۰ نفر
۵ آذر ۱۳۹۹ - ۰۷:۰۳
جامعه‌ای که به امنیت و سلامت بها ندهد

وقتی بحث امنیت میشود بی اختیار ذهن متوجه ارتش و سپاه و نیروی انتظامی و بسیج می شود.

بدیهی است امنیت اصلی به این نیروها بر می گردد و اینها هستند که به قول حضرت علی به اذن خدا دژهای محکم مردم اند (و الجنود باذن الله حصون الرعیه، نهج البلاغه). علت این است که تا فرد یا کشور از دشمن بیرونی آسوده خاطر نباشد نمی تواند هیچ کار مثبتی در داخل انجام دهد. آنها جلوی نفوذ بیگانه و مداخلات بیجا را می گیرند. امنیت نظامی پشتوانه است تا بتوان به امنیت های دیگر سامان داد. آنها سعی می کنند وظیفه خودشان را به بهترین شکل انجام دهند و مرزها را از آسیب حفظ کنند. آنها ضمن حفظ مرزها نظاره گر امور داخلی هم هستند؛ اما اگر در داخل قاعده بازی را به هم زدند و آن کردند تا مرزها متشنج شود آیا می توان از نیروهای نظامی و انتظامی انتظار صبر داشت؟

مخصوصاً در زمان حاضر که دیگر مرزهای خاکی هم ملاک نیست. اطلاعات و ضریب نفوذ و تأثیر آن به قدری بالا است که هیچکس جلودارش نیست. پاسداران مرزهای اینترنتی کم از پاسداران مرزهای خاکی نیستند بلکه شاید بیشتر باشد. پشتوانه همه امنیت های دیگر اقتدار نظامی (رسمی و الکترونیکی) است. آنهایی که از گفتگو سخن می گویند در حالی که می بینند دشمنانشان بی وقفه بر قدرت نظامی خود می افزایند بسیار از واقعیت دور اند. آنها رؤیا می کارند و خیال درو می کنند. ایجاد و تقویت قدرت نظامی نه برای تعرض بلکه برای جلوگیری از تعرض لازم است و حرف اول را می زند.

امنیت های دیگر نه این است که ارزششان از امنیت بالا کمتر باشد ولی به لحاظ رتبی یا زمانی و سرعت تصمیم گیری و اثربخشی می توان گفت فرع بر امنیت نظامی اند؛ زیرا تا وقتی از بیرون و دست اندازی اجنبی خاطر جمع نباشی هیچگونه برنامه ریزی دیگری نمی توان انجام داد. اما از جنبه دیگر هر کدام از آنها می تواند در دراز مدت به تضعیف حکومت و امنیت نظامی منجر شود. بعضی از امنیت های مهم دیگر عبارتند از:

امنیت سیاسی که به روابط بین کشورها می پردازد و حافظ اقتدار ملی و اجتماعی در صحنه های بین المللی و منطقه است. استقلال سیاسی بسیار مهم است و پشتوانه آن اقتدار نظامی است. سیاسیون می توانند با قراردادها اقتدار ملی ایجاد کنند یا آن را برباد دهند تا به تقویت یا تضعیف اقتدار نظامی منجر شوند.

امنیت اقتصادی بسیار مهم است. اگر امنیت اقتصادی درست تعریف نشود و با قراردادهای سیاسی قدرت تولید ملی ضعیف شود و نیروی کار داخلی به بازی گرفته نشود و واردات اساس تجارت خارجی را تشکیل دهد آنوقت است که فساد رخ می دهد و فراگیر می شود و سایر امنیت ها را به خطر می اندازد.

امنیت اطلاعاتی زیرساخت همه مراودات را تشکیل می دهد. هر کشور برای خود اسراری در ابعاد گوناگون دارد که چنانچه در اختیار دیگران قرار گیرد می تواند استقلال کشور را به خطر اندازد. نیروهای اطلاعاتی در ابعاد گوناگون نظامی، سیاسی، علمی، اقتصادی و ... دروازه بانان کشور اند و هر که زودتر از خطرات یا امتیازات با خبر شود برنده خواهد بود. دست برتر از آن کسی است که اطلاعات بیشتر در مدت زمان کمتر، با قدرت تحلیل بالاتر را دارد.

امنیت قضائی یکی از پایه های مهم امنیت داخلی و سپس خارجی است. بدیهی است در هر کشوری لاجرم منازعاتی رخ خواهد داد و اگر دستگاه قضا به حق و عدل رفتار کند مردم قانونمدار خواهند شد و هر چیزی در جای خودش قرار خواهد گرفت. اگر امنیت قضائی زیر سؤال رود مَثَل «هرچه بگندد نمکش می زنند/ وای به حالی که بگندد نمک»  می شود و همه چیز فرو می ریزد. در امور بین المللی هم دستگاه قضا می تواند ورود کند و آن زمانی خواهد بود که از وضعیت داخلی مطمئن باشد.

امنیت غذایی و بهداشتی هم دست کمی از امنیت های دیگر ندارد. سلامت جسم و جان مردم در گرو امنیت غذایی است. عقل سالم در بدن سالم است. دولتهایی اگر این مسئله را دست کم بگیرند مردمی بیمار، نیازمند و وابسته و بی شک محتاج به دیگران خواهند داشت. تأمین دارو و درمان به امنیت غذایی و بهداشتی مربوط است.

امنیت فرهنگی سلامت فکری و روحی جامعه را تضمین می کند. دوره آن نسبت به سایر امنیت ها طولانی تر است ولی تأثیرات آن بسیار بیشتر و مبارزه با آن هم دشوارتر. در بسیاری از موارد از امنیت فرهنگی غفلت می شود.

امنیت آموزشی به میزان رشد جامعه و حضور در صحنه های علمی ملی و بین المللی می انجامد و اینکه ملتی خود به نیازمندیهای توسعه ای با ایجاد عدالت آموزشی پاسخ گوید تا در بده - بستانهای بین المللی سرش کلاه نرود.

امنیت اجتماعی از برخوردهای سالم اجتماعی حمایت می کند و نمی گذارد ملتی پرخاشگر یا منفعل شود و از حقوق شهروندی خود به خوبی دفاع، یا در گرفتاریهای اجتماعی به هم کمک کنند

ملاحظه می شود همه این امنیت ها لازم اند. بدیهی است اگر در هر یک از موارد فوق غفلت شود امنیت نظامی را به خطر می اندازد و دشمن خارجی را علاقمند به دخالت می کند. کسانی که در موارد فوق کوتاهی کنند مقصر یا قاصر باشند زمینه نفوذ و ورود بیگانه را فراهم کرده اند. آنها هر چند شعار دهند ولی در عمل به نوعی با دشمن همکاری می کنند. کودتاهای خزنده از این جا ظهور پیدا می کند.

آن کس که حرف امنیت می زند ولی خلافش را عمل می کند آب به آسیای دشمن می ریزد. مدیریت حرف اول را می زند که چنانچه به امنیت به مفهوم عامش اعتقاد داشته باشد می تواند اداره کند و گر نه در مسیر غلط گام بر می دارد و موجب سقوط ارزشها می شود.

سلامت هم می تواند مکمل باشد. اینکه این دو به عنوان دو نعمت باهم در روایات آمده است به این دلیل است. سلامت هم نه تنها سلامت جسم است که سلامت روان هم هست و سلامت نه برای فرد که برای دستگاهها و سازمانها هم کاربرد دارد. اگر سلامت دستگاهی در خطر باشد باید امنیت هم در آنجا نباشد یا بر عکس اگر امنیت نباشد سلامت هم نیست.

جامعه ای که به امنیت و سلامت بها ندهد و مستقلاً خود تصمیم نگیرد روی خوش نخواهد دید و همواره باید جیره خوار و بنده بیگانگان باشد.

کد خبر 1459296

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =