با پیشکسوتان پرسپولیس مشورت کردم،آنها گفتند برو استقلال/بعید است مجیدی تیم را قهرمان کند

بازیکن اسبق پرسپولیس و استقلال می‌گوید:«من نمی‌دانم اما اگر می‌گویند اسکوچیچ با دلالی آمده نهادهای نظارتی بررسی کنند.»عکس‌ها:زاوش محمدی

زاوش محمدی – علیرضا جوادی: فرزاد آشوبی شاید جز معدود بازیکن‌هایی باشد که در هر دو تیم استقلال و پرسپولیس بازی کرده، اما لقب بی‌حاشیه را هم دارد. جدا از این خیلی از اتفاق‎‌های زندگی فوتبالی او بدون حاشیه بود، بدون ‌حاشیه هم با مس کرمان آسیایی شد و بی‌حاشیه لژیونر شد. البته او چندان با واژه حاشیه و بی‌‎حاشیه کنار نمی‌آید و درباره این موضوعات، عقیده متفاوتی دارد و می‌گوید: «شاید عده‌ای خیلی دوست دارند حرکات و رفتارشان دیده شود. من ترجیح می‌دهم شخصیتم، گفتارم و رفتارم به شکل درستی دیده شود.»

ماجرای پیوستن او به استقلال بعد از سال‌ها روایت جالبی دارد. او جد از دوستی و رفاقتی که با پرویز مظلومی دارد و دلیل اصلی انتقالش به استقلال این موضوع است، بعد از سال‌ها گفت که «با پیشکسوتان پرسپولیس مشورت کرده و آن‌ها گفته‌اند که به استقلال برو». اتفاقی که خودش می‌گوید اگر به گذشته برگرد، شاید آن را تکرار نکند و استقلالی نشود.

او همچنین درباره شرایط فعلی تیم ملی ایران نظر متفاوتی با افکار عمومی و البته کارشناسان داخلی دارد و 100 درصد موافق انتخاب مربی خارجی برای تیم ملی است.به عقده او «پروسه‌ای که مربیان خارجی در آن آموزش می‌بینند و ساخته می‌شوند بهتر از پروسه مربیان ایرانی است». او همچنین از این موضوع را مطرح می‌کند که توانایی یک مربی الزاما با به‌ دست آوردن جام و قهرمانی نیست و اسکوچیچ توانسته در تیم‌های مختلف اثر مثبت خود را به جا بگذارد.

*فرزاد آشوبی الان کجاست و چه کار می‌کند؟

در مدرسه فوتبال و آکادمی مشغول به کار هستم و همین‌طور در تیم ملی زیر 13 سال کنار آقای وحید امیری.

*اکسین البرز هم بودید؟

بله، سال گذشته برای دو بازی.

*فرزاد آشوبی همان‌طور که زمان فوتبالش بی‌حاشیه بود خیلی هم بی‌حاشیه خداحافظی کرد، الآن هم خیلی بی سر و صدا کارش را ادامه می‌دهد. تو یکی از بازیکنانی بودی که هم در استقلال و هم در پرسپولیس بازی کردی ولی هیچوقت مورد توهین هواداران قرار نگرفتی.

من اصلا متوجه نمی‌شوم حاشیه یعنی چه؟

*همیشه وقتی یک بازیکن از استقلال به پرسپولیس می‌رفت هواداران ناراحت می‌شدند و شعار می‌دادند ولی در مورد تو این اتفاق رخ نداد و فکر می کنم این بیشتر به خاطر شخصیت خودت بود. تو ی کاریزمای خاصی داشتی که شاید کسی ناراحت نمی‌شد. آرام،متین و بدون حاشیه. شاید همان کم بودن حاشیه باعث شد فرزاد خیلی راحت برود در استقلال هم بازی کند و اتفاقی هم برای کسی نیفتد.مثلا هاشمی نسب. خیلی بین رفتن تو به استقلال با هاشمی نسب فرق بود.

من فکر می‌کنم اسم این حاشیه نیست. شاید عده‌ای خیلی دوست دارند حرکات و رفتارشان دیده شود. من ترجیح می‌دهم شخصیتم، گفتارم و رفتارم به شکل درستی دیده شود. هرکسی هم می‌تواند از این یک برداشتی داشته باشد ولی من برای خودم زندگی می‌کنم،نه برای نظر دیگران.

*هدفی که داشتی فوتبال بود.

دقیقا.

* تو در روزهای خوب پرسپولیس در این تیم بودی و قهرمان هم شدی ولی ناگهان فرزاد آشوبی رفت.

این‌ها مربوط به گذشته است و فکر نمی‌کنم صحبت درباره آن تغییری ایجاد کند و بارها به آن اشاره کردم.ولی خب آن اتفاق تنها افسوس دوران ورزشی‌ام است چون تصمیمی بود که خودم نگرفتم و به انتخاب خودم این اتفاق نیفتاد. آقای مصطفوی، پیشکسوت بزرگ و محترم فوتبال کشورمان لطف کردند و طوری برخورد کردند که محترمانه درهای خروج را نشان دادند و از آن‌جایی که احترام و شخصیت برای من خیلی مهم است ترجیح دادم نمانم.

*کار خاصی می‌کردند؟

نیازی به کار خاصی نبود. وقتی شما با مدیرعامل در جلسه‌ای هستی که باید قرارداد جدیدی منعقد شود، لزوما باید درباره این موضوع صحبت شود. بعد یک ربع آن جلسه به این می‌گذرد که ایشان از سوابق فوتبالی و هنرهای مدیریتی خود صحبت می‌کنند، در نهایت به این‌جا می‌رسیم که بدون هیچ صحبتی درباره قرارداد خداحافطی صورت می‌گیرد و فکر کنم این رفتار خودش به اندازه کافی گویا هست که تمایلی برای همکاری وجود نداشت و ایشان به دنبال انتخاب‌های خودشان بودند.

*بازیکن‌های سفارشی خودشان؟

نه من اصلا نمی‌گویم سفارشی و در مقام قضاوت نیستم ولی احتمالا مورد یا موارد دیگری را در نظر داشتند که به دنبال آن‌ها بودند و این هم حق‌شان است.

*با مربی و سرمربی صحبتی نکردی؟

متاسفانه آن زمان پرسپولیس سرمربی نداشت. افشین قطبی جدا شده بود و حالتی بود که باشگاه به لحاظ فنی وضعیت مشخص و محکمی نداشت.

*تو هم از آن دسته بازیکنانی نبودی که با مدیرعامل لابی داشته باشی. دیدی بعضی از بازیکنان به مدیرعامل وصل هستند و همیشه در تیم هستند و قرارداد خوب دارند. ولی تو از آن جنس بازیکنان نبودی و به قول خودت برای خودت بودی و شخصیتت این نبود.

فکر کنم این مواردی که شما می‌گویید اسمشان را بازیکن نمی‌توان گذاشت. در واقع نباید به آن‌ها بگوییم بازیکن! فوتبالیست با هنرش خودش را عرضه می‌کند و این بهترین مکانیزمی است که می‌تواند پیشنهادات متفاوتی داشته باشد و در محیطی ماندگار شود یا غیر از این.

*تو یکی از آن هنرمندانی بودی که شخصا می‌توانم بگویم بدشانس هم بودی. خیلی زود فوتبالت تمام شد و حیف بود.خودت این حس را نداری که زود از فوتبال رفتی.چند تا تابلوی خوب هنری کشیدی و رفتی.

به هرحال یک سری موارد هست که حداقل برای من این‌قدر اهمیت دارد که خیلی از انتخاب‌ها را از من گرفته بود و من بابت آن‌ها حسرت نمی‌خورم.از مسیری که طی کردم پشیمان نیستم.

*تو در تیمی قهرمان شدی که قطبی سرمربی اش بود و آن پرسپولیس که بعد از چند سال قهرمان شد. هنوز که هنوز است در این کل‌کل‌های هوادری می‌گویند که سعید مظفری‌زاده نباید آن وقت اضافه را می‌گرفت که بعد سپهر حیدری آن گل را بزند و او پرسپولیسی است. این‌ها را قبول داری؟

نظرات که متفاوت است و این همیشه وجود داشته و به نظرم مشکلی نیست. من فکر می‌کنم کاملا شایسته آن قهرمانی بودیم و در فوتبال ما یکی ازمعدود دفعاتی بود که بازی از دقیقه 90 گذشته بود و کسی ورزشگاه را ترک نمی‌کرد. چون همه امید داشتند که شرایط تغییر کند و این اتفاق به بهترین شکل ممکن رخ داد.

*فرزاد آن تیمی که قطبی و استیلی باهم بودند خیلی حاشیه داشت.استیلی در جاهای رسمی نه ولی غیررسمی گفته که آن تیم را من قهرمان کردم،من برنامه می‌دادم و همه کارش را من می کردم. این اتفاقات رخ داد یا نه همکاری تیمی بود؟

آن تیم ابتدای فصل با زحمات استیلی و مرزبان به ویژه استیلی که شناخت خوبی هم داشتند بسته شد.

*کلا هم با 4-5 بازیکن شروع کردید.

بله، تیم را ایشان گردآوری کردند و تمرینات با نظارت ایشان و مرزبان انجام شد و قطبی یک هفته یا 5 روز مانده به شروع لیگ به ما اضافه شد. اما از هفته‌های هفتم یا هشتم آن فصل مشخصا باید به دنبال ردپای آقای قطبی باشیم چون بعد از آن ایشان تمام خواسته‌های خودشان را در تیم پیاده کردند و به دنبال آن رفتند و پس از آن باید بیشتر قطبی و تفکراتشان را دارای نقش بدانیم.در مجموع یک کار گروهی باعث آن موفقیت شد. پرسپولیس و قهرمانی آن سال وامدار یک شخص نیست. یک مجموعه و گروه به بهترین شکل کار خودشان را جلو بردند و یک اتفاق خوب را رقم زدند.

*آن پرسپولیس چرا آنقدر حاشیه داشت؟ کلا در پرسپولیس قطبی حاشیه زیاد بود. از اختلاف استیلی و قطبی و مرزبان گرفته تا دعواهای محسن خلیلی و نیکبخت.

حاشیه که خب آره.می‌توانیم این‌گونه بگوییم که اختلاف نظر وجود داشت. من گفتم اصلا معنای حاشیه را متوجه نمی‌شوم که حاشیه یعنی چه؟

*مثلا می‌گفتند و شایعه بود که شیث لپتاپ قطبی را شکسته بود؛ یا این‌که می‌گفتند نیکبخت و محسن خلیلی به هم پاس نمی‌دادند. مخصوصا روزهای آخر.

نه، بخشی از آن می‌تواند به خاطر این باشد که دو بازیکن دوست دارند که بیشتر دیده شوند و این کمی روی دیدگاه تیمی‌شان سایه می‌اندازد ولی این به آن معنا که اختلاف باشد، نیست و من چنین چیزی را مشاهده نکردم. اگر بود که این تیم نمی‌توانست قهرمان شود. شما تصور کن 5 یا 6 بازیکن تیم نمی‌توانند باهم همکار کنند، چگونه آن تیم قهرمان می‌شود؟ به هرحال یک سری تفکرات وجود داشت ولی همه بیرون زمین بود و داخل زمین فقط یک نام مهم بود و آن هم موفقیت پرسپولیس بود. یک هدف وجود داشت و همه بازیکنان برای خودشان و تیمشان بیشترین تلاش را داشتند.

*یعنی لپتاپ قطبی واقعا نشکسته بود؟

ببینید من هم مثل شما شنیدم و فکر می‌کنم این اتفاق رخ داد ولی هیچوقت معلوم نشد چه کسی آن کار را انجام داده بود.نمی‌دانم کار بازیکن یا بازیکن‌هایی بود و به هرحال اتفاق خوبی هم نبود.در زمان بسیار سختی هم این اتفاق رخ داد. این اتفاق بعد از یک باخت بد مقابل استقلال اهواز و از دست دادن صدر پس از 22-23 هفته رخ داد و مزید بر علت شد که فضای ناهمگونی در تیم به وجود بیاید ولی خیلی خوب مدیریت شد و در نهایت خروجی مطلوبی هم داشت.

*بعد از همان بازی استقلال اهواز می‌گفتند بعضی از بازیکنان لابی کردند که تیم ببازد.

ببینید یک بخشی که می‌توان از قطبی که من خیلی هم دوستشان دارم و با ایشان رابطه خوبی داشتم و دارم، انتقاد کرد این بود که ارتباطشان خیلی ارتباط محکمی نبود. شما نمی‌توانید با همه مهربان باشید یا در مقابل یک عده گذشت داشته باشید و در مقابل عده دیگر نه.

*دودستگی هم خیلی به تیم ضربه زد.

نه، دودستگی نبود. من بعضی جاها مدیریت رفتار ایشان با بازیکنان را دوست نداشتم و این کاملا واضح بود که این گذشت‌ها به جای این‌که فضا را به سمت بهتر شدن پیش ببرد، باعث می‌شد بدتر شود.

*من متوجه نمی‌شوم، یعنی کار خاصی می‌کردند؟

نه، حالا نمی‌خواهم این‌گونه قضاوت کنم که تفاوت قائل می‌شد. ببینید اگر ما می‌گوییم نظم، دیگر فرقی نمی‌کند شما باشید، من باشم یا ایشان. نظم و چهارچوب اگر قرار است رعایت شود دیگر فرقی نمی‌کند برای چه بازیکنی باشد،چه بازیکنی هست که می‌تواند خیلی به تیم کمک کند یا بازیکنی که خیلی دقایق کمی را بازی می‌کند.باید برای همه یکسان باشد.

*یعنی اگر شیث کاری می‌کرد و محروم می‌شد، محسن خلیلی می‌کرد جریمه نمی‌شد؟

بازهم به این شکل نه. من نوع رفتار را می‌خواهم بگویم. شما می‌توانید با بی‌تفاوتی این پیام را بدهید که برای من مهم نیستید که این هم خوب نیست. یعنی بازیکنی که خطا می‌کند، شاید اگر با او برخورد کنید حس بهتری داشته باشد تا این‌که بی‌تفاوت رد شود چون آن زمان حس می‌کند اصلا عضو این گروه نیست و برای شما مهم نیست و احتمالا رفتار بدتری از او سر بزند. من می‌خواهم این را بگویم که مدل رفتاری ایشان خیلی قابل درک نبود و با این‌که ذهنیت خیلی خوب و مثبتی داشتند ولی فکر می کنم لازم بود که بازیکنان یک جاهایی برخورد سخت هم از ایشان ببینند.

*شاید همین رفتارش هم بود که باعث شد در تیم ملی آن اتفاق ها در رختکن بیفتد.

در کل مدل رفتاری ایشان را خیلی دوست نداشتم. هرچند که شخصیت خیلی بزرگ، واضح و دل‌نشینی دارند ولی شاید بیش از حد گذشت می‌کنند.

*بازی استقلال اهواز را نگفتی.بازیکنی کم‌کاری کرد یا نه؟

نه، هیچ بازیکنی کم‌کاری نکرد و همین فضایی که نوعی سردرگمی را بین بازیکنان نسبت به سرمربی ایجاد کرده بود، دلیل آن باخت بود.ممکن است دلخوری وجود داشته باشد ولی من اعتقاد ندارم که کسی کم‌کاری کرده باشد. ‌ضمن این‌که استقلال اهواز آن سال‌ها تیم خیلی خوبی بود، بازیکنان خیلی خوبی داشت و برای ما بازی سختی شد.

*بعد از ۲۳ هفته صدرنشینی به استقلال اهواز ۴-۱ باختید.

شما نمی‌توانید فوتبال را پیش‌بینی کنید و این بخشی از جذابیت آن است. آن باخت اتفاق خیلی بدی بود که باعث شد پس از مدت‌ها صدر را به سپاهان بدهیم و شش امتیاز هم به خاطر شکایت رافائل کسر شده بود.همه این‌ها فشار مضاعفی را به مجموعه ما وارد کرد ولی من فکر می‌کنم آن شکست نقطه عطفی شد که مجموعه پرسپولیس اتحاد و انگیزه بیشتری را برای برگشتن و موفقیت به دست بیاورد. از این‌که حبیب کاشانی به عنوان مدیرعامل وقت فردای آن بازی خیلی محکم و قوی به رختکن آمد و از ادامه کار قطبی حمایت کرد. این اتفاقات در فوتبال و کلا سطوح مدیریتی ما کم می‌افتد و من فکر می‌کنم یکی از دلایلی که در هفته‌های باقی‌مانده توانستیم برگردیم، یک گروه باشیم و برای یک هدف مبارزه کنیم، به خاطر مدیریت خوب حبیب کاشانی در آن سال بود.واقعا بعد از آن باخت یک فضای دیگری را تجربه کردیم و به شخصه یک همگرایی ویژه‌ای در تیم می‌دیدم و مطمئن بودم که این قصه پایان خوشی خواهد داشت.

*بعد هم که سه بازی سخت پشت سرهم داشتید؛ فکر می کنم مقابل برق شیراز که بالای جدول بود، صباباتری و سپاهان.

این جدول بود و وقتی قرار است شما یک مسیر سخت را طی کنید، دیگر فرقی نمی‌کند که در آن مسیر قرار است با چه تیم و گروهی مبارزه کنید. ما می‌خواستیم و شایستگی آن‌را هم داشتیم و حتی علی‌رغم مشکلات در نهایت به هدفمان رسیدیم.

*دقیقه 96 بازی با سپاهان پشت ضربه ایستگاهی ایستادی و توپت به دفاع خورد، توپ برگشتی را محسن خلیلی سانتر کرد و سپهر حیدری گل زد. برایمان از آن لحظه بگویید. صدهزارنفر در استادیوم و ثانیه‌های آخر بازی هم بود. فکر می‌کردی پرسپولیس گل قهرمانی را بزند؟

اگر بگویم ما تمام طول آن بازی و حتی قبل‌تر از آن بیش از امیدواری، اطمینان داشتیم که می‌توانیم به خواسته‌مان برسیم، اغراق نکرده‌ام و بازهم باید می گویم که بیش از صدهزارنفر در ورزشگاه بودند و شما چیزی به اسم راهرو هم نمی‌دیدید.تمام فضا توسط هواداران پرسپولیس پوشیده شده بود.جو بی‌نظیر و باورنکردنی بود و هنوز هم بعد از این همه سال وقتی آن خاطرات را مرور می‌کنم، حس خاصی به من دست می‌دهد که کلام از بیانش عاجز است. د ر نهایت این‌که آن اتفاق باید رخ می‌داد و پرسپولیس باید قهرمان می‌شد.خیلی خوب بود که در آن گل زیبا و به یاد ماندنی من هم نقش کوچکی داشتم.

*خوش شانس هم بودید. آن ضربه برود آن‌جا و سانتر و خود ضربه سر هم عجیب بود.

اگر اسمش را هم شانس بگذارید به نظر من شانس همیشه سمت آدم‌ها و گروهی می‌رود که برای موفقیت آمادگی‌اش را دارند. اگر روند آن بازی را هم مرور کنیم، ما همان نیمه اول باید کار سپاهان را یک‌سره می‌کردیم و شاید ما بدشانس بودیم.شاید هم قرار بود که اتفاقی بیفتد که ماندگار شود. در هر حال معتقدم کاملا شایستگی این مهم برای پرسپولیس وجود داشت و دقیقه‌ای این اتفاق افتاد که کاملا ماندگار شد.

*بازی با ابومسلم در تهران نیمه اول سه گل خوردید و عقب افتادید. قطبی در رختکن چه گفت که تیم یک دفعه برگشت. نیمه اول یکی از ضعیف‌ترین بازی‌های پرسپولیس بود.

برای خودمان هم عجیب بود، هرچند ابومسلم هم از تیم‌های خوب آن سال‌ها بود ولی این‌که بتوانند در ورزشگاه آزادی، در یک نیمه به ما سه گل بزنند جزو اتفافات عجیب فوتبالی بود که هر توپی به سمت دروازه ما می‌آمد، تبدیل به گل می‌شد. بین نیمه ما به لحاظ تاکتیکی و فنی مشکلی نداشتیم و کاملا می‌توانستیم تیم بهتری باشیم ولی نیاز داشتیم به لحاظ روحی شرایط متفاوتی را تجربه کنیم. فرشید کریمی پس از مدت‌ها درون دروازه قرار گرفته بود و گل‌هایی که به ثمر رسید تمرکز را از فرشید گرفت و هواداران شروع به حرکات احساسی و اعتراض کردند و وقتی همه این‌ها را بین نیمه مرور کردیم به این نتیجه رسیدیم که الآن باید از فرشید حمایت کنیم و این وظیفه همه ماست. به این نیت و به خاطر فرشید به زمین رفتیم و این‌که پرسپولیس هستیم و دوست داریم در هر بازی مقابل هوادارانمان برنده باشیم، حمایت از یک عضو گروه که به نوعی آن روز آسیب دیده بود. البته همه ما آن روز مسئول آن نتیجه بودیم ولی به هرحال بیشتر فشارها روی فرشید کریمی بود. رفتیم که خودمان ثابت کنیم وقتی یک گروه باشیم می‌توانیم به خاطر همدیگر اتفاقات خوبی را به وجود بیاوریم. همان‌طور که همیشه این انتظار هست که یک بازیکن یه خاطر تیمش فداکاری کند، حالا یکی از ما نیاز داشت که همه به خاطر او فداکاری کنند و همه بیش از خودشان باشند و آن کار را انجام دادیم و شاید اگر با دقت‌تر بودیم، می‌توانستیم آن بازی را با پیروزی هم تمام کنیم؛ یعنی علاوه بر این‌که در نیمه دوم سه گل زدیم، دو یا سه موقعیت بسیار عالی را هم از دست دادیم.

*فرشید کریمی یکی از بازیکنانی بود که می‌گفتند چون برادر علی کریمی است سفارش شده به پرسپولیس برود و همیشه می‌گفتند گلری نیست که در حد پرسپولیس باشد. واقعا چنین چیزی بود که بازیکنی مثل فرشید که برادرش علی کریمی باشد را سفارش کنند که بیاید و در پرسپولیس فیکس باشد؟ در فوتبال از این اتفاقت داریم ولی پشت سر فرشید خیلی از این حرف‌ها می‌زدند که اگر برادر علی کریمی نبود، امکان نداشت به پرسپولیس بیاید.

من فکر می‌کنم فرشید کریمی مدیون شایستگی و توان‌مندی خودش است.من ایشان که شخصیت بسیار دل‌نشین و برجسته‌ای هم دارند هم‌تیمی بودم، کاملا این را تایید می‌کنم که توان‌مندی های خودش را داشت و در هر حایگاهی که قرار گرفت بر اساس شایستگی خودش بود، نه این‌که وابسته به چه خانواده‌ای بوده است.

*یک سوال در مورد قطبی. وقتی که به پرسپولیس آمد،نظر بازیکنان نسبت به او مثبت بود یا منفی؟ چون آن زمان گفته شد که بازیکنان پس از هفته چهارم،پنجم به سراغ حبیب کاشانی رفته اند و گفته اند که او همین اول کار برود.

حقیقتا از این موضوع مطلع نیستم که چنین اتفاقی افتاده یا نه. اما برای خود من ورود ایشان یک اتفاق تازه بود. چون حرف هایی زده میشد و اتفاقاتی رقم می خورد که تا آن زمان کسی آن را تجربه نکرده بود. ما داشتیم چیزهای جدیدی را میدیدیم و تمرینات تازه ای را پشت سر می گذاشتیم بخاطر همین احتیاج به زمان بود تا همه چیز جا بیفتد

*تو در استقلال تحت هدایت پرویز مظلومی هم بازی کرده ای و میدانی که تیم های بزرگ با حاشیه عجین هستند.یک سوال را شفاف می خواهم بپرسم. اگر زمان برگردد عقب استقلال را انتخاب میکنی یا پرسپولیس؟

قطعا پرسپولیس. بهترین خاطرات و لحظاتی که در فوتبال سپری کرده ام در پرسپولیس و با هواداران این تیم بوده و اگر در مقطعی تصمیم گرفتم که از مس کرمان به استقلال بروم بخاطر دوستی و رفاقتی بود که با آقای مظلومی داشتم و شاید اگر الان به عقب برگردم،آن تصمیم را نگیرم. با این حال فکر می کردم که آن تصمیم می تواند از لحاظ حرفه ای به من کمک کند. با پیشکسوتان پرسپولیسی هم مشورت کردم و بیشترشان به من گفتند که برو.

*یک شوخی هم در آن سال ها شیث رضایی در هواپیما کرد.چه بود ماجرای آن هواپیما؟

فوق العاده بود! اصلا باور نمی کنید یکی از شادترین لحظاتی بود که در زندگی ام داشتم. ما اواسط مسیر تهران-شیراز بودیم.مهماندار ها رفتند که خوراکی های مسافران را پس از پذیرایی جمع کنند و شیث هم از این فرصت استفاده کرد. پشت بلندگو رفت و گفت:«مسافرین محترم نگران نباشید.داریم سقوط می کنیم.»

*می دانستی که شیث است؟

 البته این را بگویم که اصلا تایید نمی کنم این حرکت را اما خیلی با صدای جالبی این را گفت. من میدانستم این صدای شیث است و شوخی می کند بخاطر همین خیلی برایم جنبه شوخی داشت. اما باید دید یک بازیکن که شخصیت اجتماعی دارد چطور می تواند در یک محیط عمومی چنین شوخی بی نمکی را انجام دهد و نه فقط با اعتبار خودش بلکه با اعتبار مجموعه بزرگ پرسپولیس هم بازی کند. بعد از آن دو الی سه تن از مسافران حالشان بد شد و بلافاصله حراست پرواز شیث را برد و وقتی هم در فرودگاه شیراز نشستیم حراست فرودگاه او را برد.اگر حبیب کاشانی نبود شرایط سختی برایش رقم می خورد. من فکر می کنم کلا ما باید مواظب رفتارهای اجتماعی خود باشیم. محیط کار با محیط جامعه متفاوت است.

*برسیم به شرایط امروز لیگ. می گویند پرسپولیس در آستانه چهارمین قهرمانی پیاپی است و بخت اول این اتفاق به حساب می آید. آن هم درست پس از اینکه کالدرون رفته و یحیی گل محمدی آمده. به نظرت پرسپولیس می تواند قهرمان شود؟

نتایجی که کالدرون گرفت بسیار قابل دفاع بود. این را هم بگوییم که جانشینی برانکو با آن همه افتخار بسیار کار سختی بود. حفظ تیم در شرایط گذشته و حرکت رو به جلو کار خوبی بود که کالدرون انجام داد هرچند که من نسبت به ایده های فنی ایشان منتقد هستم و فکر می کنم می توانست از لحاظ فنی و استایل بازی شکل بهتری را در پرسپولیس پیاده کند.

*می توانی به مورد خاصی از لحاظ فنی اشاره کنی؟

من نتوانستم یک نیم فصل با مبنای کالدرون ارتباط برقرار کنم که ایشان فوتبال مالکانه را دوست دارند یا تمایل دارند از ضدحملات استفاده کنند.خیلی سخت بود برایم درک کنم روش بازی تیم ایشان را اما از لحاظ نتیجه خوب کار کردند.در مورد گل محمدی هم باید بگویم که بهترین انتخابی بود که میشد از داخل برای پرسپولیس انتخاب شود.

*علی دایی چطور؟

من معتقدم که یحیی بهترین انتخاب بود و باید به مدیریت باشگاه پرسپولیس تبریک بگویم که این انتخاب منطقی را انجام دادند. ایشان در چند سال اخیر جزو بهترین مربیان لیگ بوده اند و کارنامه قابل دفاعی دارند. من معتقدم اگر این اعتماد طولانی مدت باشد می تواند روزهای خوبی را برای پرسپولیس رقم بزند.

*یحیی در این چند بازی اخیر که هدایت پرسپولیس را برعهده داشته بنظرتان بیش از حد محتاط نبوده؟

تغییر نمی تواند ناگهانی و به سرعت اتفاق بیفتاد. ما یحیی را نمی توانیم یک مربی جوان بدانیم بلکه او مربی ای باتجربه و متبحر است. من از طرز فکر و استایل کار او دفاع می کنم. در تیم جدید با فضا و بازیکنان جدید و انتظارات متفاوت و پرشماری که از شما وجود دارد باید تغییرات به مرور اتفاق بیفتد. در حال حاضر بهترین راهکار را انتخاب کرده و با توجه به دست پر و مهره های خوبی که در اختیار دارد می تواند ایده هایش را به تیم تزریق کند.

*روند امتیازگیری یحیی با پرسپولیس می تواند تضمینی برای قهرمانی پرسپولیس باشد؟

نه هیچ تضمینی وجود ندارد. با وجود تیم های قدرتمندی مثل سپاهان و تراکتور هیچ تضمینی وجود ندارد. شهرخودرو هم پس از یحیی،دیگر روی نیمکت آن کاریزمای لازم را برای مدعی بودن ندارد و با کادر فعلی بعید است حتی برای سهمیه هم شانسی داشته باشد. استقلال هم با فرهاد مجیدی بعید است که مدعی جدی قهرمانی باشد. ممکن است این تیم بتواند سهمیه را به دست بیاورد.اما اگر استراماچونی در این تیم می ماند امروز ما حرف متفاوتی می زدیم. تغییرات سریع،وسیع و مثبتی که در استقلال به وجود آورد خیلی خوب جواب گرفت و غیر از این هم از یک مربی که با فضای آشفته ایران آشنا نیست انتظاری نمی رفت.وقتی ایشان می تواند سرمربی اینترمیلان باشد، یعنی توانایی اش را اثبات کرده و او ما را هم با قابلیت ها و توانایی های حرفه ای خود آشنا کرد و نشان داد که می شود چقدر تغییر ایجاد کرد. وقتی تعریف مشخصی از انتظارات باشد و راهکارهای خوبی هم برای آن وجود داشته باشد دیگر فرقی نمی کند شما با چه گروهی کار می کنید چون موفقیت حتما به سراغ شما خواهد آمد. به نظرم در نیم فصل اول زیباترین و جذاب ترین نوع فوتبال را استقلال ارائه میداد.

*شما گفتید که یحیی الان جزو مربیان باتجربه است.اما فرهاد مجیدی یک مربی جوان است که تازه شروع به کار کرده.بنظرتان فرهاد ریسک نکرد که در این مقطع هدایت استقلال را پذیرفت؟ بعضی ها معتقدند او عطش نفر اول شدن را داشت.

فکر میکنم خود ایشان باید راجع به این موضوع صحبت کنند اما من به شخصه برای ایشان آرزوی موفقیت می کنم.به هرحال ایشان نماینده نسل جدید مربیان هستند و امیدوارم که به موفقیت برسند.ولی فارغ از بحث فرهاد مجیدی و یا دیگران پروسه ساخت یک مربی در فوتبال ایران وجود ندارد و به همین دلیل ما تا سالها نمی توانیم یک مربی ایرانی پرورش یافته داشته باشیم که بیرون از ایران حرفی برای گفتن داشته باشد.

*این حرف به این معناست که صرف بازی در استقلال یا پرسپولیس بدون گذراندن آن دوره های مربیگری باعث نمی شود که شما بتوانید مربی این تیم ها شوید.الان شما از تیم ملی زیر 13 سال شروع کرده اید و همینجور بالا می آیید تا به آن پختگی لازم برسید.

من نمی گویم این مسیری که من می روم الزاما درست است یا آن مسیر غلط است.فرایند آموزشی مربیان ما هم فرایند مطلوبی نیست و نمی تواند مربی بسازد.نمی تواند به شما کمک کند که یک مربی باشید.متاسفانه کلاس ها فقط برای اهدای مدارک تشکیل می شود و بیش از هزار مدرک A آسیا داریم.

*اگر به فرزاد آشوبی چنین پیشنهادی می شد وسوسه می شد و قبول می کرد؟یا می گفت نه من هنوز تجربه کافی را ندارم؟

من قبول نمی کنم. چنین پیشنهادی خیلی بزرگ و وسوسه کننده است اما چیزی که می تواند رد یا پذیرش آن را آسان کند شناختی است که شما از خودتان دارید. وقتی من هنوز خیلی چیزها را نمی دانم چطور می توانم مسئولیت یک گروه را بپذیرم و آن را به پیش ببرم؟ تعداد زیادی از مربیان لیگ برتری نسبت به مسائل زیادی آگاهی ندارند و بهتر می شد که که برای ساختن خود و پرورش ایده های خود وقت بیشتری می گذاشتند. در این صورت فوتبال ما شرایط بهتری پیدا می کرد چون ما از لحاظ استعداد هیچ مشکلی نداریم.با وجود فوتبال پایه مشکل دار و ناسالم و توی ذوق زننده،هنوز هم دریای استعداد هستیم و اگر مدیریت و مربیگری خوبی داشته باشیم حتی در شرایط موجود هم هیچ تیمی از لحاظ استعداد نمی تواند به ایران نزدیک شود.

*همیشه این صحبت ها مطرح می شود که ما زیرساخت نداریم و تیم های سازنده ما سپاهان و فولاد هستند و استقلال و پرسپولیس در عرصه پایه خوب کار نمی کنند. مگر چقدر هزینه اش است که یک کمپ مجهز برای استقلال و پرسپولیس بسازیم؟ انگار که نمی خواهند چنین چیزی اتفاق بیفتد.

وقتی فوتبال به شکل خصوصی اداره نمی شود و صنعت محسوب نمی شود،پس لزومی هم برای چنین کارهایی نیست. نگاه به فوتبال نگاه اقتصادی نیست. سپاهان و فولاد شرکت های صنعتی هستند و نگاه مدیران نگاه اقتصادی است. در استقلال و پرسپولیس هم پول وجود دارد اما مدیران چنین نگاهی ندارند. آن ها می دانند که یک مجموعه فقط نباید مصرف کننده باشد و برای آن مجموعه هم هیچ تبلیغی بالاتر از موفقیت تیمش نیست و این احتمالا روی فروش محصولات کارخانه هم اثر میگذارد.

*الان پرسپولیس و استقلال علاوه بر دریافت کمک های دولتی،از همین بحث پیامک ها هم درآمد زایی می کنند. کمک ها و پول هایی که دریافت می کنند حداقل می تواند این باشگاه ها را برای خرید بازیکن بی نیاز کند.

من باز صحبت خودم را تکرار می کنم.فوتبال را صنعت و یک کار اقتصادی نمی دانند. اگر هم آن درآمد رخ می دهد،منابع هزینه کرد آن مشخص نیست.باشگاه آرسنال سال ها بودجه کمی را در اختیار آرسن ونگر گذاشتند و به جایش یک ورزشگاه جدید ساختند تا یک کار اقتصادی انجام شود. شما فکر می کنید اصلا مدیریت ما این توان را دارد که به این سمت برود؟

*هواداران هم نمی پذیرند. مثلا پرسپولیس بگوید من می خواهم ورزشگاهی مثل آزادی بسازم پس 10 سال توقع نتیجه نداشته باشید.بنظرتان آن ها می پذیرند؟

هواداران اگر ایمان و اعتماد داشته باشند مخالفت نمی کنند. شما آن باشگاه را دوست داری یا فقط قهرمانی هایش را دوست داری؟ قهرمانی صرف الزاما به معنی موفقیت نیست.

*یک مقدار در مورد استقلال صحبت کنیم. آن ها دوشنبه شب به الاهلی باختند در شرایطی که فرهاد مجیدی دستش خالی بود. درست مثل پرسپولیس که دو پنجره اش بسته شد اما تا فینال آسیا رفت. استقلال این روزها بسیار هم درگیر حاشیه است و مثلا سید مهدی رحمتی دو شب قبل مسابقه آن استوری را می گذارد و حسینی را به چالش می کشد و یا مهدی امیرآبادی آن صحبت ها را در مورد جک تری دی مطرح می کند.بنظرتان راه برون رفت استقلال از این مسائل چیست؟

من نیمه دوم بازی استقلال را دیدم.متاسفانه باید بگویم که ایده و راهکار مشخصی که بتواند استقلال را به نتیجه برساند،همانند بازی مقابل تیم الشرطه در این تیم دیده نشد. الشرطه بسیار تیم ضعیفی بود و الاهلی هم بسیار آسیب پذیر بود.شما ببینید به جای استراماچونی چه کسی روی نیمکت نشسته است.اصلا قابل مقایسه نیست.وقتی بازیکنان به مرور این تفاوت را می بینند آهسته آهسته آن عشق و انگیزه و شوقی که شما را هر روز به تلاش وادار می کند را از دست می دهند.در دقایق زیادی از بازی با الاهلی توپ های بلند و بی هدفی ارسال می شد که یکی از آن ها هم پس از برگشت به گل تبدیل شد که داور آن را نپذیرفت،اما این به معنای درستی این روش نیست. اگر قرار است توپ بلندی ارسال شود باید آگاهانه و با شناخت تیم خود و تیم حریف صورت بپذیرد. ما نمی توانیم در شرایطی که بین خط حمله و خط دفاع 60،70 متر فاصله وجود دارد رو به ارسال های بلند بیاوریم. خط هافبک استقلال در این فاصله چگونه می تواند توپ های سوم را مال خود کند؟بنظرم مجیدی باید در این خصوص توضیح بدهد. بارها و بارها تیم الاهلی به ویژه در دقایق پایانی فرصت ضد حمله داشت و اگر این تیم،تیم باکیفیت تری بود نتیجه بدتری برای استقلال رقم می خورد.تفاوت ها دقیقا همین جاست که استراماچونی می تواند در مدت زمان کم با بازیکنانی جوان رو به بازی با دفاع 3 نفره بیاورد و آن شکل از فوتبال را ارائه دهد اما الان دیگر آن مسائل را نمی بینیم.

*فرهاد مجیدی آن سیستم 3-5-2 استراماچونی را به لحاظ شماتیک پیاده می کند اما دیگر خبری از آن ایده ها نیست.به نظرتان بهتر نیست که سیستم بازی استقلال عوض شود و مثلا 4-4-2 استفاده شود؟

این ها به شناخت سرمربی از بازیکنان خود برمی گردد.اگر استراماچونی می آید و مهدی قائدی را از یک وینگر به یک مهاجم هدف تبدیل می کند و آن بازدهی را از آن خارج می کند،قطعا آگاهانه انجام شده. می خواهم به این نکته برسم که مربی باید در یک فرایند آموزشی درست اتفاقات مختلف را تجربه کند. تنها جایی در دنیا که مربیان هنوز پروسه آماده سازی خود را طی نکرده اند اما همزمان در لیگ برتر مربیگری می کنند و حمایت غلط جامعه فوتبال و رسانه ها را پشت خود دارند، در ایران است.این که شما بازیکن بزرگی بودی قابل احترام است اما این هیچ دلیلی برای موفقیت مربیگری شما نیست. شما مثل همه جای دنیا باید ابتدا تمامی مدارک را کامل کنید و بعد از تیم های پایه شروع کنید و به تدریج بالاتر بیایید. من فکر نمی کنم در جمع مربیان جدید و جوان اروپایی موفق تر از زیدان سراغ داشته باشیم. او از تیم جوانان رئال مادرید مربیگری را آغاز کرد.چطور می شود که مربیان حال حاضر ما آن قدر خود را بالا می دانند که بدون طی کردن آن پروسه خود را شایسته حضور در بالاترین سطح فوتبال ایران می دانند؟

*مهدی مهدوی کیا و وحید هاشمیان الان دارند این مسیر را طی می کنند.

لذت بخش است که آدم می بیند این افراد خود را می شناسند.من معتقدم عدم وجود خودشناسی دارد به ما ضربه می زند. توهم گذشته بخش بزرگی از جامعه فوتبال را رها نکرده و رها نمی کند چون خودشان نمی خواهند واقعیت ها را بپذیرند.این کار به دانش و علم زیادی نیاز دارد.شما به مدیریت و روانشناسی نیاز دارید و این ها علم هستند.تجربه بخش کوچکی از کار شما را در این حوزه جلو می برد.بخش بزرگ آن علم است. می توانم به جرات بگویم که اکثریت اعتقادی به این موضوع ندارند.

*توصیه پذیر هم نیستیم.الان خیلی ها به فرهاد میگویند که روزبه چشمی را دفاع آخر بازی نده چون پست اصلی او هافبک دفاعی است.

چرا این حرف را می زنید؟ همین روزبه چشمی در تیم آقای استراماچونی دفاع آخر بازی می کرد و این حرف ها نبود. راهکار آن تیم در مسائل فنی به گونه ای بود که روزبه می توانست بالاترین بازدهی را داشته باشد.حتی در جایی که شاید بالاترین توانایی اش در آن نقطه از زمین نباشد. یک تیم باید به گونه ای عمل کند که همه افراد بالاترین بازدهی را داشته باشند. روزبه چشمی بازیکن خوبی است. چه در خط دفاع چه در خط هافبک.این بازیکن بارها در قلب دفاعی استقلال بازی کرده و عملکرد مطلوبی داشته.اگر اکنون درصد اشتباهات او بالا می رود باید دنبال دلایل تاکتیکی بگردید نه دلایل فردی.

*در بازیکنان فعلی لیگ کدام بازیکن را شبیه دوران بازی خودت می بینی؟بازیکنی که بخاطرش بازی یک تیم را ببینی.

ما همیشه بازیکنان خوبی داشته ایم و بعدا هم خواهیم داشت.من در حال حاضر از بازی احمد نوراللهی لذت زیادی می برم چون بازیکنی است که ویژگی های زیادی دارد.می توان او را نزدیک به یک بازیکن کامل دانست. سورپرایز لیگ اما برای من محمد نادری است.به شخصه هربار که بازی اش را می بینم به این نکته باور پیدا می کنم که او توانایی بسیاری دارد و می تواند اتفاق ویژه فوتبال ایران در این سال های اخیر باشد.بنظرم این چیزی که الان از نادری می بینیم 50 درصد توانایی های او در زمین است.

*یکی از بحث های این یکی دو سال اخیر،بحث تیم حکومتی است.از این حرف ها که مثلا وزیر ورزش برای پرسپولیس بازیکن می خرد یا به استقلال پول نمی دهد و از این کل کل های هواداری. به نظر شما این دخالت از بالا در فوتبال وجود دارد؟اصلا تیم حکومتی را قبول داری؟

آن هایی که این نکته را مطرح می کنند باید دلایل شان را مطرح کنند. من زمانی که در هر دو تیم بازی می کردم چنین دیدگاهی را حس نکردم.این که ما صرفا یک بحثی را باز کنیم و در پایانش هم یک علامت سوال بگذاریم،افکار عمومی را اقناع نمی کند. صحبت های ما باید با دلیل و منطق باشد.

*مهدی امیرآبادی در مصاحبه با ما از ماجرای آن دربی جام حذفی صحبت کرد که استقلال 3-0 برد و گفت قبل از بازی پودرهایی خورده بودیم. حالا پرسپولیسی ها معتقدند که نتیجه بازی باید برگردد و جام را به آن ها بدهند. به نظر شما اصلا دوپینگ در فوتبال ما وجود دارد؟

آماری که هر ساله منتشر می شود نشان می دهد که نه فقط در کشور ما بلکه در نقاط دیگر دنیا هم این مسئله وجود دارد. در مورد آن مسابقه هم اصلا نمی توانم چنین چیزی را تایید کنم.ممکن است در مقاطعی به صورت ناخواسته و از روی ناآگاهی چنین اتفاقاتی رخ داده باشد اما به یقین می توانم بگویم بازیکنی که توانمند است و خود را به سطح برتر فوتبال رسانده،احتیاجی به مصرف چنین چیزهایی ندارد اگر هم موردی بوده از روی ناآگاهی بوده است. روی آن پودرها همه محتویات داخل آن ذکر نشده اما پس از مصرف و پس از تست،آن ماده ممنوعه خود را نشان می دهد. در این شرایط یک ورزشکار مقصر است؟بنظرم خیلی سخت است که بخواهیم قضاوت کنیم.ما در این حوزه احتیاج به آگاهی و نظارت بیشتر داریم.

*در مورد تیم ملی هم صحبت کنیم. ما از کی روش به اسکوچیچ رسیدیم. شما موافق کی روش بودید؟

بله. من هم موافق بودم هم مخالف.

*ما با کی روش با تمامی نقدهایی که به او بود،اول آسیا بودیم و روزهای خوبی با او داشتیم.حالا به اسکوچیچی رسیده ایم که رزومه خاصی ندارد و خیلی ها معتقدند که او از کانال دلالی به نیمکت تیم ملی رسیده و از الان به بعد باید منتظر فروش لیست تیم ملی و لیست های سفارشی باشیم و این خیلی نگران کننده است آن هم برای تیمی که در گروهش سوم است و بازی های سختی در پیش داریم.

در ابتدا باید بگویم که کی روش نه فقط به لحاظ فنی بلکه به لحاظ مدیریت،کاریزما و روانشناسی دارای اثرات بی نظیر و فوق العاده ای برای فوتبال ما بود.بخش بزرگی از امکانات تیم های ملی فوتبال ما مدیون تلاش ها و پیگیری ها و قدرت ایشان است. در بخش فنی کماکان معتقدم که می توانستیم با ایشان روزهای بهتری به ویژه در بخش هجومی داشته باشیم.

*خیلی ها می گویند کی روش دیگر چیزی نداشت که به فوتبال ما ارائه کند. این را قبول دارید؟

نمی توان این گونه قضاوت کرد. ایشان دیسیپلین و گروه بودن و خیلی فاکتورهای دیگر را به فوتبال ما اضافه کرد که قبل از آن تقریبا وجود نداشت. کار ایشان از این جهت خیلی بزرگ است اما به هرحال انتقاداتی هم وجود دارد.این که وقتی ما از کی روش با آن نگاه و فلسفه مربیگری به سراغ ویلموتس می رویم که از یک دنیای متفاوت می آید،اصلا ما این را در نظر می گیریم که 8 سال با یک ایده جلو رفتیم چطور انتظار داریم که ایده جدید در مدت زمان کم جا بیفتد و توسط بازیکنان درک شود؟ ما خودمان این پارادوکس را ایجاد کردیم و اثرات مخربش خیلی زود خود را نشان داد و در نهایت به آن جدایی پر هزینه و دو شکست ناخوشایند مقابل بحرین و عراق منتج شد. تیم هایی که هردو سطح پایین تری نسبت به فوتبال ایران دارند.بعد از آن به این جمع بندی می رسند که گزینه ایرانی باید انتخاب شود اما در لحظه آخر ناگهان دوباره یک گزینه خارجی انتخاب می شود.

*شما در این مقطع موافق مربی ایرانی بودید یا خارجی؟

صد در صد خارجی.

*حتی اسکوچیچ؟ یعنی اسکوچیچ از مربیان داخلی بهتر است؟

بحث بهتر و بدتر نیست. من معتقدم پروسه ای که مربیان خارجی در آن آموزش می بینند و ساخته می شوند بهتر از پروسه مربیان ایرانی است.بحث من مربوط به اشخاص نیست بلکه به ماهیت مربیگری اشاره می کنم.خیلی جالب است که دوستان و همکاران می گویند ایشان توانایی هایش را نشان داده اما در تیم های بزرگ نبوده و کارنامه ای ندارد. عده ای هم که از اساس منکر توانایی های ایشان می شوند.من می گویم توانایی الزاما قهرمانی نیست. اگر ایشان در تیم ملوان که شرایط خاص و ویژه ای دارد این تیم را در رده پنجم،ششم جدول قرار می دهد یا در صنعت نفت در پایان نیم فصل در جمع پنج تیم بالای جدول قرار می گیرد یا در فولاد و خونه به خونه اثرات خوب خود را به جای می گذارد حتما چیزی در چنته دارد.من معتقدم که کارنامه صرفا قهرمانی نیست. او توانسته تغییرات مثبتی را در هر مجموعه ای که بوده از خود بروز دهد و تیم های خود را که تیم های قوی ای هم نبودند به سمت جلو هدایت کند.این نشان می دهد که ایشان مربی خوبی هستند. این خیلی کوته بینانه است که فکر کنیم مربی موفق کسی است که به قهرمانی برسد آن هم در این فوتبالی که خیلی از اتفاقات صرفا بخاطر داشته های بازیکنان اتفاق می افتد نه ایده های فنی. کاملا موافق انتخاب اسکوچیچ هستم و ایشان شناخت خوبی هم از فوتبال ما دارد. اگر نگرانی ای هم در این خصوص وجود دارد، بنظرم باید نظارت به بالاترین سطح خود برسد تا این نگرانی ها به کمترین سطح خود کاهش پیدا کند.

*نگرانی از انتخاب اسکوچیچ برای تیم ملی از این بابت است که می گویند او از راه فوتبالی و بر اساس یک انتخاب درسد سرمربی تیم ملی نشده و نقش دلالان در این میان پررنگ است.نگرانی دوم هم این است که ما باید نگران لیست جدید تیم ملی باشیم که نکند این مسائل روی انتخاب بازیکن ها هم تاثیر بگذارد.

اولا این را بگویم که همه مربیان دنیا از طریق همین ایجنت ها و روابط آن ها با مدیران انتخاب می شوند و فوتبال ما هم غیر از این نیست. اما این که این نگرانی وجود دارد، من این نگرانی را حس نمی کنم. اگر این نگرانی وجود دارد،بهتر است نظارت به بهترین شکل انجام شود تا جلوی این مسائل گرفته شود. انتخاب ایشان شاید برگرفته از مسائلی مثل لابی یا چیزهای دیگر بوده اما در توانایی ایشان شکی نیست. در خصوص لیست تیم ملی هم حتما باید نظارت وجود داشته باشد و مدیریت شود تا این شائبه ها از بین برود.

*با اسکوچیچ به جام جهانی می رسیم؟

نمی دانم چه اتفاقی می افتد.اما امیدوارم با توجه به شناخت خوب او از فوتبال ما و گذشته خوبی که از خود به جای گذاشته،این اتفاق رخ دهد.البته خیلی هم کار سختی است. من اگر از مربی خارجی حمایت می کنم بخاطر پروسه و روندی است که آن ها برای رسیدن به این جایگاه طی کرده اند. ما در سطح بین المللی چیزی برای عرضه نداریم. طی 20 سال گذشته سه بار فقط به فینال لیگ قهرمانان آسیا رسیده ایم که دوتای آن با مربیان خارجی بوده است. اگر ما یک مربی خوبی داشتیم که بتواند برود در لیگ ژاپن مربیگری کند و روند خوبی را در آنجا رقم بزند،می توان سکان هدایت تیم ملی را برای سال ها به او سپرد.همچون کیفیت و پتانسیلی فعلا وجود ندارد.شاید تنها کسانی که بتوانند با توجه به فرایندهای استاندارد طی شده برای سالیان آینده به این سمت برسند وحید هاشمیان و مهدی مهدوی کیا هستند. البته من به شخصه ترجیح می دادم که مربی بزرگتر و با رزومه قوی تری به جای اسکوچیچ سرمربی تیم ملی می شد اما به دلیل مشکلات مختلف فدراسیون،مجبور شدیم که به سمت چنین گزینه ای برویم.

*تیم المپیک هم باز حسرت را بر دل ما گذاشت.به نظر می آید این ناکامی همیشه همراه ما هست.

کاملا قابل پیش بینی بود که چنین اتفاقی می افتد. ما همیشه در تمامی دوره ها از لحاظ فردی بهترین تیم را داریم اما به لحاظ گروهی دچار مشکل می شویم. این می تواند دلایل مختلفی داشته باشد. این دیگر دلیلش فقط یک تیم نیست.یک تفکر است. تفکری که فوتبال را از پایه نمی سازد. ما در پرسپولیس بخش بزرگی از صحبت های قطبی را متوجه نمی شدیم. مگر می شود بازیکنی در آن سطح در بیست و چند سالگی متوجه صحبت های مربی نشود؟ به دلیل نبود آموزش در رده های پایه،هرچه که جلوتر می رویم اثرات مخرب آن بیشتر خود را نشان می دهد.اصلا هم فرقی نمی کند که حمید استیلی باشد یا شخص دیگر. تا وقتی این ساختار معیوب است و کسی به فکر آموزش نیست و به آن توجه نمی کند،دیگر نمی توان انتظاری داشت.

*عربستان به المپیک رسیده اما ایران...

باید برویم ببینیم عربستان چه کار کرده است که به المپیک رسیده.یا قطر با آکادمی اسپایر چه کار کرده که یک گروه را می سازد و جلو می آید.10 سال طول می کشد تا نتیجه حاصل شود.حالا شما تصور کنید در فوتبال پر استعداد ایران،چنین برنامه ای با حضور مربیان خوب انجام شود. آیا کره و عربستان و ازبکستان می توانند در مقابل فوتبال ایران حرفی برای گفتن داشته باشند؟ به نظر من نمی توانند. وقتی تیم امید ما در 7 ماه 3 مربی را به خود می بیند که هرکدام یک دیدگاهی دارند، ما چه توقعی از این تیم داریم؟ وارد مسابقات می شویم به این امید که یک بازیکن یک گلی به ثمر برساند. اگر شد که خیلی خوب است و اگر هم نشد می گوییم ما 20 تا سانتر کردیم و 15 تا شوت زدیم و به یک سری آمار کلی بسنده می کنیم و از عملکرد خود دفاع می کنیم. اگر ما موفق بوده ایم پس چرا عذرخواهی می کنیم؟ اگر هم موفق نبوده ایم پس از چه چیزی دفاع می کنیم؟ با یک سری حرف هایی که دور از منطق است نباید خودمان و ایده هایمان را زیر سوال ببریم.

*برنامه فرزاد آشوبی برای آینده چیست؟ می خواهی در حوزه مربیگری وارد شوی یا در حوزه مدیریت کار کنی؟ مهدی امیرآبادی می گفت نمی گذارند ما فوتبالی ها وارد عرصه مدیریت شویم.

فکر می کنم خیلی از جاهای کشورمان درگیر این موضوع است که افراد کاربلد و شایسته در جایگاهی که باید باشند حضور ندارند. و متعاقبا عده ای که تخصص ندارند و برای بودن در آن قسمت آموزش ندیده اند، در آن جایگاه حضور دارند. نمی خواهم بگویم که الزاما یک فرد فوتبالی باید رییس فدراسیون باشد اما خیلی خوب می شود که بدنه فدراسیون را افرادی تشکیل دهند که به حوزه فوتبال آگاهند و همزمان تحصیلات و تجارب مربوط به حوزه مدیریت را هم دنبال کرده اند. به شخصه هیچ علاقه ای به حوزه مدیریت ندارم و تمام تمرکز و رویاهایم در این است که بتوانم در مربیگری جلو بروم. حضور در پرسپولیس برای من ایده آل است اما بیش از آنکه به آن فکر کنم که در کجا خواهم بود،به این توجه می کنم که در هرجایی که قرار بگیرم به دور از هرجریان و مسئله دیگری بتوانم تاثیرگذار باشم و رشد کنم.

251 251

کد خبر 1354506

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 17 =