۴ نفر
۲۱ شهریور ۱۴۰۱ - ۰۹:۴۱

خطاهای شناختی را جدی بگیریم

مهدی حاج محمود عطار
خطاهای شناختی را جدی بگیریم

بسیاری از دانشمندان علوم شناختی، معتقدند انسانها با سه عامل تاثیر گذار بر خود، نسبت به پدیده ها و رویدادهای پیرامونی واکنش نشان می دهند.

عملا، این عوامل عبارتند از "افکار" ، "احساسات" و "رفتار"، که با یک پیوستگی دقیق می توان اینگونه برداشت کرد که در هنگام مواجهه با یک تفکر، احساسات ما شکل گرفته و منبعث از آن فکر و احساس، رفتاری از ما نشات می گیرد. پس بی تردید اگر رفتاری نا شایست از ما سر می زند محصول، فکر یا احساس مدیریت نشده در ما خواهد بود. و این مساله بسیار در حوزه های متنوع تعلیم تربیت، سواد های عاطفی و رسانه ای، پایداری دوستی ها و حتی مدیریت های مختلف رفتاری حائز اهمیت می باشد. فلذا باید آن را خوب شناخت و خوبتر بکارگرفت. چرا، چون خطاهای شناختی افکارهای منفی حاصل از فرض‌های غلطی است که درباره خود، دیگران و دنیا داریم. بنابراین وقتی احساس و رفتار غیرمنطقی داریم، افکارمان نیز مسلما با واقعیت مناسبتی ندارد. به افکار نادرست شخصی که با دنیای واقعی تطابق ندارند، خطاهای شناختی می‌گویند.

حال باید بررسی کنیم و دریابیم تا مفهوم دقیق خطای شناختی چیست؟ از دیدگاه شناخت درمانگران، ما چه در روابط شخصی و چه در ارتباطات اجتماعی و زناشویی خود و در رابطه با همسر نیز دارای سوگیری و خطای شناختی هستیم و همین باعث می شود این روابط متزلزل شده و خطرات جبران ناپذیری را رقم بزند. همین خطاهای بعضا ساده و کوچک به راحتی می توانند ما را در هنگام تجزیه و تحلیل و بازآفرینی اثرات شناختی در رویدادهای مختلف گرفتار نموده و مانع ارزیابی دقیق و درست ما از حوادث پیرامونی گردند.

همه ی ما در کودکی تجارب خوب و بدی را بدست می آوریم که همین تجارب متنوع ما را در برابر پدیده های پیرامونی دچار سوگیری، قضاوتهای شتابزده و انحرافات شناختی می کند و در جامعه این تزاحمها باعث تشدید خطاهای شناختی خواهد شد. خطاهای شناختی که به صورت افکارهای منفی بروز می یابد، به افراد اجازه می‌دهد که قوانین و فرض‌های غلط درباره خود، دیگران و دنیا را با وجود "شواهد نقض بسیار"ی که در طول زندگی با آن مواجهه می‌شوند، هم‌چنان حفظ ‌کنند و این پاشنه ی آشیل این ماجراست.

ما با عینکی بر چشم که از طفولیت قوانین و فرضهایی را با تجربه فراگرفته‌ایم در جامعه زیست می کنیم. فرض‌هایی مانند: اگر موفق نباشی، تو را دوست نخواهند داشت، برای آن‌که خوشحال و خوشبخت باشی، باید با کسی در ارتباط باشی، دنیا مکان خطرناکی است، به هیچ کسی نباید اعتماد کرد، اگر دیگران ترکت کنند، حتماً اشکالی در کارت بوده است و...

حال زمانی که قوانین و فرضیات در فرد شکل گرفت، برای پیش‌بینی وقایع و اتفاقات بد در آینده و محافظت بیشتر از خود، این مفروضات را تا بزرگسالی نگه می‌دارد. مثلا فردی که در کودکی مورد آزارجنسی قرار گرفته، برای محافظت از خود، می‌پندارد که دنیا جای امنی نیست. بنابراین در بزرگسالی نمی‌تواند روابط مناسبی با فردی که به عنوان همسر به او نزدیک می‌شود، ایجاد کند.یا فردی که باور بی‌اعتمادی در او شکل گرفته، اگر در بزرگسالی با افرادی مواجه شود که بسیار قابل اطمینان هستند، براساس فرض و باور خود نمی‌تواند به آن‌ها اعتماد کند و با فکرهایی مانند: هنوز به من خیانت نکرده است، این‌ها همه برای جلب اطمینان من است، معلوم نیست هدفش چیست، باور بنیادین گذشته خود را حفظ می‌کند. باید به سرعت متوجه این موضوع بود که قبل از اتخاذ تصمیمات مهم مثل ازدواج و فرزنداوری و ... ، با روندرمانی و آموزش این خطاهای شناختی را در فکر خود به چالش کشیده و افکار ناشی از آنها را با افکار سالم تر به روز آوری کنیم.

برخی خطاهای شناختی موثر و بسیار متداول در روابط زناشویی را می توان به شرح زیر خلاصه کرد:

تفکر همه یا هیچ (صفر و صدی) که فرد حاضر نیست دنیای واقعی را خاکستری ببیند و از فرع رویدادها بیشتر از اصل آنها متضرر می گردد.

تعمیمات مبالغه آمیز که بیشتر در افراد دارای فوبیا بروز و ظهور دارد و این افراد هر نوع ترسی را در بالاترین شدت تاثیر خود بر زندگی تفسیر کرده و از آنها رویگردان می شوند.

فیلتر منفی – که اغلب افراد افسرده کوچکترین رویدادی را به عنوان تباهی و سیاهی کل برنامه زندگی خود فرض کرده و حاضر به پذیرش نکات مثبت هیچ شکست و پیروزی نیستند. و همین موضوع باعث می شود کلا از توجه به نکات مثبت غافل باشند.

باید اندیشی – یا همان اصرار بر این موضوع که آنچه در ذهن من هست همان است که در بیرون هست – غافل از اینکه رویداد های بیرونی لزوما منطبق با چهارچوبهای ذهنی و پیش یافته ی ما نیست و ما عملا انتظار داریم آنچه در ذهن ما هست در بیرون به وقوع بپیوندد که عملا اینگونه نمی شود و مدام در حال شکست خواهیم بود.

از دیگر خطاهای شناختی مهم ، خود مقصر پنداری ، بی توجهی به امور مثبت ، برچسب زنی و بزرگ و کوچک بینی مفرط و نیز استدلالات احساسی است که هر یک به تنهایی قدرت تخریب هر ارتباطی را خواهند داشت.

با شناخت این خطاها و جلوگیری از بروز آنها و تربیت خود در مواجهه با سوگیری ها روابط عاطفی خود را ترمیم و استحکام ببخشیم. این سو گیری ها و خطاهای سهمگین شناختی در حوزه های متنوع گرایش افراد به بزه کاری و خلق جرایم بسیار موثر بوده و از جمله راه های ملموس پیشگیری در جرایم باید به تدریس این مهارتها در سنین کودکی و ترمیم خطاهای شناختی کودکان در مدارس توجه ویژه داشت. به یاد داشته باشیم، با ذهن خام و کاملا شفاف کودکان و نیز تاثرات ماندگاری این مقوله های تربیتی ، طلایی ترین دوران بازآموزی و اصلاح خطاهای شناختی همان دوران کودکی است. و با انجام عملیات "تخاطب" در خانه ، پدران و مادران می توانند ، ذهن درحال شکل گیری کودک خود را در مدرسه بازآفرینی کرده و با گفتگو و تمرین این مقوله ی حساس را در فرزند خود به بهترین شکل بیمه نمایند.

۶۵۶۵

کد خبر 1672944

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 2 =

نظرات

  • نظرات منتشر شده: 6
  • نظرات در صف انتشار: 0
  • نظرات غیرقابل انتشار: 0
  • IR ۱۱:۳۷ - ۱۴۰۱/۰۶/۲۱
    3 0
    موافقم و این موضوع بسیار شایع است
  • IR ۱۸:۰۵ - ۱۴۰۱/۰۶/۲۱
    0 1
    کاش باز زبان ساده و مثالهای ملموس ابن موضگع بیان شود. وظیفه عالم، انتقال آن به زبان ساده است.
  • IR ۰۱:۵۱ - ۱۴۰۱/۰۶/۲۲
    1 0
    بسیار عالی، من که همه این اشتباهات رو داشتم فقط اسمشو نمی‌دونستم! خخخخ
  • IR ۱۵:۰۲ - ۱۴۰۱/۰۶/۲۲
    1 0
    خوب معلومه ۵ میشه دیوونه ها
  • IR ۱۵:۰۶ - ۱۴۰۱/۰۶/۲۲
    0 0
    خوب آره واقعاً منم فراموشکارم نفهما شوخی کردم بای بای
  • IR ۱۵:۰۹ - ۱۴۰۱/۰۶/۲۲
    0 0
    بله میشه 6 ولی من یه خواهر کوچیک دارم 3ساله شه میگه جوابش میشه 86 میگم عه نه میشه 6