۰ نفر
۹ آذر ۱۴۰۰ - ۱۱:۰۴
معادلات سرنوشت یا سرنوشت معادلات در افغانستان

روند تحولات با خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان کماکان در هاله ای از ابهام ژئوپلتیکی قرار دارد و سیاست نابسامان آتلانتیکی بدون دستاورد مشخصی صحنه افغانستان را رها و در حال بازنویسی تعریف جدیدی از بهره گیری شرایط و موقعیت این کشور است.

بر طبق برخی گمانه زنی‌ها این شرایط منوط به اسباب کشی و چرخش بسمت پاسیفیک و تمرکز بر مهار قدرت سازی چین در دوران جدید است. شاید بتوان از این اقدام راهبردی آمریکا بعنوان تغییر نقش و سبک جدیدی از آرایش نظامی‌با هدف ضربه از راه دور در افغانستان نیز یاد نمود.

در نگاه کارشناسان منطقه ای و بین المللی وضعیت فعلی بعد از اینکه طالبان قدرت در کابل را تحویل و با کمترین هزینه درگیری، بر شرایط تسلط نسبی یافت، معنایابی دوره انتقالی و یا ورود به سطحی از درگیری داخلی در برخی ولایات هم اکنون مورد سنجش شرایط توسط قدرت های مداخله گر شود. بر طبق گزارش سازمان ملل داعش افغانستان در سال گذشته در حدود ۶۰ عملیات نظامی داشت در حالیکه طی سال جاری میلادی این عملیات به ۳۴۵ عملیات رسیده است.

آینده امنیت منطقه موضوع اصلی خیلی از کشورها است. میزان قابل پیش بینی بودن طالبان و تسلط این جریان با توجه به سبک فرهنگی و امنیتی و همچنین تعریف از طالبان جدید و به نوعی دیگر طالبان نو مورد سوال کارشناسان بین المللی است. مهارت حکمرانی طالبان بعنوان یک شاخص تغییر برای برخی دگرگونی تاکتیکی است و برای برخی دگردیسی از حالت شبه نظامی‌به کرسی دولتمداری محسوب می‌شود. اما در این میان، باید در نظر گرفت که آیا طالبان یک فرض ثابت ساختاری است و به همین سلسله مراتب باقی خواهد ماند و یا شاهد جذر و مد سیاسی و یا دوره ای از اختلافات در حوزه مدیریت مرکزی و یا انتظارات  طالبان ولایتی خواهد بود. حالت طالبان در درون و میزان آمادگی برای تغییر اساسی فعلا بر اساس در خواست بین المللی و انتظارات مدنی شکل گرفته است و رهبران طالبان از خود ابتکار و نشانه ای از تطبیق با مدنیت متنوع این کشور بعنوان یک اراده جدید نشان نداده اند و یا شاید این موضوع منوط به تکمیل قانون اساسی جدید باشد. لیکن در این جمع و تفریق تحولات فعلا امارات مشروطه خود نمایی می‌کند.

 معادلات سرنوشت با توجه به ادامه دار بودن تحولات و عدم مواجهه مناسب با فاکتورهای تعیین کننده در ساخت ثبات نسبی در این کشور، به نوعی به یک متغیر وابسته به سرنوشت معادلات ترکیبی تبدیل شده است و باعث شده تا اکثر بازیگران به رویکرد تعامل مرحله ای – انتظار توجه کنند. این خود می‌تواند دور جدیدی از رقابت با هدف بالا بردن هزینه‌های آینده سازی در این کشور مظلوم شود.

معنای همگرایی از درون ارتباط بسیار نزدیکی به تولید همگرایی منطقه ای با توجه به بافت تاریخی و گرداب منافع اقوام دارد. فرهنگ سازی مثبت در این کشور نیازمند یک برداشت صحیح از متن توسط رهبران و تقریب مذاهب و جدا سازی خط تکفیر از خط اخوت اسلامی است. رهبران طالب در موازنه با دولت ها تا کنون تلاش کرده اند تا از ادبیات تعاملی استفاده کنند و در ظاهر لباس خود را از هر چه بیگانه پرستی است  جدا کنند.

واقعیت این است که معادلات سرنوشت با سرنوشت معادلات پیوستگی دارد و نیاز به یک اراده نیک بین اقوام و مذاهب در این کشور و جلوگیری از انحصار طلبی فرهنگی دارد و کشورهای منطقه نیز با منش نیک و خیر راه کمک به مردم افغانستان را بعنوان اصل همسایگی بیشتر توجه کنند. تجربه نشان داده همسایه نزدیک مهمتر از دوست دور است.
 

*کارشناس ارشد مسائل استراتژیک و سیاست خارجی

منتشر شده در مرکز مطالعات سیاسی و بین المللی

۳۱۱۳۱۱

کد خبر 1578034

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
2 + 1 =