۹ نفر
۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۹ - ۰۸:۴۱
فدرالیسم و پوپولیسم علیه «مرکلیسم»

مفهوم «سقف یا بالاترین حد و میزان» (به آلمانی: Obergrenze) بار دیگر نظام حاکمیتی آلمان را در عرصه تصمیم سازی و تصمیم گیری - در سطح فدرال و ایالت ها - به چالش کشیده است.

آخرین بار این واژه در سال 2015 در ارتباط با بحران پناهجویان و سقف پذیرش آنها از سوی دولت فدرال و ایالت های آلمان مطرح شد. واژه «سقف یا بالاترین میزان» اکنون در گفتمان سیاسی آلمان به یک فرهنگ سیاسی نیز تبدیل شده است. احزاب و سیاستمداران هر جا که چالشی سیاسی به وجود آید و پای اعداد و ارقام در میان باشد، بلافاصله به سراغ این ابزار جدید سیاسی رفته و دولت – که منظور آنگلا مرکل و کابینه اوست – را تحت فشار قرار می دهند.

آنگلا مرکل طی پنج سال اخیر پر فراز و نشیب ترین دوران کاری خود را پشت سر گذاشته است. طی این مدت در پی کاهش محبوبیت احزاب مسیحی و محافظه کار، مرکل بارها مجبور شد تا فلسفه سیاسی خود را تغییر دهد و با احزاب رقیب، رقبای حزبی که اکنون به کاندیدهای جانشین او در آینده تبدیل شده اند، گروه های افراطی راستگرا و چپگرا و شرکای منطقه ای و بین المللی به طور سرسختانه ای دست و پنجه نرم کند.

در تمام این سال ها، از زمانی که (سال 2000) مرکل به ریاست حزب مسیحی دموکرات رسید و سپس (سال 2005) جایگاه صدراعظمی را از اردوگاه رقیب، یعنی سوسیال دموکرات ها به حزب خود بازگرداند - و هچنان آن را در دست دارد و در آینده نیز جایگاه آن تقریبا برای محافظه کاران مسیحی امن خواهد بود - سبک سیاسی جدیدی روی کار آمده که سیاستمدران و رسانه ها آن را «مرکلیسم» می نامند. «مرکلیسم» بر پایه سنتی قدیمی نهادینه شده که آن را کُنراد آدنائور به وجود آورد. آدنائور توانست به عنوان اولین صدراعظم آلمان در حکومت فدرال جایگاه رئیس دولت را به طور مستحکم و قوی بنا کند. این جایگاه در دوران بعد تحت صدارت شخصیت های بزرگی مثل لودویگ ارهارد، ویلی برانت، هلموت اشمیت، هلموت کوهل و گرهارد شرودر دچار تحولات مختلفی شد که گاهی از ظرفیت و اقتدار آن کاست.

اما از زمان روی کار آمدن مرکل به لطف ویژگی های شخصیتی برجسته و کارنامه قابل قبول او و همچنین پشتوانه قوی حزبی، سمت صدراعظمی در آلمان با «اقتدارگرایی دموکراتیک» همراه بوده است. مرکل به خوبی ظرفیت های میراثِ کنراد آدنائور و هلموت کوهل را شناخت و آنها را بهسازی و تقویت کرد. در دوران ریاست 15 ساله مرکل به عنوان صدراعظم، دولت های محلی یا نخست وزیران ایالتی کمتر توانستند برای دولت مرکزی مشکل ساز شوند.

با این وجود با روی کار آمدن احزاب افراطی مانند حزب آلترناتیو برای آلمان AfD، ساختار سیاسی در پارلمان فدرال و ایالت ها به شدت تحت تاثیر قرار گرفتند. برخی از ایالت ها با مشکلات زیادی در تشکیل دولت مواجه شدند. پارلمان فدرال یا بوندستاگ نیز از این قائله مستثنی نبود. اکنون با وجود تهدید از سوی این احزاب در تغییر ساختار و ترکیب دولت های محلی (هر چند که محبوبیت آنها نسبت به سال 2017 کاهش قابل توجهی داشته) و همچنین نزاع بر سر جانشینی مرکل در سال 2021 (که اغلب بین سیاستمداران مطرح و نخست وزیران ایالتی احزاب محافظه کار مسیحی روی می دهد)، ثبات و اقتدار مرکل و همچنین فلسفه ی «مرکلیسم» تا اندازه زیادی تسلیم فدرالیسم شده است.

در طول بحران کرونا فلسفه ی «مرکلیسم» خود را در تصمیم دیرهنگام اما سخت، کنترل شدید در سطح فدرال و ایالتی، محاسبه ی ریز اعداد، بدبینی به نتایج مثبت و تصمیم مرحله به مرحله بازنمایی می شد. مرکل از نیمه ماه مارس تا اوایل ماه می تلاش کرد از طریق تبیین اعداد، سیاست های خود و تصمیماتی که در در کابینه با مشارکت نخست وزیران ایالت ها گرفته شده بود، را به افکار عمومی توضیح دهد. اما اکنون به نظر می رسد که اغلب ایالت ها دیگر انگیزه ای برای پیروی از مرکل ندارند. بر خلاف سال 2015، این بار مرکل است که سقف اعداد را معیار و پیش شرطی برای تصمیمات خود در نظر می گیرد، اما نخست وزیران در جلسه هفته گذشته با مرکل نشان دادند که اعدادی که مرکل به عنوان «سقف یا بالاترین میزان» Obergrenze اعلام می کند، در سیاست های آنها تاثیرگذار نیست. به همین دلیل در بیانیه پایانی این نشست در کنفرانس مطبوعاتی که برگزار شد، دیگر از اعداد و ارقام و منحنی های مربوط به کاهش یا افزایش شمار مبتلایان به ویروس کرونا خبری نبود.

گفته می شود در کنفرانس ویدئویی با نخست وزیران، عصبانیت مرکل از سرپیچی یا ساز مخالف نخست وزیران به اندازه ای بوده که مرکل تهدید به عدم همراهی و یا حتی استعفاء از سمت خود کرده است. این خبر نشان می دهد که مرکل در یک سال و نیم باقی مانده از صدراعظمی خود مایل به کاهش قدرت و تزلزل جایگاه خود به دست دیگران نیست. از سوی دیگر رقابت بین حزبی از سوی نخست وزیران چند ایالت برای تصاحب جایگاه مرکل در آینده نیز، کار را برای او دشوار کرده است. از بین شانزده ایالت آلمان، نخست وزیر هفت ایالت در احزاب مسیحی و محافظه کار عضویت دارند. بر خلاف رویه معمول، گفته می شود که مشکل اصلی بیشتر بحث و جدال با این نخست وزیران بوده است و سایر نخست وزیران از احزاب سوسیال دموکرات (که ریاست هفت ایالت را بر عهده دارند) و حزب چپ ها و سبزها که هر کدام یک ایالت در اختیار دارند، چالش های کمتری را در خصوص کاهش قوانین کرونا و محدودیت ها برای مرکل ایجاد کردند.

مارکوس زودر و آرمین لاشت، نخست وزیران ایالت های بایرن و نوردراین وستفالن که رقابت جدی برای تصاحب صندلی ریاست حزب و در آینده جانشینی آنگلا مرکل دارند، به طور مستقیم یا غیر مستقیم از طریق اظهارات خود در تصمیمات جداگانه سایر ایالت ها تأثیر گذار بودند. هر چند شرایط متفاوت حاکم در ایالت ها، از سوی سیاستمداران ملزومات متفاوتی در تصمیم گیری و کاهش محدودیت های قوانین کرونا می طلبد، اما آن گونه که رسانه ها سخنان مرکل را تفسیر کردند، اصرار او بر یکپارچگی تصمیمات به دلیل جدی گرفتن محدودیت ها (طی هفته های آتی) از سوی شهروندان بوده است.

اختلافات داخلی در جبهه محافظه کاران و علنی شدن اختلافات مرکل با نخست وزیران ایالت ها باعث شد تا سایر احزاب و گروه ها، به ویژه گروه های چپ و راست افراطی نیز فریاد خود را بلند کرده و نارضایتی شان را از طریق تجمعات غیر قانونی و نافرمانی های مدنی نشان دهند. علیرغم کاهش محدودیت ها، طی دو هفته اخیر تجمعات گسترده ای در برخی از نقاط آلمان برپا شده و تا حدی نیز به خشونت کشیده شده است.

در نظام های پارلمانی و فدرال، دولت های محلی و احزاب سکوی پرتاب مهمی برای سیاستمداران به شمار می آیند. بحران هایی مانند کرونا برای روسای دولت های محلی و احزاب می تواند همزمان به عنوان فرصت و تهدید تلقی شود. به نظر می رسد برخی از نخست وزیران علاوه بر غلبه بر چالش ها و پروژه های داخلی، مناسب ملی یا فدرال را نیز به عنوان فرصت های شغلی خود در آینده می بینند و از این رو حاضر می شوند که تا حدی منافع حزبی را نیز به خطر بیاندازند.

هر چند آنگلا مرکل اعلام کرده است که پس از پایان دوره صدراعظمی خود در سال 2021، هیچ چشم انداز سیاسی دیگری برای خود در نظر نگرفته، اما می توان گفت که با واگذاری تصمیمات مهم مربوط به کاهش محدودیت های کرونایی، از یک سو خط خود را از روسای ایالت ها جدا کرده و از سوی دیگر مایل نیست تجربه تلخ اوج گیری دوباره راست های افراطی و پوپولیست را در دوران کاری خود و به واسطه تصمیم هایی که می گیرد، تکرار کند. حزب راستگرای آلترناتیو برای آلمان، سال 2013 در پی بحران یورو و حمایت مرکل از یونان تشکیل شد، از سال 2015 به بعد با بحران پناهجویان به تمام پارلمان های ایالتی و فدرال راه یافت و در نهایت در سال 2018 در پی ناکامی احزاب مسیحی در انتخابات مرکل را مجبور به استعفاء از ریاست حزب کرد. و ظاهرا مرکل مایل نیست که بحران کرونا بهانه دیگری برای ضربه زدن این حزب به او باشد، چرا که در نظرسنجی های اخیر در شبکه اول آلمان محبوبیت مرکل به 68 درصد افزایش یافته و احزب مسیحی نیز (با 39 درصد)، محبوبیت شان در نظرسنجی ها نسبت به انتخابات سال 2017، 7 درصد افزایش یافته است.          

*پژوهشگر حوزه مطالعات آلمان و اروپا

310 310

کد خبر 1387288

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 6 =