خبرآنلاین- زهره نوروزپور: در یک روز عادی و گرم تابستان منطقه که نسیم پاییزی هم گه گداری میوزد شاید این تصویر، یک دیدار دیپلماتیک میان دو کشور همسایه در یک نقطه از جغرافیا بود. یک تصویر عادی از یک دیدار عادی که میان همه کشورهای جهان امری طبیعی به حساب میآید. روئسای دو کشور در حال گفتگو برای تجارت، برای اقتصاد و برای فردای کشورشان و نسل پس از آن. در دنیا امری عادی است! اما امروز این تصویر عادی نیست! نه فقط برای ایرانیان و نه فقط برای اهل امارات بلکه برای رسانههای جهان تصویری عادی نبود.
رئیس جمهور پزشکیان که زمامداری دولت خود را با ترور اسماعیل هنیه در تهران آغاز کرد و پس از آن شهادت سیدحسن نصرالله دبیرکل حزب الله و سقوط بشار اسد و پس از آن جنگ ۱۲ روزه مدیریت جنگ در کشور را به عهده گرفت حالا با گذشت دو دوره جنگ و جنگی که در جریان است و مهمتر از همه این موارد پرونده هستهای ایران که بیست سال پیش، در سال ۲۰۰۶، از شورای حکام آژانس به شورای امنیت رفت و پس از سالها کشمکش و تحریم، سرانجام با برجام وارد مرحلهای تازه شد، حالا دوباره به شورای امنیت بازگشته است؛ اما این بار نه در فضای مذاکرات هستهای دهه ۸۰، بلکه در میانه جنگ و در شرایطی که منطقه در آستانه یک بحران بزرگتر قرار دارد. با همه این احوال باید تصویر این دیدار را دید!
اولین دیدار با ولیعهد امارات پس از دو مرحله جنگ علیه کشورمان، دیگر فقط یک عکس سیاسی و دیپلماتیک عادی نیست. تصویری از یک مدیریت بحران است تصویری که می گوید همیشه میز مذاکره بهتر از جنگنده ها و بمب افکن ها بر سر مردمان کشور و منطقه بوده است تصویری که می گوید مردم منطقه می خواهند زندگی کنند.
شاید برای همین است که این تصویر، در میان انبوه تصاویر جنگ، موشک و آتش، مفهومی دیگر دارد، مفهومی که مردم ایران طی سالها تحریم و پشت سرگذاشتن دو جنگ، آن را به بحر امیدی میفهمند.
حالا این تصویر امروز در رسانههای خبری جهان بازتاب گستردهای داشت که در ادامه بخشی از این روایتها را مرور میکنیم تا بفهمیم یک دیداری که باید عادی باشد چرا عادی نبود و چرا جنگی که قرار بود ایران را منزویتر کند، در عمل کشورهای خلیج فارس را بیشتر به گفتوگو با تهران سوق داده است؟ و چه اتفاقی افتاد که امارات در اجلاس پیشین بریکس در کازان که حاضر نشد در بیانیه پایانی درباره محکومیت جنگ علیه ایران حمایت کند حالا در بیانیه دهلی در این بیانیه مشارکت کرد؟ کشورهای عربی با گذشت زمان چه چیز را درک کردهاند؟
سالها بحران پشت یک تصویر
کمی از قاب عکس فاصله میگیریم؛ ایران و امارات دو کشور همسایهاند؛ دو کشوری که فاصله جغرافیاییشان اندک است، اما در سالهای گذشته بارها در دو سوی معادلات امنیتی منطقه قرار گرفتهاند. ابوظبی روابط گسترده امنیتی و اقتصادی با غرب دارد و همزمان، بهویژه در سالهای اخیر، تلاش کرده کانال ارتباطی خود با تهران را نیز باز نگه دارد. با وجود ادعای این کشور برسر جزایر سهگانه ایران، اختلال در وضعیت ارزی کشور، تهران در تمامی ادوار سعی کرده است با دیپلماسی روابط دو کشور همسایه را در توازن دیپلماتیک نگه دارد و هیچگاه سطح تنش میان دو کشور به این حد خود که به لغو تجارت دو کشور برسد نرسیده بود!
چراکه جنگ، همه این محاسبات را سختتر کرده است. چراکه امارات نیز مانند کشورهای دیگر منطقه با دادن پایگاه و پشتیبانی و حملاتی که در حمایت از آمریکا به ایران داشت دست بزرگی در این آتش داشت. به این معنا که وقتی پای کریدورها در میان باشد؛ نفتکشها، مسیرهای تجارت، پایگاههای نظامی و امنیت انرژی، امنیت غذایی به میان میآید. وضعیت فعلی و دفاع ایران از کشور نشان داد که دیگر هیچ پایتختی در جنوب خلیج فارس نمیتواند خود را صرفاً تماشاگر یک بحران که فقط مربوط به ایران است بداند.
و این بحران همانی است که در دهلی نو در این قاب و در این دست دادن ثبت شد.

خبرگزاری رویترز دراینباره مینویسد: رئیسجمهور ایران و ولیعهد ابوظبی در شرایطی مقابل یکدیگر نشستند که روابط دو کشور تحت فشار جنگ قرار گرفته بود. رویترز این دیدار را بالاترین سطح تماس میان تهران و ابوظبی از زمان آغاز جنگ توصیف کرده است. دو طرف درباره مسائل منطقهای و بینالمللی، کاهش تنش، ثبات و تلاش برای صلح و توسعه منطقهای گفتوگو کردند.
این بار اما صحبت از «کاهش تنش» و «ثبات منطقهای» در شرایطی مطرح میشود که جنگ، از سطح یک درگیری محدود عبور کرده و آثار آن مستقیماً به امنیت خلیج فارس، تردد کشتیها، بازار انرژی و زندگی کشورهای منطقه رسیده است. در چنین فضایی، وقتی رئیسجمهور ایران و ولیعهد ابوظبی درباره کاهش تنش و ضرورت حفظ ثبات منطقه گفتوگو میکنند، این واژهها دیگر صرفاً بخشی از زبان معمول دیپلماسی نیستند؛ بلکه به یک ضرورت عملی برای کشورهایی تبدیل شدهاند که خود را در میانه یک بحران گسترده منطقهای میبینند.
از همین زاویه است که تصویر پزشکیان و شیخ خالد بن محمد بن زاید در دهلینو، معنایی فراتر از یک دیدار معمول دیپلماتیک پیدا میکند. دو طرف در شرایطی پشت یک میز نشستهاند که مناسبات منطقهای تحت تأثیر جنگ قرار گرفته و هرگونه بیثباتی بیشتر میتواند دامنه بحران را به حوزههایی فراتر از میدانهای نظامی بکشاند. بنابراین، اهمیت این دیدار فقط در این نیست که تهران و ابوظبی بار دیگر با یکدیگر گفتوگو کردهاند؛ اهمیت اصلی آن در این است که حتی در اوج بحران، کانال گفتوگو میان دو همسایه همچنان باز مانده است.
ابوظبی دیگر نمیتواند جنگ را پشت درهای خود نگه دارد
امارات سالها تلاش کرده است میان روابطش با قدرتهای بزرگ و مناسباتش با همسایگان منطقهای تعادل ایجاد کند. این سیاست در شرایط عادی میتواند یک انتخاب هوشمندانه اقتصادی و سیاسی باشد، اما در شرایط جنگی، مسئله شکل دیگری پیدا میکند.
روزنامه هندی پرینت ThePrint در گزارشی به این دیدار پرداخت و نوشت: در میانه جنگ در غرب آسیا، جایی که روابط ایران و امارات نیز از تبعات درگیریها در امان نمانده، مسعود پزشکیان و شیخ خالد محمد بن زاید آل نهیان در دهلینو روبهروی یکدیگر نشستند؛ دیداری که در حاشیه اجلاس بریکس انجام شد و از این جهت اهمیت داشت که دو طرف، با وجود اختلافات جدی بر سر جنگ، همچنان راه گفتوگو را نبستهاند.
اما اهمیت این دیدار را نمیتوان صرفاً در ادبیات معمول دیپلماتیک درباره «ثبات» و «کاهش تنش» خلاصه کرد. این گفتوگو در شرایطی انجام شد که جنگ، روابط تهران و ابوظبی را بیش از گذشته پیچیده کرده است. امارات در ماه اوت، در پی چندین حمله موشکی و پهپادی، تجارت و مبادلات مالی خود با ایران را به حالت تعلیق درآورد و اختلافات دو کشور به یکی از بازتابهای مهم شکافهای درون بریکس تبدیل شد.
با این حال، در دهلینو دو طرف تصمیم گرفتند در فضایی که جنگ منطقه را تحت تأثیر قرار داده است، با یکدیگر گفتوگو کنند. پزشکیان نیز پس از این دیدار در گفتوگو با یک رسانه هندی تأکید کرد که ایران مشکلی با امارات ندارد، اما با استفاده از پایگاههای آمریکا در منطقه برای حمله به ایران مخالف است.
این روزنامه یادآور شد: دو دولت همچنان اختلافات عمیقی با یکدیگر دارند و هیچ نشانهای وجود نداشت که دیدار آنها بتواند مناقشه گستردهتر را حل کند. اما آنها حاضر شدند با یکدیگر دیدار کنند.
تنها اهمیت ماجرا در این بود که در شرایطی که جنگ، اختلافات میان دو کشور را تشدید کرده، دو طرف همچنان حاضرند پشت یک میز بنشینند و درباره کاهش تنش و ثبات منطقهای گفتوگو کنند که این نشانهای از عقلانیت و هوشمندی دو کشور است.
این روزنامه با اشاره به نقش دهلی نوشت: هند در این اجلاس تلاش کرد میان اعضایی که در جنگ غرب آسیا مواضع متفاوتی دارند، دستکم بر سر ادبیاتی برای کاهش تنش و ادامه گفتوگو به توافق برسند. ایران و امارات، که در جریان جنگ در موقعیتهای متفاوتی قرار گرفتهاند، یکی از دشوارترین شکافهای درون بریکس را نمایندگی میکردند.
با این حال، در دهلینو اتفاقی افتاد که چند ماه قبل شاید ساده به نظر نمیرسید: ایران و امارات هم در سطح رهبران دیدار کردند و هم در بیانیه مشترک بریکس بر کاهش تنش و حفظ ثبات منطقهای تأکید کردند.
>>> بیشتر بخوانید:
در بیانیه پایانی بریکس چه آمدهاست: از محکومیت «اقدامهای قهری یکجانبه» تا مطالبه بهروزرسانی ساختار شورای امنیت سازمان ملل متحد
رویترز گزارش داده است که دو کشور در کنار دیگر اعضای بریکس از بیانیهای حمایت کردند که خواستار خویشتنداری، حفاظت از غیرنظامیان، احترام به حاکمیت کشورها و حفظ تجارت جهانی، زنجیرههای تأمین، جریان انرژی و امنیت دریایی شد.
به گزارش خبرآنلاین، این بازتاب رسانهای نشان میدهد که هیچکس نمیتواند برای همیشه در منطقهای که همه به یکدیگر وابستهاند، از گفتوگو فرار کند. امارات بیش از بسیاری از بازیگران منطقهای میداند که نمیتواند از این جغرافیا فاصله بگیرد؛ ایران همسایه این کشور است و امنیت خلیج فارس، تردد کشتیها در آبراههای منطقه و جریان انرژی، همگی به معادلاتی گره خوردهاند که تهران یکی از بازیگران اصلی آن است.
حتی اگر همه اختلافات سیاسی و امنیتی میان دو کشور همچنان پابرجا باشد، واقعیتهای جغرافیایی و اقتصادی منطقه به امارات یادآوری میکند که نمیتوان برای مدیریت بحران، ایران را نادیده گرفت. در شرایط جنگی، گفتوگو با تهران الزاماً به معنای کنار گذاشتن اختلافات یا تغییر کامل مواضع ابوظبی نیست؛ بلکه میتواند تلاشی برای مدیریت همین اختلافات و جلوگیری از آن باشد که دامنه بحران، امنیت و منافع کشورهای منطقه را بیش از این تحت تأثیر قرار دهد.
دیداری که قبل از یک دیدار مهمتر برگزار شد
نقطه ثقل این دیدار را باید در امتداد نشست روز دوشنبه میان عراقچی و وزرای خارجه کشورهای ساحلی ایران دید. رویترز دراینباره نوشت: در روزهای گذشته، تلاشهای دیپلماتیک دیگری نیز برای ایجاد کانال گفتوگو میان ایران و کشورهای عربی خلیج فارس در جریان بوده است. عمان قرار است میزبان نشستی میان ایران و کشورهای منطقه باشد؛ نشستی که موضوعاتی از جمله وضعیت تنگه هرمز را دربر میگیرد. رویترز گزارش داده که هنوز قرار نیست این نشست به امضای یک توافق درباره هرمز منجر شود، اما اصل برگزاری آن نشان میدهد که کانالهای دیپلماتیک برای گفتوگو درباره آینده منطقه فعال ماندهاند.
>>> بیشتر بخوانید:
در مورد نشست ۸ جانبه عمان چه میدانیم؟ / رونمایی از مسیر جدید تنگه هرمز در صلاله / توافق تهران و مسقط به معنای بازگشایی تنگه هرمز نیست
نشست کشورهای ساحلی خلیج فارس صلاله در عمان / آیا ابتکار عملی برای پایان جنگ ارائه خواهد شد؟
به گزارش خبرآنلاین، نشست پزشکیان در دهلینو مکمل نشست صلاصه است که نشانههایی از تلاش کشورهای منطقه برای پیدا کردن راهی برای عبور از بحرانی که نه فقط برای ایران است، بلکه خاموش کردن آتشی است که دامن خودشان را گرفته است.
روزنامه جروزالم پست The Jerusalem Post نیز تحولات اخیر را در چارچوب همین روند دیپلماتیک از بریکس تا عمان بررسی کرده و آن را نشانهای از تلاش کشورهای خلیج فارس برای پیدا کردن راههایی جهت ارتباط با ایران و عبور از بحران دانسته است.
به گزارش فاینشنال تایمز؛ کشورهایی که امنیت اقتصادیشان به عبور نفت و کالا از هرمز وابسته است، حالا برای مدیریت بحران این تنگه قرار است مستقیماً با ایران گفتوگو کنند.
>>> بیشتر بخوانید:
فاینشنال تایمز: ابتکار تازه عمان برای منطقه؛ نشست وزرای خارجه کشورهای خلیج فارس با عراقچی
مرکز مطالعات الجزیره (Al Jazeera Studies) در تحلیلی درباره شکلگیری معماری امنیتی جدید در منطقه نوشته است که جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، آسیبپذیری کشورهای خلیج فارس را آشکار و اعتماد آنها به تضمینهای امنیتی آمریکا را تضعیف کرده است؛ مسئلهای که کشورهای منطقه را به سمت بررسی ترتیبات امنیتی منطقهای جدید سوق داده است.
چتمهاوس نیز در بحثی درباره آینده امنیت خلیج فارس، از آشکار شدن ضعفهای ساختار امنیتی موجود و بازنگری کشورهای منطقه در راهبردهای دفاعی خود سخن گفته است؛ تغییری که علاقه به همکاری و سازوکارهای منطقهای را بیشتر کرده است.
این البته به معنای آن نیست که کشورهای عربی خلیج فارس روابط خود با آمریکا را کنار گذاشتهاند یا ناگهان در کنار ایران قرار گرفتهاند. ماجرا پیچیدهتر از این حرفهاست. آنها همچنان به واشنگتن نیاز دارند، اما جنگ به آنها یک واقعیت قدیمی را دوباره یادآوری کرده است: امنیت خلیج فارس را نمیتوان فقط از بیرون خلیج فارس تأمین کرد.
رویترز در گزارش دیدار پزشکیان و ولیعهد ابوظبی در دهلینو، این ملاقات را بالاترین سطح تماس میان ایران و امارات از زمان آغاز جنگ توصیف کرد. اهمیت این دیدار زمانی بیشتر میشود که بدانیم دو کشور، با وجود قرار گرفتن در دو سوی یک بحران، در بیانیه بریکس نیز بر کاهش تنش، حفاظت از غیرنظامیان، احترام به حاکمیت کشورها و حفظ ثبات دریایی و تجارت جهانی تأکید کردند.
به گزارش خبرآنلاین،اینکه در این دیدار چه گذشته و چه نوع گفتگویی در بطن آن بوده است، اینکه آیا حامل پیامی از واشنگتن بوده، ایا هشداری برای تهران داشته آیا به تهران پیشنهادی داده همگی اینها جزء اخباری است که ما نمیدانیم و معمولا این گونه اخبار بعدها در بطن و تحلیل خبرها به دست میآید که در آن جلسه چه گذشته و چه نوع گفتگویی با چه کیفیتی صورت گرفته است؟
اما آنچه که به نظر میرسد پیام عکس به آنسوی آتلانیتک هم تعبیر میشود؛ اینکه تهران منزوی و طرد نخواهد شد و نمیشود چون امپراطوری ایران از دیرباز حتی وقتی جاده ابریشمی در کار نبود مسیر داد و ستد و اتصال غرب به شرق بود. پیام این دیدار این بود که اینجا خاورمیانه است و اگر این نقطه از ژئواستراتژیک جهان را نشناسی برنده نخواهی بود. خوی این مردمان را فقط مردم این سرزمین میشناسند.
این تصویر همیچنین پیام یک دیدار از منطقهای جنگ زده بود که یک سوی آن رئی س جمهور کشوری است که مورد تجاوز سنگین نظامی بزرگترین ارتش جهان واقع شده است و آنسوی دیگر چهره ولیعهدی که پدرش رئیس امارات است که تدبیر را بر دست دادن با رئیس جمهوری میبین د که فعلا امنیت انرژی و تجارت در منطقه در دست اوست. کشورهای عربی منطقه یک نکته مهم را با تمام وجود درک کردن د؛ در جنگ 40 روزه و 12 روزه آمریکا هیچ حمایتی از حملات ایران به این کشورها نکرد و تنها از پایگاههای خود دفاع کرد. شاید اعراب باید تدبیری تازه کنند برای امنیت خودشان و این تدبیر شاید هم دست دادن به پزشکیان در دهلی است. که گذشت زمان نتیجه آن را مشخص خواهد کرد که آیا جنگی که قرار بود ایران را منزویتر کند، در حال سوق دادن کشورهای خلیج فارس به سمت گفتوگوی بیشتر با تهران است؟
۳۱۵/۴۲





نظر شما