۰ نفر
۹ بهمن ۱۳۹۷ - ۰۱:۳۰

بحران کاغذ و تبعات آن

نصرالله حدادی
بحران کاغذ و تبعات آن

بحران کاغذ «بدجوری یقه ناشران را گرفته است».

در آستانه برپایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب، چنانچه در این زمینه، گشایشی نشود، به یقین آثار تازه کمتری به نمایشگاه راه می‌یابند و تأثیر مستقیم آن را در عدم استقبال مردم و افت فروش عموم ناشران شاهد خواهیم بود و مسأله جایگزین کردن کتاب‌های موجود نیز یکی از دغدغه‌های آنان خواهد بود و تورم و گرانی هر ساله، که با آمدن نوروز و سالِ نو، سروکله‌اش پیدا می‌شود، مزید بر علت خواهد شد و تغییر قیمت کتاب‌های موجود را لاجرم رقم خواهد زد و از آنجا که بسیاری از ناشران، با رعایت قیمت‌گذاری اولیه، کلیه شمارگان کتاب‌هایشان را به فروش می‌رسانند، در نتیجه، با جمع سرمایه و سود حاصله نیز نمی‌توانند خلاء کتاب‌های فروش رفته را جبران نمایند و ضرری دوسویه را تحمل خواهند کرد. مگر این‌که با تغییر قیمت کتاب، جلوی این کار را بگیرند و با توجه به قدرتِ خرید مردم، سوی دیگر جامعه، که هدف اصلی ناشران هستند، زیان خواهند دید.

 گویا مشکل عدم وجود کاغذ، جنبه بین‌المللی داشته و در پهنه گیتی نیز با افزایش قیمت و کمبود مواجه شده و همین امر، با توجه به نوسانات نرخ ارزش و کاهش ارزش پول ملی، نمود دو چندانی در کشور ما پیدا کرده و تعدادی «ابن‌الوقت» و فرصت‌طلب، از آبِ گل‌آلود، ماهی که خیر، بلکه دسته‌های چندصدهزار دلاری صید کرده، و برخی از آن‌ها، «فلنگ را بسته» و به دیار از ما بهتران گریخته‌اند و تنی چند نیز دستگیر شده و با عناوین «سلطان کاغذ» و امثالهم، در حال حاضر «آب خنک می‌خورند» و نه آن فرار و نه این حبس و بند برای ناشران «تنبان‌ نشده» و کتابی را نمی‌توانند بر روی کاغذهای خیالی، به چاپ رسانند و سرِ قیمت صعودی کاغذ، از همین امر نشأت گرفته است.

کاغذ توزیع شده در میان ناشران «کفاف کی دهد این باده‌ها به مستی ما» است و به یقین نمی‌تواند رفع حاجت کرده و اگر ناشران، چشم‌اندازی را برای خود، متصور باشند، همانا نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران است و بس و رکود هر ساله بازار کتاب در تابستان ـ بخصوص که با ماه مبارک رمضان نیز آغاز می‌شود ـ وضعیتی را رقم خواهد زد که بسیاری از دوستان ناشر «عطای کار را به لقایش ببخشند» و کُمیت نشر لنگ‌تر از گذشته، به کار نیم‌بندش ادامه بدهد و آیا جان به سر منزل مقصود برساند، یا خیر، خدا عالِم است؟!

از قدیم‌الایام گفته‌اند «نه بزن، نه بُکُش» فقط «آبش نده و نانش نده، خودش می‌میرد» و به این ترتیب نه نیاز به جر و منجر است، نه یقه‌گیری و ادامه این روند، عدم تولید کتاب را رقم خواهد زد و در ادامه، اندک کتاب‌فروش‌های باقی‌مانده نیز «جان به سر شده» و تغییر شغل و کاربری خواهند داد.

پس از پیروزی انقلاب، تا پایان سال‌های جنگ تحمیلی، همواره کمبود کاغذ وجود داشت و شرایط خاص کشور، آن وضعیت را پدید آورده بود، اما شور و اشتیاق مردم به کتاب‌خوانی، ناشران را وامی‌داشت، تا از هر طریقی کتاب‌های‌شان را به چاپ رسانند و در اختیار دوستداران کتاب بنهند.

نگارنده نیک به یاد دارم، یکی از راه‌های تهیه کاغذ، خریداری کاغذهای «سر رول و ته رول» از مؤسسه‌های اطلاعات و کیهان بود و با حمل آن به چاپخانه میخک در خیابان استاد مطهری، و برش آن‌ها در ابعاد سه‌ورقی (۹۰×۶۰) و چهار و نیم ورقی (۱۰۰ × ۷۰) فرصت چاپ کتاب به دست می‌آمد و «آواریه» حاصل از آن را نیز به دلیل عدم وجود دستمال کاغذی، کاغذفروش‌ها (بخصوص خاندان مهرآبادی) خریداری می‌کردند و به اندازه «کف‌دست» برش‌ می‌زدند و به فروش می‌رساندند و این کاغذها، در داخل لیوان، بر روی میز اکثر رستوران‌ها و چلوکبابی‌ها ـ حتی در شمال شهر ـ قابل مشاهده بودند.

دلگرمی خوانندگان کتاب و استقبال از کتاب‌ها، باعث می‌شد تا در اندک زمان، کتاب‌ها به فروش رفته و تمامی ناملایمات کار، چندان به چشم نیاید و خستگی بر تن ناشر باقی نماند و شمارگان کتاب‌ها، هرگز از سه‌هزار و پنج‌ و ده‌هزار کمتر نبودند، اما در شرایط موجود، با اُفت شدید تیراژ کتاب‌ها و عدم توقف قیمت‌های کاغذ، مقوا، گالینگور، فیلم، زینک، مرکب و خدمات چاپ، گاز انبرفشار به ناشران، هر دو سویش، حلقوم ناشران را گرفته و اندک نفس باقی‌مانده را نیز خواهد ستاند و باید فکر می‌کرد.

* منتشر شده در خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا)

کد خبر 1226825

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۰۴:۵۱ - ۱۳۹۷/۱۱/۱۱
    0 0
    مدعیان نابودی غرب در تأمین کاغذ مانده‌اند...!