مبلغ – سرویس یاد: جهان امروز با وجود پیشرفتهای چشمگیر تکنولوژیک و نظریههای پیچیده توسعه، همچنان با بحران عمیق شکاف طبقاتی دستوپنجه نرم میکند. از نیویورک و لندن تا شهرهای بزرگ کشورهای در حال توسعه، کارتنخوابی، حاشیهنشینی و توزیع ناعادلانه ثروت به چالشهای اصلی امنیت ملی و پایداری اجتماعی تبدیل شدهاند. در این میان، مرور سندی متعلق به چهارده قرن پیش که در آن عالیترین مقام یک حکومت پهناور به استاندار خود فرمان میدهد که تمام توجه خود را معطوف به حاشیهنشینان و محرومان کند، شگفتانگیز و الهامبخش است. نامه پنجاه و سوم نهجالبلاغه، معروف به عهدنامه مالک اشتر، دقیقاً در نقطهای ایستاده است که بسیاری از تئوریهای مدرن مدیریت دولتی هنوز نتوانستهاند به آن دست یابند: سنجش کارآمدی حکومت از پایینترین پلههای جامعه.
امام علی (ع) در این عهدنامه، جامعه را به طبقات مختلفی تقسیم میکند؛ از سپاهیان و قضات گرفته تا نویسندگان و تجار. اما زمانی که به طبقه فرودست میرسد، لحن کلام ایشان تغییر میکند؛ لحنی توأم با قاطعیت، دلسوزی شدید و هشداری جدی به کارگزار حکومت. ایشان میفرماید: «ثُمَّ اللهَ اللهَ فِی الطَّبَقَةِ السُّفْلَی مِنَ الَّذِینَ لاَ حِیلَةَ لَهُمْ مِنَ الْمَسَاکِینِ وَالْمُحْتَاجِینَ وَأَهْلِ الْبُؤْسَی وَالزَّمْنَی»؛ (سپس خدا را، خدا را در خصوص طبقه فرودست، از کسانی که هیچ چارهای ندارند؛ از محرومان، نیازمندان، بینوایان و زمینگیران). این تکرار نام جلاله «الله الله» نشاندهنده اهمیت حیاتی و خط قرمز بودن این طبقه در نگاه امام (ع) است. ایشان بلافاصله اشاره میکند که در میان این گروه، هم کسانی هستند که به گدایی و ابراز نیاز روی میآورند و هم کسانی که عفاف و خویشتنداری مانع از اظهار فقرشان میشود.
تأکید ویژه امام (ع) بر این طبقه، برآمده از یک نگاه عمیق جامعهشناختی است. در هر جامعهای، قدرتمندان، ثروتمندان و وابستگان به احزاب و قبایل سیاسی، تریبون دارند. آنها رسانه دارند، وکلای زبردست استخدام میکنند و در صورت بروز مشکل، صدای خود را به گوش حاکمان میرسانند. اما فرودستان، صدای بیصدایان هستند. آنها رابطهای در ساختار قدرت ندارند و در هیاهوی لابیهای سیاسی و اقتصادی گم میشوند. امام علی (ع) به مالک اشتر دستور میدهد که دقیقاً به همین دلیل، باید ناظر و نماینده ویژه برای این گروه تعیین کند: «وَ لاَ تَشْغَلْنَّ هَمَّکَ عَنْهُمْ فَلاَ تُغْفِلْ عَنْهُمْ وَ صَعِّرْ خَدَّکَ لَهُمْ وَ تَفَقَّدْ أُمُورَ مَنْ لاَ یَصِلُ إِلَیْکَ مِنْهُمْ»؛ (مبادی سرمستی حکومت تو را از توجه به آنان بازدارد، پس از آنان غافل مشو و چهرهات را برایشان درهم مکش و کار کسانی را که دستشان به تو نمیرسد، خودت جستوجو و تفقد کن).
این فرمان، یک انقلاب در مفاهیم دیوانسالاری است. در سیستمهای اداری معمول، این شهروند است که باید بدود تا به مسئول برسد؛ اما امام (ع) رابطه را معکوس میکند. حاکم اسلامی موظف است خود به سراغ کسانی برود که به دلیل لکنت زبان، فقر، دوری از مرکز یا نداشتن پارتی، نمیتوانند به اتاقهای دربسته مسئولان راه یابند. این پیوند مستقیم حاکم با مردم، مانع از شکلگیری طبقه مدیران تافتهی جدابافته میشود. در حقیقت، امام (ع) به مالک هشدار میدهد که اگر تو خود را در پشت دیوارهای بلند قصر و بادیگاردهایت پنهان کنی، حقایق جامعه از تو پنهان خواهد ماند و گزارشهای دروغین کارگزاران، تو را به خواب خرگوشی خواهد برد.
یکی از نکات کلیدی دیگر در عهدنامه مالک اشتر، پیوند مستقیم میان امنیت عمومی و رضایت طبقه فرودست است. امام (ع) با صراحت اعلام میکند که تکیهگاه اصلی دین و جامعه، تودههای مردم هستند، نه خواص پرتوقع: «وَ إِنَّمَا عِمَادُ الدِّینِ وَ جِمَاعُ الْمُسْلِمِینَ وَ الْعُدَّةُ لِلْأَعْدَاءِ الْعَامَّةُ مِنَ الْأُمَّةِ فَلْیَکُنْ صُغْوُکَ لَهُمْ وَ مَیْلُکَ مَعَهُمْ»؛ (و همانا ستون دین و جمعیت مسلمانان و سازوبرگ در برابر دشمنان، عامه مردم و تودهها هستند، پس باید توجه و گرایش تو به سوی آنان باشد). خواص جامعه در روزهای خوشی بیشترین توقع را دارند، در روزهای سخت کمترین یاری را میرسانند، در اجرای عدالت از همه ناراضیترند و در برابر سختیها کمطاقتترین هستند. اما این تودههای محروم و کارگران و کشاورزان هستند که در روزهای بحران و جنگ، سینه خود را سپر بلا میکنند.
نگاه امام (ع) به محرومان، یک نگاه صدقهبگیرانه یا از روی ترحم صرف نیست؛ بلکه نگاهی مبتنی بر حق و کرامت انسانی است. در اندیشه علوی، فقر یک پدیده طبیعی نیست، بلکه محصول زیادهخواهی ثروتمندان و ناکارآمدی ساختارهای توزیع ثروت است. امام (ع) در کلامی دیگر در نهجالبلاغه میفرماید: «مَا جَاعَ فَقِیرٌ إِلاَّ بِمَا مُتِّعَ بِهِ غَنِیٌّ»؛ (هیچ فقیری گرسنه نماند مگر به خاطر آنکه ثروتمندی از حق او بهرهمند شد). بنابراین، وقتی حاکم به فقرا رسیدگی میکند، در حال بخشش و صدقه دادن از جیب خود نیست، بلکه در حال بازگرداندن حق غصبشدهی آنان است. مالک اشتر موظف است برای هر یک از نیازمندان، سهمی از بیتالمال و سهمی از غلات زمینهای خالصه در هر شهر قرار دهد، چرا که دورترین آنها همانقدر حق دارد که نزدیکترینشان دارد.
امروز در دنیای مدرن، سیاستگذاران اقتصادی اغلب توسعه را از بالا به پایین تعریف میکنند؛ آنها معتقدند ابتدا باید چرخهای بزرگ اقتصاد بچرخد و ثروت تولید شود تا در نهایت سرریز این ثروت به طبقات پایین برسد. اما تجربه دهههای اخیر نشان داده که این تئوری عملاً به انباشت ثروت در دست اقلیتی خاص و فقر مطلق اکثریت منجر شده است. منشور حکومتی امام علی (ع) دقیقاً نقطه مقابل این ایده است. توسعه پایدار و امنیت واقعی زمانی محقق میشود که توانمندسازی از پایینترین پلهها آغاز شود. وقتی کارگر، کشاورز و اقشار ضعیف احساس امنیت معیشتی کنند، انگیزه کار و تولید بالا میرود و جامعه از درون مستحکم میشود.
امام (ع) برای تضمین اجرای این عدالت، حتی روش ملاقات با محرومان را هم مشخص میکند. ایشان به مالک میفرماید که بخشی از وقت خود را به کسانی اختصاص دهد که نیاز به کمک دارند، تا با آنان به صورت عمومی بنشیند و در آن مجلس برای خدایی که او را آفریده فروتنی کند و سربازان و نگهبانان را از آنان دور سازد تا سخنگوی آنان بدون اضطراب و لکنت زبان با او سخن بگوید: «وَ اجْعَلْ لِذَوِی الْحَاجَاتِ مِنْکَ قِسْماً تُفَرِّغُ لَهُمْ فِیهِ شَخْصَکَ وَ تَجْلِسُ لَهُمْ مَجْلِساً عَامّاً فَتَتَوَاضَعُ فِیهِ لِلَّهِ الَّذِی خَلَقَکَ وَ تُقْعِدُ عَنْهُمْ جُنْدَکَ وَ أَعْوَانَکَ مِنْ أَحْرَاسِکَ وَ شُرَطِکَ حَتَّی یُکَلِّمَکَ مُتَکَلِّمُهُمْ غَیْرَ مُتَعْتِعٍ». این سطح از آزادی بیان و دسترسی مستقیم، مانع از انباشت خشمهای اجتماعی میشود و به طبقات ضعیف حس هویت و ارزشمندی میدهد.
درسهای عهدنامه مالک اشتر برای دنیای امروز، به ویژه برای جوامعی که مدعی پیروی از راه امام علی (ع) هستند، بسیار حیاتی است. مدیران و کارگزاران باید بدانند که با گزارشهای شیک کارتابلها و آمارهای کاغذی نمیتوان جامعه را اداره کرد. عدالت علوی زمانی اجرا میشود که مسئول خود به میان مردم برود، خاک میدان را بخورد، صدای دردآلود کارگری را که ماهها حقوق نگرفته بشنود و برای حل مشکل او آستین بالا بزند. حکومت از منظر نهجالبلاغه، ابزاری برای فخرفروشی یا کسب ثروت نیست، بلکه امانتی است که سنگینی آن تنها با احقاق حق ضعیفان سبک میشود.
در پایان، نگاه جامع امام علی (ع) به طبقه فرودست نشان میدهد که تفاوت اصلی حکومت اسلامی با سایر حکومتها در همین زاویه دید است. اگر ملاک موفقیت یک دولت، تنها شاخصهای کلان اقتصادی بدون در نظر گرفتن سفره مردم باشد، آن حکومت از مسیر علوی منحرف شده است. مشروعیت هر نظام سیاسی در ترازوی نهجالبلاغه، به میزان رضایت و رفاه محرومترین افراد آن جامعه بستگی دارد. مالک اشتر و هر کسی که امروز در مسند قدرت نشسته است، باید بداند که دعای نیمهشب یک پیرزن نیازمند یا یک معلول زمینگیر، از تمام لابیهای قدرت محکمتر و کارسازتر است و بیتوجهی به آنان، سرآغاز سقوط هر حاکمیتی خواهد بود.







نظر شما