نرگس کیانی: در اسفند ۱۴۰۴، شورای عالی کار حداقل دستمزد سال بعد را تعیین کرد. بر اساس مصوبه سال ۱۴۰۵، حداقل مزد روزانه کارگران ۵۵۴ هزار و ۱۸۵ تومان است. با احتساب مزد پایه ماهانه، بن کارگری و حق مسکن، حداقل دریافتی ماهانه کارگر مجرد بدون سابقه به حدود ۲۱ میلیون و ۸۲۵ هزار تومان میرسد. برای کارگر متأهل بدون فرزند، با احتساب حق تأهل ۵۰۰ هزار تومانی، این رقم حدود ۲۲ میلیون و ۳۲۵ هزار تومان است. این ارقام مبنای محاسبهاند؛ یعنی حداقل دریافتی با احتساب اقلام یادشده را نشان میدهند، نه لزوماً مبلغی که هر کارگر در همه شرایط دریافت میکند. سابقه کار، وضعیت خانوادگی و اقلام مزدی دیگر میتوانند دریافتی نهایی را تغییر دهند. برای سنجش نسبت دستمزد و هزینههای فرهنگی، سینما یکی از حوزههایی است که داده قابل مقایسهتری در اختیار میگذارد.
بر اساس اظهارات مدیرکل دفتر نظارت بر عرضه و نمایش فیلم، میانگین قیمت بلیت سینماهای مدرن در سال ۱۴۰۴ حدود ۹۳ هزار تومان بود و این میانگین برای سال ۱۴۰۵ حدود ۱۲۷ هزار تومان اعلام شد؛ افزایشی در حدود ۳۷ درصد. با تقسیم حداقل دریافتی ماهانه کارگر مجرد در سال ۱۴۰۴، یعنی حدود ۱۳ میلیون و ۴۹۰ هزار تومان، بر میانگین ۹۳ هزار تومانی بلیت، میتوان قدرت خریدی معادل حدود ۱۴۵ بلیت را محاسبه کرد. حداقل دریافتی ماهانه همین گروه در سال ۱۴۰۵، با فرض حدود ۲۱ میلیون و ۸۲۵ هزار تومان، معادل حدود ۱۷۲ بلیت با میانگین قیمت ۱۲۷ هزار تومان است. برای کارگر متأهل بدون فرزند نیز حداقل دریافتی ماهانه در سال ۱۴۰۴ حدود ۱۳ میلیون و ۹۹۱ هزار تومان بود؛ رقمی که معادل حدود ۱۵۰ بلیت با میانگین قیمت آن سال است. در سال ۱۴۰۵، دریافتی حدود ۲۲ میلیون و ۳۲۵ هزار تومانی این گروه، معادل حدود ۱۷۶ بلیت با میانگین قیمت اعلامشده برای سینماهای مدرن خواهد بود.
این مقایسه یک نتیجه مشخص دارد: بر اساس این ارقام، قدرت خرید اسمی بلیت سینمای مدرن در سال ۱۴۰۵ نسبت به سال قبل افزایش یافته است؛ زیرا رشد حداقل دریافتی از افزایش میانگین قیمت بلیت بیشتر بوده است. بنابراین نمیتوان افزایش قیمت بلیت را بهتنهایی نشانه کاهش قدرت خرید سینما رفتن دانست. البته این محاسبه، تمام دستمزد را برای خرید بلیت در نظر میگیرد و هزینههای ضروری زندگی را از آن کم نمیکند. اجاره مسکن، خوراک، حملونقل و سایر مخارج خانوار از همین درآمد پرداخت میشوند. در نتیجه، تعداد بلیتهای محاسبهشده نشاندهنده توان خرید نظری است، نه تعداد دفعاتی که کارگر در عمل میتواند به سینما برود. از سوی دیگر، قیمت بلیت سینما در سال ۱۴۰۵ شناور است و با توجه به درجه سالن و زمان مراجعه تفاوت دارد. بر اساس مصوبه شورای صنفی نمایش، بلیت سینماهای مدرن در روزهای نیمبها ۹۰ هزار تومان و در روزهای پنجشنبه، جمعه، اعیاد و تعطیلات ۱۸۰ هزار تومان تعیین شده است؛ در برخی روزها و ساعات نیز نرخهای دیگری اعمال میشود. به همین دلیل، میانگین قیمت برای مقایسه سالانه مناسبتر از انتخاب یک نرخ خاص است، هرچند تجربه هر مخاطب به زمان و محل تماشای فیلم بستگی دارد.
تئاتر؛ یک بازار با قیمتهای متفاوت
در تئاتر، محاسبه قدرت خرید به سادگی سینما نیست. قیمت بلیت به سالن، نوع اجرا، جایگاه صندلی، گروه اجرایی و سیاست قیمتگذاری هر نمایش وابسته است. به همین دلیل، اعلام یک عدد بهعنوان میانگین قیمت تمام بلیتهای تئاتر تهران، بدون دسترسی به مجموعهای مشخص و قابل مقایسه از اجراها، میتواند تصویری نادرست از بازار ارائه کند. برای بررسی تغییر قدرت خرید از اسفند ۱۴۰۴ تا پاییز ۱۴۰۵، باید قیمت بلیت نمایشهای مشخص در هر دو مقطع مقایسه شود؛ برای مثال، بلیت یک اجرای مشابه در یک سالن معین یا میانگین قیمت نمونهای ثابت از نمایشها. در غیر این صورت، مقایسه یک نمایش گرانقیمت در سال جاری با یک اجرای ارزانتر در سال گذشته، بهتنهایی چیزی درباره تغییر عمومی قدرت خرید ثابت نمیکند. با این محدودیت، نمیتوان در این گزارش عددی قطعی درباره تعداد بلیتهای تئاتر قابل خرید با دستمزد کارگر یا تغییر آن نسبت به سال قبل ارائه کرد. این به معنای بیاهمیت بودن هزینه تئاتر نیست؛ بلکه نشان میدهد برای نتیجهگیری مستند، اطلاعات قیمتها باید بر مبنای روش یکسان گردآوری شود. هزینه تماشای تئاتر نیز فقط به بلیت محدود نمیشود. رفتوآمد به سالن و خرید بلیت برای دیگر اعضای خانواده میتواند هزینه نهایی یک شب فرهنگی را افزایش دهد. برای خانواری که بخش عمده درآمدش صرف مخارج ضروری میشود، همین هزینههای جانبی در تصمیم به حضور یا صرفنظر کردن از یک اجرا نقش دارند.
کنسرت؛ فاصله بلیت ارزان و گران
در بازار کنسرت نیز قیمت بلیتها یکسان نیست. قیمت نهایی به هنرمند، سالن، جایگاه صندلی و نوع اجرا بستگی دارد. در گزارش جدول کنسرتهای تهران در آبان ۱۴۰۵، دامنه قیمت بلیتها حدود ۴۰۰ هزار تومان تا ۳ میلیون تومان اعلام شده است؛در همان گزارش آمده که با اضافه شدن ۱۰ درصد مالیات ارزش افزوده، مبلغ پرداختی میتواند بیشتر شود. اگر حداقل دریافتی ماهانه کارگر مجرد در سال ۱۴۰۵ را با این دو سر طیف مقایسه کنیم، مبلغ حدود ۲۱ میلیون و ۸۲۵ هزار تومان از نظر حسابی معادل حدود ۵۴ بلیت ۴۰۰ هزار تومانی یا حدود ۷ بلیت ۳ میلیون تومانی است. برای کارگر متأهل بدون فرزند نیز، با حداقل دریافتی حدود ۲۲ میلیون و ۳۲۵ هزار تومان، نسبت بهترتیب حدود ۵۶ و ۷ بلیت به دست میآید. این اعداد، نسبت دستمزد به قیمت بلیتاند و نباید بهعنوان تعداد کنسرتهایی تلقی شوند که کارگر واقعاً میتواند در ماه در آنها شرکت کند. همچنین دامنه قیمتهای یک ماه، میانگین قیمت تمام کنسرتها نیست. برای سنجش تغییر قدرت خرید از اسفند ۱۴۰۴ تا پاییز ۱۴۰۵، لازم است قیمت اجراهای مشابه یا میانگینهای همروش از هر دو مقطع در دسترس باشد. بدون چنین دادهای، نمیتوان با اطمینان گفت قدرت خرید کنسرت در کل بازار نسبت به سال قبل افزایش یافته یا کاهش پیدا کرده است. با این حال، دامنه قیمتهای اعلامشده نشان میدهد که انتخاب نوع اجرا و جایگاه صندلی تأثیر زیادی بر هزینه حضور در کنسرت دارد. تفاوت میان یک بلیت ۴۰۰ هزار تومانی و یک بلیت ۳ میلیون تومانی، بهتنهایی شش تا هفت برابر است؛ اختلافی که برای مخاطب با درآمد محدود میتواند تعیینکننده باشد.
قدرت خرید فرهنگی؛ فراتر از تقسیم دستمزد بر قیمت بلیت
مقایسه حداقل دستمزد و قیمت بلیت، بخشی از وضعیت دسترسی به محصولات فرهنگی را نشان میدهد، اما تصویر کاملی از مصرف فرهنگی خانوار نیست. در سینما، دادههای میانگین قیمت بلیت برای دو سال پیاپی امکان مقایسه روشنتری فراهم میکند و محاسبات نشان میدهد که قدرت خرید اسمی بلیت سینمای مدرن در سال ۱۴۰۵ افزایش یافته است. در تئاتر و کنسرت، تنوع قیمتها و نبود دادههای همسان برای دو مقطع، مانع از نتیجهگیری قطعی درباره تغییر قدرت خرید میشود.
در کنار قیمت بلیت، سهم هزینههای ضروری از درآمد نیز اهمیت دارد. خانوار ابتدا باید هزینه مسکن، خوراک، رفتوآمد و نیازهای روزمره را تأمین کند و سپس برای تفریح و فعالیت فرهنگی بودجهای در نظر بگیرد. به همین دلیل، حتی اگر نسبت دستمزد به قیمت یک بلیت بهتر شده باشد، این تغییر لزوماً به معنای افزایش حضور واقعی در رویدادهای فرهنگی نیست.
برای سنجش دقیقتر سهم فرهنگ از زندگی کارگران، به دادههای منظم درباره قیمت بلیتها، میانگین هزینهکرد فرهنگی خانوار، سهم این هزینهها از درآمد و میزان حضور مخاطبان در رویدادهای فرهنگی نیاز است. همچنین مقایسه قدرت خرید در معنای گستردهتر باید تغییر سطح عمومی قیمتها و هزینههای ضروری زندگی را نیز در نظر بگیرد.
تا زمانی که این اطلاعات بهصورت منظم و قابل مقایسه منتشر نشوند، باید میان قدرت خرید محاسباتی و امکان واقعی مصرف فرهنگی تفاوت گذاشت. آنچه از دادههای موجود میتوان نتیجه گرفت، افزایش توان خرید اسمی بلیت سینمای مدرن در سال ۱۴۰۵ است؛ نتیجهای که بهتنهایی درباره وضعیت دسترسی کارگران به همه فعالیتهای فرهنگی یا میزان مصرف واقعی آنها داوری نمیکند.
59242





نظر شما