۰ نفر
۲۲ خرداد ۱۴۰۰ - ۰۹:۰۲
خویشتن بی سبب بزرگ مکن

بخشی از بحثهای مناظره نامزدهای انتخاباتی در دور اول به شکل بچه گانه ای پیش رفت و بعضی ها آنچنان برای پیروزی تلاش کردند که گویی برای هیچ کس حرمتی قائل نیستند و برای حرف زدن حدی را تصور نمی کنند و برای آنها هدف وسیله را توجیه می کند.

راستی وقتی به این صورت به روی هم چنگ می اندازیم و برای کسب رأی بیشتر به در و دیوار می زنیم این پست به دست آمده چه ارزشی برایمان خواهد داشت؟

من از هیچ نامزدی طرفداری نمی کنم اگر چه سرانجام به یکی باید رأی بدهم اما این روش روش بسیار بدی است. آهسته آهسته داریم دوباره روی انتخابات آمریکا را سفید می کنیم.

اینکه یکی بگوید تو مدرک کلاس شش داری معنای دیگرش این است که تو بیسوادی! و من باسواد، یا اینکه وقتی  دیگری می گوید من می دانم تو چگونه مدرکت را گرفته ای به این معنا است که تو تقلب کرده ای! و من عاری از خطا هستم.

اینکه بگویی من مهندسم یا اقتصاد دانم حرف بدی نیست ولی این به این معنا نیست که تو چیزی نمی دانی و من می دانم. مگر حقوقدان ما چقدر از حقوقش استفاده کرد یا اقتصاد دان ما در زمان مسئولیتش چه گلی به سر ما زده است که بعد از این می خواهد آن را تکمیل کند!

من با کسی که در زندگیش برای کسب امتیاز و به ویژه امتیاز علمی کار ناروایی انجام داده باشد به شدت مخالفم و قطعا مراجع ذیصلاح باید به آن رسیدگی کنند.

اما آنهایی که از رد شدن صلاحیت ها توسط شورای نگهبان می نالند به نظر می رسد باید منتظر باشند تا یک وظیفة دیگر بر وظایف آن شورا افزوده شود و آن ارزشیابی مدارک تحصیلی و علمی نامزدهاست. آنها باید از مراجع رسمی آموزش و پرورش، آموزش عالی و بهداشت یا حوزه های علمی استعلام کنند تا فرایند اخذ مدارک نامزدها ارزشیابی شود و اگر استادی فوت کرده باشد لابد باید با احضار ارواح از وی سؤال شود.

نکته ای که مهم است این است که در شرایط کنونی زندگی، اگر کسی در حین کار و به ویژه در غیر ساعات اداری و به ویژه در راستای مسئولیتی که دارد تحصیل هم بکند و شرایط را رعایت کند کار بدی انجام نداده است و نباید او را توبیخ کرد. چه بسا در بعضی موارد مسئولان بالاتر، به حق یا به ناحق خواستار افزایش معلومات کارکنان خویش بوده اند.

اینکه مجلس شورای اسلامی برای انتخاب شوندگان شرط تحصیلی گذاشت به دو دلیل بود یکی اینکه هر کسی هوس انتخاب شدن نداشته باشد و دوم پس از انتخاب نسنجیده حرف نزند و وقت دولت و مردم را نگیرد و الا بعضی ها شرط مدرک تحصیلی را مخالف قانون اساسی می دانستند.

آنهایی که از مدرک حرف می زنند از تجربه و اهمیت آن غافل اند که می گویند «التجربه فوق العلم» و واقعاً هم همین است کسی که در میدان عمل علم می آموزد و آموخته های خود را سر و سامان می دهد و تئوریزه می کند کار خوبی انجام می دهد. از این گذشته، بسیاری از پایان نامه ها و رساله های دانشگاهی حاصل تلاش های دانشجویان در حوزه های کاری مورد علاقه آنان است. انتخاب موضوع پایان نامه ها عموماً به انتخاب دانشجو و بر حسب توانمندی تجربی او صورت می گیرد و استاد فقط راهنمایی می کند.

بدیهی است آنکس که تا این اندازه به مدرک می پردازد و رقیب را با مدرک خود می خواهد از صحنه به در کند از تجربه هم باید یادکند. وی حتماً فراموش کرده است که زمانی در کشور بحث مدرک گرایی نبود و بعداً تکنوکراتها آن را مجدداً باب کردند تا همه را مجدداً به اخذ مدرک سوق دهند و این شد که اینک با عدم نظارت به خرید و فروش آن پرداخته می شود.

همه می دانند سرداران جنگ تحمیلی در حوزه های گوناگون بعضاً دانشجو یا استاد بودند اما بسیاری هم بودند که مدرک به درد خوری نداشتند ولی آنچنان استعدادی از خود بروز دادند که همه را متحیر کرد و مصداق شعار «به عمل کار بر آید به سنخندانی نیست» شدند. آیا باید آنها را نادیده گرفت؟ بسیاری در حوزه اقتصاد و صنعت مدرک نداشتند و مانند عالی نسب ها انگشت نما شدند!

آنهاییکه دنبال مدرک معتبر می گردند که انتظار درستی است باید بدانند که در وضعیت کنونی کشور چگونه می توان آن را تحصیل کرد؟ و اگر چه عالم بودن در مقام ریاست جمهوری  بسیار خوب است اما اجرا و عزم بر اجرا را در این مقام نباید دست کم گرفت.

 وقتی انقلاب شد عده ای مدارک علمی خود را قبلاً در داخل و خارج در شرایطی گرفته بودند و کاری به اجرا نداشتند. اما پس از انقلاب عده ای باز به کار علمی خود پرداختند و عده ای بسیار دیگر درگیر کار اجرایی شدند. اینان یا باید کار اجرا را رها می کردند و مجدداً به تحصیل می پرداختند که کار اجرا زمین می ماند یا باید به اجرا می پرداختند و درکنار آن با رعایت موازین آموخته های خود را سامان می دادند. خوب اگر چنین کرده باشند باید از آنها تقدیر به عمل آید.

آیا اگر کسی بخواهد درس بخواند و مسئول مافوق موافقت نکند، یا از او بخواهد که حتماً باید مسئولیت بپذیرد تکلیف وی چیست؟ اگر تقصیری در زمینه تحصیل داشته باشد مقام مافوق او هم در آن شریک است.

نکته دیگر اینکه اغلب افرادی که در انقلاب و اجرا دستی داشته اند کم یا زیاد از این روش استفاده کرده اند. چه در حین انجام وظیفه و با تأیید مقام مافوق، یا بدون آن مدرک گرفتند. آنهاییکه مأموریت خارج از کشور داشتند و دوره هایی را گذراندند بهتر می توانند در این زمینه نظر بدهند. اگر بعضی ها در داخل کشور از فرصت استفاده کرده و حال مورد اعتراض بعضی هاست آنها نسبت به افرادی که در حین مسئولیت، به صورت پروازی با  دانشگاههای خارجی مرتبط شدند و مدرک گرفتند چه می گویند؟ همین هفت نفر نامزد هم حتماً در سمت هایی قرار داشته و اغلب تلاش کرده اند تا معلومات خود را افزون کنند. بعضی از آنها که همواره مسئول بوده اند، آنها چگونه مدرک گرفته اند؟ اگر کار بدی نکرده اند پس چرا یکدیگر را می کوبند؟ اینجاست که اگر موشکافانه بررسی شود باید گفت «گر حکم شود که مست گیرند/ در شهر هر آنچه هست گیرند».

همه می دانند که بسیاری از دانشگاهها و به ویژه دانشگاههای غیر دولتی اغلب با خواهش، افراد را به تحصیل تشویق می کردند که کار بدی هم نبود. البته تفکر مدرک گرایی بسیاری را وادار کرد تا به تکمیل تحصیلات خود بپردازند. مرکز آموزش مدیریت دولتی هم یکی از مراکزی بوده و شاید هنوز هم هست که اغلب مدیران را تشویق به آموزش ضمن کار می کرد و به آنان مدرک می داد و قطعاً مدرکش هم معتبر بود. اگر از اغلب نامزدهای فعلی بپرسید که چگونه تحصیل کرده اید یا در چه زمانها، آنوقت معلوم می شود که همه به نوعی از فرصت های مطلوب استفاده کرده اند. چه دروس حوزوی باشد یا کلاسهای دانشگاهی!

اما دو سؤال اصلی از اتهام زنندگان:

سؤال اول اینکه آیا خدا وکیلی فرد مورد خطاب شما 6 کلاس سواد دارد؟ آیا ندیده گرفتن تلاش رقیب در زمینه تحصیل علم و تجربه در سطوح گوناگون گناه نیست؟ آیا این مصداق توهین به فرد یا سازمانی که به او مدرک داده است تلقی نمی شود؟

سؤال دوم که بسیار شبهه انگیز است این است که مخاطب شما در 4 سال قبل وارد میدان کار زار رقابت سختی شده بود و در مقابل رییس جمهور فعلی 17 میلیون رأی آورد. چرا این مسأله آنوقت مطرح نشد؟ آیا این کشف مربوط به این چند سال اخیر است؟ آیا رقیب انتخاباتی وی در آن زمان نمی توانست، یا نمی دانست برای شکست حریف از این حربه استفاده کند؟ یا رقیب فعلی از هوش سرشاری برخوردار است و این را او کشف کرده است؟ یا نه جریانی در پشت پرده است که در آن زمان صلاح نمی دانست این مسأله مطرح شود. چرا که اگر می شد آنوقت مدرک انگلیسی فرد رقیبِ مورد علاقه جمعی زیر ذره بین قرار می گرفت و اینکه به هر شکل توانسته است مدرک دکتری بگیرد.

پس قدری انصاف و اخلاق. برای به دست گرفتن قدرت نباید به هر چیزی متوسل شد.

بی سبب بزرگ مکن     تو هم از ساکنان این کویی

کد خبر 1524323

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
5 + 7 =