محمدمهدی بهکیش

صنعتگر انگلیسی، آلمانی یا آمریکایی از آن جا که منافعش ایجاب می‌کرد بخشی از تولیدات خود را به کشورهای دیگری چون هندوستان برد، نه به این دلیل که بخواهد به این کشور خدمت کند. این کار به خاطر منافع خودش بود اما در نهایت برای تولید مجبور بود که تکنولوژی تولید را هم ببرد.

در نتیجه انتقال تکنولوژی هم صورت گرفت و کارگران هندی هم با آن آشنا شدند. پس از مدتی بسیاری از کشورها خودشان صاحب تکنولوژی شدند و شروع به تولید کردند اما کشورهای توسعه یافته از آن جا که در کنار خطوط تولید پژوهشکده‌ها، آزمایشگاه‌ها و مراکز تحقیقاتی بزرگی داشتند همیشه چندین قدم جلوتر و صاحبان اصلی تکنولوژی‌های جدید بودند و امروزه هم هستند.


تکنولوژی انرژی اتمی، تغییر تکنولوژی خودرو یا فناوری اطلاعات را کشورهایی در دست دارند و به وجود می‌آورند که مراکز تحقیقاتی و آموزشی بزرگ دارند و تولید علم می‌کنند. با این همه این فرآیند 60 ساله صنعتی شدن بسیار به کشورهای در حال توسعه کمک کرد.

اگر بیایید سطح درآمد کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه را در طول این سال‌ها از 1950 تاکنون مدنظر قرار دهید می‌بینید که رشد سطح درآمدها در کشورهای در حال توسعه بیشتر بوده و این فرآیند بیشتر به نفع آن‌ها بوده است. نمونه‌های بسیاری مثل چین، برزیل، هند، مالزی و کره‌جنوبی از این دست هستند.

غربی‌ها روند جهانی شدن را برای تامین منافع خودشان پیش کشیدند اما در نهایت کشورهای در حال توسعه بسیار بیشتر از این موضوع منتفع شدند. غربی‌ها هم ناراضی نیستند اما کشورهای در حال توسعه نفع بیشتری بردند در حالی که در ابتدا مخالف این فرآیند بودند و در مقابلش موضع می‌گرفتند. اما همان طور که پیشتر اشاره شد از آن جایی که غرب مجبور بود تکنولوژی تولید را هم برای تولید کالای ارزان‌تر در کشورهای در حال توسعه با خود به آنجا ببرد این کشورها نفع بردند.

در ابتدای توسعه صنعتی، مونتاژ، کار مذمومی به شمار می‌رفت و همه در پی آن بودند که خودشان یک کالا را به طور کامل تولید کنند اما این روند به زودی تغییر کرد و به صنعتی تبدیل شد که هر بخش آن در یک گوشه دنیا بود و این امر به جهانی شدن تعبیر شد. لازمه این کار هم پایین آمدن تعرفه‌ها و باز شدن مرزها بود.

در نهایت امروزه شما یک کالا مثل تلویزیون یا مانیتور را که می‌بینید و استفاده می‌کنید هر قطعه‌اش در یک گوشه از جهان تولید شده است. به این ترتیب قیمت‌ها افزایش زیادی نداشت و تورم توسط کشورها کنترل شد. اما در این میان کشورهایی که این فرآیند را بهتر درک کردند و به ملزومات و پیامدهای آن آگاهی بهتری داشتند، توانستند از رشد بهتری برخوردار شوند.

در این میان برخی کشورها با ذهنیتی که اتحاد جماهیر شوروی ایجاد کرده بود به دنبال خودکفایی رفتند چرا که فکر می‌کردند استقلال در گرو خودکفایی است. در صورتی که استقلال و قدرت کشورها در جذب سرمایه بیشتر است. مثال خوب این سخن هم بندر شانگهای در چین است. شانگهای بارها از سوی ژاپنی‌ها در طول جنگ‌های مختلف بمباران شد اما در حال حاضر این کشور هرگز به بمباران شانگهای حتی فکر هم نمی‌کند چرا که سرمایه خارجی زیادی در آن جا دارد. اکنون قدرت اقتصادی چین بسیار بیشتر از زمانی است که به دنبال خودکفایی بود. امنیت چین هم بسیار بیشتر از آن زمان است.

*دبیر کمیته ایرانی اتاق بازرگانی بین‌الملل(ICC)

/39/39

کد مطلب 164937

برچسب‌ها

خدمات گردشگری

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
1 + 8 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 3
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • ايراني IR ۰۴:۰۳ - ۱۳۹۰/۰۵/۰۸
    0 0
    جالب بود. دستتان درد نكند. من تخصصي در اين زمينه ندارم،اما هميشه به دوستان عرض ميكردم كه ما نيازي نداريم كه در تمام زمينه ها خودكفا باشيم آنهم با قيمت تمام شده بالا. بايد در پي ساخت و تامين كالا با در نظر گرفتن افزايش كيفيت و كاهش هزينه بود. حتي يادم مي آيد سال 1358 يك تلويزيون رنگي ناسيونال خريديم كه هر قطعه اش مربوط به يك كشور بود، هم از آسيا و هم از اروپا. خوشحالم كه حالا يك متخصص امر، حرف مرا تاييد كرده است.
  • بدون نام IR ۰۴:۳۷ - ۱۳۹۰/۰۵/۰۸
    0 0
    درك حقايق بازرگاني و تفكر صنعتي مديران اقتصادي هر كشورباعث يشرفت آن كشور و مردم آن كشور خواهد بود!
  • جاوید AZ ۰۱:۱۱ - ۱۳۹۰/۰۵/۰۹
    0 0
    البته دیدگاه اشتباعی است که ما فکر کنیم خود بدون کفایی صنعتی میتوان به جایی رسید کافی است که روند تاریخی رشد صنعتی اقتصادی و این کشورها نگا کنید همه از راه خود کفای صنعتی راه خود را اغاز کردن به طور مثال همین هندوستان در دهه 1930 میلادی دارای صنعت هواپیما سازی کشتی سازی خودرو سازی صنعت ریل بوده بدن همه کشورهای تازه صنعتی شده از راه خود کفای صنعتی راه موفقیت را تی کردن بدون خود کفای صنعتی هیچ گاه موفق نمیشدن

آخرین اخبار

پربیننده‌ترین