انسان موجودی است که به ندرت به شرایط فعلی خود رضایت کامل میدهد و همواره در جستجوی وضعیت بهتر، امکانات بیشتر و شیوههای نوین زندگی است. تنوعطلبی را میتوان به دو دسته کلی تقسیم کرد: تنوعطلبی فردی و تنوعطلبی اجتماعی یا تمدنی.
نخستین نوع، تنوعطلبی فردی است که خود دارای دو منشأ غریزی و اکتسابی است. تنوعطلبی غریزی از همان سالهای نخست زندگی انسان آشکار میشود. کودکان علاقه دارند نقش بزرگسالان را تجربه کنند. دختر بچهای که کفش یا روسری مادر را به تن میکند و پسربچهای که کت پدر را میپوشد، در واقع در حال تجربه مرحلهای طبیعی از رشد شخصیت خویش است. آنان به صورت ناخودآگاه در پی عبور از وضعیت فعلی و تجربه موقعیتهای جدید هستند. با افزایش سن، نیازها و علایق انسان نیز تغییر میکند. بازیها، سرگرمیها و خواستههایی که در کودکی جذاب و لذتبخش بودهاند، در نوجوانی و جوانی جای خود را به نیازها و علایق تازه میدهند.
این دگرگونی مستمر نشان میدهد که تغییر و تنوع بخشی از سرشت انسان است. نوع دوم، تنوعطلبی اکتسابی است که در نتیجه تعامل فرد با محیط اجتماعی شکل میگیرد. بسیاری از خواستههای انسان حاصل مقایسه اجتماعی است. کودکی که مشاهده میکند همسالانش از امکاناتی برخوردارند که او فاقد آن است، به طور طبیعی تمایل پیدا میکند که به آن امکانات دست یابد. این تمایل ممکن است به تلاش، پسانداز، کار و کوشش بیشتر منجر شود و در مواردی نیز اگر به شکل منطقی مدیریت نشود، احساس محرومیت و ناکامی را در فرد ایجاد کند. در این میان، پدیدهای قابل تأمل نیز وجود دارد. برخی افراد در بزرگسالی خواستههای برآوردهنشده دوران کودکی خود را به فرزندانشان منتقل میکنند. آنان تصور میکنند امکاناتی که خود در کودکی از آن محروم بودهاند، لازمه خوشبختی فرزندانشان است.
در حالی که نیازها و مقتضیات هر نسل با نسل دیگر تفاوت دارد و معیارهای موفقیت در هر دوره زمانی دستخوش تغییر میشود. اما تنوعطلبی تنها به زندگی فردی محدود نمیشود. تاریخ تمدن بشر نیز جلوهای از همین میل پایانناپذیر به تغییر و بهبود است. انسان نخستین برای تأمین نیازهای خود از ابتداییترین ابزارها استفاده میکرد. پوشاک او از پوست حیوانات و گیاهان تشکیل میشد و ابزارهای زندگیاش بسیار ساده بود. با این حال، میل به زندگی بهتر موجب شد که ریسندگی، بافندگی، صنعت پوشاک و صدها فناوری دیگر پدید آید. در حوزه حملونقل نیز همین روند مشاهده میشود. انسان از پیادهروی و استفاده از حیوانات بارکش به ارابه، کشتی، قطار، خودرو و هواپیما رسید. هر مرحله از این تحولات نتیجه نارضایتی از محدودیتهای گذشته و تلاش برای دستیابی به امکانات جدید بوده است.
در حقیقت، بسیاری از دستاوردهای اقتصادی بشر ریشه در همین ویژگی روانشناختی دارد. تولید، تجارت، نوآوری، رقابت و حتی شکلگیری بازارها تا حد زیادی محصول میل انسان به تنوع و بهبود کیفیت زندگی است. اگر انسان به وضع موجود رضایت کامل داشت، نه صنعتی شکل میگرفت، نه فناوری پیشرفت میکرد و نه تمدنی پدید میآمد. از منظر اقتصاد رفتاری نیز تنوعطلبی نقشی اساسی در شکلگیری الگوهای مصرف، سرمایهگذاری و تصمیمگیریهای مالی دارد. بخش مهمی از تقاضای اقتصادی ناشی از تمایل افراد به تجربه کالاها، خدمات و شیوههای جدید زندگی است.
از این رو، تنوعطلبی را نمیتوان صرفاً یک ویژگی روانی دانست؛ بلکه باید آن را یکی از مهمترین نیروهای محرک توسعه اقتصادی و تمدن بشری به شمار آورد. بنابراین، همانگونه که غریزه بقا عامل استمرار حیات انسان است، تنوعطلبی نیز عامل حرکت، پیشرفت و تحول او محسوب میشود. تاریخ تمدن بشر در واقع تاریخ تلاش مستمر انسان برای عبور از وضعیت موجود و دستیابی به افقهای تازه است.
البته تنوعطلبی همواره دارای آثار مثبت نیست. همان ویژگیای که میتواند زمینهساز نوآوری، پیشرفت و توسعه اقتصادی باشد، در صورت فقدان کنترل عقلانی و اخلاقی ممکن است به مصرفگرایی افراطی، نارضایتی دائمی از داشتهها و حتی برخی آسیبهای اجتماعی منجر شود. از این رو، تنوعطلبی را باید نیرویی دانست که کارکرد آن بسته به نحوه هدایت و مدیریت فردی و اجتماعی، میتواند آثار سازنده یا مخرب به همراه داشته باشد. بررسی این جنبه از تنوعطلبی خود موضوع مستقلی است که مجالی دیگر میطلبد.




نظر شما