۰ نفر
۲ اردیبهشت ۱۳۹۰ - ۱۰:۳۳

محمد تقی بهار در سال 1318 به اجبار قصیده ای در حمایت از رضاشاه سرود.

در دیوان اشعار بهار درباره سروده شدن این قصیده از سوی بهار، چنین آمده است: " بهار پس از تحمل سال ها رنج، حبس و آوارگی، عاقبت در اواسل سال 1313 شمسی، به وساطت مرحوم محمدعلی فروغی، مورد عفو شاه واقع و به تهران احضار و برای امرار معاش به وزارت فرهنگ با سمت استادی دانشگاه مامور ولی همواره به حکم سابقه مورد سوءظن شدید و بغض شهربانی و دستگاه آگاهی مقتدر آن روز می بود.

از این رهگذر روزگاری با ناراحتی و سختی آمیخته با بیم و تشویش می گذرانید؛ تا اینکه مجله " ایران امروز " به منظور تبیلغات بر له دولت از طرف اداره تبلیغات شروع به انتشار کرد. در این هنگام عده ای از دوستان و علاقه مندان بهار به وی توصیه کردند بلکه مصراً خواستند که برای تعدیل روش ماضی و تغییر احساسات قدیم و اصلاح وضع ناهنجار خود قصیده ای در توصیف اوضاع روز و اصلاحات و ترقیاتی که نصیب کشور شده بود، بسراید و برای انتشار در اختیار اداره تبلیغات و مجله جدیدالتاسیس " ایران امروز " بگذارد.

بهار به ناچار صلاح اندیشی دوستان و تمایل دولت را که به طور غیرمستقیم ایراد شده بود پذیرفت و در سال 1318 خورشیدی به سرودن چکامه غرای زیر پرداخت. این قصیده در همان ایام با آب و تاب فراوان انتشار یافت و موجب گردید که نظر اولیای امور نسبت به استاد بهار تا اندازه ای تعدیل گردد و چندگاهی با آسودگی خیال به تحریر و تصنیف و تدریس که غایت آمال و آرزوی وی بود بپردازد. "

ابیاتی از این قصیده پرحرف و حدیث بهار، که به مقایسه دوره حکومت رضاشاه با دوران قاجاریه می پردازد و بهار در این مقایسه حکم به اصلاح و بهبودی امور در زمان رضاشاه می دهد و سرانجام نیز به مدح رضاشاه می پردازد، چنین است:

این فرصت و فراغت و این نعمت و رفاه
مولود کوشش ملِک مُلک پرور است
ایمن غنوده ایم به عصری که بر و بحر
آن یک پر از مسلسل و این یک پر اژدر است
گشته سپهر خصم توانا و ناتوان
دور زمان عدوی فقیر و توانگر است
گر بی خطر شبی به سر آری دلیل آن
شب زنده داری سر و سالار کشور است
عمرش دراز باد که در روزگار او
هر روز، کار ما ز دگر روز بهتر است
یک روز از درآمد ما بُد هزینه بیش
امروز از هزینه درآمد فزون تر است
یک روزمان خزینه تهی بود از اعتبار
امروزمان خزینه پر از شوشه زر است
یک روز طرز کار به میل رجال بود
امروز طرز کار ز قانون مفسر است
یک روز بود اداره کشور به دست غیر
امروز کار در کف ابنای کشور است
یک روز بود داوری کنسولان روا
امروز داوری به کف دادگستر است
یک روز بود کار سیاست به دست خلق
امروز کار خلق به آیین دیگر است
یک روز بود هر کس و ناکس وزیرساز
امروز کار و پیشه هر کس مقرر است
یک روز کار تعبیه کردند بهر شخص
امروز هر کسی کند آن کش فراخور است
یک روز بود کار تجارت به میل غیر
امروز در معاش خود ایران مخیر است
یک روز بود در همه ابواب هرج و مرج
امروز این دو لفظ به درج کتب در است
صاحبقران شرق رضاشاه پهلوی
شاهنشهی که سایه خلاق اکبر است
در عهد دیگران همه اغراق بود شعر
در عهد شه، زبان حقیقت سخنور است
گر صد کتاب ساخته اید به مدح شاه
گر بنگرید، گفته ز ناگفته کمتر است

/62

کد مطلب 145343

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 14 =

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین