۳۰ نفر
۱ آذر ۱۳۹۹ - ۰۸:۰۹
شفافیت در موضعگیری‌های سیاسی، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر

شفافیت فقط در مسائل مالی نیست، در موضعگیریهای سیاسی بسیار مهمتر است. البته باید توجه داشت که مسائل در امور انسانی بسیار کشدار و تفسیرپذیر است و هر کسی از ظن خود ممکن است با هر گفته ای همراه شود و لذا کار را یا به انحراف بکشاند و یا سر از نسبیت در آورد.

از آنهاییکه بر سرِ کار اند تا آنهاییکه در حزب و جریانی مشغولند، همه تلاش میکنند تا با گفتههای خود طرفدرانی پیدا، تا در موقع حساس به ویژه رأیگیریها از آنها استفاده کنند و در این زمینه بعضی از هیچ امری فروگذاری نمیکنند. حتی در بسیاری از موارد گیج کردن مردم خود موضوعیت پیدا میکند؛ زیرا وقتی تردید ایجاد شد آنکس که قصد و غرضی دارد از فرصت نهایت استفاده را می برد!

 گاهی افرادی عمداً دوپهلو حرف میزنند و گاهی قصدی ندارند و دیگران بر حسب ذوق و سواد سیاسی یا تمایل خود از حرفهای آنان دو پهلو برداشت میکنند بنابراین آنها باید مخاطبان فعلی و بالقوه را بشناسند و توضیح دهند که مقصودشان چیست. ترس و طمع دو عامل مهم در لفافه گفتنها است.
بازنگری و تحلیل مسائل تاریخی به ویژه صدر اسلام این روزها رنگ و بویی خاص دارد به ویژه به جای آنکه تحریمهای ظالمانه امریکا و موقعیت خطرساز دشمن مورد توجه قرار گیرد عده ای را به بازنگری موضعگیریهای تاریخی در صدر اسلام وا داشته و از آن برداشتهایی میشود، که البته تا حدی از آن قابل قبول است، ولی گاه به افراط کشیده میشود.

 من در دو پهلو سخن گفتنها و ایجاد ابهامها و استفاده از کنایه ها و استعارات دو نمونه را شاهد می آورم  یک نمونه آن در یکی از سخنرانیهای مرحوم تازه گذشته دکتر داود فیرحی، استاد علوم سیاسی است که اخیراً در کانالها منتشر شده بود. او در این سخنرانی که ظاهراً به بررسی نهضت عاشورا ختم میشد هر تصمیمی را از جانب پیامبر رفراندوم شمرد که بسیار قابل تأمل بود. او مشورت در جنگ احد را برای جنگیدن در خارج از مدینه بهبیعت مجدد تعبیر کرد. و از آن پس مکرر از رفراندوم نام برد. خوب طبیعی است که در جهان پر آشوب و به ویژه کشور ما از چنین تعابیری چه برداشتهایی میشود. بیعت و همه پرسی در واژگان سیاسی دارای معنایی خاص هستند. رفراندوم یعنی همه پرسی و مراجعه به تک تک آراء مردم و مسلم است با مدیریت در انتخاب افراد برای مأموریتهای خاص و مشورت با عده ای از خواص در اینگونه موارد فرق بسیار دارد. آیا مشورت که با اهل فن و تخصص است به معنای بیعت مجدد و رفراندوم به معنای مصطلح امروزی است؟ در جنگ احد اگر پیامبر خدا با جوانان مشورت کرد، چون اهل جنگیدن بودند و دراین زمینه میتوان آن ها را اهل حل و عقد در زمینه جنگاوری دانست، آیا این به معنای بیعت مجدد است؟

ممکن است ما بگوئیم در یک نظام مطلوب هر تصمیمی از جانب حاکم در واقع امر، به منزله رأی گیری او از مردم است ولی آیا در عمل هم چنین اتفاقی میافتد و آیا امکان پذیر است که مثلاً رهبر یا حاکمی در هر اقدامی از مردم  بیعت بگیرد؟ در تاریخ داریم که بعضی از مردم در زمان خلفا و حتی در زمان پیامبر به تصمیمات او ایراد میگرفتند. البته حکومت اگر نماینده واقعی مردم باشد مردم اختیار را به حاکم می دهند تا او تصمیم بگیرد و صد البته که حکومت مال مردم است و آنها به عده ای مأموریت میدهند تا امور را رتق و فتق کنند زیرا خدا فرموده لیقوم الناس بالقسط (حدید، ) تا مردم به قسط برخیزند و آن را بخواهند و پاسداری کنند و پیامبر و جانشینانش راهبرانند. مردم ناگزیر باید فرد یا جمعی را به عنوان رهبر یا حاکم انتخاب کنند که لابد للناس من امیر، بر او فاجر (نهج البلاغه، خطبه 40). مشاوره که این همه مورد تأکید قرآن و سیره است در جائی است که نیاز به آن باشد ولی معنای آن بیعت مجدد، یا همه پرسی (رفراندوم)، دست کم به معنای عرفی امروز نیست. حضرت علی که با بیعت مردم روی کار آمده بود خطاب طلحه و زبیر می فرماید من آنجائیکه حق روشن است و کتاب خدا و سنت نبی آن را معین کرده است نیازی به مشاوره نمی بینم. بلی در جائیکه نیاز به مشاوره باشد حتماً چنین خواهم کرد (خطبه 205).
ممکن است گوینده نظر خاصی نداشته باشد وحتی نظر اصلاحی و نوآوری داشته باشد اما کسانی که از آن بهره برداری میکنند بایدکاملاً محتاط باشند تا خلطی صورت نگیرد. و چه بهتر گوینده یا نویسنده اگر بیم سوء برداشت میدهد، خود پیشاپیش دفع دخل مقدر کند. بنابراین باید هم گوینده و هم شنونده به این امر توجه داشته باشند یا به کار بردن عبارت فساد سیستماتیک که در بیانات ایشان بود آیا تعبیر درستی است؟ سیستم یا نظام امری مطلوب است ما از آفرینش به نظام و سیستم یاد میکنیم.  سیستم آنی است که همه اجزایش به درستی با هم هماهنگ اند و انجام وظیفه میکنند؛ خواه امور فیزیکی باشد یا جوامع انسانی. و در عبارت فساد سیستماتیک آیا اشکال به فساد است یا سیستم و سیستماتیک؟ در قرآن وقتی به منافقان گفته میشود فساد نکنید آنها میگویند ما داریم اصلاح میکنیم (بقره، 11). فرعون به مردم هشدار داد که میترسم موسی دینتان را عوض کند یا در زمینتان فساد ایجاد شود (غافر، 26). فساد حرث و نسل را نابود میکند (بقره، 205).

سیستم نه تنها چیز بدی نیست که خوب هم هست. جهان بر مدار سیستم و عدل می چرخد. عدالت سیستم و سیستماتیک است و علی فرمود الله الله فی نظم امرکم (نهج البلاغه، نامه 47). فساد اصلاً ضد سیستم و خروج از سیستم است. فساد سیستم را به هم می ریزد تا کسی از آن سر در نیاورد. آنهائی که حکومت را همانند توپی تلقی میکنند که فقط باید بین عده ای خاص یا به اصطلاح خانواده های هزار فامیل پاس داده شود، همچنانکه ابوسفیان به فرزندانش توصیه کرد، سیستم نیستند و به نظم و نظام اعتقاد ندارند؛ آنها حلقه های فاسد و زائدند که بر سیستم مسلط شده و همه چیز را به میل خود از مدار خارج میکنند. اگر فساد ساختاری یا فراگیر گفته میشد شاید بهتر بود همچنانکه ایشان اشاره کرد که خلیفه دوم بر حسب سلیقه شخصی برای عدهای در سال 15 هجری، حق ویژه قائل شد و رفته رفته شد آنچه شد و این خلاف سیستم است.

نمونه دوم در مورد وضعیت فعلی و بحثهای مرتبط با انتحابات ریاست جمهوری امریکا و البته در آینده نه چندان دور در ایران است. بسیاری در تحلیلهایشان از دلواپسان و کاسبان تحریم و افراطیها و تندروان و واژههایی مانند آن یاد میکنند که معلوم نیست منظورشان کیست؟ آیا در باره انتخابات امریکا صحبت میکنند یا طرف بحثشان داخل کشور است؟ منظورشان سیاسیون امریکایی است یا سیاسیون خودمان و از کدام طیف؟ تازه آیا افراطیون داخلی با افراطیون خارجی یکی هستند؟ آیا تحلیلی روی آنها صورت گرفته است؟ آنهائیکه به تعبیر بعضیها با پا پس می زنند و با دست جلو می-کشند کیانند؟

بعضی دیگر مردم را چند دسته میکنند عده ای که طرفدار یکی از دو نامزد امریکا هستند بعضی با دل و نه  به ظاهر، بعضی با دل و با ظاهر، بعضی مخالف با دل و نه به ظاهر، بعضی مخالف هم با دل و هم با ظاهر، و همینطور دستهبندیهائی از این قبیل، که معلوم نیست چقدر مصداق دارد و آیا مصادیق آنها فرد است یا جمع و اگر جمع است تعدادشان چقدر است و با چه استنادهایی چنین تحلیلهایی صورت میگیرد. آیا بهتر نیست همانند کارهای علمی با سند سخن گفته شود و انتقادها به جای گزنده بودن سازنده باشد؟ روشن شدن این اصطلاحات و مفاهیم و مصادیق آنها از طرف گوینده باعث روشنگری است. طرف مقابل اگر حرفی دارد پاسخ میگوید یا در صورت لزوم مناظره بر قرار میشود. کلیگویی مشکلی را حل نمیکند بلکه افراد را بیشتر گیج میکند و باعث کینه، انگ زدن و دوری از هم می-شود. در جائی که ما باید صادقانه به خود و توانمندیهای خود بیندیشیم هر دو، یا چند گروه تمام تلاش خود را در حرف و عمل صرف انتخابات امریکا، و آنقدر قضیه را شور میکنند که خود آنها هم فهمیده اند. رفتار دولت و مردم و بحثهای اقتصادی در قول و عمل، به ویژه در این روزها به خوبی این وابستگی را نشان میدهد؛ هر چند به ظاهر بعضی میگویند برای ما فرقی نمیکند که چه کسی بر روی کار بیاید.

بنابراین چه خوب است گفته شود فلانی چنین گفته است و به نظر من با این دلایل درست یا غلط است. چرا در پرده ابهام، و با کنایه حرف می زنیم. یا از پیش خود (مِن عندی) تفسیر میکنیم.
نزدیک انتخابات 1400 ریاست جمهوری کشور است و هر گروهی سعی دارد تا با جلب افکار برای نامزد خود فعالیت کند و عجیب اینکه بسیاری میخواهند از انتخابات امریکا برای خود طرفی ببندند.
آیا میشود گفت کشورهایی که گاو شیرده شده اند با آنهاییکه در کشور خودمان چراغ سبز میدهند و راه را برای بیگانه صاف میکنندچه نقطه یا نقاط مشترکی دارند؟
اخیراً بسیاری از طیفها هم بحث توجه به داخل و توان داخلی را مطرح میکنند اما معامله با امریکا را هم بد نمی دانند. باید پرسید آیا میشود چنین معامله ای شرافتمندانه باشد؟ آیا تا کنون امریکا معاویهوار فریبکارانه و تبهکارانه عمل نکرده است که علی در باره معاویه فرمود «انه یغدر و یفجر» (نهج البلاغه،).
البته که باید از فرصت استفاده کرد اما بیگدار هم به آب نیاید زد و از هرگونه حرکاتی که دشمن را به طمع وادارد یا موضع اختلاف را در کشور نشان دهد باید برحذر بود. با هم در پرده ابهام حرف نزنیم صادقانه بگوئیم و پاسخ هم بشنویم و بدون ایجاد جنجال صلاح کشور را اصل قرار دهیم.

کد خبر 1457791

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 6 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 1
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • احمدی DE ۰۸:۱۳ - ۱۳۹۹/۰۹/۰۱
    0 0
    بسیار ممنون از یادداشت شما