۱ نفر
۱۱ آذر ۱۳۹۸ - ۱۹:۰۰

تهران، شهر از ما بهتران

شهرام جباری زادگان
تهران، شهر از ما بهتران

با افزایش هزینه‌های زندگی، اجاره‌خانه‌ها و تورم افسارگسیخته‌ای که شاهد آن هستیم، با موجی از کوچ اجباری مواجه شده‌ایم که این بار تهران مقصد آن نیست بلکه مبدا آن است. فقر در تهران خانواده‌های متوسط را هم متاثر کرده است و آنها را ناچار به کوچ اجباری می‌کند. حال تهران در حال تبدیل شدن به شهر فرادستان است.

با تورم افسارگسیخته‌ای که طی یکی دو سال اخیر شاهد آن هستیم، کوچ اجباری اقشار فقیر و متوسط که از تهران شتاب گرفته بود، با توجه به رشد سه برابری قیمت بنزین در یک شب، به نظر می‌رسد پرشتاب‌تر از گذشته ادامه خواهد یافت.
واقعیت این است که قیمت اجاره یک آپارتمان نقلی در یک منطقه متوسط تهران، از درآمد بسیاری از خانواده‌های تهرانی بیشتر است و نه تنها طبقه فرودست که طبقه متوسط نیز از پس هزینه‌های سنگین زندگی در پایتخت برنمی‌آیند و چاره‌ای جز این نخواهند داشت که اسباب و اثاثیه خود را روی دوششان بگذارند و به حاشیه‌های دور و نزدیک این شهر درندشت نقل مکان کنند و این در شرایطی است که تا چند سال قبل، شاهد رشد مهاجرت از شهرها و روستاهای اقصی نقاط کشور به تهران بودیم اما چند سالی است که این روند، کاهش یافته و با افزایش تورم، شاهد مهاجرت معکوس از تهران هستیم. 
بخواهیم یا نخواهیم، بپذیریم یا نپذیریم، فقر فزاینده در تهران، نه تنها خانواده‌های ضعیف که خانواده‌های متوسط را نیز تحت تاثیر قرار داده و به این ترتیب، اقشار فرودست و حتی با درآمد متوسط نیز قدرت خود را برای ماندن در تهران از دست داده‌اند و به ناچار، عطای پایتخت نشینی را به لقایش می‌بخشند و به کوچ اجباری از تهران تن می‌دهند و تهران را به از ما بهتران می‌سپارند.
البته این کوچ، رفتن واقعی به معنای رها کردن نیست، چرا که به خاطر اوضاع و احوال اقتصادی و معیشتی مردم در سایر نقاط کشور - که شرایطی به مراتب بدتر از تهران دارند - بند ناف پایتخت نشینان به تهران گره خورده و آنها برای پیدا کردن یک لقمه نان، چاره‌ای ندارند جز اینکه محل سکونتشان را هر سال به نقطه‌ای دورتر از پایتخت ببرند و به جای اجاره نشینی در یک منطقه معمولی تهران، مجبور به حاشیه نشینی در پاکدشت، اسلامشهر، رباط کریم و ... شوند اما محل کارشان همچنان وسط تهران باشد.
همین موضوع، موجب اختلاف معنادار جمعیت تهران در ساعات روز و شب می‌شود و از این رو، صدها هزار شهروند در قالب جمعیت مواج، چاره‌ای ندارند جز آنکه همچون امواج خروشان، روزانه دو نوبت سفر مشقت‌بار بین محل کار تا سکونتگاه‌های خود - که البته نقش خوابگاه را برای آنها ایفا می‌کند - را به جان بخرند. 
 البته درک طاقت‌فرسایی این سفر سیزیف‌وار فرودستان، هنگامی عمیق‌تر می‌شود که بدانیم ناتوانی حمل و نقل عمومی تهران در پاسخگویی به مطالبات و نیازمندی‌های شهروندان، موجب پدیدار شدن شکل جدیدی از مهاجرت طی سال‌های اخیر شده است. افرادی که با یک دستگاه خودرو از شهرهای مختلف برای شغل مسافربری به تهران کوچ می‌کنند و شب‌ها در ماشین خود می‌خوابند؛ مهاجرانی که با افزایش قیمت بنزین چاره‌ای جز بازگشت به شهر و دیار خود نخواهند داشت.
 بنابراین، به فراموشی سپرده شدن حاشیه نشینان و فرودستان از سوی متولیان حمل و نقل عمومی با توجه به اندک امکانات حمل و نقلی که آن هم روز به روز فرسوده‌تر و مستهلک‌تر می‌شود، بدون آنکه جایگزینی برای آنها پیش بینی شده باشد، روح و روان و تن و جان انبوه جمعیتی را که هر روز بین تهران و حاشیه‌هایش در رفت و آمد هستند، بیشتر می‌خراشد و می‌فرساید.
کلام آخر آنکه، با کوچ اجباری مردمان فقیر یا مردم متوسطی که چاره‌ای جز ترک کردن تهران برای زنده ماندن ندارند و راز بقای خود را در رفتن از پایتخت یافته‌اند، تهران در حال تبدیل شدن به شهر فرادستان است و با توجه به تورم قابل پیش بینی ناشی از افزایش سه برابری قیمت بنزین، فشارهای فزاینده این کوچ اجباری شتابناک، آثار و نتایج غیر قابل پیش بینی در بر خواهد داشت.

*کارشناس برنامه ریزی شهری

۲۳۵۲۳۳

کد خبر 1326895

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 8 =