چرا باید در مورد چند جانبه گرایی صحبت کنیم؟

چرا باید در مورد چند جانبه گرایی صحبت کنیم؟ کوتاهترین پاسخ این است که دنیای کنونی ما با چالش هایی مواجه است که حل آنها نیازمند همکاری همه کشورها است.

به گزارش خبرگزاری خبرآنلاین،دکتر محمدتقی حسینی سفیر جمهوری اسلامی ایران در مکزیک در دانشگاه یو وی ام مکزیک برای دانشجویان روابط بین الملل با موضوع "تهدید چند جانبه گرایی و پیامدهای آن برای نظم جهانی" سخنرانی کرد که مشروح آن را در ادامه می خوانیم:

1.2. چالش های جهانی

برای من مایه خرسندی است که با اساتید و دانشجویان این دانشگاه گفتگو می کنم. می خواهم مطالبی را در مورد چندجانبه گرایی و تهدیدهایی که علیه چندجانبه گرایی وجود دارد و همچنین پیامدهای آن برای نظم جهانی با شما مطرح کنم. نیاز داریم تا در این زمینه بیشتر گفتگو کنیم. این گفتگو برای دانشجویان و محققان رشته های مرتبط با روابط بین الملل از اهمیت زیادی برخوردار است. نظام بین المللی کنونی با چالش های مختلفی روبرو است که برای حل آنها موضوع چندجانبه گرایی اهمیت زیادی پیدا می کند.  با این مقدمه کوتاه می خواهم بحث خودم را ادامه دهم.

اجازه بدهید با این سوال آغاز کنم که چرا باید در مورد چند جانبه گرایی صحبت کنیم؟ کوتاهترین پاسخ این است که دنیای کنونی ما با چالش هایی مواجه است که حل آنها نیازمند همکاری همه کشورها است. یک یا چند کشور، هر مقدار هم که قدرتمند باشند، نمی توانند به تنهایی بر این چالش ها غلبه کنند. اگر بخواهیم این چالش ها را برشماریم، یک فهرست بسیار طولانی خواهدشد. به دلیل محدودیت وقت چند نمونه از آنها را معرفی می کنم.

اختلافات سیاسی بین کشورها و درون کشورها: در میان مهمترین چالش ها می توان به اختلافات سیاسی بین کشور ها و همچنین درگیری ها و اختلافات درون کشور ها اشاره کرد که گاهی اوج می گیرند و می تواند تبدیل به یک بحران منطقه ای و جهانی گردند. چنانچه مکانیسم چندجانبه برای حل و فصل این اختلافات  وجود نداشته باشد، زندگی زیادی از مردم در مناطق مختلف جهان ممکن است با خطر نابودی روبرو شوند.

وضعیت اقتصاد جهانی: اقتصاد جهانی با چالش هایی روبرو است. بحران در اقتصاد جهانی زندگی میلیاردها انسان را تحت تاثیر قرار می دهد. بحران اقتصادی می تواند به دلایل مختلفی پدید آید. یک زمان عامل آن درگیری دو قدرت است. مانند آنچه که در مقاطع مختلف در دوران دوران جنگ سرد رخ می داد. زمانی این بحران می تواند از بحران ها در جهان سرمایه داری ناشی شود. مانند آنچه که جهان در سال های 1929 و بحران سال 2008 با آن روبرو شد. این چالش های اقتصادی همواره در حال بازتولید هستند و مناطق زیادی از جهان را متاثر می کنند. بسیاری از این بحران های موجود در اقتصاد جهانی منشاء سیاسی دارند. به عنوان مثال جنگ تجاری ایالات متحده آمریکا علیه بسیاری از کشورها از جمله چین و مکزیک و اتحادیه اروپا، پیامدهای گسترده ای دارد و بدتر از آن تحریم های غیرقانونی و نامشروع ایالات متحده آمریکا علیه  برخی از کشورها مانند ایران اثرات مخربی به همراه دارد..

تخریب محیط زیست و تغییرات آب و هوایی: این چالش از دیگر چالش های با اهمیت در سطح جهانی می باشد این بحران یکی از مهم‌ترین تهدیدات برای زندگی بشر است. واقعیت های مرتبط با تخریب محیط زیست دلهره آور و خطرناک است. سوگمندانه باید گفت که بر اساس اطلاعات منتشرشده توسط سازمان های مرتبط بین المللی محیط زیست گونه های مختلف آبزیان و جانوران خشکی توسط انسان طی چهار دهه گذشته است به شدت آسب دیده است. این موضوع منجر به انقراض بسیاری از این گونه ها شده است. از سال 1970 تا کنون یعنی در یک دوره 50 ساله بیش از 40 درصد از جمعیت جانوران ساکن در خشکی های کره زمین و همچنین در دریاها از بین رفته اند. بسیاری دیگر از گونه های جانوری نیز در خطر انقراض جدی قرار دارنداین خبر بسیار تکان دهنده و دردناک است. جامعه بشری با این سطح از تخریب محیط زیست با سرعتی بسیار بالا به سمت نابودی تنها سیاره قابل سکونت دنیا حرکت می کنیم. بسیاری از این گونه های جانوری و گیاهی که بسیار هم زیبا هستند، در آینده وجود نخواهند داشت و احتمالا ما از آخرین نسل هایی هستیم که آنها را دیده ایم. فرزندان ما تنها تصاویری از این حیوانات را خواهند دید. اما مشکل فقط این نیست. مشکل اینجاست که انسان هم جزئی از این طبیعت است و با این سرعت نابودی طبیعت  در آینده نه چندان دور بشر نیز در معرض نابودی خواهد بود. 

هزینه های تسلیحات: هزینه تسلیحات در سال 2018  به مرز دو تریلیون دلار نزدیک شده است. این میزان هزینه تسلیحاتی تنها دستاوردی که دارد مرگ و نابودی است. تنها کمپانی های اسلحه سازی از آن سود می برند. این هزینه ها نه تنها به نسبت دوره جنگ سرد، بلکه حتی به نسبت سال های اخیر نیز افزایش زیادی پیدا کرده است. انباشت تسلیحات در مناطق مختلف جغرافیایی و بویژه در خلیج فارس یک عامل ناامنی و خطر بالقوه ای برای بروز جنگ است.

قاچاق مواد مخدر و اسلحه:  قاچاق مواد مخدر و اسلحه از موضوعات جدی در اقصی نقاط دنیا می باشد و آمریکای لاتین نیز با آن درگیر است. قاچاق اسلحه کوچک و سبک که با جرائم سازمان یافته اغلب در ارتباط است  از دیگر موضوعات با اهمیتی است  که می تواند زندگی بسیاری از مردم را با  خطر و تهدید مواجه نماید. این موضوعی است که متاسفانه مکزیک و به طور کلی منطقه آمریکای لاتین با آن بسیار درگیری می باشد و به خوبی از سوی مخاطبین قابل درک است.

سلاح کشتار جمعی: موضوع سلاح های کشتار جمعی از دیگر چالش های جهانی است. در طبقه بندی سلاح کشتار جمعی سه نوع سلاح شامل سلاح هسته ای، سلاح شیمیایی و بیولوژیکی قرار می گیرد. دو دسته از سلاح های کشتار جمعی از جمله شیمیایی و بیولوژیکی از طریق کنوانسیونهای بین المللی منع شده اند. متاسفانه تنها سلاح کشتار جمعی که از طریق یک کنوانسیون بین المللی و تعهدآور حقوقی، منع نشده است، سلاح های هسته ای است. وجود هزاران سلاح هسته‌ای در زرادخانه‌های چند کشور محدود یک تهدید دائمی برای موجودیت تمام کره زمین است و تمام کشورهای دنیا اکنون زیر سایه تهدید سلاح‌های هسته‌ای قرار دارند. در حال حاضر که با شما صحبت می کنم بیش از هزاران کلاهک هسته ای در حالت هشدار آماده باش بالا قرار دارد که در کسری از ثانیه قابلیت استفاده را دارد. لزومی ندارد که حتما جنگی رخ دهد تا سلاح های هسته ای به کار گرفته شوند. این سلاح ها ممکن است در یک حادثه، یک اشتباه محاسبه و یا حتی در نتیجه ماجراجویی افرادی خاص به کار گرفته شوند. بر همین اساس تاکید می کنیم که تنها راه احساس امنیت از خطر سلاح های هسته ای، امحای کامل این سلاح ها است. از این رو همه کشورهای دنیا باید برای مبارزه با این چالش بایکدیگر همکاری کنند.

یک سیاهه بلندبالایی از چالش های بین المللی از جمله مسائل حقوق بشر، نابرابری ها و موضوعات متعدد توسعه ای وجود دارد که امکان اضافه شدن به این فهرست را دارد. اما فرصت محدود ما اجازه چنین کاری را نمی دهد. برای خلاصه کردن این بخش توجه شما را به این جمله از  آقای بان کی مون دبیر کل سابق سازمان ملل جلب می کنم که گفت:"ما با بحران های جهانی روبرو هستیم که بی سابقه هستند. این چالش ها به طور خلاصه شامل چهار عامل غذا، انرژی، بیماری های واگیردار و شرایط مالی می گردد".

1.2. مزیت ها و ارزشهایی چند جانبه گرایی

اگر ما به این چالش ها خوب توجه کنیم متوجه خواهیم شد که حل آنها کار یک یا چند کشور نیست و  نیازمند همکاری  بین‌المللی است. اگر همکاری بین کشورها صورت نگیرد امکان حل و فصل این موضوعات وجود ندارد. دنیای کنونی دنیایی بسیار به هم پیوسته است.  به نحوی که شما برای حل مشکلات داخلی و ملی خود نیز به  همکاری بین المللی محتاج هستید. بر این نکته تاکید می کنم که هیچ کشوری هر میزان که بزرگ وقوی باشد، به تنهایی امکان حل این مشکلات و چالش ها را نخواهد داشت و از این رو چندجانبه گرایی یک ضرورت می باشد. ما در یک دنیای به هم پیوسته زندگی می کنیم و با توجه به شبکه های به هم پیچیده موجود که روز به روز هم در هم تنیده تر می شوند، کسی نمی تواند خود را و همچنین مسائل خود را از دیگران جدا کند.

رفاه، صلح و کاهش درگیری و نزاع: زندگی بهتر و همراه با برخورداری از امکانات و رفاه بیشتر تنها از  طریق چندجانبه گرایی میسر می گردد. چندجانبه گرایی یک تغییر جدی در زندگی مردم می تواند ایجاد کند. زندگی مردم در چارچوب چندجانبه گرایی کاملا متفاوت و موفقیت و پیروزی تنها در سایه همکاری امکان پذیر است.

باید به این درک و نتیجه برسیم که در عین اینکه کشورها از استقلال و منافع مختلفی برخوردار هستند چاره ای چز همکاری و همیاری بایکدیگر ندارند. چنانچه در این مسیر حرکت نماییم صلح، کاهش درگیری و نزاع را به همراه خواهد داشت.  

در این روزها شما می بینید که چنانچه مشکلی در یک کشور خاص در این منطقه به وجو آید، نه تنها آمنطقه با آن درگیر می شود، بلکه کل دنیا با آن درگیر است و به یک دستورکار بین المللی تبدیل می گردد. کشورها در چارچوب چند جانبه گرایی می توانند به چالش ها قبل از فراگیر شدن آنها فائق آمده و صلح را تحقق بخشنند. در بسیاری از مواقع صلح با خطر جدی مواجه می گردد،  به دلیل اینکه جامعه بین المللی درک درستی از چالش ندارند.  نتیجه چنین وضعیتی می تواند ورود به یک جنگ غیر قابل جبران باشد. به عنوان مثال نسل کشی رواندا در آفریقا یک نمونه از عدم درک به موقع چالش از سوی جامعه بین المللی و یا لااقل از سوی بازیگران اصلی بود. چالشی که می توانست قبل از اینکه به یک نسل کشی تبدیل شود، از آن جلوگیری به عمل آید مورد بی توجهی قرار گرفت و تبدیل به یک نسل کشی گسترده شد و در آن بیش از 800 هزار نفر کشته شدند و فجایع زیادتر دیگری هم به وقوع پیوست.

کنترل نظامی گری و کاهش مخارج نظامی: چند جانبه گرایی می تواند منجر به صلح و کنترل نظامی گری شود. از این طریق می توان انباشت تسلیحاتی در مناطق مختلف دنیا را کنترل کرد و یا کاهش داد. همچنین با مکانیزم های اعتمادسازی نیاز به این انباشت تسلیحات را کاهش داد. تصور کنید که اگر به جای هزینه های نظامی، ترتیبی اتخاذ شود که این هزینه ها برای رفاه و توسعه عادلانه مصرف شوند، چه مقدار شرایط امن تر و ایمن تری در مناطق مختلف برقرار خواهد شد.

حفظ کرامت و ارزش های انسانی: کرامت انسانی بزرگترین موهبتی است که هرگز نبایستی مورد تهدید و یا سواستفاده قرار گیرد. یکی از مواردی که این کرامت مورد تهدید قرار می گیرد، در موضوع مهاجرت است. مشکلات مرتبط با مهاجرت یکی از دیگر چالش های مهم جامعه بین المللی می باشد. بر اساس آمار در حال حاضر اگر جمعیت مهاجرین در جهان را در یکجا جمع کنیم، پنجمین کشور پرجمعیت جهان، با 400 میلیون نفر شکل خواهد گرفت. این درحالی است که در بعضی از کشورها کمترین توجهی به این مشکلات نمی شود. برای حل این معضل بین‌المللی نیاز به همکاری بین‌المللی وجود دارد. یک مهاجر صرف‌نظر از هر عنوانی که به او اطلاق گردد، یک انسان است. دارای عواطف و رنج و غصه و شادی است. ممکن است خانواده داشته باشد. در قبال آن‌ها مسئول باشد. باید به حقوق انسانی آن‌ها توجه کرد. بنابراین مدیریت این موضوع نیازمند تقویت چندجانبه گرایی است. این موضوع به همه جامعه بین المللی ارتباط دارد. موضوع حقوق بشر و کرامت انسانی از دغدغه‌های امروزی جوامع مختلف است که از طریق چند جانبه گرایی قابل دستیابی است.

3.2. طغیان علیه چند جانبه گرایی

متاسفانه امروزه با پدیده ای روبرو هستیم که ترجیح می دهم آن را طغیان علیه چندجانبه گرایی بنامم. دلیل اینکه من این عنوان را انتخاب کردم این است که این روزها با یاغی گری علیه چند جانبه گرایی و تهدید علیه ثبات جهانی روبرو هستیم. متاسفانه اغلب این تهدیدها از سوی دولت کنونی ایالات متحده آمریکا صورت می گیرد. رویه کنونی دولت آمریکا یک تهدید اصلی برای چندجانبه گرایی و بی ثبات کردن سیستم جهانی است که بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفت. سیستم کنونی بین المللی بر پایه ارزش ها، قواعد و قوانین بین المللی شکل گرفته که حیات این سیتسم در گرو احترام گذاشتن به این قواعد و قوانین است. چنانچه این ارزشها پایمال شوند، سیستم نیز در معرض خطر قرار می گیرد. متاسفانه دولت کنونی ایالات متحده آمریکا به دلایل مختلف به تخریب این ارزش ها و به تبع آن نظم بین المللی دست می زند. دست کم می توان دو دلیل عمده برای این نوع رفتار ایالات متحده آمریکا برشمرد. دلیل اول این است که دولت کنونی آمریکا با هرگونه دست آورد چندجانبه گرایی مخالف است. دولت کنونی با طرح شعار "اول آمریکا" متعمدانه همه دستاوردهای چندجانبه و چهان شمول را قربانی می کند . دلیل دوم این است که دولت کنونی آمریکا با هر گونه موفقیتی که دولت سلف خود به دست آمده باشد نیز مخالف است. به همین دلیل اکنون شاهد هستیم که ایالات متحده آمریکا از ده‌ها پیمان مهم بین‌المللی همانند پیمان جهانی مهاجرت، معاهده آب‌وهوایی پاریس، توافق اتمی با ایران، و همچنین سازمان های بین المللی مانند سازمان علمی و فرهنگی یونسکو خارج گردید. این رویه نه تنها اعتبار این پیمان‌ها را زیر سؤال برده است، بلکه نظم بین المللی را به چالش کشیده و آن را با خطر بی ثباتی روبرو کرده است.  در ادامه به چند نمونه از این توافق ها و سازمان ها که آمریکا از آنان خارج شده است و همچنین به برخی از دلایلی که از سوی آمریکا برای ترک این پیمان ها یا سازمان ها ذکر شده است، اشاره می کنیم:

خروج از پیمان تجاری اقیانوس آرام

پیمان تجاری اقیانوس آرام با هدف ایجاد بزرگترین معاهده تجاری دنیا با حضور 12 اقتصاد پیرامون اقیانوس آرام شامل ژاپن ، ویتنام ، برونئی ، سنگاپور ، مالزی ، استرالیا ، نیوزلند ، کانادا ، مکزیک ، پرو و شیلی و ایالات متحده طراحی و در حال شکل گیری بود. حائز اهمیت اینکه  این پیمان به ابتکار ایالات متحده آمریکا طراحی شده بود. اما ترامپ رئیس جمهور آمریکا در اولین روزهایی که وارد کاخ سفید شد،  از این پیمان خارج شد. تنها دلیل این موضوع، پیگیری سیاست "اول آمریکا" اعلام شد. این توافق می توانست بلوک اقتصادی بسیار بزرگی در حاشیه اقیانوس آرام ایجاد کند که همه اعضا از آن بهره مند شوند. اما متاسفانه آمریکا با یک محاسبه خودخواهانه و به تعبیر متخصصان با یک محاسبه اشتباه، از آن خارج شد.

معاهده آب و هوایی پاریس

 متأسفانه دولت کنونی آمریکا اصلاً به وجود مشکلی به نام تخریب محیط‌زیست و گرم شدن کره زمین، اعتقادی ندارد. دولت کنونی آمریکا در حالی  از توافق پاریس خارج شد که محیط زیست به شدت در حال تخریب است. موضوع گرمایش زمین و تخریب محیط زیست محدود به یک یا چند کشور نیست. ایران ‌هم مانند کشورهای دیگر تحت تأثیر تغییرات آب و هوایی قرارگرفته است.  روند کنونی تخریب محیط زیست می تواند به فاجعه ای بزرگ برای همگان تبدیل شود و اساسا کره زمین را به جایی نامناسب برای زیستن تبدیل کند. خطرات زیست محیطی کمتر از وجود سلاح های کشتارجمعی نیست.

سازمان علمی و فرهنگی یونسکو

یونسکو نهاد فرهنگی و آموزشی سازمان ملل متحد است. یونسکو یک سازمان بسیار موثر در دنیا است و خدمات ارزشمندی نیز به فرهنگ و آموزش جهانی داشته است. مکزیک نیز یکی  از کشورهای بسیار فعال در این سازمان است و میراث های بشری زیادی را در این سازمان به ثبت رسانده است. آمریکا از این سازمان خارج شد و توجیه آن برای خروج از یونسکو این بود که "سازمان یونسکو برخورد دوستانه ای با اسرائیل ندارد!". شگفت انگیز این است که آمریکا به این دلیل از یونسکو خارج نشده است که مثلا این سازمان با ایالات متحده آمریکا رفتار غیر دوستانه ای دارد. بلکه از آن خارج شده است زیرا به زعم دولت آمریکا یونسکو برخورد غیر دوستانه ای با یک موجودیت سیاسی دیگری (غیر از ایالات متحده آمریکا) داشته است!. البته در مورد اینکه رفتار دوستانه یا غیر دوستانه یک سازمان به چه معنی است، نیز سخن بسیار است. ولی به هر حال دلیل آمریکا برای خروج از یونسکو این مسئله بوده است.

پیمان جهانی مهاجرت

مهاجرت موضوعی گسترده و بین‌المللی است که قبل از این در مورد آن مطالبی را ارائه کردم. پیمان جهانی مهاجرت که مکزیک نقش رهبری در پیشبرد آن را داشت، می‌توانست زمینه مناسبی برای سامان دادن به موضوع مهاجرت فراهم کند.  اما متأسفانه آمریکا از آن‌ خارج شد و ضربه سختی به این فرایند زد. آمریکا در موضوع مهاجرت توجهی به مسائل حقوق بشری ندارد و با جداسازی هزاران کودک از والدین خود در مرز یکی از بزرگترین  و بی شرمانه ترین نقض حقوق بشر را مرتکب شد. اکنون هزاران کودک هنوز والدین خود را نیافته اند و به دنبال والدین خود می گردند. والدین آنها نیز به دنبال فرزندان خود می گردند. این اتفاق از هیچ دلیل اخلاقی و انسانی و یا حتی امنیتی و سیاسی برخوردار نیست. هیچ کسی این نوع رفتار را نمی تواند قبول کند. تا آنجا که تاریخ به ما می گوید تنها فرعون چنین کاری را کرد. با این تفاوت که فرعون در چند قرن قبل و در حد بسیار محدودتری به این کار دست زد. اما دولت دونالد ترامپ در قرن 21 مشابه رفتار فرعون و با ابعاد بسیار وسیعتری را انجام داده است. ضمن اینکه فرعون در منطق فکری خودش یک دلیلی برای ان کار داشت. اما واقعا هیچ دلیل در رفتار آقای ترامپ در جداسازی فرزندان از والدین دیده نمی شود. اگر شما کتاب مقدس را خوانده باشید فرعون فرزندان را از والدینشان جدا می کرد.  این نوع رفتار دلیل خاصی داشته است چراکه برخی پیش گویان به او گفته بودند که بچه ای متولد خواهد شد که دشمن شما است و ممکن است شما را از پای درآورد و سلطنت شما را سرنگون کند. فرعون برای جلوگیری از تولد موسی (ع) دست به جداسازی مادران از فرزندان زده بود. هرچند که او هم موفق نشد و سرانجام موسی (ع) بر اساس روایت های تاریخی در همان خانه فرعون بزرگ شد. به هر حال فرعون یک دلیل سیاسی برای عمل خود داشت اما واقعا دلیل آمریکا برای این موضوع چیست؟ کسی نمی داند. مقامات مسئول در کاخ سفید هم توضیح دردبخوری در این زمینه نداده اند.

مسائل مختلف مرتبط با مهاجرت آن را به یک مشکل بین المللی تبدیل کرده است که  برای حل این معضل بین‌المللی نیاز به همکاری بین‌المللی است.

انتقال سفارت آمریکا در اسرائیل به بیت المقدس

انتقال سفارت آمریکا از تلاویو به بیت المقدس در راستای همه اقدامات تحریک آمیز و غیر مسئولانه دولت آمریکا بود. این اقدام نه تنها برخلاف قطعنامه های سازمان ملل و شورای امنیت بود، بلکه مخالف همه قوانین بین المللی، اقدامی برای بی ثبات سازی منطقه و توهینی آشکار به عقلانیت عمومی برای اداره خاورمیانه بود. این اقدام آمریکا تنش ها در خاورمیانه را افزایش داد  و تنفر زیادی در  بین ملت های خاورمیانه نسبت به آمریکا ایجاده کرد. مردم منطقه بر علیه این اقدام آمریکا اعتراض کردند. فلسطینی ها که همواره قربانی سیاست های ظالمانه آمریکا بوده اند، راهپیمایی مسالمت آمیزی را علیه این تصمیم شروع کردند. در همان روزی که ایوانیکا ترامپ در مراسم انتقال سفارت کودکانه شادی می کرد، دهها فلسطینی کشته شدند و بیش از هزار نفر مجروح گردیدند. این آمار همچنان در روزهای بعد از آن بالاتر رفت با برخورد بی رحمانه نیروهای اسرائیلی هزاران فلسطینی کشته و زخمی شدند.

بازبینی نفتا

نفتا که طی نزدیک به سه دهه یک سازوکار مناسب همگرایی منطقه ای در آمریکای شمالی ایجاد کرده بود، نیز مورد نغض آقای ترامپ قرار گرفت و کشورهای عضو ناچار شدند، به تجدیدنظر در این پیمان تن بدهند. من فکر می کنم مکزیک خوب این موضوع را مدیریت کرد اما بی اعتبار کردن نفتا مشکلات زیادی در منطقه ایجاد کرد. به  هر حال آمریکا این توافق را نیز مانند بسیاری از توافق های دیگر با چالش روبرو کرد.

توافق هسته ایران

توافق هسته ای موسوم به برجام در فرایند گفتگوهای بین ایران و گروه موسوم 5+1 در سال 2015  حاصل گردید. این توافق مورد حمایت گسترده جامعه بین المللی قرار گرفت و شورای امنیت ملل متحد با اجماع همه اعضای خود و با تصویب قطعنامه 2231 این توافق را تاییدکرد. این توافق به خوبی کار  می کرد. امامتاسفانه دولت ترامپ این توافق را نامطلوب توصیف کرد و در نهایت در ۸ می‌ ۲۰۱۸ آقای ترامپ، آمریکا را از این توافق به طور رسمی خارج کرد و تحریم های شدیدی را علیه ایران اعمال کرد. در واکنش به این موضوع ایران شکایتی نزد دیوان بین المللی دادگستری طرح کرد. زیرا که ایران به دنبال پیگیری این موضوع از طریق حقوق بین وسازمان‌های بین المللی بود.

 دیوان بین المللی دادگستری با بررسی دقیق پرونده مطروحه و با اتفاق آرای همه قضات عضو دستوری صادر کرد که بر مبنای آن اعتبار برجام را تائید می کرد و از ایالات متحده آمریکا خواست که از اعمال تحریم ها علیه ایران بویژه تحریم های مرتبط با اقلام بشر دوستانه مانند مواد غذایی، دارویی و مسائل مرتبط با قطعات و تجهیزات هواپیمای های مسافربری و هوانوردی غیر نظامی خودداری نموده و این نوع تحریم ها را لغو کند. جالب توجه آن است که دستور دیوان با اجماع پانزده قاضی عضو و از جمله قاضی آمریکایی عضو دیوان صادر شد. در واقع انتظار می رفت که آمریکا به حکم دیوان بین المللی لاهه که بزرگترین مرجع قضائی جهان است توجه نماید.  اما آمریکا نه تنها این کار را نکرد، بلکه در مقابل، از عهدنامه مودت 1955 بین دو کشور ایران و آمریکا خارج شد! به نظر شما اگر اسن یاغی گری و زیرپا گذاشتن قانون نیست، چه نام دیگری می توان برای آن انتخاب کرد.

4.2. نتیجه گیری

 در مجموع با توجه به مطالب ارائه شده رفتار ایالات متحده آمریکا در مقابل قوانین بین المللی و ساختارهای چندجانبه گرایی، نوعی طغیان و یاغی گری است و به طور جدی نظم و ثبات بین المللی را با خطر ویرانی روبرو کرده است. چندجانبه گرایی یک ضرورت برای حل چالش های کنونی جهانی است. چالش های جهانی یک راه کار مبتنی بر همکاری گسترده بین کشورها دارد و یک کشور به تنهایی نمی تواند به این مشکلات فائق آید.

ما در حال حاضر با مشکلات زیادی در خصوص چند جانبه گرایی روبرو هستیم و اگر سایر کشورها بخواهند رفتاری همچون رفتار دولت کنونی آمریکا در پیش گیرند، نظم موجود دوام نخواهد آورد.

بروز ملی گرایی افراطی یک تهدید بزرگ برای ثبات بین المللی است. ملی گرایی لزوما چیز  بدی نیست. ملی گرایی که از پشتوانه عقلی و خردورزی برخوردار باشد، می تواند مفید باشد. در غیر این صورت ملی گرایی افراطی که با خودبرتر بینی و تحقیر دیگران همراه باشد، در نهایت شکل دهنده درگیری و جنگ ها است. همانگونه که تاریخ نمونه های زیادی از این نوع ملی گرایی افراطی و پیامدهای فاجعه بار آن به خاطر دارد. برای اثبات این مدعا کافی است نگاهی به تاریخ وقوع دو جنگ ویرانگر جهانی بیندازید.  بسیاری از جنگ ها بر اساس این نوع ملی گرایی افراطی و تحقیر دیگران و ایجاد تنفر از دیگر ملت ها پدید آمده اند. اگر ملی گرایی با خردگرایی همراه نباشد، فاجعه های ملی و بین المللی به همراه خواهد داشت. این نوع ملی گرایی که آمریکا در پیش گرفته است نه تنها به جامعه بین المللی را در خطر قرار داده است، بلکه زنگ خطر را در خود آمریکا نیز به صدا درآورده است. افزایش حرکت های افراطی و نژادپرستانه مانند گروههای طرفدار برتری نژاد سفید و صد اقلیت ها و بیگانه ستیزی و افزایش اقدامات جنایتکارانه علیه مهاجران و رنگین پوستان از جمله نتایج این نوع طرز تفکر است که پیامدهای تلخی به همراه دارد.

310 310

کد خبر 1329334

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 9 =