خبرآنلاین- یک فیلم جنگی، یک خلبان سرنگونشده و روایتی که ماهها بعد دوباره روی میز رسانهها قرار گرفته است؛ این بار اما نه در هالیوود، بلکه در روایت رسمی ایران از جنگ. «نجات سرباز رایان» عنوانی است که سردار رسول سناییراد، معاون سیاسی دفتر عقیدتی سیاسی فرمانده کل قوا، برای توصیف ماجرای مصاحبه اخیر با یک خلبان آمریکایی به کار برده است؛ مقایسهای که در دل خود یک پرسش بزرگتر دارد: چرا سرنوشت یک خلبان، آن هم ماهها پس از پایان یک مرحله از درگیری، دوباره به یک موضوع رسانهای تبدیل شده است؟
ماجرا به دو خدمه یک جنگنده اف-۱۵ آمریکایی بازمیگردد که بنا بر روایت مقامهای ایرانی، در جریان جنگ سرنگون شدند و زنده ماندند. بعدتر روایتهایی درباره چگونگی نجات آنها منتشر شد و حالا مصاحبه یکی از این خلبانان بار دیگر این داستان را به صدر اخبار آورده است. سناییراد معتقد است انتشار دیرهنگام این مصاحبه را نمیتوان صرفاً یک روایت انسانی از نجات یک نظامی دانست و باید انگیزههای رسانهای و سیاسی پشت آن را نیز بررسی کرد.
چرا «نجات سرباز رایان»؟
تشبیه سناییراد به فیلم مشهور استیون اسپیلبرگ، صرفاً یک بازی با نام یک فیلم جنگی نیست. در «نجات سرباز رایان»، گروهی از نظامیان آمریکایی مأموریتی ویژه برای یافتن و بازگرداندن یک سرباز دارند؛ داستانی که در نهایت به یکی از مشهورترین روایتهای سینمای آمریکا درباره فداکاری و نجات یک نیروی نظامی تبدیل شد.
سناییراد میگوید روایت جدید درباره خلبان آمریکایی نیز در فضایی رسانهای شکل گرفته که میتواند کارکردی فراتر از اطلاعرسانی داشته باشد. از نگاه او، برجستهکردن داستان نجات یک خلبان میتواند به ساختن تصویری قهرمانانه از یک عملیات و تقویت روحیه نیروهای نظامی و افکار عمومی آمریکا کمک کند. این برداشت، البته تحلیل مقام ایرانی است و برای تبدیلشدن به یک واقعیت مستقل، نیازمند شواهد بیشتری درباره سازوکار تصمیم رسانهای طرف آمریکایی است.
داستانی که از یک جنگنده شروع شد
آنچه اهمیت این ماجرا را بیشتر میکند، جایگاه جنگندههای آمریکایی در روایت جنگ است. حضور هواپیماهای پیشرفته آمریکا در منطقه، بخشی از تصویر قدرت نظامی واشنگتن در این درگیری بود؛ بنابراین هر روایت مربوط به سرنگونی یا نجات خدمه چنین هواپیمایی، فقط یک داستان شخصی نیست و میتواند به نمادی از تقابل دو طرف تبدیل شود.
سناییراد در روایت خود تأکید دارد که ایران در جریان درگیریها به تواناییهایی دست یافته که امکان مقابله با تجهیزات و شناورهای آمریکایی را فراهم کرده است. او همچنین به آنچه «اقدامات پیشدستانه» ایران و حمله به برخی مواضع آمریکا توصیف میکند اشاره کرده است. این اظهارات بخشی از روایت رسمی ایران از موازنه نظامی در جنگ است و جزئیات آن باید در کنار گزارشهای مستقل و روایت طرف مقابل سنجیده شود.
چرا روایت خلبان مهم شد؟
نکتهای که سناییراد روی آن دست میگذارد، فاصله زمانی میان حادثه و انتشار مصاحبه است. به گفته او، اگر هدف صرفاً روایت یک حادثه نظامی و سرنوشت خلبان بوده، انتشار آن پس از ماهها این پرسش را ایجاد میکند که چرا این داستان در این مقطع دوباره برجسته شده است.
او همچنین به این موضوع اشاره کرده که هر دو خلبان، بنا بر روایت مطرحشده، زنده ماندهاند، اما تنها یکی از آنها درباره ماجرا صحبت کرده است. سناییراد همین مسئله را یکی از ابهامهای روایت موجود میداند و میگوید توضیح دادهشدن دلایل امنیتی برای سکوت خلبان دوم، لزوماً به معنای بستهشدن همه پرسشها نیست.
در سوی دیگر، روایت انسانی این ماجرا را هم نمیتوان نادیده گرفت. جنگ، حتی وقتی با اعداد و تجهیزات نظامی روایت میشود، در نهایت درباره انسانهایی است که درون هواپیما، کشتی یا پایگاه نظامی حضور دارند. نجات یک خلبان، فارغ از ملیت او، یک رخداد انسانی است؛ اما زمانی که همین نجات به یک روایت رسانهای بزرگ تبدیل میشود، طبیعی است که ابعاد سیاسی و تبلیغاتی آن نیز مورد توجه قرار گیرد.
یک خلبان و یک جنگ رسانهای
در نهایت، اهمیت حرف سناییراد شاید بیش از خودِ تشبیه «نجات سرباز رایان»، در طرح این پرسش باشد که در جنگهای امروز، میدان نبرد فقط آسمان و دریا و پایگاه نظامی نیست. روایتها هم بخشی از جنگ هستند.
ایران تلاش میکند ماجرای خلبان آمریکایی را نه بهعنوان یک حادثه منفرد، بلکه در چارچوب تصویری بزرگتر از هزینهها و دشواریهای جنگ برای آمریکا قرار دهد. سناییراد نیز معتقد است برجستهشدن این داستان میتواند تلاشی برای تقویت روحیه نظامیان و افکار عمومی آمریکا باشد.
در مقابل، برای ایران، اصل مهمتر در این روایت، نمایش این واقعیت است که جنگی که قرار بود با برتری تکنولوژیک و نظامی آمریکا تعریف شود، به داستانهایی از سرنگونی جنگنده، نجات خلبان و روایتسازی رسانهای نیز رسیده است.
شاید به همین دلیل باشد که یک مقام نظامی ایرانی برای توضیح این ماجرا سراغ هالیوود رفته است: این بار «نجات سرباز رایان» نه در ساحل نرماندی، بلکه در روایت جنگ ایران و آمریکا بازخوانی میشود؛ روایتی که هنوز درباره جزئیات آن پرسشهای بیپاسخ کم نیست، اما نشان میدهد سرنوشت یک خلبان میتواند بسیار فراتر از یک حادثه نظامی، به بخشی از نبرد بر سر روایت جنگ تبدیل شود.





نظر شما