۶ نفر
۱۸ بهمن ۱۳۹۷ - ۱۰:۳۱
خز و خیل‌ها چه کسانی هستند؟

در چند سال اخیر در بعضی از عروسی های شهر باب شده است که خواننده با اجرای آهنگ های به قول خودش خز نظیر «عسلِ» داود بهبودی از "جک و جوات"های مجلس درخواست می کند تا به صحنه بیایند.

مهمانانی که وارد صحنه می شوند معمولا به شکل غلو شده ای  می رقصند! این رقص ها به « خردادیانی» هم معروف است. در همین ارتباط داب اسمش های بسیاری هم عرضه می شود که در آنها با آهنگ ها ، پوشش ها و ادا اطوارهای به قول خودشان "جَک و جواتی" می رقصند.

 اصطلاحِ "جک و جواد یا جوات" -که ظاهرا نوع شدید آنرا "خز و خیل" می نامند - اصطلاحی است که این روزها کاربرد زیادی یافته است. خز و خیل ها چه کسانی هستند؟ آیا آنطور که در برخی از شبکه های اجتماعی می خوانیم النگوی طلا، تی شرت هایی با عکس داریوش، شلوارهای پیله دار، چادر گُل مَنگُلی، سیبیل ُپرپشت، کاپشن خلبانی، جوراب چینی، کتانی ورزشی چراغدار، ماشین سمند ، وجود برچسب یا آرم روی آستین کت خز و خیل است؟

نقطه مقابل خز و خیل می تواند باکلاس و آلامد(َفشن) باشد. خز و خیل برای همه چیز می تواند بکار رود: آنچه گوش می کنیم، آنچه می پوشیم، می گوییم، می خوریم و فکر می کنیم. در کل "اطوار"، " اشیاء" و "افکار" ما می توانند خز و خیل تلقّی شوند. باید توجه داشت که تعریف خز و خیل، امری سیاّل است. امروز ممکن است پدیده ای آلامد؛ و فردا خز و خیل تلقّی شود. به همین دلیل است که آدمها در خصوص مد، مراحل" افتخار تا انکار " را طی می کنند. یعنی زمانی به پایبندی خود به یک مد افتخار و زمانی دیگر پایبندی خود را به همان مد شدیدا انکار می کنند! زمانی سلیقه خود را به رخ می کشند و زمانی آنرا پنهان می کنند.

یکی از ویژگی های مد، همه گیر شدن آن است. وقتی می گوییم که پدیده ای مد شده است یعنی آنکه بسیاری از افراد جامعه دنباله روی آن هستند. پرسش آن است که به این خاطر پدیده ای خزو خیل می شود که همه گیر می شود یا برعکس؛ چون از مد می افتد خز و خیل می شود؟ مثلا النگوی طلا به این خاطر خز و خیل تلقی می شود که خارج از مد غالب است؟

 موضوع دیگر "قدیمی بودن" است. آیا لزوما چیزهایی که به گذشته تعلّق دارند خزو خیل محسوب می شوند؟ آیا هر آنچه که به دهه های قبل تعلق دارد مستعد خز و خیل نامیده شدن است؟ مثلا به این دلیل که در قدیم مردان سیبیل داشتند امروزه دیگر سیبیل خز و خیل محسوب می شود؟ مثال های فراوانی وجود دارد که ناقض این برداشت است. مثلا چرا جوانانی که ظاهرشان آلامد(فشن) به نظر می رسد و اتفاقا سیبیلِ های بلندی هم دارند خز و خیل محسوب نشده؛ ولی راننده وانتی که کاپشن خلبانی و سیبیل های پرپشت دارد،  خز تلقی می شود؟

ظاهرا چیزی فی نفسه خز و خیل نیست بلکه بستگی به آن دارد که "چه کسی" آنرا داشته باشد. اگر چه ظاهرا خز و خیل ها مکان جغرافیایی ندارند ولی نمی توان انکار کرد که تصاویر و ویژگی هایی که  از آنها ترسیم می شود غالبا به محلات کم درآمد شهرها تعلق دارد. نکته دیگر آنکه معمولا همیشه یک جریان اصلی و غالب مد در جامعه وجود دارد. اقلیتی هم هستند که از آن مدها پیروی نمی کنند و سبک زندگی خودشان را دارند. معمولا آن اقلیتی که به طبقات پایین اجتماعی تعلق دارند و سبک خودشان را هم دارند انگِ خز و خیل می خورند و در مقابل، آن اقلیت خارج از مدی که به طبقات بالا تعلق داشته و سبک خودشان را دارند، آلامد تلقی می شود.

نمی توان انکار کرد که خز و خیل نامیدن دیگران، در بطن خود واجد نوعی تحقیر و سرزنش کردن سلیقه آنان است. در واقع فردی که دیگران را خز و خیل می نامد می خواهد برتری خود را به رخ بکشد. اینکه "من امروزی هستم و او خز و خیل است" در واقع  "من از نظر سلیقه در مرتبه بالاتر و او در مرتبه پایین تر قرار دارد".

جالب است. جوانانی دیگران را خز و خیل می نامند و در گوشه ای از شهر "خز پارتی" راه می اندازند. از خودشان فیلم می گیرند و از طریق شبکه های اجتماعی پخش می کنند. این در حالی است که عده زیادی از ساکنان شهر از همان وسایل ظاهرا خز و خیل- که مورد تمسخر قرار می گیرد- استفاده می کنند. در مقابل در قسمت دیگری از شهر هم هر چند خز و خیل پارتی برگزار نمی کنند ولی آلامدها را "سوسول" می نامند. در این دعوای "خز و خیل یا سوسول نامیدن ها" مسأله ای وجود دارد و آن اینکه " دیگریِ" متفاوت تحمّل نمی شود. "من" خوبم و "دیگری" بد است.

* منتشر شده در کانال تلگرامی فردین علیخواه

کد خبر 1229830

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 7 =