از سکه‌های طلا تا بیت‌کوین؛ آیا خرید و فروش ارز دیجیتال در سبدِ داراییِ یک مؤمن جایز است؟

با ورودِ موجِ پرسر و صدایِ ارزهایِ دیجیتال به بازارهایِ مالیِ جهانی، بسیاری از مؤمنان میانِ دو راهیِ سودآوریِ کلان و حفظِ حلال و حرام قرار گرفته‌اند؛ پرسشی که پاسخِ آن فراتر از یک نظرِ ساده، نیازمندِ تحلیلِ دقیقِ ماهیتِ این دارایی‌هاست.

مبلغ – سرویس معارف: در دنیایِ امروز که تبلت و گوشی‌هایِ هوشمند، بخشی جدایی‌ناپذیر از زندگیِ روزمره شده‌اند، اقتصاد نیز دچارِ یک انقلابِ عظیم شده است. اگر چند سال پیش، صحبت از خرید و فروشِ بیت‌کوین یا اتریوم در میانِ یک خانواده‌یِ سنتی یا در جلساتِ مذهبی، موضوعی بسیار عجیب و دور از ذهن به نظر می‌رسید، امروز این بحث‌ها به یکی از اصلی‌ترین دغدغه‌هایِ مالیِ جوانان و حتی بزرگسالانی تبدیل شده که می‌خواهند سرمایه‌یِ خود را در مسیرهایِ نوین رشد دهند. اما برای یک فردِ مؤمن که همواره تلاش می‌کند در هر قدم، از مرزهایِ شرعی عبور نکند، یک پرسشِ بنیادین در ذهن شکل می‌گیرد: آیا این اعداد و ارقامِ دیجیتالی که در یک اپلیکیشن جابه‌جا می‌شوند، واقعاً مال و داراییِ معتبر محسوب می‌شوند یا صرفاً نوعی از بازی و قمار هستند که با اصولِ اسلام در تضاد است؟

برای پاسخ به این پرسش، نباید از جزییاتِ فنی و ریاضیِ ارزهای دیجیتال عبور کرد، بلکه باید به سراغِ هسته‌یِ اصلیِ فقه رفت؛ یعنی بررسیِ ماهیتِ این پدیده‌ها. در فقه اسلامی، هر معاملاتی که بر پایه مالکیت، توافق و انتقالِ ارزش باشد، می‌تواند موردِ بررسی قرار گیرد. اولین قدم در تحلیلِ فقهی، این است که ببینیم آیا ارز دیجیتال اصلاً مصداقِ مال و مالیت هست یا خیر. در تاریخِ اقتصادِ اسلامی، ما از طلا و نقره شروع کردیم، سپس به کاغذهایِ پولِ فیات (پول‌هایِ دولتی) رسیدیم و حالا در آستانه‌یِ یک داراییِ بدونِ جسم (غیرمادی) هستیم. اگر رمزارز در عرف، واجد مالیت دانسته شود، تازه یکی از مراحل موضوع‌شناسی طی شده است و پس از آن باید مشروعیت معامله، میزان غرر، قانون‌مندی، و آثار اقتصادی و اخلاقی آن نیز بررسی شود.

امروز در شبکه‌هایِ اجتماعی، ما شاهدِ دو جریانِ کاملاً متضاد هستیم. از یک سو، افرادی را می‌بینیم که ارزهای دیجیتال را یک فرصتِ طلایی برایِ ثروتمند شدن و رسیدن به استقلالِ مالی معرفی می‌کنند و حتی آن را راهی برایِ فرار از تورمِ پول‌هایِ کاغذی می‌دانند. از سوی دیگر، کسانی هستند که با نگاهی سخت‌گیرانه، این بازارها را شبیه به کازینوهایِ آنلاین می‌دانند که در آن همه چیز بر پایه شانس و بدونِ پشتوانه‌یِ واقعی است. این دو نگاه، دقیقاً همان جایی است که فقه باید واردِ عمل شود. فقه نباید با نگاهی منجمد و قدیمی به این پدیده بنگرد، بلکه باید با نگاهی پویا، تفاوت میانِ یک سرمایه‌گذاریِ مبتنی بر تکنولوژی را با یک قمارِ مبتنی بر شانس تشخیص دهد.

یکی از چالش‌هایِ بزرگ در این مسیر، بحثِ عدمِ شفافیت و ماهیتِ نوساناتِ شدید است. در بازارِ ارزهای دیجیتال، قیمت‌ها ممکن است در عرضِ چند ساعت، نیمی از ارزشِ خود را از دست بدهند یا دو برابر شوند. این نوساناتِ شدید، از نظرِ فقهی می‌تواند بحثِ شبهه در زمینه‌یِ غرر (ریسک و عدمِ قطعیت) را برانگیزد. نوسان شدید به‌تنهایی مساوی با غرر نیست، اما اگر موضوع معامله مبهم، فاقد شفافیت کافی، یا مبتنی بر جهالت شدید باشد، می‌تواند شائبه غرری بودن معامله را پدید آورد. اگر کسی ارز دیجیتالی را بخرد که هیچ‌گاه مشخص نیست آیا اصلاً وجود دارد یا نه، یا قیمتِ آن به طورِ غیرمنطقی و بدونِ هیچِ دلیلِ اقتصادی در حالِ تغییر است، این معامله می‌تواند از نظرِ شرعی دچارِ مشکل شود. اما اگر این نوسانات، ناشی از عرضه و تقاضایِ واقعی در یک بازارِ سازمان‌یافته باشد، می‌تواند به عنوانِ بخشی از ریسکِ طبیعیِ بازار پذیرفته شود.

در این میان، باید به نکته‌یِ بسیار مهمی درباره‌یِ ماهیتِ این دارایی‌ها توجه کرد: پشتوانه‌یِ این ارزش‌ها چیست؟ در اقتصادِ سنتی، ارزشِ پول به قدرتِ دولت یا ذخایرِ طلاییِ آن کشور متصل است. در ارزهای دیجیتال، ارزش بر پایه‌یِ پروتکل‌هایِ برنامه‌نویسی و میزانِ اعتمادِ کاربران به یک شبکه است. از نظرِ فقهی،  اگر یک رمزارز یا پروژه دیجیتال بر پایه فریب، کلاهبرداری، یا اغوای غیرشفاف مردم طراحی شده باشد، معامله در آن دست‌کم محل اشکال جدی شرعی و اخلاقی خواهد بود. اما اگر این فناوری، ابزاری برایِ تسهیلِ تبادلات و افزایشِ کارایی باشد، در برخی فروض، ممکن است چنین دارایی‌ای قابلیت بررسی به عنوان مال قابل معامله را پیدا کند؛ هرچند حکم نهایی آن وابسته به نظر فقیه، قانون کشور، و نوع استفاده است

یک مثالِ روزآمد برایِ درکِ بهتر، مقایسه‌یِ خریدِ یک قطعه زمین با خریدِ یک توکنِ دیجیتال است. وقتی شما زمین می‌خرید، شما مالکِ یک چیزِ فیزیکی هستید که وجود دارد. وقتی توکن می‌خرید، شما مالکِ یک حقِ دیجیتالی هستید. اگر این حقِ دیجیتالی، در دنیایِ واقعیِ اینترنت، قابلیتِ انتقال و معامله و داشتنِ ارزشِ معین را داشته باشد، برخی دیدگاه‌های فقهی معاصر، در صورت تحقق مالیت و نبودِ مفسده، این امکان را قابل بررسی می‌دانند. اما اگر این توکن، در واقع نمادی از یک بازیِ مهره‌ای باشد که در آن فقط بر سرِ برنده شدن یا باختن شرط‌بندی می‌شود، قطعاً واردِ حوزه‌یِ حرام و قمار می‌شود. بنابراین، ملاک اصلی در فقه، نگاه به ماهیتِ آن دارایی است، نه لزوماً ابزارِ استفاده از آن.

چالشِ دیگر، بحثِ منبعِ درآمد و نحوه استخراجِ ارزهاست. برخی افراد از طریقِ استخراج (Mining) با استفاده از قدرتِ پردازشِ کامپیوترها، ارزهای دیجیتال تولید می‌کنند. این فرآیند، در واقع صرفِ انرژی و زمان و استفاده از یک ابزارِ تکنولوژیک برایِ تولیدِ یک ارزش است. از نظرِ کلی، این عمل شبیه به کار در یک کارخانه یا تولیدِ یک کالایِ فیزیکی است و به خودیِ خود، مشکلی ندارد. اما اگر استخراج به گونه‌ای باشد که باعثِ آسیبِ جدی به محیط‌زیست شود یا از طریقِ منابعِ غیرقانونی و با آسیب به زیرساخت‌هایِ عمومی انجام شود، آنگاه جنبه‌یِ اخلاقی و شرعیِ آن زیرِ سوال می‌رود. اسلام همواره بر حفظِ منافعِ عمومی و پرهیز از آسیب به دیگران تأکید دارد.

همچنین، باید به بحثِ امنیت و کلاهبرداری‌ها در این فضا توجه کرد. در دنیایِ ارزهای دیجیتال، نبودِ نهادهایِ نظارتیِ قدرتمند، راه را برایِ پروژه‌هایِ پانزی و کلاهبرداری‌هایِ سازمان‌یافته باز کرده است. در این پروژه‌ها، به جایِ اینکه یک ارزشِ واقعی ایجاد شود، پولِ افرادِ جدید صرفِ پرداختِ سود به افرادِ قدیمی می‌شود. این دقیقاً مصداقِ بارزِ معاملاتِ باطل و غیرشرعی است. یک مؤمن باید در این بازار، دارایِ سوادِ رسانه‌ای و مالیِ بالایی باشد تا بتواند میانِ یک پروژه‌یِ تکنولوژیک و واقعی و یک تله‌یِ کلاهبرداری، تمایز قائل شود. عدمِ دقت در این تشخیص، می‌تواند منجر به از دست رفتنِ مال و در نتیجه، ورود به دنیایِ شبهاتِ حرام شود.

در کنارِ این‌ها، پیوند با مفاهیمِ مهدویت و عدالتِ اجتماعی نیز قابلِ بررسی است. آینده‌یِ اقتصادِ جهان به سویِ تمرکززدایی حرکت می‌کند. ارزهای دیجیتال نیز به نوعی، قدرت را از بانک‌هایِ مرکزی و نهادهایِ متمرکز به سمتِ کاربرانِ پراکنده می‌برد. اگر این روند به گونه‌ای پیش برود که باعثِ عدالتِ بیشتر در توزیعِ ثروت و کاهشِ سلطه‌یِ نظام‌هایِ ظالم بر اقتصادِ ملت‌ها شود، می‌تواند با آرمان‌هایِ بزرگِ اسلام و ظهورِ منجی، همسو باشد. اما اگر این فناوری صرفاً ابزاری برایِ غنی‌تر شدنِ عده‌ای محدود از هوش‌هایِ مصنوعی و بانک‌هایِ سایبریِ پنهان شود و باعثِ شکافِ عمیق‌ترِ میانِ فقرا و اغنیا گردد، در واقع تنها یک ابزارِ جدید برایِ همان ظلمِ قدیمی خواهد بود.

بنابراین، برایِ یک مؤمن که می‌خواهد در این بازار فعالیت کند، چند اصلِ ضروری وجود دارد. اول، شناختِ دقیقِ ماهیتِ همان ارز یا توکنی که می‌خرد؛ یعنی بداند چه چیزی را در واقعیتِ دیجیتال خریداری می‌کند. دوم، پرهیز از هیجان‌زدگی و قمارگونه بودنِ رفتار؛ یعنی نباید با نگاهِ شرط‌بندی و بر اساسِ شانس، واردِ معاملاتِ پرریسک شد. سوم، توجه به منبعِ پول و نحوه استخراج یا کسبِ سود؛ یعنی نباید در پروژه‌هایی شرکت کرد که هدفشان فقط فریب دادنِ دیگران است. و چهارم، رعایتِ جنبه‌هایِ اخلاقی و اجتماعی؛ یعنی نباید در مسیرِ سودآوری، به حقوقِ دیگران یا منافعِ عمومی آسیب زد.

امروز که بسیاری از جوانانِ ما در جستجویِ راهی برایِ بهبودِ وضعیتِ معیشتی خود هستند، نباید این فناوری‌ها را به طورِ کلی منکر شد یا به طورِ کورکورانه به آن‌ها اعتماد کرد. اسلام، دینی است که با تغییراتِ زمان همراه است و راهکارهایی برایِ مدیریتِ ثروت در هر عصری ارائه می‌دهد. ارزهای دیجیتال هم می‌توانند اگر به درستی و با رعایتِ اصولِ فقهی استفاده شوند، ابزاری برایِ شکوفاییِ اقتصادی باشند، و هم می‌توانند اگر بدونِ بصیرت و با نگاهِ قمارگونه به آن‌ها نگریسته شود، وسیله‌ای برایِ نابودیِ مال و از دست رفتنِ آرامشِ روحی باشند. مسیرِ درست، حرکت در میانه‌یِ این دو است؛ حرکت در مسیرِ آگاهی، تحقیق و رعایتِ مرزهایِ پرنورِ شریعت.

در نهایت، مؤمنِ متدیّن باید افزون بر موضوع‌شناسی اقتصادی، به فتوای مرجع تقلید خود و نیز به قوانین رسمی کشور درباره خرید، فروش، نگهداری یا استخراج رمزارزها توجه کند.

کد مطلب 2244722

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 4 =

آخرین اخبار