۱ نفر
۱۶ دی ۱۳۹۷ - ۱۲:۳۸
فیلم بمب از نگاه احسان شریعتی

یادداشت دکتر احسان شریعتی درباره فیلم «بمب؛ یک عاشقانه» به کارگردانی پیمان معادی

به گزارش خبرآنلاین، دکتر احسان شریعتی، فرزند دکتر علی شریعتی در یادداشتی درباره فیلم نوستالژی دهه ۶۰ و اشاره به نام پدرش نوشته است. متن این یادداشت را در ادامه می خوانید.

«فیلم سینمایی زیبای «بمب؛ یک عاشقانه»، به نویسندگی و کارگردانی پیمان معادی، امروز به ابتکار «مؤسسهٔ سیاووشان»، در پردیس سینمایی کوروش تهران، مورد تحلیل چند تن از صاحب‌نظران روان‌پژوه و جامعه‌شناس و هنرمندان دست اندرکار فیلم قرار گرفت، و از همه جوانب به‌ویژه روانشناختی و جامعه‌شناختی و فرهنگی مورد نقد و بررسی واقع شد. ما نیز به دعوت مؤسسه در این جلسه حضور داشتیم، و در اینجا از مبتکران این نشست تحلیلی غنی تشکر می‌کنیم.

در یکی دو صحنهٔ این فیلم به دکتر شریعتی نیز اشاره می‌شود: پسر دانش‌آموزی که نوار موزیکش را «نوار شریعتی» پدرش معرفی می‌کند، و در صحنهٔ دیگری که صدای نیایش شریعتی پخش می‌شود و از معنای «مرگ و زندگی»، و ضرورت گفتن «حقیقت» برغم همهٔ «مصلحت‌«ها، سخن می‌گوید.
تفسیر یکی از دوستان تحلیل‌گر (دکتر علی نیکجو) این بود که نام و کلام شریعتی در اینجا به تاثیرات گفتمانی آموزه‌های او بر نسل انقلاب اشاره دارد که نسل و عصرِ حقیقت و ارزش و ایدئولوژی و انقلاب و ایثار و فداکاری عاشقانه است؛ به‌خلاف فضای کنونی که سرمشق دورانی منفعت، خودمحوری، محاسبه‌گری عاقلانه حاکم شده است؛ و هردو سویهٔ این افراط و تفریط منفی است.

از نظر من، نفس حضور «یاد» شریعتی در فضای هنری کشور و بویژه در دنیای سینما و از جمله در این فیلم مثبت است (چنان‌که صدای زنده‌یاد فرهاد خواننده که حال و هوای زمان انقلاب را تداعی می‌کند). اما این اشارات جسته گریخته به شریعتی درعین‌حال از نوعی نابهنگامی زمانی و جابه‌جایی‌های تاریخی نیز رنج می‌برد. زیرا نباید فراموش کرد (و نسل جوان ممکن است چنین اشتباهی کند) که نقش و گفتار شریعتی گفتمان غالب بر دههٔ پنجاه است (آستانهٔ انقلاب)، و اما در فضای گفتمانی و تبلیغاتی دههٔ شصت شریعتی اساسا غایب است (حتی نامش را نمی‌شد مطرح کرد، آثارش نایاب و برخی ممنوع بودند، بسیاری از رهروانش در حبس و هجرت و..، بسر می‌بردند، و..)؛ و تنها از نیمهٔ دههٔ هفتاد (با رشد جنبش اصلاحی و گشایش نسبی فضا) است که بار دیگر شریعتی (مانند سایر نواندیشان پیشا-انقلاب)، با برگزاری یادمان‌ها و انتشار مجموعه کامل آثار، به صحنهٔ اجتماعی و فرهنگی کشور باز می‌گردد.

بنابراین، کلیشه‌ای را که برخی از نظریه‌پردازان نوگرای دینی پسا-انقلابی از دکتر شریعتی به‌عنوان «ایدئولوگ انقلابی رادیکالی» می‌سازند که آموزه‌هایش در تقویت جوّ خشونت انقلابی پیش از انقلاب و «شهادت»‌طلبی دوران جنگ، نقش محرّک و مؤثری داشته را باید شکست، به دلایل متعدد و از همه مهم‌تر، محذوف بودن نام و آثار و آموزه‌های او از ادبیات رسمی این دهه، از صدا و سیما گرفته تا آموزش و پرورش!
و اما دلیل محتوایی دیگر، متناقض‌نما (پارادکسیکال) بودن تمامی مفاهیمی است که به شریعتی نسبت داده شده و می‌شود : 
انقلاب؟ آری، اما بیشتر فکری و درونی و بلندمدت؛ ایدئولوژی؟ آری، اما فقط به‌مثابهٔ نظریهٔ انتقادی؛ ارزش؟ آری، اما به‌معنای دگردیسی و بازآفرینی همهٔ ارزش‌های موجود؛ حقیقت؟ آری، اما همچون داوّ و آماجِ جنگ میانِ تقسیرها؛ شهادت؟ آری، اما نه جنگ و مرگ، که گواهی-و-آگاهی‌بخشیِ زندگی: نیکی، راستی، و زیبایی؛ و از همه مهم‌تر، مذهب؟ آری، اما عرفان، اخلاق و معنویتی استعلایی و الهیاتی سلبی علیه مذهبِ نهادین و شریعت و فقاهتِ روحانیتِ همهٔ ادیان، و ...
این شاخصهٔ ناسازگار، چندساحتی، یا ناسازوارنمای آموزه‌های شریعتی (یا همان «التقاطی» بودن به‌زعمِ منتقدانش)، موجب شده که شریعتی برغم بقای نامش بر در و دیوار خیابان‌ها و مؤسسات و ..، و حضور گاه و بی‌گاه در آثار هنری و فرهنگی، شوم‌بختانه یا خوش‌بختانه، به‌شکل غیررسمی همچنان «غریبی آشنا» در جامعه، و در گفتمان رسمی نامی «مسکوت» بماند !»

کد خبر 1219852

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 0 =