به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین، همانطور که هر فرد مبتلا به دلقکهراسی (کولروفوبیا) میتواند تأیید کند، فضای فرهنگی و سرگرمی امروز، برای کسانی که از دلقکها میترسند، به میدان مین تبدیل شده است. دلقکهای ترسناک همهجا حضور دارند؛ از فیلمها و برنامههای تلویزیونی گرفته تا لباسهای هالووین و برخی ترندهای فراگیر در فضای مجازی.
اما این الگو دقیقاً از کجا آغاز شد؟ آیا دلقکها در گذشته نماد شادی و خوشرویی نبودند؟ بنجامین ردفورد، نویسنده کتاب دلقکهای شرور (Bad Clowns)، معتقد است که ماجرا دقیقاً اینطور نیست. او میگوید: «این اشتباه است که بپرسیم دلقکها از چه زمانی بد شدند؛ چون آنها اساساً هیچوقت واقعاً خوب نبودهاند.»
قدمت چندصدساله دلقکها
ردفورد توضیح میدهد که دلقکها نوعی «حقهباز» یا شخصیت حیلهگر (Trickster) هستند؛ یکی از قدیمیترین و فراگیرترین الگوهای شخصیتی در فرهنگ عامه جهان.
شخصیت حقهباز میتواند هم خندهدار باشد و هم ترسناک. او ــ که معمولاً مرد است ــ به گونهای رفتار میکند که دیگران بهسختی میتوانند تشخیص دهند آیا راست میگوید یا دروغ. به گفته ردفورد، شیطان در کتاب مقدس نیز نمونهای از همین الگوی شخصیتی است. هم دلقکها و هم این شخصیت اسطورهای، پیشینهای طولانی دارند.
یکی از شناختهشدهترین دلقکهای اولیه، شخصیت «هارلکین» است که در قرن شانزدهم میلادی و در نمایشهای کمدیا دلآرته (Commedia dell’arte) ایتالیا ظهور کرد. هارلکین با نقابهای رنگارنگ و لباسهایی با نقشهای لوزیشکل شناخته میشد. او اغلب نقش خدمتکاری شوخطبع و فاقد پایبندی اخلاقی را در نمایشهایی ایفا میکرد که در سراسر اروپا به روی صحنه میرفتند.
منبع تصویر: گتی ایمیجز (Getty Images)
این نمایشها همچنین الهامبخش ساخت عروسکی دلقکمانند به نام «پانچ» (Punch) شدند که دستکم از قرن هجدهم میلادی در نمایشهای بریتانیا ظاهر شد. این شخصیت بعدها وارد نمایش عروسکی مشهوری به نام «پانچ و جودی» (Punch and Judy) شد؛ نمایشی که در آن پانچ لطیفه میگفت، همسرش را کتک میزد و فرزندش را به قتل میرساند.
ردفورد میگوید: «پانچ شخصیتی سرخوش، دیوانهوار و رنگارنگ است، اما در عین حال هیولایی وحشتناک نیز به شمار میرود.» او با اشاره به اینکه دلقکهای ترسناک در میان گروههای سنی مختلف، از کودکان و نوجوانان گرفته تا بزرگسالان، جذابیت دارند، اضافه میکند: «این ترکیب عجیب از وحشت و طنز است که همیشه ما را به سوی دلقکها جذب کرده است.»
دلقکهای شرور یا دستکم غمگین، در سراسر قرن نوزدهم همچنان در فرهنگ اروپا حضور داشتند. رمان آثار پیکویک (The Pickwick Papers)، نوشته چارلز دیکنز در سال ۱۸۳۶، شخصیتی دلقک و الکلی را به تصویر میکشید.
در دهههای ۱۸۸۰ و ۱۸۹۰ نیز یک نمایشنامه فرانسوی و یک اپرای ایتالیایی هر دو بر محور دلقکهایی جنایتکار و قاتل شکل گرفتند؛ تا جایی که یکی از این آثار به سرقت ادبی از دیگری متهم شد.
تلویزیون و رواج تصویر دلقکهای شاد
سرانجام دلقکهایی با شخصیتهای پیچیده و چندوجهی به ایالات متحده نیز راه پیدا کردند. در سال ۱۹۲۴، تماشاگران آمریکایی در فیلم صامت او که سیلی میخورد (He Who Gets Slapped) با دلقکی تلخکام و کینهجو آشنا شدند. حدود ۱۵ سال بعد، شخصیتی شرور و شوخطبع به نام جوکر برای نخستین بار در یکی از کمیکبوکهای بتمن ظاهر شد.
امت کلی جونیور، یکی از مشهورترین دلقکهای سیرک آمریکا در اوایل قرن بیستم، نه شخصیتی شرور بود و نه دلقکی شاد و سرزنده. شخصیت معروف او با نام «ویری ویلی» (Weary Willie)، ولگردی ژندهپوش بود که لبخندی نداشت و چهرهاش با آرایش مخصوص، حالتی غمگین و عبوس پیدا میکرد.
اما پس از آن، تحول دیگری رخ داد. در دهههای ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰، تلویزیون آمریکا دو دلقک جدید را به مخاطبان معرفی کرد که همیشه شاد و خندان بودند.
ردفورد درباره عروسک تبلیغاتی مکدونالد، رونالد مکدونالد، میگوید: «حضور رونالد مکدونالد در آگهیهای تبلیغاتی باعث شد تصویر دلقک شاد در سراسر کشور گسترش پیدا کند. همین اتفاق درباره بوزو دلقک (Bozo the Clown) نیز رخ داد. در آن دوران، دهها شخصیت بوزو در مناطق مختلف آمریکا وجود داشتند که محبوبیت بسیار زیادی پیدا کرده بودند. بنابراین، این تلویزیون بود که به تثبیت تصویر پیشفرض دلقک به عنوان شخصیتی شاد و خوب در ذهن عموم مردم کمک کرد.»
یک قاتل زنجیرهای، استیون کینگ و دلقکهای شوم
با این حال، در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوایل دهه ۱۹۸۰، تصویر دلقک در ذهن آمریکاییها بار دیگر تغییر کرد؛ این بار به سوی شخصیتی شوم و هراسانگیز. یکی از عوامل مؤثر در این تغییر، پوشش رسانهای پرونده جان وین گیسی، قاتل زنجیرهای آمریکایی بود که گاهی با لباس شخصیت «پوگو دلقک» (Pogo the Clown) ظاهر میشد.
ردفورد یادآوری میکند که گیسی دلقکی حرفهای نبود و بهندرت لباس پوگو را میپوشید. همچنین، او از این لباس برای فریب دادن کودکان خردسال استفاده نمیکرد؛ قربانیانش عمدتاً نوجوانان و مردان جوان بودند.
با این حال، گیسی پس از زندانی شدن، با کشیدن خودنگارههایی از چهرهاش در نقش پوگو، به شکلگیری و تقویت تصویر خود به عنوان یک دلقک قاتل در رسانهها کمک کرد.
عکاس: استیو آیشنر / وایرایمیج (Steve Eichner/WireImage)
پس از آن، رمان آن (IT) نوشته استیون کینگ منتشر شد؛ داستان دلقکی ترسناک و فراطبیعی که در حومه شهر پرسه میزند و کودکان را به قتل میرساند. طرح داستان بازتابی از تحول گستردهتری در ژانر وحشت بود که به سمت روایتهای هراسآور درباره زندگی در حومه شهرها گرایش پیدا میکرد.
این رمان که در سال ۱۹۸۶ منتشر شد، بعدها در قالب یک فیلم تلویزیونی اقتباس شد و تیم کری، بازیگر بریتانیایی، در آن نقش «پنیوایز، دلقک رقصان» (Pennywise the Dancing Clown) را بازی کرد.
بار دیگر تلویزیون دلقکی تازه را وارد خانههای مردم کرد؛ شخصیتی تهدیدآمیز که به کودکان آسیب میرساند. موج ترس و وحشت از دلقکها در سالهای بعد نشان داد که بینندگان هنوز نتوانستهاند از تأثیر این تصویر رهایی پیدا کنند.
در سال ۲۰۱۳، ساکنان شهر نورثهمپتون انگلستان از مردی به وحشت افتادند که با ماسکی شبیه پنیوایزِ تیم کری در خیابانهای شهر پرسه میزد و گاهی جملاتی از فیلم را فریاد میکشید. البته بعداً مشخص شد که او جوانی ۲۲ ساله بوده که قصد شوخی و جلب توجه داشته است.
در سال ۲۰۱۶ نیز گزارشهایی از مشاهده دلقکهای ترسناک و قلابی در سراسر ایالات متحده و کشورهای دیگر منتشر شد. این اتفاق موجی از هراس عمومی درباره دلقکها به راه انداخت که یادآور فضای رمان آن بود.
دلقکهای امروزی؛ تجارتی پرسود
استودیوهای هالیوود با توجه به موج علاقه به دلقکهای ترسناک، فرصت را برای تولید آثار سرگرمکننده و وحشتآور غنیمت شمردند.
شخصیت «آرت دلقک» (Art the Clown) از مجموعه فیلمهای وحشتآور (Terrifier) ظهور کرد؛ مجموعهای که نخستین قسمت آن در سال ۲۰۱۶ ساخته شد و چهارمین قسمت آن نیز در دست تولید است.
پنیوایز نیز راه خود را به پرده بزرگ سینما باز کرد. فیلمهای آن (It) و آن: بخش دوم (It: Chapter Two) به ترتیب هنگام اکران در سالهای ۲۰۱۷ و ۲۰۱۹، در میان ۲۰ فیلم پرفروش جهان قرار گرفتند.
اکنون بیل اسکارشگورد، بازیگر سوئدی، بار دیگر در نقش پنیوایز ظاهر شده است؛ این بار در مجموعه تلویزیونی شبکه HBO با عنوان آن: به دری خوش آمدید (It: Welcome to Derry) محصول سال ۲۰۲۵.
استیون کینگ قطعاً مخترع دلقک شرور نبود، اما شاید آثار او به شکلگیری این تصور در میان آمریکاییها کمک کرد که ممکن است دلقکی هراسآور درست پشت در خانهشان کمین کرده باشد.
منبع: www.history.com
۲۵۹





نظر شما