۰ نفر
۴ مهر ۱۳۹۹ - ۱۵:۰۲
در سوگ او که غریب شهر خود بود

آخر، غربت هم اندازه ‏ای دارد، صبر هم حدی دارد، غم هم... آه! چه بگویم از غم‏ های بی‏کران تو ای پیشوای غریب!؟

گفتم: غریب؟ چه کنم که حروف، غیر از این توانی برای بیان حال تو ندارد؛ وگرنه کجا با یک کلمه می‏ توان  به عمق غربت تو رسید؟
حال تو را چه کسی جز خدای تو می‏داند؟
تو حتی در میان اهل خانه خود،  غریب بودی و نگاه غمگینت را حتی از همسرت می‏پوشاندی !دلت شده بود ،خانه دردهای نگفتنی !
جز به خواهرت، به چه کسی می‏توانستی اعتماد کنی ؟
آن‏گاه که ظرف طلب کردی برای فوران درد این سال‏ها؟
سال‏ها بود زهر در کام داشتی و دم برنمی ‏آوردی!
سال‏ها بود به هر بهانه ‏ای ، راه خانه مخفی مادر را پیش می‏گرفتی و زائر شبانه ‏اش بودی !
دردت را به خاک او که نمی‏گفتی !
دیگر چه کسی می‏توانست مرهم زخم‏ هایت باشد؟

سال‏ها بود حتی برای زیارت مزار جدت ، باید از ازدحام نگاه ‏های مرموز و پرکینه ‏ای عبور می‏کردی و خود می‏دانستی معنی آن نگاه ‏ها را!

سال‏ها بود پشت صبر را به خاک رسانده بودی و طاقت برایت شده بود لهجه هر مصیبتی!

با این حال، هر که از هر کجا بی ‏نصیب می‏ماند، راه خانه تو احاطه‏ اش می‏کرد و ناگاه، خود را جلوی دروازه کرامت تو می‏دید و بی ‏پروا طلب می‏کرد حاجتش را!

آخر می‏دانست کریمی ! و به این صفت از همه به جدت شبیه‏ تری؛
حتی چهره نورانی‏ ات، همه را مسافر روزهای خوش مدینه با رسول می‏کرد.

از کوچه که می‏گذشتی، هر کس به بهانه ‏ای در مسیر راهت می ‏ایستاد تا لحظه ‏ای، جلوه ‏ای از بهشت را در سیمای ملکوتی تو ببیند و تو با آن لبخند بی‏ ریا و مهربانت به او سلام کنی؛ درست مثل جد بزرگوارت.

با این همه، تو در شهر خودت هم غریب بودی و در خانه ‏ات و در میان دوستان!

حالا چگونه می‏شود این همه غربت را با یک کلمه تصویر کرد، امام مظلوم و غریب ما، امام حسن مجتبی (ع)

سالها توفیق برپایی مجلس میلاد کریم اهل بیت ، امام حسن مجتبی ع را در شب نیمه ماه مبارک رمضان در مدینه منوره ، ومکًه مکرمه داشته ، ودر هفتم صفر ، سالروز شهادت غریبانه او در تهران برگزار می نمودم وسعی در هرچه باشکوهتر این مجلس غریب ، حتی در میان دوست داران را داشته ودارم.


اما امسال با وجود بیماری منحوس کرونا ، زانوی غم به بغل داشتم ! زیرا که نمی توانستم بیست وپنجمین سال برگزاری این مراسم را آنچنان که همه ساله در برپایی آن می کوشیدم وتلاش بر شکوه وگسترش و همه گیر شدن آن را داشتم ، گامی بردارم وسرانجام از آنجا که آغاز این مجلس سوگ به بیش از نیم قرن پیش ، از سوی پدر شهیدم در نجف أشرف باز می گردید ، تصمیم گرفتم که مجلسی هر قدر به ظاهر ساده ومختصر را بر پا سازم وبا خانواده ، در سالروز شهادت غریبانه ومظلومانه این امام کریم به سوگ بنشینیم که چقدر غریبانه بود!
تردید ندارم هزاران فرشته آسمانی در این حسنیه وپیرامون آن ، در کوچه ها وخیابانهای اطراف آن ، گرد آمده وبا ما عزاداران این امام همام ، همنوا شده بودند!
اما امسال در مجلس غریبانه او از ابتدا تا انتها گریستیم ، بر غربتش ، بر مظلومیتش ، که امسال غربت مجلس او آشکار تر بود!
اما آنچه که مرا آرام می نمود ! این بود که تردید نداشتم ، انشاء الله
مادر پهلو شکسته او ، در آستانه حسنیه ، خود به سوگ نشسته ودر حقً همه دوستدارانش دعا می کند! انشاء الله
لیکن پروردگارا ! بار الها!
سال دیگر چنین هفتم صفری ، بدون برگزاری مجلس گسترده وبا حضور عاشقان وارادتمندان حضرتش را که در سوگ امام مجتبی شرکت می نمودند، وامسال چنین غریبانه برگزار شد ، را نمی توانم تحمًل نمایم!
گرچه زبان باید به شکرانه باز نمود که الحمد لله توفیق یار گردید که همین مجلس اندک وغریبانه را بر پا سازم.
السلام علیکم یا اهل بیت النبوًة ورحمة الله وبرکاته

* منتشر شده در کانال تلگرام نویسنده . ۴ مهر ۱۳۹۹

کد خبر 1436287

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 2 =