آجودان مخصوص محمدرضا شاه، که اولین شهید ترور شد /علت اختلاف سپهبد قرنی با ابراهیم یزدی و بازرگان  +عکس

باشگاه خبرنگاران نوشت: شهید سپهبد «محمدولی قرنی» اولین رئیس ستاد مشترک ارتش جمهوری اسلامی ایران یک ماه پس از استعفا در منزل خود توسط گروهک فرقان به شهادت رسید.

در گزارش زیر به بازخوانی زندگی «اولین امیر» ارتش اسلام و «اولین شهید ترور» پرداخته‌ایم.

۴۱ سال پیش در چنین روزی گروهک فرقان به رهبری اکبر گودرزی اولین عملیات تروریستی خود را انجام داد و طی این عملیات تروریستی سرلشکر محمدولی قرنی اولین رئیس ستاد مشترک ارتش را که در آن روزها دیگر مسئولیتی نداشت و خانه‌نشین شده بود در سن ۶۶ سالگی در منزلش به شهادت رساند.

شهید قرنی سال ۱۲۹۲ در خانواده مذهبی در تهران به دنیا آمد. پدرش از مدیران مخابرات تهران بود که در ایام خدمت، مدت زمانی مجبور به زندگی در شهر شیراز شد که در راه بازگشت به تهران، پدر در آباده بیمار شد و به‌دلیل همان بیماری درگذشت. محمدولی آن روزی که پدرش درگذشت، کمتر از ۱۰ سال سن داشت.

اولین امیر، اولین شهید ترور

این فرمانده شجاع تحصیلات ابتدایی خود را در اصفهان به پایان رساند و تحصیلات دبیرستان خود را در مدرسه دارالفنون تهران آغاز کرد و در دبیرستان نظام ارتش به پایان رساند. او در سال ۱۳۰۹ زمانی که ۱۷ ساله بود، وارد دانشکده افسری ارتش شد و در سال ۱۳۱۳ با درجه ستوان‌دومی و در رسته توپخانه فارغ التحصیل شد.

وی در خصوص نام خانوادگی خود گفته است: «۱۶ ساله بودم که نسبت به نام خانوادگی‌ام حساس شدم. به‌فکر افتادم بررسی کنم تا ریشه و وجه تسمیه آن را بدانم، حاصل بررسی‌ام این شد که نام فامیل من منتسب است به یکی از دوستداران و اصحاب گرانقدر پیامبر اکرم (ص) به‌نام "اویس قرنی". مشیت الهی را این‌گونه رقم‌خورده دیدم که هویت من با واسطه‌هایی به انسانی خداجو مرتبط باشد، در قبال این ارتباط مقدس احساس مسئولیت کردم و با خود گفتم من موظفم در پاسخ به این لطف خداوندی به‌گونه‌ای عمل کنم که زندگی من شباهت و رنگ و رایحه‌ای شبیه به زندگی آن بنده خاص خداوند داشته باشد».

اولین امیر، اولین شهید ترور

سپهبد شهید قرنی در دوران خدمت ۲۴ ساله‌اش در ارتش کفالت فرماندهی گردان ۲ هنگ ۴ توپخانه، فرماندهی گردان ۱۰۵، ریاست رکن دوم ستاد مرکز تعلیماتی آمادگاه، فرماندهی پارک توپخانه لشکر ۲، ریاست رکن سوم لشکر ۲ مرکز، ریاست ستاد لشکر ۲، معاونت اداره دوم سررشته‌داری ارتش، فرماندهی تیپ مستقل رشت و ریاست رکن دوم (اطلاعات) و معاونت ستاد ارتش را به‌عهده داشت. او همچنین آجودان مخصوص محمدرضا پهلوی و دارای نشان‌های لیاقت، همایون، دانش و افتخار بود.

وی پس از کودتای ۲۸ مرداد و آن وقتی که ریاست رکن ۲ ارتش را به‌عهده داشت و به‌تازگی سرلشکر شده بود، جزو مخالفان ارتش شاهنشاهی بود و این مخالفت وی نیز برای دیگران آشکار شده بود. اگرچه او از حامیان کودتای ۲۸ مرداد بود، اما سپس مخالفت قرنی به‌حدی رسید که وی در سال ۱۳۳۶ اقدام به طراحی کودتا در ارتش کرد، اما قبل از اینکه این کودتا به مرحله اقدام برسد، لو رفت و قرنی و همراهانش از جمله بزرگمهر و طالب‌زاده اردوبادی (پدر نادر طالب‌زاده) دستگیر و ضمن اخراج از ارتش، زندانی شدند. گفته می‌شود قرنی آن زمان شبکه‌ای از افسران نیروهای مسلح را در اختیار داشت. در خصوص دلایل کشف کودتا گمانه‌زنی‌های متعددی صورت گرفته است، اما تاکنون علت مستدلی ارائه نشده است.

اولین امیر، اولین شهید ترور

شهید قرنی که ابتدا قرار بود اعدام بشود، در نهایت به ۳ سال حبس محکوم شد و در سال ۱۳۳۹ از زندان آزاد شد و تحت مراقبت شدید امنیتی قرار گرفت. زندانی شدن قرنی موجب شد که وی با روحانیون مبارز علیه رژیم شاه ارتباط برقرار کند، ارتباطی که پس از زندان نیز استمرار یافت و با آغاز شدن نهضت اسلامی در خرداد ماه سال ۱۳۴۲، او به‌دلیل ارتباط با آیت الله طالقانی و آیت الله العظمی میلانی و برخی دیگر از روحانیون دوباره به زندان افتاد.

او این بار نیز به‌مدت ۳ سال به زندان افتاد و در سال ۱۳۴۵ از زندان آزاد شد، البته ارتباط‌هایش تحت نظارت ساواک بود. او بسیار با احتیاط رفتار می‌کرد و تا پیروزی انقلاب اسلامی وضعیت به همین منوال گذشت. با بازگشت امام خمینی (ره) به ایران در مدرسه رفاه حضور پیدا کرد و با تأیید امام خمینی (ره) عضو شورای انقلاب شد.

اولین امیر، اولین شهید ترور

در روز ۲۳ بهمن ۵۷ و یک روز پس از پیروزی انقلاب اسلامی، سرلشکر محمدولی قرنی به ارتش از هم گسیخته و به جامانده از دوران رژیم شاه فراخوانده شد و با حکم امام خمینی (ره)، اولین رئیس ستاد مشترک ارتش ملی اسلامی شد. او در این دوره تنها ۴۳ روز رئیس ستاد مشترک ارتش بود که این روزها به روزهای پر فراز و نشیبی تعبیر می‌شود که در نهایت با شدت یافتن اختلافات قرنی با دولت موقت و اعضای آن به‌خصوص احمد مدنی و ابراهیم یزدی که وزیر دفاع و معاون نخست وزیر در امور انقلاب بودند، مجبور به استعفا شد.

اگرچه استعفای او از سوی امام خمینی (ره) پذیرفته نشد، اما مهندس مهدی بازرگان رئیس دولت موقت چند روز بعد او را به دفترش خواند و گفت که با استعفایش موافقت شده است. قرنی هم دیگر به ستاد ارتش نرفت و پس از آن سرلشکر فربد که از اعضای جبهه ملی و از نزدیکان فکری دولت موقت بود به ریاست ستاد مشترک ارتش منصوب شد. این انتصاب از سوی بازرگان انجام گرفت.

اولین امیر، اولین شهید ترور

قرنی پس از انتصاب به ریاست ستاد کل ارتش بلافاصله گروهی از افسران انقلابی به مسئولیت سرهنگ حسنعلی فروزان را برای اداره امور ارتش به‌کار گرفت؛ سرهنگ فروزان که رابطه خوبی با روحانیت و افسران جوان انقلابی داشت، رئیس دفتر سپهبد قرنی شد و با هدایت او افسرانی مانند حسنی سعدی، محمدعلی شریف‌النسب، عبدالله نجفی، محمدرضا رحیمی، احمد دادبین، محمد سلیمی، شهید یوسف کلاهدوز، شهید موسی نامجو و شهید حسن اقارب‌پرست وارد ستاد مشترک ارتش شدند.

دوره ریاست قرنی همراه با آغاز درگیری‌ها در کردستان و گنبد بود. یکم اسفند ۵۷ با حمله ضدانقلاب به پادگان ارتش در مهاباد، غائله کردستان آغاز شد، ضمن اینکه همزمان موضوع انحلال ارتش و ایجاد ارتش جدیدی با نام ارتش بی‌طبقه توحیدی و خلق از سوی سازمان مجاهدین و سازمان چریک‌های فدایی خلق که حامی ناامن‌کنندگان در گنبد بودند، مطرح می‌شد.

در ماجرای کردستان، ضدانقلاب در اسفند ۵۷ به پادگان سنندج حمله کرد. قرنی با کمک نیروی زمینی و هوانیروز توانست لشکر را از محاصره نجات دهد. اقدامات نظامی قرنی مورد قبول دولت موقت نبود و قرنی هم حاضر نبود روش نظامی خود را کنار بگذارد. در نهایت استعفایی نوشت و تقدیم امام خمینی (ره) کرد.

اولین امیر، اولین شهید ترور

در بخشی از نامه استعفای قرنی آمده بود: «معاون نخست وزیر انقلاب که خود را واضع مقررات و مالک الرقاب می‌داند بدون آنکه بداند ارتش چه موقعیت و چه امکاناتی دارد و متأسفانه بدون اینکه حتی اینجانب را طرف مشورت قرار دهد، هر روز دستوراتی صادر می‌نماید که ارتش بایستی شاهد لطمه‌ای دیگر بر روحیات افسران و افراد خود و افتادن مقداری سلاح و مهمات و مال و منال به دست افراد ناصالح و وابسته به خارجیان باشد و... وزیر دفاع بدون مشورت و نظرخواهی از اینجانب و خارج از وظایف خود می‌رود و در رادیو و تلویزیون و مطبوعات نسنجیده می‌گوید که سربازان فروردین مرخص و بالنتیجه تعداد معدودی که از ارتش با خون دل به سربازخانه‌ها کشانده بود، نگهداری سربازخانه‌ها را رها کرده و به موطن خود می‌روند و شب‌هنگام عناصر توده‌ای وابسته به سیاست‌های خارجی با کامیون‌ها به سربازخانه‌ها می‌روند و باقیمانده اسلحه و مهمات را بار کرده و به خارج از شهر می‌برند... دولت بدون مشورت با ارتش و آگاه‌ترین مرجع ارزیابی کردستان، نمایندگانی را به آنجا می‌فرستد که با ورود آن‌ها و اولین سخن‌پراکنی که می‌کنند مردم را به پادگان مهاباد ریخته و غارت می‌کنند و در جلوی همین هیأت فرمانده پادگان را گلوله‌باران می‌کنند».

قرنی پس از کناره‌گیری از ارتش در روز ۶ فروردین ۵۸، خانه‌نشین شد و در نهایت در روز سوم اردیبهشت در منزل شخصی خود در خیابان، ولی عصر (عج) توسط گروهک فرقان به شهادت رسید. حمید نیکنام از اعضای گروهک فرقان ضارب اصلی سرلشکر قرنی بود که دستگیر و اعدام شد. پیکر شهید قرنی نیز در حرم حضرت معصومه (س) دفن شد.

اولین امیر، اولین شهید ترور

گروهک فرقان پس از ترور شهید قرنی در بیانیه‌اش، دلایل این ترور را این‌گونه اعلام کرد: «سرسپردگی به امپریالیزم آمریکا و کوشش در جهت انجام کودتای آمریکایی، همکاری با رژیم طاغوتی قبلی، همکاری با رژیم ضدتوحیدی فعلی و سرسپردگی به دیکتاتوری آخوندیسم، مفسد فی الارض، اقدام برای سرکوبی مردم کردستان در جهت قلب حقایق و واقعیات و متهم کردن مردم به اینکه مأمور اجنبی هستند، کوشش برای خلع سلاح مردم مبارز و محروم ایران و بازسازی ارتش از جمله دلایل ترور سپهبد قرنی بود!».

۲۷۲۷

کد خبر 1379972

برچسب‌ها