس (از بدنه بدون دم و کاناردهای احتمالی گرفته تا نام مستعار «ققنوس» (Phoenix) که سال گذشته لو رفت) نشان میدهند که آمریکا احتمالا پیش از موعد مقرر، در حال تست پروازی یکی از مخوفترین شکارچیهای آسمان در قرن بیست و یکم است.
۲۲۷۳۲۲




نظر شما