۵ نفر
۸ مهر ۱۴۰۱ - ۰۷:۳۰
دیپلماسی خنده؛ از پوتین تا مکرون

در دنیای سیاست وقتی همه چیز طبق برنامه پیش نمی رود چه باید کرد؟ پاسخ تالیران، سیاستمدار فرانسوی قرن ۱۸ و ۱۹، ساده بود: یک کنفرانس ترتیب دهید!

شاید به خاطر همین درس از سیاستمدار و دیپلمات فرانسوی باشد که ولادیمیر پوتین کنفرانس خود را تحت عنوان "رونق اقتصادی شرق" در بندر ولادی وستوک برگزار کرد و و امانوئل مکرون رئیس جمهور فرانسه قرار است کنفرانس خود را تحت عنوان "شورای سیاسی" اروپا ماه آینده در پراگ، پایتخت جمهوری چک آغاز کند.

بیایید ابتدا در مورد پوتین صحبت کنیم. مهم نیست که چگونه به آن نگاه کنیم، روند کارها آنطور که در نظر گرفته شده نیست. جنگ در اوکراین عملاً در خط شمال به جنوب منجمد شده است. نبردهای تن به تن، استفاده از توپخانه سنگین، تلفات زیاد و مشکلات لجستیکی فزاینده، بیشتر یادآور جنگ جهانی اول یا حتی جنگ کریمه است تا جنگ مدرن قرن بیست و یکم.

چند هفته گذشته، اولین نشانه از ناامیدی پوتین برای پیروزی کامل در این جنگ ظاهر شد. رئیس جمهور روسیه در یک سخنرانی تلویزیونی کوتاه مدعی شد که هدف او حفظ "روس ها" در مناطق دونتسک و لوهانسک است. به عبارت دیگر، از نشانه اولیه خود یعنی حذف اوکراین به عنوان یک کشور مستقل از نقشه فاصله گرفته است. آیا او اکنون خواستار یک توافق محدود است که بخش‌هایی از شرق اوکراین را برای همیشه تحت کنترل روسیه قرار می‌دهد؟ هیچ کس پاسخ این سوال را نمی داند، جز شاید خود پوتین. اما در کمال تعجب، نه ولودیمیر زلنسکی، رئیس جمهور اوکراین، و نه حامیان آمریکایی و اروپایی او به این عقب نشینی احتمالی پوتین توجهی نشان نداده اند.

شکست در جنگ تنها نگرانی پوتین نیست. برخلاف ادعای او مبنی بر اینکه تحریم‌های غرب بر اقتصاد روسیه تأثیری نداشته است، می‌توان دریافت که در آن جبهه نیز کارها طبق برنامه پیش نمی‌رود. البته روسیه توانسته است مشتریان جدیدی برای نفت خود پیدا کند – مشتریانی مانند هند، چین و ترکیه که با دریافت تخفیف های قابل توجه برای استفاده از حراج روسیه، خرید خود از ایران و عراق را کاهش داده اند.

با این حال، تورم دو رقمی، تعطیلی صدها کارخانه، کمبود گسترده بسیاری از کالاها، کاهش ۲۵ درصدی بینندگان تلویزیون دولتی پوتین، و فرار ده‌ها هزار شهروند طبقه متوسط نشان می‌دهد که تحریم‌ها کم اثر است.

کنفرانس ولادی وستوک با شعار "آینده از آن آسیاست" تشکیل شد. پیام پوتین این بود: «آسیا آینده را می‌سازد، در حالی که غرب سقوط می‌کند».

البته ما این شعار را در دهه ۱۹۵۰، در آخرین سالهای حکومت استالین بر اتحاد جماهیر شوروی شنیدیم. استالین از "آسیای جوان و غرب فرتوت" صحبت کرد. امروز پوتین همان موسیقی را با نت هایی از سمفونی امپراتوری تزاری می نوازد.

به گفته خمیاکوف، رهبر سرشناس پان اسلاویسم، روسیه یک "عقاب دو سر" است: یک سر به شرق و دیگری به غرب می نگرد. پوتین امروز این نماد را که در زمان اتحاد جماهیر شوروی به حال خود رها شده بود، به صحنه می آورد. با این حال، عقابی که رو به شرق است، نزدیک بین است. از ۴۹ کشور آسیایی تنها ۱۷ کشور به صورت جدی در این بازی ظاهر شدند. هیچ یک از سران کشورهای آسیایی در نمایشگاه پوتین حضور نداشتند. عالی ترین شخصیت های خارجی نخست وزیران ارمنستان و مغولستان بودند. ژنرال مین آنگ هلائینگ، رهبر کودتاچیان میانمار (برمه) نیز حضور داشت. اما از طرف چین لی ژانشو، سومین رهبر حزب کمونیست حضور داشت. حتی رهبر کره شمالی، کیم جونگ اون، رنج سفر به ولادی وستوک را نپذیرفت. قدرت های بزرگ اقتصادی آسیایی مانند ژاپن و کره جنوبی یا حتی تایوان حضور نداشتند.

امید پوتین توسعه بلوک "اوراسیا" است که سال ها پیش برای رقابت با اتحادیه اروپا تشکیل شد، اما هرگز به جایی نرسید. با این حال، حتی اگر شرکت کنندگان در کنفرانس ولادی وستوک به این بلوک بپیوندند، در مجموع نزدیک به ۲۰ درصد از تولید ناخالص داخلی جهانی را تشکیل می دهند. در حال حاضر تقریباً همه آنها از نظر تجارت خارجی به اتحادیه اروپا و ایالات متحده نزدیکتر هستند تا روسیه. سهم خود روسیه از تجارت با کشورهای بلوک از ۱۲ درصد تجاوز نمی کند.

از هر زاویه ای، گردهمایی ولادی وستوک یکی از آن نمایش هایی است که در فرهنگ لغت دیپلماتیک از آن به عنوان «ژست» یاد می شود. جالب است که در ولادی وستوک خبری از جنگ اوکراین نبود. هیچ یک از اطرافیان پوتین تی شرت با حرف Z به تن نداشتند و ماشین ضد گلوله او علامت Z را نداشت. شرکت کنندگان این نمایش بدون شک می دانند که مسکو از ولادی وستوک به برلین نزدیکتر است و تاریخ هر چه که باشد، جهت گیری ملی و فرهنگی روسیه به سمت غرب است نه شرق. الکساندر هرزن، نویسنده روسی قرن نوزدهم، نوشت: «روسیه به شرق نگاه می‌کند تا به خاطر بیاورد که چه خطراتی وجودش را تهدید می‌کند، و به غرب می‌نگرد تا دریابد که چگونه این خطرات را خنثی کند».

در حال حاضر، پوتین تنها رهبری نیست که با انجام بازی کنفرانس سعی در صیقل دادن وجهه سیاسی خود دارد. امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه نیز مشغول سازماندهی دیپلماسی لبخند است. کنفرانس پراگ برای تشکیل «شورای سیاسی اروپا» بستری برای معرفی مکرون به عنوان یک رهبر قدرتمند اروپایی است. در شرایطی که بریتانیا در بحران فرو رفته است، آلمان توسط یک دولت ائتلافی دست و پا گیر اداره می شود و ایتالیا در آستانه انتخاباتی با نتایج نامشخص است، مکرون امیدوار است فرانسه را به عنوان لنگر کشتی طوفانی اروپا معرفی کند.

شکست مکرون در کسب اکثریت قاطع در انتخابات پارلمانی، امکانات او را برای اعمال قدرت در صحنه سیاسی داخلی محدود کرده است. از این رو، مانند بسیاری از سیاستمدارانی که در موقعیتی مشابه قرار دارند، برای نشان دادن قدرت خود در صحنه سیاست خارجی روی می آورد.

اما بسیاری از تحلیلگران معتقدند نمایش مکرون نتیجه بهتری از آنچه پوتین در ولادی وستوک به دست آورد نخواهد داشت. به یک معنا، نمایش مکرون حتی ممکن است مضر باشد. تلاش برای جلوگیری از مشارکت ترکیه به این بهانه که بخش بزرگی از ترکیه در آسیا قرار دارد، می تواند شکاف بین قدرت های غربی و ترکیه را عمیق تر کند.

حذف ترکیه از نمایشگاه پراگ می تواند به انتخاب مجدد رجب طیب اردوغان به عنوان رئیس جمهور کمک کند. اردوغان با استفاده از گفتمان ضدغربی و نزدیک شدن به روسیه در کنار ادعای رهبری جهان اسلام، سعی دارد افکار عمومی ترکیه را از شکست در عرصه های اقتصادی و اجتماعی منحرف کند. در دو دهه اخیر، این اولین بار است که اردوغان در آستانه شکست انتخاباتی قرار گرفته است. موضع ضدترکیه مکرون می تواند طنز تلخی باشد که پیروزی اردوغان را تضمین می کند.

پیشنهاد مکرون معایب دیگری نیز دارد. ابتدا باید پرسید که چه نیازی به یک «کنفرانس» دیگر در اروپا وجود دارد. آیا «سازمان امنیت و همکاری اروپا» و «شورای اروپا» که شامل همه کشورهای قاره است کافی نیست؟ آیا انگلیس به این بهانه که نمی‌خواهد اروپا در تنظیم سیاست‌های لندن مشارکت داشته باشد از اتحادیه اروپا خارج نشد؟ آیا دولت «برگزیت» پس از خروج از اتحادیه مستقر با اهداف مشخص، حاضر است در یک گروه بندی جدید با اهداف و معیارهای نامعلوم شرکت کند؟

در حال حاضر، یک روند رو به رشد در سراسر اروپا، از لهستان تا فرانسه، دور شدن از گروه بندی های قاره ای است. حتی اتحادیه اروپا نیز تا حدودی مشروعیت و محبوبیت خود را در این زمان از دست داده است. روند رو به رشد در بیشتر کشورهای اروپایی به سمت ناسیونالیسم محدود در داخل مرزهای هر کشور، تاکید بر حاکمیت ملی و تلاش برای خودکفایی است. به عبارت دیگر، جهانی گرایی در دو سه دهه گذشته در حال عقب نشینی است و روابط دوجانبه پذیرفتنی تر می شود.

ممکن است بگویید که دیپلماسی لبخند در ولادی وستوک یا پراگ به هر حال ضرری ندارد. متأسفانه این ارزیابی شما صحیح نیست. دیپلماسی لبخند این واقعیت را پنهان می کند که روسیه و اروپای غربی در حال حاضر توانایی یا اراده ای برای خروج از بحران ناشی از جنگ، رکود اقتصادی، تورم و تهدیدات زیست محیطی ندارند. دیپلماسی لبخند به جای سیاست های جدی، نمایش های فرعی ارائه می دهد.

بازی های دراماتیک به پوتین اجازه می دهد تا شکست خود را در میدان جنگ بپوشاند. از سوی دیگر، مکرون و دیگر رهبران اروپایی ناتوانی خود در توقف جنگ در اوکراین را با نمایش پراگ پنهان می کنند. هر دو طرف هنوز رویای "پیروزی" را در سر می پرورانند. غافل از اینکه جنگ هرگز برنده ای ندارد، زیرا در هر جنگی هم پیروز و هم مغلوب در نهایت بازنده خواهند بود. به نظر می رسد زلنسکی فکر می کند که شکست بهتر از تسلیم شدن است زیرا حداقل نشان قهرمان و شهید را ارائه می دهد. از سوی دیگر، لیز تراس، نخست وزیر جدید بریتانیا، از "پیروزی" صحبت می کند. تظاهرات در ولادی وستوک و پراگ مانع از مطرح شدن جدی این مواضع غیرمسئولانه می شود.

*منبع: مدرن دیپلماسی

۳۱۱۳۱۱

کد خبر 1675641

برچسب‌ها

نظر شما

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
8 + 5 =