مبلغ – سرویس کودک: امروز در دنیایی زندگی می کنیم که سرعت، حرف اول را می زند. از سفارش غذای آنلاین گرفته تا ویدیوهای چند ثانیه ای در تیک تاک و اینستاگرام، همه چیز برای ارضای سریع نیازها طراحی شده است. کافی است کودک اراده کند تا یک انیمیشن را ببیند؛ دیگر لازم نیست مثل نسل های گذشته یک هفته تا برنامه کودک منتظر بماند. فقط با فشردن یک دکمه، هزاران کارتون، بازی و محتوا در دسترس او قرار می گیرد. در بازار و مراکز خرید نیز وضعیت کم و بیش همین گونه است. قفسه های رنگارنگ فروشگاه ها، اسباب بازی های چشم نواز با بسته بندی های جذاب و انیمیشن هایی که برای فروش محصولات جانبی تولید می شوند، می توانند مفهوم صبر، انتظار و تاب آوری را در ذهن نسل جدید کم رنگ کنند. کودک امروز وقتی چیزی را می خواهد، اغلب آن را همین حالا می خواهد؛ تاخیر را سخت تر می پذیرد، تحمل ناکامی او کمتر شده و خیلی زود از برخی چیزهایی که به دست می آورد دلزده می شود.
این چالش تربیتی، ریشه در پدیده ای دارد که در روان شناسی از آن با عنوان ارضای فوری خواسته ها یاد می شود. وقتی کودکی یاد نگیرد که میان خواستن و به دست آوردن فاصله ای طبیعی وجود دارد، در بزرگسالی نیز ممکن است در مدیریت خواسته ها، تصمیم گیری و تحمل سختی ها دچار مشکل شود. کم طاقتی در برابر مشکلات، ناتوانی در مدیریت مالی، شتاب زدگی در تصمیم گیری و نارضایتی مداوم، می توانند از پیامدهای چنین سبک تربیتی باشند. از منظر معارف اهل بیت، این وضعیت به نوعی اسارت در برابر خواهش های نفس و دوری از صفت ارزشمند قناعت و صبر نزدیک می شود. در معارف اخلاقی اسلام، صبر در برابر خواسته های نفس از نشانه های خویشتن داری و رشد شخصیت شمرده شده است. کودکی که تمرین خویشتن داری نکند، در بزرگی نیز ممکن است اسیر بسیاری از تکانه های درونی خود بماند.
اما پرسش اینجاست که چگونه می توان این مفهوم اخلاقی و تربیتی را که در متون دینی ما با عنوان هایی چون قناعت، خویشتن داری و مهار خواسته ها آمده است، به زبان ساده، قابل فهم و بدون خشونت یا تحمیل به کودک آموخت؟ سخنرانی، نصیحت و برخوردهای تند معمولا نتیجه مطلوبی نمی دهند و گاهی کودک را لجوج تر می کنند. یکی از راهکارهای کاربردی در این زمینه، استفاده از یک بازی خانگی ساده به نام صندوق انتخاب است.
بازی صندوق انتخاب دقیقا چیست و چگونه کار می کند؟ این بازی یک چارچوب ساده اما موثر برای آموزش صبر، ارزش گذاری و مدیریت خواسته ها در قالب یک سرگرمی جذاب است. برای شروع، نیازی به ابزار گران قیمت ندارید. یک جعبه کفش ساده، یک سبد کوچک یا یک قوطی خالی را به همراه کودک با کاغذ کادو، ماژیک، برچسب های کارتونی یا روبان تزیین کنید. نام این جعبه را صندوق انتخاب، صندوق جادویی تصمیم یا هر اسم جذابی که کودک دوست دارد بگذارید. همین فرایند تزیین، نخستین گام برای ایجاد حس مالکیت و اهمیت دادن به این ابزار است.
قوانین بازی روشن است. هر زمان که کودک در خانه، فروشگاه، تلویزیون یا مهمانی چیزی را می خواهد؛ از یک عروسک جدید و ماشین کنترلی گرفته تا یک خوراکی خاص، رفتن به شهربازی یا حتی یک بازی دیجیتال تازه، به جای گفتن «نه»، با آرامش به او بگویید: «خواسته تو خوب است، بیا آن را بنویسیم یا تصویرش را نقاشی کنیم و داخل صندوق انتخاب بگذاریم.» روی یک تکه کاغذ کوچک، نام آن وسیله، خوراکی یا فعالیت نوشته می شود یا اگر کودک هنوز سواد نوشتن ندارد، والدین با همفکری او یک نقاشی ساده از آن می کشند و کاغذ درون صندوق گذاشته می شود.
مرحله دوم و کلیدی بازی، روز باز کردن صندوق است. معمولا یک روز مشخص در هفته یا هر دو هفته یک بار، مثلا عصر پنجشنبه یا جمعه، به عنوان روز صندوق انتخاب تعیین می شود. والدین به همراه کودک دور هم می نشینند، فضای آرام و شادی ایجاد می کنند و صندوق را باز می کنند. همه کارت ها و خواسته هایی که در طول هفته درون صندوق جمع شده اند، روی زمین یا فرش چیده می شوند. ممکن است در این مدت ده یا پانزده خواسته مختلف ثبت شده باشد. در اینجا قانون اصلی بازی اجرا می شود: کودک فقط اجازه دارد یک مورد، یا متناسب با سن و شرایط خود حداکثر دو مورد، از میان همه کارت ها انتخاب کند تا عملی شود.
در اینجا اثر تربیتی مهم بازی صندوق انتخاب آشکار می شود. نخستین اتفاق این است که کودک وقتی کارت های چند روز پیش را می بیند، متوجه می شود برخی از آنها دیگر برایش اهمیت چندانی ندارند. مثلا خوراکی خاصی که سه شنبه با اصرار می خواست، حالا برایش جذاب نیست. این می تواند یکی از درس های مهم زندگی باشد: بسیاری از خواسته های لحظه ای زودگذرند و نباید به سادگی فریب هیجان آنی را خورد.
اتفاق دوم، فرایند سنجش و اولویت بندی است. کودک جلوی چند گزینه قرار دارد و باید بین خرید یک لگو، رفتن به پارک یا خرید یک بستنی بزرگ، یکی را ترجیح دهد. او یاد می گیرد که منابع محدودند و نمی توان همه چیز را با هم داشت. انسان باید سبک سنگین کند، فکر کند و گاهی از چیزهای کم اهمیت تر بگذرد تا به هدف مهم تر برسد. این همان درسی است که بعدها در مدیریت پول، وقت و خواسته ها به کار او می آید.
اتفاق سوم، تمرین صبر پویا است. کودک متوجه می شود اگر این هفته لگو را انتخاب کند، برای رفتن به پارک باید تا هفته بعد صبر کند و کارت آن را دوباره در صندوق نگه دارد. این نوع صبر کردن، با صبری که با تحقیر یا امر و نهی همراه باشد تفاوت زیادی دارد؛ صبر در اینجا نتیجه تصمیم خود اوست و به همین دلیل می تواند اعتماد به نفس و مسئولیت پذیری او را تقویت کند.
اجرای چنین بازی هایی در شرایط امروز جامعه بسیار مهم است. نسل جدید با پدیده ای روبه روست که از آن با عنوان ترس از دست دادن یا ترس از جا ماندن یاد می شود. کودک در مهد کودک، مدرسه یا در صفحات مجازی، وسایل و امکانات همسالانش را می بیند و گاهی دچار این تصور می شود که برای خوشبخت بودن باید صاحب همه چیز باشد. این مقایسه های بی پایان می تواند زمینه ساز ناشکری، اضطراب، نارضایتی و احساس کمبود در نوجوانی شود. وقتی کودک از سال های نخست زندگی در کانون امن خانواده، از طریق بازی، تمرین می کند که کمتر بخواهد و از داشته هایش عمیق تر لذت ببرد، ساختار روانی او در برابر فشار همسالان و تبلیغات تجاری مقاوم تر می شود.
از نگاه سیره تربیتی اهل بیت، ایجاد روحیه قناعت و رضا، سرمایه ای بزرگ برای انسان است. امام صادق علیه السلام می فرمایند: اقنع بما قسم الله لک تکن اغنی الناس. یعنی به آنچه خداوند برایت مقدر کرده قانع باش تا از بی نیازترین مردم باشی. کودکی که با بازی صندوق انتخاب بزرگ می شود، به تدریج پی می برد که شادی واقعی در انباشتن اسباب بازی های بی استفاده در کمد نیست، بلکه در انتخاب آگاهانه، صبر برای رسیدن به هدف و قدردانی از نعمتی است که به دست آورده است. او یاد می گیرد وقتی یک اسباب بازی جدید وارد اتاقش می شود، آن را رها نکند؛ چون حاصل چند روز یا یک هفته صبر و یک انتخاب سنجیده بوده و ارزش آن را بهتر درک می کند.
اجرای این بازی فواید دیگری هم دارد. یکی از مشکلات رایج والدین در فروشگاه ها، گریه و لجبازی کودک برای خرید وسایل غیرضروری است. با اجرای صندوق انتخاب، والدین به جای ورود به دعوا، بحث فرسایشی و داد زدن در جمع، با آرامش یک کاغذ بیرون می آورند و می گویند: «چه ایده خوبی، بیا یادداشتش کنیم برای صندوق انتخاب این هفته.» این برخورد نه تنها به کودک حس شنیده شدن و احترام می دهد، بلکه آتش هیجان لحظه ای او را هم کمتر می کند و تصمیم گیری را به فضای آرام خانه موکول می سازد.
این سرگرمی ساده، بنیان های یک زندگی خردمندانه را در ذهن کودک پایه ریزی می کند. او می آموزد که دنیا سفره ای بی انتها برای تامین همه هوس ها نیست، بلکه میدانی برای سنجش، مهار خواسته ها و شکیبایی است؛ همان پایه هایی که در آینده می توانند از او انسانی محکم، مستقل، شاکر و دور از اسراف و تجمل گرایی بسازند.







نظر شما