۳ نفر
۲۲ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۰۷:۲۳
سوگواره ای برای امام علی؛ صداقت علی(ع)

آنچه امام علی(ع) را از دیگر حکمرانان متمایز ساخت،‌ صداقت سیاسی و صراحت او بود.

در پنج قسمت پیشین از جراحت، ‌نقاهت، ‌شهادت و وصایت‌علی و شفاعت علی(ع) سخن به میان آمد و قسمت اخیربه عنوان بخش آخر در نظر گرفته شده بود،‌ اما پس از ارائه مطالب،‌ به نظر آمد  یکی از مهم ترین ویژگی های زندگی آن بزرگ بایسته توجه است. در این کوتاهه از آن سخن به میان می آید.

الف:‌نیکلا مکیاولی در کتاب شهریار می نویسد:‌ پادشاهانی که برای اقوالشان(تعهدات خویش) کمتر تهیه اعتبار کرده اند، ولی از طرف دیگر فهمیده اند چگونه به واسطه زیرکی و تزویر بر دیگران غلبه کنند، ‌این چنین شهریاران کارهای بزرگی را انجام داده اند...یک شهریار باهوش نه می تواند و نه باید قول خود را نگاهدارد و اگر نگاهدارد قطعا برای او زیان آور خواهد بود(ص۱۰۶-۱۰۷). سیاست ماکیاولیستی از سوی دسته زیادی از حکمرانان و سیاست پیشگان پذیرفته شده و آن را راهکار بقا و د وام قدرت خویش شمرده اند،‌ چنان که پیش از او نیز چنین نگره ای وجود داشت.

ب: برخی، رقیب امام را به زیرکی و متقابلا ایشان را به بی سیاستی/ سادگی متهم کرده و انتظارشان آن بود که وی در مواجهه با دیگران از ترفندهایی بهره گیرد تا موقعیت سیاسی و پایه های قدرتش را پایدار سازد و پس از آن،‌ اهداف خویش را دنبال نماید(مسعودی، مروج الذهب، ج2، ص356)، اما آن جناب نه تنها به آن گفته ها وقعی ننهاد، به صراحت گفت: به خدا سوگند معاویه زیرک تر از من نیست،‌لیکن شیوه او پیمان شکنی و گنهکاری است. اگر پیمان شکنی  ناخوشایند نمی نمود،‌زیرک تر از من کس نبود(خطبه ۲۰۰). او با این بیان،‌ سیاست مبتنی بر پیمان و صداقت را مورد تاکید قرار می دهد.

پ: در خطبه بعدی به یکی از نکته های کلیدی سیاست ورزی خویش اشاره می کند؛ ‌گام نهادن در مسیر هدایت و راستی،‌ هر چند همراهان زیادی پیدا نشوند، نباید مانع ملاک ارزشگذاری قلمداد به شمار آید. حکمرانی/ سیاست ورزی وی بر جمع کردن نیرو و تکثیر همراهان به هر بهایی نیست،‌ بلکه آن چه برای وی اهمیت داشت،‌ بیان حقیقت و حرکت در راه هدایت بود،‌از این رو می گوید: از این که در راه هدایت،‌شمار روندگان اندک است،‌هراسی نداشته باشید.

ت:‌توجه به مصالح مردم و از آن بالاتر همراهی با رای و نظر دیگران،‌ اصلی در حکمرانی ایشان بود و آن را صادقانه بر زبان می آورد. او نمی خواست با ترفند و فریب مردم را به کاری وادارد یا از کاری بازدارد و به شفافی می گوید:‌شما زنده ماندن را دوست دارید و مرا نرسد به چیزی وادارتان کنم که آن را خوش ندارد(خطبه۲۰۹)

ث: پرهیز از دورویی و ناراستی در تعامل با دیگران سرلوحه سیاست او بود(رک: طبری، ج4، ص441)،‌چنان که در فرمانش به محمد بن ابوبکر،‌به نقل از پیامبر(ص) می نویسد، از مرد دورویی که داناست و چیزی را می گوید که نیکو می شمارید و کاری می کند که ناپسند می دارید، ‌می ترسم(نامه ۲۷). چنین افرادی قابل اعتماد نیستند و نمی توان با آنان ارتباطی یافت.

ج:‌ امام هرگز وسیله نادرست را برای رسیدن به هدف والا و ارزشی مجاز نمی دانست و به صراحت می گفت:‌ نیکی ای که از طریق بدی به دست آید، خیری ندارد(نامه31). حکومتی ارزشمند است که بر پایه صداقت استوار باشد، پس نمی توان با دروغ و فریب،‌ به نگاهبانی از آن اقدام کرد.

صداقت در عرصه حکمروایی و صراحت در پیشوایی، مبنای اخلاق سیاسی امام بود و هرگز آن را زیر پا نمی گذاشت، حتی اگر به تضعیف موقعیت خودش کشیده شود،‌چنان که چنین شد.

* پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی،‌ اردبیهشت ۱۴۰۰. A.vasei@isca.ac.ir

کد خبر 1513951

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =