۰ نفر
۱۱ مرداد ۱۴۰۰ - ۰۹:۳۵
نقش آموزش در گسترش زیست تمدنی

کرامت انسانی پایه‌ای‌ترین آموزه در حیات تمدنی است و نهاد آموزش نمی‌تواند بی‌توجه به آن پیش برود.

در جوامع ایدئولوژیک پایه، ارزش‌ها سمت و سوی ویژه‌ای می‌یابند و این تنها در کشورهای اسلامی نیست که در چنبره چنین رویکردی محصور می‌گردد. در جوامع دیگر نیز همین دغدغه‌ها وجود دارد که آیا انسان از آن رو که انسان است دارای ارج و اعتبار یا کرامت است یا آنچه وی را ارجمند می‌سازد داشته‌های عقیدتی و باورهای دینی(آسمانی یارزمینی/ ابراهیمی و غیرابراهیمی) اوست؟
برای عموم دین‌داران، به ویژه تا عصر روشنگری(قرن هفدهم) در غرب و تا قرن بیستم در جهان اسلام، تردیدی وجود نداشت که اگر فردی نسبت به دین رایج_ که به زعم پیروانش برحق‌ترین ادیان است_ باورمند نباشد، از شأن و شخصیتی بهره نمی‌برد.
روشن است که سخن بر سر اسلام در عرصه حیات اجتماعی یا تمدنی است، نه اسلام آموزه/ مبنا که چه بسا دیدگاه رقیب را مورد پذیرش قرار دهد، اما آنچه در زندگی سیاسی و فرهنگی مسلمانان وجود داشت و هنوز هم مدافعانی دارد، رویکرد اول بوده است.
اما دنیای معاصر به این فهم و دریافت انسانی رسیده است که آدمی، ورای هر نوع تعلق فکری و فرهنگی که عموما تقلیدی/ ارثی‌اند نه تحقیقی و علمی، شایسته احترام و دارای حق زندگی برابر است، هر چند از حقانیت فکری و عقیدتی بی‌بهره باشد و به بیان روشن‌تر، این تعلقات دینی انسان نیست که او را محق و بایسته تکریم و بالتبع برخوردار از حقوق اجتماعی/شهروندی می‌سازد، بلکه نفس انسان بودن وی را به چنین جایگاهی می‌رساند چنان‌که امام علی(ع) در نامه خود به مالک اشتر(نامه۵۳ نهج‌البلاغه) بر آن تأکید دارند.
بر این اساس نهاد آموزش باید به دو مقوله مهم و کانونی بپردازد؛ 
اول آن که روابط اجتماعی و ضرورت‌های آن را مورد توجه قرار داده و اهمیت آن را برای آموزندگان برجسته سازد و اصل همکاری و تعاون را به عنوان پایه زیست تمدنی نشان دهد، 
دیگر آن که ذهن‌ها را از غرورهای نژادی، ملی و دینی پاک ساخته و ارج و احترام ذاتی انسان را بر جای آن بنشاند و تنها در این صورت است که خلاقیت‌های فرهنگی شکوفا شده و امکان تعالی و پیشرفت متمدنانه فراهم می‌گردد.

*  دانشیار پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی. a.vasei@isca.ac.ir

کد خبر 1541011

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 0 =