۱ نفر
۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۰۸:۰۰
روز دهم؛ مثل ترازوی سنگ و گِل مولانا

دعا و بخشش در بیان آقاموسی صدر و آقامجتبی تهرانی

استوَ اَلْوَزْنُ یَوْمَئِذٍ اَلْحَقُّ / فَمَنْ ثَقُلَتْ مَوٰازِینُهُ / فَأُولٰئِکَ هُمُ اَلْمُفْلِحُونَ ﴿الأعراف‏، 8﴾ ( ترازوی قیامت حق است، برای آنهایی که ارزش اعمالشان واقعا سنگین است، آنها اهل نجات و رستگارند.

پرونده خبرآنلاین در روز دهم ماه مبارک رمضان را با دو روایت رمضانی از بیان امام موسی صدر و آیت الله مجتبی تهرانی سپری می کنیم.

گناه انسان و ترازوی گِلی/ تفسیرهای ماه رمضان امام موسی صدر

الم ﴿۱﴾ أَحَسِبَ النَّاسُ أَن یُتْرَکُوا أَن یَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لَا یُفْتَنُونَ ﴿۲﴾ وَلَقَدْ فَتَنَّا الَّذِینَ مِن قَبْلِهِمْ فَلَیَعْلَمَنَّ اللَّهُ الَّذِینَ صَدَقُوا وَلَیَعْلَمَنَّ الْکَاذِبِینَ ﴿۳﴾ أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئَاتِ أَن یَسْبِقُونَا سَاء مَا یَحْکُمُونَ ﴿۴﴾ مَن کَانَ یَرْجُو لِقَاء اللَّهِ فَإِنَّ أَجَلَ اللَّهِ لَآتٍ وَهُوَ السَّمِیعُ الْعَلِیمُ ﴿۵﴾ وَمَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ(6)

الف لام میم (۱) آیا مردم پنداشتند که تا گفتند ایمان آوردیم رها می ‏شوند و مورد آزمایش قرار نمی‏ گیرند (2) و به یقین کسانی را که پیش از اینان بودند آزمودیم تا خدا آنان را که راست گفته ‏اند معلوم دارد و دروغگویان را [نیز] معلوم دارد(3) آیا کسانی که کارهای بد می‏ کنند می ‏پندارند که بر ما پیشی خواهند جست چه بد داوری می‏ کنند(4) کسی که به دیدار خدا امید دارد [بداند که] اجل [او از سوی] خدا آمدنی است و اوست ‏شنوای دانا(5) و هر که بکوشد تنها برای خود می‏ کوشد زیرا خدا از جهانیان سخت بی‏ نیاز است(6)

این آیات بر دو نکته مهم در زندگی انسان تاکید دارد:

نکته اول: تفکری که معتقد است انسانی که مرتکب گناه می شود و به لذت ها و شهوت ها می پردازد، تصور می کند در غنیمت شمردن و بهره گیری از ساعتی از زندگی خود موفق و پیروز شده است. این اشتباه بزرگی است اگر کسی تصور کند علت اینکه خداوند مردم را از پاره ای گناهان بازداشته به خود خدا بازمی گردد. حاشا که او چنین باشد. خدا از همه جهانیان بی نیاز است، چنان که آیه کریمه می فرماید: « انَّ اللهَ لَغَنِی عنِ العالَمین».

اوامر و نواهی که متوجه مردم است، جملگی به مصلحت مردم است. کسی که گناه می کند، نباید تصور کند که فرصت را غنیمت شمرده و پیروز شده است و کسی که به لذت ها و شهوت ها و تمایلات خویش نپرداخته نباید احساس کند خویش را محروم کرده است.

داستان وزنه گلی از مثنوی مولانا
جلال الدین رومی، در مثنوی خود داستانی نقل می کند که برای توضیح این تفکر مناسب است. او می گوید که در زمان های گذشته، در زمانه ای که مردم به جای ترازوهای جدید و دقیق امروزی از سنگ یا گل برای وزن کردن استفاده می کردند، مردی که مرض خوردن خاک یا گل داشت به دکان آمد تا کمی شکر بخرد. کمی شکر خواست، صاحب دکان وزنه ای گلی در کفه ترازو گذاشت و رفت تا شکر بیاورد.

مشتری غیبت صاحب دکان را غنیمت شمرد و تکه ای از وزنه گلی را خورد. صاحب دکان متوجه شد و از همین رو رفتن و آمدن خود را تکرار کرد تا مشتری وقت بیشتری برای خوردن خاک داشته باشد تا در نتیجه از وزنه ای که شکر را با آن می کشد، کاسته شود. مشتری نیز تصور می کرد فرصت را غنیمت شمرده و چیزی را می خورد که از آن لذت می برد، در حالی که او از سهم خویش می خورد و وزن شکرش کم می شد و پول بیشتری پرداخت می کرد.

مولوی سپس می گوید انسانی که از فرصت ها استفاده می کند تا مرتکب گناه شود، بسیار به این فرد شبیه است. تصور می کنیم که با انجام دادن گناه از فرصت ها استفاده کرده ایم، اما در حقیقت گناهان و سیئاتی که از آنها نهی شده ایم به مصلحت آدمی نیست بلکه به گمراهی شخصی یا اجتماعی می انجامد.

از اینجا به این نتیجه می رسیم که همه محرمات برای انسان محدودیت نیست، بلکه برای صیانت از انسان و ارتقای اوست و تلاشی است برای حفظ سلامت نفس و فکر و جسم او. جدای از اینها مسئله حلال و حرام انسان را از آنچه هست بالاتر می برد تا در محیط خود ذوب نشود و شایستگی داشته باشد تا جانشین خدا باشد نه اینکه موجودی زمینی و معمولی باشد. با این معنا آیات ادامه می یابد: «مَن جَاهَدَ فَإِنَّمَا یُجَاهِدُ لِنَفْسِهِ»

همچنین می خوانیم: «أَمْ حَسِبَ الَّذِینَ یَعْمَلُونَ السَّیِّئَاتِ أَن یَسْبِقُونَا سَاء مَا یَحْکُمُونَ » قرآن کریم نتیجه را این گونه خلاصه می کند که: «إِنَّ اللَّهَ لَغَنِیٌّ عَنِ الْعَالَمِینَ» بنابراین نه کسانی که مرتکب گناه می شوند، از فرصت ها استفاده کرده اند و نه آنان که به جهاد و وظایف خویش پرداخته اند، خسران دیده و از لذت ها محروم شده اند، بلکه به سود خود جهاد کرده اند و اوج گرفته اند و سرشت ذاتی و اجتماعی استواری برای خود ساخته اند.

نکته دوم: نکته ای که نیکوست بر آن تاکید شود و آن را از کلمه «یسبقونا» می فهمیم این است که ظالمان یا دشمنان، کسانی که وسایل ظلم بر مومنان را آماده می کنند و کسانی که بر ضد انسان و سلامت انسان پنهانی توطئه می کنند، گمان نبرند که از ما گریخته اند و در گوشه ای پنهان از خدا این کار را انجام داده اند.

این ممکن نیست، ظلم هم دوام ندارد. انسان مومن و درستکار به مجرد مواجه با ظلم، ولو اینکه تاخیر کند، بازخواهد گشت، چرا که فعالیت انسان مومن فعالیتی هماهنگ و همساز با هستی است و در جهان جاودانه است. اما کارهای گناهکاران، حتی اگر از مومنان پیش بیافتند فعالیتی هماهنگ و همساز با حقیقت هستی نیست، بلکه حرکتی مخالف امواج هستی و حرکت هستی است. بنابراین این فعالیت ها محکوم به نابودی و فناست.

چرا که آسمان و زمین بر اساس حق و عدل آفریده شده و آنچه خدای تعالی امر کرده یا از آن نهی کرده، همگی به مصلحت انسان است.

توصیه به دعا در سحرگاهان/ درس های ماه رمضان آیت الله آقا مجتبی تهرانی

زمان در اجابت دعا تأثیرگذاری و کارآیی و دخالت دارد. در باب زمان گفتیم که گاهی مسأله به این شکل است که «شبانه ‏روز»، یعنی هر روز و هر شب، به عنوان عامل تاثیرگذار مطرح است و گاهی هم مسأله به‏ طور کلّی مطرح می ‏شود. در بحث قبلی عرض کردیم که ما روایات بسیاری داریم که از نیمه شب به بعد را به عنوان زمان مناسب برای دعا کردن معرفی کرده است. روایات آن هم مطرح شد. برای تکمیل بحث روایات دیگری را در این رابطه می‏خوانم.

دعا در سحرگاهان
ما در بعضی از روایات داریم که دعا در سحرگاهان مؤثر است. من یکی دو نکته را عرض کنم، بعد روایت مربوطه را هم می‏ خوانم.

اولاً «سَحَر» یعنی زمان نزدیک به طلوع فجر؛ زمان نزدیک به دمیدن سپیده ‏دم را «سحر» می‏ گویند. ثانیاً این تعبیر «سَحَر» از آیات قرآن اتخاذ شده است و حتّی در خود روایت هم این آیات استخدام شده است. ما در آیات متعددی این معنا را داریم که تعبیر به سَحَر فرموده است. در سوره الذاریات در توصیف متّقین می ‏فرماید: «إِنَّ الْمُتَّقینَ فی‏ جَنَّاتٍ وَ عُیُونٍ»؛ تا می‏ رسد به اینجا که «وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُون». یعنی متّقین در سحرگاهان طلب مغفرت می‏ کنند. در سوره آل‏ عمران هم در توصیف متّقین، آنجا که خصوصیات آن‏ها را بیان می کند، می ‏فرماید: «وَ الْمُسْتَغْفِرینَ بِالْأَسْحارِ».

در سوره حضرت یوسف(علیه‏السلام)، آنجایی که فرزندان حضرت یعقوب(علیه‏السلام) آمدند و پشیمان شدند و خواستند عذر خواهی و توبه کنند، به پدر گفتند: «یا أَبانَا اسْتَغْفِرْ لَنا ذُنُوبَنا إِنَّا کُنَّا خاطِئین»؛ آن‏ها راجع به گناهشان تقاضای مغفرت کردند و حضرت به آنها پاسخ داد: «قالَ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحیمُ». فرمود من بعداً از پروردگارم برای شما استغفار می‏ کنم. یعنی همان موقع استغفار نکرد و کار را به آینده موکول کرد. در روایتی هم داریم که «أخَّرَهُمْ إلَی السَّحَرِ» یعنی او می ‏خواست هنگام سَحَر برایشان استغفار کند. غرض این‏که آیات هم آن موقعیت خاصّ سَحَر را مطرح می‏ کند.

«سَحَر» در روایات
در روایت هم ما این مطلب را داریم و من فقط دو سه روایتی را که در ارتباط با آیات است،‌ مطرح می ‏کنم وگرنه روایت در این زمینه زیاد است. در روایتی از پیغمبر اکرم(ص)، در بین وصایایی که به علی(علیه‏السلام) می ‏فرمایند، آمده است که حضرت خطاب به علی (علیه‏السلام) می‏ فرماید: «یا عَلِیُّ وَ بِالأسْحَارِ فَادْعُ لاتُرَدْ لَکَ دَعْوَۀٌ»؛ یعنی ای علی، هنگام سَحَر دعا کن و از خدا درخواست کن! چرا؟ چون دعایت در آن موقع رد نمی‏ شود. «لاتُرَدْ لَکَ دَعْوَۀٌ». بعد حضرت علّت را بیان فرمودند: «وَ إنَّ اللهَ تَبارَکَ وَ تَعَالَی یَقُولُ وَ الْمُسْتَغْفِرینَ بِالْأَسْحارِ». چون خداوند چنین فرموده است و همان آیه را استخدام کردند.

در یک روایت دیگری از امام صادق (علیه‏السلام) آمده است که حضرت فرمود: «إِنَّ أَفْضَلَ مَا دَعَوْتُمُ اللَّهَ بِالْأَسْحَارِ. قَالَ اللَّهُ تَعَالَی وَ بِالْأَسْحارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ‏». حضرت آیه دیگری را استخدام کرد که بهترین زمان برای دعا کردن به درگاه خداوند، سحرگاهان است.

حدیث دیگری از امام صادق(علیه‏السلام) است که فرمودند: «قَالَ رَسُولُ اللَّهِ (صَلَّی اللهُ عَلَیْهِ وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ) خَیْرُ وَقْتٍ دَعَوْتُمُ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ فِیهِ الْأَسْحَار»؛ بهترین وقتی که شما دعا می‏ کنید، سَحَرها است. «وَ تَلَا هَذِهِ الْآیَةَ فِی قَوْلِ یَعْقُوبَ عَلَیهِ السَّلامُ سَوْفَ أَسْتَغْفِرُ لَکُمْ رَبِّی وَ قَالَ أَخَّرَهُمْ إِلَی السَّحَر». یعنی حضرت این آیه را تلاوت کردند که وقتی حضرت یعقوب(علیه‏السلام) به فرزندانش گفت بعداً از پروردگارم برایتان استغفار می ‏کنم، دعایش را نسبت به آنها به تأخیر انداخت تا در سَحَر این کار را انجام دهد.

هر صبح متذکر شو که «هو الرزاق»
در آن موقع ـ‌‏بین ‏الطلوعین ‏ـ که داعی در حالی است که می‏ خواهد به سمت امور دنیایی برود، با توجه به خدا حال آرامش و اطمینان پیدا می‏ کند. اگر شیطان این حالت را از تو بگیرد، کار را بر تو سخت کرده است. چون گمان می‏ کنی که تو می‏ توانی کاری از پیش ببری و جلب روزی کنی، حال آنکه همه چیز در دست خدا است. یک‏ وقت سراغ این حرف‏ ها نروی که فریب‏ کاری‏ های تو کارساز است یا پول‏هایت کارساز است؛ اصلاً از این خبرها نیست. مسبّب الأسباب او است. تمام این معارف ما حساب شده است.
از یکی از بزرگان نقل شده است که «نفْسِ بیدار بودن از طلوع فجر تا طلوع شمس، مؤثر است». بنابراین در این وقت برای روزی خود دعا کنید.

/6262

کد خبر 1384262

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 11 =