۱ نفر
۲۳ مهر ۱۳۹۹ - ۰۷:۲۷

از شجریان تا شجریان

غلامرضا فدایی
از شجریان تا شجریان

نکته ها و نظرهای فراوانی در فوت مرحوم شجریان گفته شد عده ای او را به عرش بردند و عده ای دیگر او را به فرش نشاندند.

اما باید دید در قضاوت واقعی کدام بر حقیقت بودند. به نظر می رسد برای قضاوت در باره هر فرد باید از جنبه های مختلف او را مورد بررسی قرار داد و برآورد آن ها را در نظر گرفت تا حقیقتی گم نشود. به نظر من شجریان از چند جنبه قابل بررسی است و این نه تنها ایشان بلکه هرکس دیگری را هم می توان از این جنبه ها بررسی کرد. می توان به این جنبه ها وزن داد و برای هر یک نمره ای در نظر گرفت آنوقت به اظهار نظر پرداخت. طبیعی است که سلائق فرق می کند اما نباید غلبه جنبه ای، دیگر جنبه ها را بپوشاند. البته همه این جنبه ها بر روی هم تأثیرگذارند ولی برای داوری می توان این جنبه ها را بررسی، و سپس جمع بندی کرد و نظر نهایی داد. این جنبه ها در مورد ایشان، به-نظر من هنر شجریان، شخص شجریان، شخصیت شجریان و مدافعان و مشایعان شجریان است.

اولین مورد هنر خداداده اوست. خدا صوت داودی نصیب او کرد. شجریان هنرمند را چه کسی می تواند منکر شود. خدا به این فرد نعمتی را عطا کرد که به کمتر کسی عطا شده بود. او به راستی خسرو آواز ایران بود. چه کسی می تواند صدای خوش و ملکوتی او را بشنود و غرق در اعجاب نشود و مست نغمه های دلنشین او نگردد؟ مزید بر آن این که او صدایش را وقف اشعار ناب و فاخر شعرای گرانسنگی همچون مولوی، فردوسی، حافظ و سعدی کرده بود و این به راستی به نوعی شکر نعمت تلقی می شود. کم نداریم افراد خوش صدائی که از عبارات عامیانه، بی پایه و گاهی سخیف و مستهجن استفاده می کنند و فقط شما از آنها صدای خوش می شنوید، اما محتوا هیچ و بلکه از هیچ هم کمتر است و بلکه بد آموزی دارد. چه بسیار هنرمندان مطرحی که مورد اقبال و در رسانه ها مطرح اند اما از محتوا خالی اند. او در استفاده از محتوا برای آواز زبانزد بود، او تصریح کرد که انتخاب شعر باید انسان را به فکر وا دارد و این امتیاز دیگری است که باید بر او آفرین کرد.

باز بر این اضافه باید کرد که او به جای موسیقی های غربی که متأسفانه از بس تبلیغ شده مذاق عمومی را عوض کرده است به موسیقی فاخر سنتی ایرانی بها داد و آن را در جهان مطرح کرد. ویژگی دیگر او این بود که کاباره ای نشد و برای درآمد بیشتر خود را در اختیار این و آن قرار نداد و هنر را به نان نفروخت. وجه مردمی او هم مزیتی برای اوست. او گفته است که برای مردم می خواند و مردم ایران را دوست دارد. حال در نظر او مردم کیست و چه قشری بیشتر مد نظر او بوده اند باید بررسی شود ولی همینکه ایران دوست بود خود بر فضایل او می افزاید. اعتقاد او به اسلام و دین را هم باید بر آن اضافه کرد، اگرچه در بعضی از فصول زندگیش ممکن است کمرنگ، یا خوانش او عوض شده باشد. ربنای او به راستی انسان را به اوج می-برد و بر ملکوت می نشاند و این نغمه خوش که خود سر فصلی بود و نسلی شد و به قول خارجی ها «ژانر»ی گردید نتیجه اعتقاد راسخ او در آن زمان خاص و در آغاز انقلاب بود. این ربنا او ربنای جاودانه شد که حال خوش روزه دار مؤمن را به هنگام افطار در ماه رمضان به تصویر می کشد. اینکه حق هنر خدادادی را تا چه اندازه ادا کرده و شکر نعمت را بجا آورده باید اهل آن نظر دهند.

دوم زندگی شخصی شجریان است. او چگونه زندگی کرد چند تا زن گرفت با خانواده چگونه برخورد کرد، چقدر از زندگی عادیش لذت برد یا مرارت کشید، حتی کنسرتهایی که گذاشت، با چه کسانی معاشرت داشت. و تا جائی که حریم شخصی اوست مربوط به خودش هست. حتی تصاویری که از او پخش شده آیا با نظر خودش بوده یا دیگران بدون تمایل او چنین کرده اند و  نمی بایست علنی می شد از این مقوله است. آنان که در افشای زندگی خصوصیش نقش داشته یا بدون تمایل وی آنها را رسانه-ای کرده اند باید پاسخگو باشند.

سوم شخصیت شجریان و موضعگیری های او در مسائل مختلف دینی، فرهنگی، ادبی، سیاسی و اجتماعی و مانند آن است. این از مهمترین قسمت زندگی وی محسوب می شود. آیا او به ارزشها وفادار می ماند یا به آن پشت می کند یا وضع موجود را مطلوب نمی داند و نظرات اصلاحی دارد؟ اینکه چرا فرد هنرمند علاقمندی دست از عقاید خود بر می دارد قابل مطالعه است. گویند هنرمندان نازک دل و زودرنجند و باید دید در این زمینه تا کجا وی مقصر است و تا چه اندازه دیگران در طرد او نقش داشته و اینکه چگونه او در برابر حوادث مختلف عمل می کرده است؟ اینکه او فردی احساسی، دمدمی مزاج، یا ثابت قدم، برگشت ناپذیر و مانند آن بوده در اینجا باید مطرح شود. آیا او در شرایطی خاص حرفی زده و موضعی گرفته یا شخصی لج او را درآورده و بعداً از کرده خود پشیمان شده و از آنچه گفته بازگشته است؟ آیا او مواظب بهره برداران از حرفهای خود بوده یا با کسانی مصاحبه کرده که دشمن مردم ایران بوده اند؟ مطلبی است که نیاز به تأمل دارد و باید بر روی آن از جانب علاقمندان به-این موضوع کار شود. شخصیت هنری یا علمی در هر درجه ای باشد ملت خود را فراموش نمی کند، و به دشمنان آنها روی خوش نشان نمی دهد.

چهارمین مورد پیروان او و در این هنگام سوگواران او است. طبعاً هنرمندان حقیقی سوگواران واقعی-اند. هنردوستان گروه دیگری هستند که به او علاقمندند؛ آنها اگرچه هنرمند نیستند ولی صدای او را دوست دارند. عده ای دیگر مخالفان به حق یا به ناحق وضع موجود کشورند که می خواهند از او بهره برداری کنند. اینان کسانی هستند که به هر بهانه ای برای نشان دادن مخالفت خود با وضع موجود گرد هم می آیند چه شجریان باشد یا هر مورد دیگر برایشان فرقی نمی کند.

پس نه بت بسازیم و نه اهریمن درست کنیم، حق را بگوییم و از حق طرفداری کنیم و ارزش هنر را پاس داریم و از نابهنجاری در هر موردی که باشد دوری کنیم.

نکته ای که باید به آن توجه داشت این است که منتقدان وی ضمن اینکه باید به ایرادات او توجه داشته باشند به ایرادات خودشان هم توجه کنند. اینکه از شجریان، شجریان دیگری ساخته می شود باید دقت کرد که چرا چنین می شود و چه عوامل نظری یا عملی سبب می شود که مرغ خوش الحانِ ربناخوانِ ما از جامعه می بُرَد و رو به سوی دیار دیگر می کند. آیا ما نتوانسته ایم با هنرمندان کنار بیاییم و تکلیف خود را با آنها روشن کنیم، یا آنها را غرور گرفته، پا از دایره صلاحیت خود فراتر گذاشته و از موضع خود کوتاه نیامده اند؟ به عبارت دیگر آیا ما حدود و ثغور هنر متعهد را تبیین کرده ایم یا بر اثر لج بازی و افراط و تفریط هنرمند را از خود رانده ایم و با آنها هنرمندانه برخورد نکرده ایم؟

بی شک می بینیم که صدا و آواز و موسیقی تکلیفش در جامعه ما روشن نیست و البته و صد البته در مراسم عزا دست ها به مراتب باز تر از مراسم شادی است و در آن مجالس انواع سلائق اجرا، و کمتر مواجه با مخالفت می شود اما در مراسم شادی حتی ولادت امامان شیوه مولودخوانی از تنوع و جاذبه لازم برخوردار نبوده و نیست و چه بسا هنرمندان نتوانسته یا اجازه پیدا نکرده اند تا در آن موارد به نوآوری و خلاقیت بپردازند. همچنان که در موارد بسیاری تکلیف روشن نیست در مورد هنر و خلاقیتهای هنری هم ابهامات زیادی وجود دارد و کسی هم به فکر رفع ابهام نیست.

کد خبر 1443325

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
7 + 3 =