استاد مطهری و احمد شاملو؛ مقابله با جریان «مادی‌مَسلکی»و«هیچ‌انگاری» در ایران معاصر

مساله «مادی‌مَسلکی» و «هیچ‌انگاری» در ایران معاصر و تفسیرهای «هیچ انگارانه» و «مادی‌گرایانه» از جهان، انسان و زندگی یکی از موضوعاتی است که جریان روشنفکری معاصر برای گسترش آن تلاش می کند.

«مادیگرایان» و ذهن‌های مادی‌مسلکی که جغرافیای معرفت‌شان را «ماتریالیسم» اغفال یا اشغال کرده است، تفسیرهای تک بعدی از حقایق معرفتی جهان دارند. اینان تلاش می کنند هرآنچه رنگ معرفت دینی و سنت های تاریخی و معرفت الهی ست را برای همگان، خرافی و نابود نشان دهند.

در این باره دکتر غلامرضا فدایی، استاد دانشگاه تهران در مقاله  علمی و فلسفی ای در گروه نخبگان خبرآنلاین با موضوعات « نظام معرفتی ضد مادی‌گرایی و کارکردهای آن در انسان» منتشر کرده است.

برخی افراد بی اطلاع که از مطالعات کافی درباره سنت های الهی و سنت های تاریخی انسانِ الهی برخوردار نیستند، طرح هرگونه مفاهیم الهی و غیبی را خرافات معرفی می کنند.  سخنانی که مرحوم احمد شاملو در آخرین سخنرانی خود در آمریکا گفت، در پایان عمرش، منشوری از نوع تفکر ماتریالیستی و ضد الهی خود و هم مسلکانش را برای همگان باز نمود. مرحوم استاد مرتضی مطهری یکی از چهره هایی است که در پاسخ به روشنفکران مادیگرا، پاسخ های استدلالی و عقلی را به مخالفان سنت های الهی و مفاهیم «غیبی» داده است. از این روست که در این گزارش با توجه به شرایط زمانه و زمینه های آسیب دیده ذهنیت بخش قابل توجهی از جامعه ایرانی امروز، ضروری دیدیم تا اشاره ای به کتاب مهم «ماتریالیسم در ایران» داشته باشیم.

این جریان، به نوعی از سبک زندگی غربی و فرهنگ انسانی و تاریخی رسیده است که استاد مرتضی مطهری آن را « خوش باشی در مادی‌گرایی» نامیده است و گرایش جریانی از نخبگان در ایران معاصر به این نوع مادی‌گرایی را در کتاب «ماتریالیسم در ایران» شرح داده است. مقاله دکتر خالدون را در خبرآنلاین درباره « ضعف های مادی انگاری » بخوانید.

استاد مطهری در مقابل مادی‌مسلکی احمد شاملو
استاد مرتضی مطهری البته در آغاز کتاب «ماتریالیسم در ایران»، با اشاره به علل نفهمی ها و بدفهمی‌های ماتریالیست های ایرانی، مقدمه کتاب، را با نقد دیدگاه های «احمد شاملو» آغاز می کند.  

مرحوم احمدشاملو، شاعر نوپردازی ست که شعرهایش البته زیباست و تلاش‌هایش در ادبیات معاصر قابل احترام است، اما در کمال تاسف، در آخرین سخنرانی اش در دانشگاه برکلی، بی هیچ منطق و استدلالی، سخنانی درباره سنت تاریخی و سنت دینی گفت که نشان از نفهمی عمیق او نسبت به فلسفه و تاریخ و دین داشت. شاملو آن روز جفاکارانه تاریخ عاشورا و شخصیتی چون حضرت عباس(درود خدا بر او باد) را در تاریخ افسانه نامید!

گرچه آن روز که این شاعر شوریده در آمریکا، مسلمات سنت های دینی و تاریخی را خرافی نامید و رویش های فکر غربی را عقلی پنداشت؛ مطهریِ متفکر، آنروز در قید حیات نبود تا پاسخ های مستدلی به او بدهد، اما سال ها پیشتر، مطهری در پنج کنفرانس علمی در دانشگاه تهران و نیز در مقدمه کتاب ماتریالیسم در ایران، ریشه های «مسلک هیچ انگاری» شاملو و هم‌مسلکان او را به روشنی نمایان کرده بود.

مطهری پیش از انقلاب در صفحه 14 کتاب ماتریالیسم که به تحریفات شاملو درباره شخصیت حافظ شیرازی پرداخته است، می نویسد: « تَشَبُثات مضحکی ست که ناشی از فقر فکری و ضعف و تحریفات است.» ( تَشَبُث: چنگ زدن بی استدلال و منطق)

علت این ضعف و فقر فکری این است که مادی‌مسلکان معاصر، در سیر مطالعات فکری خود جایی را برای فهم علوم الهی و مفهوم «غیب» باز نمی کنند. اینجاست که برای درک گذشته و آینده تاریخ جهان به «هیچ انگاری» می رسند و برای درک حقیقت زندگی به « دَم غنیمت‌داری» و «عیش پرستی» روی می آورند.

استاد مطهری در نقد مادی‌مسلکان معاصر، دقیقا همین تعابیر را به کار برده است. اینان از گذشته و حال و آینده زندگی و جهان، تفسیری جز «کامجویی» و «عیش پرستی» و در نهایت «هیچ انگاری» سنت های الهی ندارند.
اینجاست که استاد مطهری می نویسد: « اینها که معارف غیبی را انکار می کنند و مسلمات فلسفه الهی را درک نمی کنند، فلسفه مادی شان، فلسفه کسی ست که فلسفه نمی داند...»


مرحوم احمدشاملو، شاعر نوپردازی ست که شعرهایش البته زیباست و تلاش‌هایش در ادبیات معاصر قابل احترام است، اما در کمال تاسف، در آخرین سخنرانی اش در دانشگاه برکلی، بی هیچ منطق و استدلالی، سنت های دینی را خرافی دانست و جفاکارانه تاریخ عاشورا و شخصیتی چون حضرت عباس(درود خدا بر او باد) را افسانه نامید!

ماهیت مادی گرایان معاصر ایرانی
استاد مطهری در صفحه 8 همان کتاب، گسترش این جریان مادی مسلک در نخبگان ایرانی را هشدار می دهد و می نویسد: « ماتریالسیم خصوصا در کشور ما، جامه ی منطق را از خود  دور کرده و به سلاح «تبلیغ» مجهز شده است. از این رو ابایی ندارد که علل گرایش ها و اعتراض ها از مادیگری را به گونه ای دیگر که با هدف های از پیش تعیین شده سیاسی و اجتماعی منطبق باشد، توجیه و تفسیر نماید.»

چنانکه نویسنده و متفکر معاصر ما می گوید: ماده زدگی بشر جدید به شدت او را سطحی کرده است . او جز پوسته ای از محسوسات نمی تواند بفهمد و ببیند و از تفکر در ماهیت و ذات اشیا و هستی خویش را معاف کرده است و علوم جدید نیز در همین جهت سیر می کنند، حال آنکه تفکر دینی اصلاً انسان را به سوی پرسش از ذات اشیاء و ماهیت آنها می‌راند. تفکر سود انگارانه به صورت جوی فرهنگی درآمده است که همه در آن تنفس و تفکر می‌کنند و علوم رسمی نیز زبان و ملزومات این تفکر را بالتمام فراهم آورده‌اند و اکنون قرن‌هاست که از این رویداد تاریخی می گذرد. اینجا.

/6262

کد خبر 1284099

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 1 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 42
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 1
  • AE ۱۰:۱۳ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    56 12
    با همه این اوصاف صدا و سیما نباید به شاعر محترمی که جایگاه والایی در ادبیات ایران دارد، بی حرمتی می کرد! اگر انتقادی هم به عملکرد این شاعر هست باید بسیار لطیف در کنار محاسنش مطرح گردد تا مخاطب را با خود همراه کند. نه اینکه صدا و سیما با بی حرمتی به تقابل با مخاطبین برخیزند. صدا و سیما در زمین دشمن بازی می کند.
    • شهاب CZ ۱۲:۳۱ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      19 38
      عجیبه کسانی که مدعی نقد و آزاداندیشی هستند چرا نیم ساعت نقد شاملو رو توی تلویزیون تحمیل نکردند؟!
    • سلام CZ ۱۲:۴۲ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      12 23
      این جماعت در حالی دیگران را شخصیت پرست معرفی می کنند که تاب و تحمل نقد این بت ساخته شده را ندارند بت احمد شاملو روزی باید شکسته شود و این آغاز این راه است
    • CA ۱۳:۰۲ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      25 7
      فکر کنم شما تفاوت نقد و توهین رو نمیدونید و فکر میکنید توهین کردن همون نقد هست:)
    • فدایی CZ ۱۵:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      5 17
      بابت این گزارش از خبرآنلاین ممنونم روشنگرانه بود در این اوضاع و احوال
    • IR ۱۷:۲۹ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      17 8
      دوست عزیز و اقای شهاب درست میفرمایند و کسی نباید از نقد بهراسد و از ان باید استقبال شود بالاخص نقد جناب ساملو که انقدر بزرگ هستند که ارای ابتدایی و سطحی جناب مطهری از بزرگی ایشان نخواهد کاست و فی الواقع دریچه ای باز میشود برای نقد گفتمان جناب مرحوم مطهری که از نظر من بسیار سطحی و قابل تقد است و دوستان هم که پذیرای نقد هستند همیشه نشان داده اند
    • IR ۲۲:۱۹ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      4 0
      آقا یا خانم «سلام» ،شاملو از شاعرانی است که نامش برجای خواهد ماند حتی اگر شما تعبیرهای خوش‌آیند خود در مورد او به کار ببرید ،حکایت شب پره و آفتاب است
  • DE ۱۰:۱۳ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    22 1
    درباره سخنرانی شاملو در برکلی رو جوری متن رو بولد نوشتید انگار استاد مطهری اون جملات رو گفته!
  • محمودی CZ ۱۰:۲۰ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    8 21
    ممنون نکات جالبی داشت تا حالا نمی دونستم
    • قندک IR ۱۷:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      4 2
      بد نبود یکی دوتا از نکته ها را نمونه می آوردید
  • CZ ۱۰:۲۱ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    31 5
    تخریب شخصیت ها و سرمایه هامون چرا؟ به کجا چنین شتابان؟
    • CZ ۱۲:۵۸ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      10 11
      کجاش تخریبه کجاست تحمل نقد توی شماها
  • CZ ۱۰:۲۶ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    18 0
    متن سخنان شاملو در برکلی رو کامل می نوشتید که چی بوده چی گفته
  • سعید CZ ۱۰:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    4 4
    این کتاب رو کجا میشه تهیه کرد چرا تاحالا ندیدیم ما ؟
    • IR ۱۷:۴۹ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      0 1
      کتابفروشی صدرا، خیابون انقلاب
  • CZ ۱۰:۳۰ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    18 3
    این هم فکری و هم راهی شما با صدا و سیما رو کجای قلبمون بایدد بذاریم الان خب که چی حالا مثلا چی رو خواستید اثبات کنید
  • سعید CZ ۱۱:۰۳ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    2 13
    درود بر شرفتون احسنت
  • CZ ۱۱:۱۶ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    4 9
    خبرآنلاین از تو بعیده این حرفا ولی عالی بود از دستتون در رفته احتمالا ):
    • IR ۱۷:۴۱ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      2 0
      لا اکراه فی الدین!
  • hamed IR ۱۱:۱۷ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    33 3
    این قسمتی از سخنرانی شاملو هست در دانشگاه برکلی "انسان به برگزیدگان بشریت احترام مى گذارد و از مشعل اندیشه هاى آنان روشنا یى مى گیرد اما درست از آن لحظه که از برگزیدگان زمینى و اجتماعى خود شروع به ساختن بت آسمانى قابل پرستش مى کند، نه فقط به آن فرد برگزیده توهین روا؛ مى دارد بلکه على رغم نیات آن فرد برگزیده ، برخلاف تعالیم آن آموزگار خردمند که خواسته است او را از اعماق تعصب و نادانى بیرون کشد، بار دیگر به اعماق سیاهى و سفاهت و ابتذال و تعصب جاهلانه سرنگون مى شود. زیرا شخصیت پرستى لامحاله تعصب خشک مغزانه و قضاوت دگماتیک را به دنبال مى کشد، و این متأسفانه ، بیمارى خوف انگیزى است که فرد مبتلاى به آن با دست خود تیشه به ریشه ى خود مى زند." به نظر من این سخنان نه تنها ماتریالیستی نیست که عین دین داری و اعتقاد به رسالت پیامبر (ص) است.
    • CZ ۱۱:۳۲ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      7 2
      اون سخنرانی خیلی مفصله و کل حرف شاملو در اون سخنرانی این بوده که دین و مسائل دینی رو تخریب و تخطئه کرده
    • شمس تبریزی IR ۱۳:۳۸ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      26 5
      شاملو دیندار نبود و خودش هم چنین ادعایی نداشته. چرا اصرار دارید که همه را به غلط دیندار نشان دهید؟
    • hamed IR ۱۶:۰۳ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      10 4
      اینکه کسی دیندار بوده یا نه را من و شما نمی توانیم تعیین کنیم. اینکه عده ای در تمامی ادیان خرافات را با رسالت اصیل انبیا خلط کرده اند کجایش تخطئه دین است؟ اینکه امروزه برخلاف رسالت انبیا و اموزه های اولیا عده ای انها را تبدیل به بت کرده اند و در عین اموزه های والای آن انسان های شریف را به فراموشی سپرده اند تخطئه دین است یا دفاع از دین؟
    • شمس تبریزی IR ۱۷:۲۱ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      5 7
      حامد خان، شاملو عالم غیب را قبول ندارد. انبیا که جای خود دارند. فرمایش شما مرا یاد جلسه ای انداخت که آیت الله طالقانی و جلال آن احمد نشسته بودند. ظاهرا آن جلسه مربوط به زمان بعد از انتشار کتاب غربزدگی جلال بود. یکی در آن مجلس گفته بود بله آقای آل احمد خدمت زیادی به اسلام کردن. آقای طالقانی هم به شوخی گفته بود لطفا از این تهمت ها به جلال نزنید. جلال هم با خنده در حالی که سرش پایین بود به آقای طالقانی گفته بود حاج آقا آبروی ما را نبرید. البته من جلال را با شاملو مقایسه نمیکنم اما شما طوری نوشتید که ظاهرا شاملو رسالت انبیا را برای ما تبیین کرده. ایشان اهل این حرفها نبود برادر
    • Hamed IR ۱۸:۵۸ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      5 2
      اقای شمس تبریزی صحبت از افراد نیست از ارای افراد است. شما که عالم غیب را قبول دارید بفرمائید عالم غیب یعنی چه؟ برای من رسالت پیامبر (ص) را شاملو تبیین نمی کند اما از مثالی که زدید چنین بر می اید که از نظر شما رسالت پیامبر عینا همان است که فقها تبیین کرده اند و این با نام کاربری شما در تضاد است. بفرمائید فقها عالم غیب را چگونه تبیین می کنند
    • شمس تبریزی IR ۱۹:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      4 2
      به این جمله توجه بفرمایید «اینکه کسی دیندار بوده یا نه را من و شما نمی توانیم تعیین کنیم». بعد در کامنت قبلش به نقل از شاملو فرمودید « "انسان به برگزیدگان بشریت احترام مى گذارد و از مشعل اندیشه هاى آنان روشنا یى مى گیرد....» بعد هم اضافه کردید این از نظر شما دینداری و اعتقاد به رسالت پیامبر ص است. شما خودتان دینداری را تعیین کردید. درباره شاملو هم حکم به دینداری دادید. پس چطور بعدش میگید شما نمیتوانید دینداری کسی را تعیین کنید؟؟؟ شما هم دینداری شاملو را تعیین کردید و هم گفتید به رسالت پیامبر ص اعتقاد داشته. رسالت پیامبر را قرآن تبیین میکند یا شما یا شاملو؟ وقتی میگویید شاملو به رسالت پیامبر اعتقاد داشته باید بتوانید رسالت او در آیه «یا ایها الرسول بلغ ما انزل الیک من ربک و ان لم تفعل فما بلغت رسالته» را برای من هم توضیح دهید چون هم شما و هم شاملو به این رسالت اعتقاد دارید. اگر هم نظرتان این است که رسالت پیامبر توسط شما و شاملو تعیین میشه و نه توسط قرآن، عرض میکنم چه کسی شما را مامور این کار کرده؟ کامنتهای شما تناقضات زیادی داره حامدخان
    • Hamed IR ۲۱:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      7 6
      نقل قول من از ایشان دقیقا مطابق ایه ۳ سوره زمر است. بنابراین دلیلی بر دغدغه دینی ایشان است. ایه ای که شما نقل کردید به موضوع بحث مربوط نیست و دلیلی ندارد اطلاعات خود را به رخ بکشید. اصلا ما بی سواد. بگوئید عالم غیب یعنی چه؟ من با نقل قول و مطابقت ان با قران حرف زدم شما هم همین کار را بکنید
    • شمس تبریزی IR ۰۷:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۷
      2 2
      معنی غیب برای یک عرب زبان روشن است. عرب وقتی میگوید«غاب عنه غیبا» یعنی فلان چیز برای او ناپیداست. وقتی میگوید «غاب عن حس غیبا» یعنی با حواس درک نشود. برای مثال وقتی قرآن میگه و ما هوعلی الغیب بضنین جلوترش گفته «انه لقول رسول کریم» و « و لقدراه بالافق المبین» و مشخص است غیب در اینجا ناظر به وحی قرآن توسط ملکی که رسول کریم خداست و مشاهده آن ملک توسط پیامبر در افق مبین است. اینجا افق مبین یا آن رسول کریم برای ما غیب هستند و میگوییم غابا الافق المبین و رسول کریم عنا. ما نه وحی قرآن توسط او را شنیدیم و نه در افق مبین او را دیدیم. عرض بنده اینه که شاملو به این چیزها اعتقادی ندارد. اگر هم بگویم شاملو به اینها اعتقاد داشته به من میخندند و برایم دست میگیرند. در مورد دینداری هم باز آیات فراوانی هستند که دینداری را شرح میکنند که در صورتیکه با این آیات محک بزنیم باز شاملو در قالب دینداران نمیگنجد. برای پرهیز از طولانی شدن کامنت به این ایات اشاره نمیکنم. مثالهایی از عالم غیب را بر اساس همان آیاتی که نوشتم توضیح دادم. نخواستم وارد بحث کلی شوم
    • شمس تبریزی IR ۰۷:۲۸ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۷
      2 3
      دوست عزیز، آیه 3 سوره زمرکجا و اینهایی که شما از شاملو نقل کردید کجا. در ابتدا بگویم من به شما اعتماد کردم و فرض کردم شاملو اینها را گفته چون من خودم جز چند دقیقه از صحبتهای او، بقیه را گوش نکردم. عین کلمات نقل شده توسط شما این است «انسان به برگزیدگان بشریت احترام مى گذارد و از مشعل اندیشه هاى آنان روشنایى مى گیرد اما درست از آن لحظه که از برگزیدگان زمینى و اجتماعى خود شروع به ساختن بت آسمانى قابل پرستش مى کند». سوال اینه که این انبیا یا به تعبیر شما برگزیدگان بشریت توسط خدا برگزیده شدن یا نخبگی و برگزیدگی آنها مشابه امثال نخبگی آینشتاین و کانت و غیرو است؟ آنچه که انبیا آوردند اندیشه آنها نبوده. کلام الله بوده و بس. ما از روشنایی مشعل قرآن بهره میبریم اما قرآن اندیشه محمد نیست که بگوییم از روشنایی مشعل اندیشه محمد بهره بردیم. ما کجا پیامبر را پرستش کردیم؟ اصلا کار یک فقیه بحث در رابطه با عالم غیب نیست. شما یک کلمه در رابطه با غیب در کتب فقهی نخواهید یافت. فقها بر روی بخشی از رسالت محمد که از آن تعبیر به فقه میشود تحقیق میکنند نه بر روی تمام رسالت ایشان.
    • شمس تبریزی IR ۰۷:۳۵ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۷
      2 2
      به علاوه من کجا از فقه صحبت کردم که شما پای فقها را به بحث باز کردید؟ متاسفانه شما همه چیز را با هم قاتی کردید و من هم مجبور شدم پاسخی بدهم. ولش کن دوست عزیز. فقط خواستم بگویم آیه 3 سوره زمر و حرفهای شاملو زمین تا آسمان با هم فرق میکنند. اینطور که از جملات نقل شده توسط شما متوجه شدم، شما بودا و کنفسیوس و کانت و محمد و عیسی و موسی و ... همگی را برگزیدگان بشریت میدانید که از مشعل اندیشه هایشان روشنایی میگیرم. قرآن از چنین برگزیدگی ای صحبت نمیکند و من اگر بخوام آیات ناظر به ادعایم را نقل کنم مطلب طولانی میشود. اجازه بدید بحث را همینجا تمام کنیم.
    • hamed IR ۱۰:۴۸ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۷
      1 0
      خیر بنده کنفسیوس و دیگر علما را با انبای یکی نمی گیرم. در نقل قول شاملو هم منظور از برگزیدگان انبیا و اولیا هستند. دقیقا بحث این است که انبیا آمده اند که پیام آور وحی شوند و امامان چراغ راه هدایت. در آیه 3 سوره زمر می فرماید "آگاه باشيد آيين پاك از آن خداست و كسانى كه به جاى او دوستانى براى خود گرفته‏ اند [به اين بهانه كه] ما آنها را جز براى اينكه ما را هر چه بيشتر به خدا نزديك گردانند نمى ‏پرستيم البته خدا ميان آنان در باره آنچه كه بر سر آن اختلاف دارند داورى خواهد كرد در قيقت‏ خدا آن كسى را كه دروغ‏پرداز ناسپاس است هدايت نمى ‏كند" در این آیه منظور از دوستانی که بجای خدا گرفته شده اند بت های سنگی نیستند چون اساسا پرستندگان آنها با خداوند کاری ندارند منظور اولیا هستند وانبیا، البته این مشکل از اولیا نیست مشکل از مردمی است که بجای لبیک به ندای هدایت آنها، خود اولیا را به عنوان اینکه ما اینها را واسطه خود و خدا قرار دادیم پرستش می کنند و پرستش به معنی رکوع و سجود صرف نیست بلکه به معنی هر آن چیزی است که برخلاف اسلام به امامان و انبیا نسبت داده می شود.
    • شمس تبریزی IR ۲۲:۵۲ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۷
      0 3
      دوست عزیز، همان ابتدا حدس زده بودم که شما با مطرح کردن بحث پرستش پیامبر و امامان میخواهید بحث را به بیراهه و طرح عقاید ابن تیمیه و ابن عبدالوهاب بکشانید اما به روی مبارکتان نیاوردم. این صفحه جای این بحثها نیست و علما و فقهای شیعه هم هیچیک پیامبر و اهل بیتش را بت قرار نداده اند. مطلب جنابعالی ارتباطی با بحث درباره افکار شاملو ندارد. لطفا به بهانه شاملو مطالب انحرافی را مطرح نفرمایید. خدا یار و نگهدارتان
  • IR ۱۱:۵۶ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    22 8
    برو چای بخور و استراحت کن فکر کردن رو بسپار به دیگران مخصوصا در مورد شاملو و امثال شاملو. کار هر بز نیست خرمن کوفتن.
  • احمدی CZ ۱۲:۱۱ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    4 7
    نقد خوبی بود ممنونم
  • CZ ۱۲:۱۴ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    6 24
    شخصیت شاملو تماما پروپاگانداست یک بزرگ نمایی تو خالی ژورنالیستیه
    • CZ ۱۲:۲۸ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      14 3
      شما خودتون سرتا پا پروپاگاندایید بابا
  • شمس تبریزی IR ۱۳:۰۶ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    14 8
    فیلم دو ساعته سخنرانی شاملو در برکلی موجود است. دانشجویی ابتدا بیت «شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی. دستی از غیب برون آید کاری بکند» را برای شاملو میخونه. بعد میپرسه شما این بیت را به این شکل نقل میکنید «شهر خالیست ز عشاق بود کز طرفی. مردی از خویش برون آید کاری بکند». دانشجو میگه این به نظر تفکر شاملوست تا تفکر حافظ. شاملو میگه من از خودم در نیاوردم . فکر هم نمیکنم حافظ به دست غیب اعتقادی داشته باشه. کسی که میگه «ما شیخ و واعظ کمتر شناسیم. یا جام باده یا قصه کوتاه» به نظر نمیاد به اون بابایی که بعد یک سری قضایا میاد اعتقاد داشته باشه. منظورش هم از اون بابا مهدی موعود است. بگذریم که انتظار ظهور موعود اختصاص به مسلمانان هم نداره. از حرف شاملو نتیجه گیری نمیکنم چون این ادعا نتایج زیادی داره که جای گفتنش اینجا نیست. دلیلی نداره که شما انتظار داشته باشید در صدا و سیما چنین آدمی مورد تکریم قرار بگیره.
  • شمس تبریزی IR ۱۳:۲۷ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    15 19
    خبرآنلاین، فقط به خاطر بحثی که در چند روز پیش مطرح کردید رفتم سخنرانی شاملو را کمی گوش کردم. همان ابتداش هم این گافی را که در کامنت قبل نوشتم داد.با لحن تمسخرآمیز اون بابا را مطرح کرد. چنین آدمی ارزش مطرح شدن نداره. اینقدر سنگش را به سینه نزنید. درباره دنیایش نظری ندارم اما اگر تا آخر عمر با این اعتقاد زندگی کرده باشه به حکم من مات و لم یعرف امام زمانه مات میتة جاهلیة مسلمان از دنیا نرفته. یا حق
    • IR ۱۴:۳۱ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
      12 9
      هر کی شماو اندیشه هاتون رو قبول نذاشت یعنی ارزش نداره؟
  • IR ۱۵:۵۹ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    3 0
    تمام این قضایای مادیگری بعد از انقلاب فرانسه و آغاز به اصطلاح دوره تجدد درست شد و هنوز هم ادامه دارد. مقوله های نظری به آرامی رشد می کنند و به آرامی اعتبار خود را در مواجهه با تجربه از دست می دهند. احمد شاملو هم انسان روزگار خودش بود و حت تاثیر جو حاکم بر دنیای آن روز. کم کاری حوزه ها و وارد نشدن افراد برجسته آن به نقد آثار معاصرین را نمی توان نادیده گرفت و گناه آن را بر دوش ماتریالیست ها گذاشت. بگذریم که عده ای در همین حوزه ها نیز از دین فاصله گرفتند و مکتبی شدند که خودش جفای دیگری در حق دین بود.
  • بردیا IR ۱۶:۱۸ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    13 1
    آیا ما تا کنون شاهد مناظره ای بین مادیگرایان و مذهب گرایان در صدا سیما بوده ایم؟ این عدم برگذاری نشانه چیست؟
  • مصطفی IR ۲۳:۱۵ - ۱۳۹۸/۰۵/۰۶
    0 1
    به نظر شما این جمله «تَشَبُثات مضحکی ست که ناشی از فقر فکری و ضعف و تحریفات است» یک نقد است؟ به نظر من یک سیاست تبلغاتی و هجومی است؛ صرف نظر از اندیشه و منطق مخاطب. متأسفانه این رویکرد در اکثر افراد دینی وجود داشته و خواهد داشت. مشکل امثال شاملو عدم توجه کافی به عقل در مکاتب آسمانی است نه افزون بر ارزش های دنیوی و مادی؛ چرا که بسیار فراتر از عالمان دینی ما احساس آدمی را شناخته اند.