۰ نفر
۱۵ اردیبهشت ۱۴۰۰ - ۰۷:۵۰
سوگواره ای برای امام؛ وصایت علی(ع)

انسان اسلامی با دیگری آنگونه رفتار می کند که دوست دارد با او چنان عمل شود.

سه قسمت پیشین، ‌از جراحت، نقاهت و شهادت علی(ع) سخن گفته شد. در ادامه از وصایت ایشان مطالبی تقدیم می شود.

الف. وصیت، ‌خواسته‌ها و دغدغه‌هایی است که آدمی برای پس از خویش که دیگر نه از آن نفعی می برد و نه ضرری متوجه اوست، بیان می دارد و به تعبیر امام، ‌فردا که که جای من خالی ماند ‌و دیگری بر آن نشست، ‌راز درونم را خواهید دانست و این که چه کسی را از دست دادید(رک:‌خطبه ۱۴۹)،‌ به همین جهت می‌توان اساسی ترین یا مهم ترین مسائل ذهنی آدمیان را در پرتو آن شناخت.

ب. امام پس از بازگشت ازصفین و به دنبال قضایای ناخوشایند پیش آمده ودر آستانه کوچیدن به دیار باقی، وصایایی خطاب به امام حسن(ع) دارد که از جمله نامه های بلند نهج البلاغه و حاوی نکات و توصیه های بنیادین و ارزشمند است (رک: نامه ۳۱)،‌ چنانکه پس از ضربت خوردن، ‌وصیت کوتاهی دارد(خطبه ۱۴۹) که بر پایه آنها می توان ضرورت های ایمانی یا انسانی آدمیان را از منظر آن حضرت چنین بازخوانی کرد:

۱. ایمان به خدا، عمل به سنت نبوی و باور به آخرت و میرایی انسان که پایه های دیانت آسمانی و بنیاد تعامل آدمیان بر آنها استوار است،‌ همچنین بی اعتنایی به امور دنیایی و مکنت خواهی و عدم تعلق به چیزهایی که از بین رفتنی و ناپایدار است.

۲. پیوند اجتماعی و همگرایی(خطبه۱۴۹)،‌ دوری از ستیزه گری و ناسازگاری، و از همه مهم تر آسان گیری بر دیگران و پیشه کردن رفق و مدارا در عرصه روابط و گریز از بدگمانی و بداندیشی نسبت به دیگران. آنجا که مدارا درشتی به حساب آید، به جای مدارا درشتی می نشیند(شهیدی،‌ترجمه نهج البلاغه،ص۳۰۵).

۳. تلاشگری برای ساماندهی به زندگی و تسهیل امور مردم،‌ به قدر توان(همان،‌ ص۱۴۵)، با تاکید بر دو نکته بسیار اساسی:

اول: حفظ آزادگی و کرامت انسانی با دوری گزیدن از اتکای به غیر/ قدرت؛ از دیگری چیزی را نباید طلب کرد!

دوم: عدم توجیه هدف به وسیله؛‌ هرگز رسیدن به نیکی که با بدی به دست آید یا دست یافتن به توانگری که با سختی و تلاش به دست نیاید،‌ ارزشمند نیست(همان،‌ص۳۰۴).

۴.تلاش برای تحکیم روابط با برادر و دوست، و کاربست نرمی با دشمن، از آن رو که بخشش بهتر از انتقام و پیروزی است(همان،‌ص۳۰۶).

۵. ثبات شخصیتی و تأثرناپذیری از موقعیت هایی که در آن قرار می گیرد؛‌چه زشت است فروتنی به وقت نیازمندی و درشتی به هنگام بی نیازی (همان جا).

پ. آنچه از مجموعه وصایای امام به دست می آید،‌ ارزشمندی انسان و کرامت داری اوست که به هیچ وجه نباید از سوی خود یا دیگری مورد خدشه قرار گیرد،‌ چنان که نباید با دیگری به گونه ای تعامل داشت که حاکی از نادیده انگاشت کرامت و ارزش اوست،‌ همان طورکه در بندی از وصیت به این نکته کلیدی-قاعده زرین اخلاق- توجه داده اند: ‌پسرم! خود را میان خویش و دیگری میزان قرار بده، ‌پس برای دیگری آن را بپسند که برای خویش می پسندی و برای او چیزی را بد بدار که برای خود بد می داری،‌ و ستم نکن، چنان که دوست نداری ستم شوی و نیکویی کن همانگونه که دوست داری مورد نیکویی قرار بگیری و ... (نامه۳۱).

زندگی انسانی تنها زمانی معنا پیدا می‌کند که همگان دینمدارانه –به معنای تقید به اصول ارزشی-در مسیر تعالی واخلاق برین گام بردارند، این چیزی است که امام در طول زندگی خویش و نیز در وصایای خود بر آن پیش رفته است.

* عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، بهار ۱۴۰۰. a.vasei@isca.ac.ir

کد خبر 1511513

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
3 + 2 =